|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران96/11/24: نگاهي به فيلم هاي «امير» و «مغزهاي كوچك زنگ زده»
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6724
پنجشنبه سوم اسفند ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6717 24/11/96 > صفحه 24 (صفحه آخر) > متن
 
      


نگاهي به فيلم هاي «امير» و «مغزهاي كوچك زنگ زده»
روزنوشت هاي جشنواره فيلم فجر - روز آخر

نويسنده: پرويز جاهد*

امير
    «امير» به عنوان نخستين فيلم بلند نيما اقليما، تجربه اي جسورانه و راديکال در فرم و بيان سينمايي است که متاسفانه از سوي هيات داوران جشنواره فيلم فجر ناديده گرفته شد.
    «امير»، تصوير شهري خاکستري و غبارآلود با برج ها و مجتمع هاي مسکوني سر به فلک کشيده و روايتي ميني مال از آدم هايي تنها و افسرده و محصور در فضاهاي تنگ و سيماني و دلمرده اين شهر است. استراتژي سبکي فيلمساز، بستن کادرهاي غيرمتعارف از آدم ها و خفه کردن آنها در گوشه هاي کادر است. رنگ هاي شسته شده، کدِر و سرد فيلم با حال و هواي ملانکوليک و سرد فيلم و شرايط روحي آدم هاي غمزده، تنها و افسرده آن مطابقت دارد.
    اقليما، آدم ها و دنياي فيلمش را به سبک فيلم هاي زوياگنيتسف (تبعيد يا لواياتان) ساخته است؛ همان قدر تلخ، سرد و بي روح. آدم هاي فيلم، هر کدام به دردي گرفتارند. خواهر امير به جنون رسيده و در ذهن خود صداهايي مي شنود که او را آزار مي دهد. او با پدر و مادرش تفاهم ندارد و عليه آنها عصيان مي کند. خانه آنها عين تيمارستاني کوچک است که همه در آن افسرده و نااميدند. امير نيز نمي تواند آنها را آرام کند. رابطه ها در فيلم گسسته يا در معرض فروپاشي است. علي(دوست صميمي امير) و همسرش از هم جدا شده اند. همسرِ علي به امير پناه مي آورد. او قصد دارد بچه اش را از شوهرش گرفته و به ترکيه مهاجرت کند. امير و آدم هاي اطرافش در تمام طول فيلم موبايل به دست دارند يا مثل علي درصدد خريد موبايل جديدند اما قادر نيستند با هم ارتباط برقرار کنند. صداهاي خارج از کادر اهميت زيادي در فيلم دارد و کارگردان، از دادن اطلاعات در مورد گذشته آدم ها مي پرهيزد. او حتي بچه علي را نيز تا سکانس آخر فيلم به ما نشان نمي دهد و ما صداي او را در خارج از کادر مي شنويم.
    امير شخصيتي آرام، خاموش، بي حوصله، درون گرا و سرخورده است که کمتر حرف مي زند و بيشتر گوش مي دهد. همسر سابق علي، عاشق امير است اما نمي تواند عشق خود را به او بر زبان آورد. از لابه لاي حرف هاي او و امير نيز مي فهميم که امير نيز عاشق اوست اما به خاطر دوستي با علي حاضر نيست عشق خود را بروز دهد. او حتي حاضر نيست به صورت دختري که هميشه در آسانسور با او همراه مي شود و عاشق اوست نگاه کند و ترجيح مي دهد خاموش از کنار هم بگذرند. «امير»، نماها و سکانس هاي درخشاني دارد. نماهاي لانگ شات سيگار کشيدن امير بر لبه بام و خيره شدن طولاني او به دوردست شهر خاکستري، مثل يک موتيف تصويري در طول فيلم تکرار مي شود. سکانس ملاقات امير و پدرش، يکي از تلخ ترين و تاثيرگذارترين سکانس هاي فيلم است که يادآور سکانس بي نظير ديدار مارچلو ماستروياني و پدرش در فيلم زندگي شيرين است. سکانسي که در آن پدر امير به ناتواني و شکستش در زندگي اعتراف کرده و بر شانه امير هق هق مي گريد. صحنه اي که امير پشت به دوربين نشسته و خاموش به اجراي قطعه اي موسيقي راک که دوستانش با گيتار اجرا مي کنند گوش مي دهد نيز بشدت تاثيرگذار است. شخصيت سرايدار با مزه پراني هاي لوس و بي نمکش، نچسب ترين شخصيت فيلم است. شخصيتي که از جنس آدم هاي فيلم نيست و ربطي به آنها ندارد و کاملاً مشخص است که براي جذب مخاطبان عادي خلق شده است. استفاده از اسلايد گيتار براي موسيقي فيلم، انتخابي درست و هوشمندانه است. ميلاد کي مرام با آرامش، سکوت ها و نگاه هاي نافذش در نقش امير، بازي خيره کننده اي دارد. با ديدن فيلم امير به آينده سينماي ايران اميدوار مي شوم.
    
    مغزهاي کوچک زنگ زده
    «مغزهاي کوچک زنگ زده» هومن سيدي، حکايت زندگي آدم هاي فلک زده و نفرين شده است که در سياهي، فقر و کثافت مي لولند. زاغه نشين هايي که زندگي شان از راه قاچاق مواد مخدر مي گذرد و از اين نظر شباهت تماتيک زيادي به فيلم هاي ابد و يک روز سعيد روستايي، شهر خدا فرناندو ميرلس و عشق سگي ايناريتو دارد. خانه، تقريباً همان خانه ابد و يک روز است با همان قماش آدم هاي آش و لاش اما ملموس و قابل باور. روايت فيلم برخلاف فيلم اعترافات ذهن خطرناک سيدي، ساده و خطي است. خشونت و بي رحمي ناشي از فقر بويژه سقوط کودکان در گرداب فقر و خشونت، تم اصلي مغزهاي کوچک زنگ زده است. اگرچه فضاي خشن فيلم، يادآور دارودسته هاي نيويورکي اسکورسيزي و عشق سگي ايناريتو است و مثل اين فيلم ها نفسگير و پرهيجان است اما به اندازه آنها خشن و تکان دهنده نيست و در مقايسه با آنها فيلم نرم تر و متعادل تري است. ما حتي در صحنه خفه کردن خواهر به وسيله برادران غيرتي هم غافلگير نمي شويم چون اجراي خشن تر و تکان دهنده ترش را قبلاً در خانه پدري کيانوش عياري ديده ايم. دوربين سيدي همانند دوربين ميرلس در شهر خدا، همراه با شاهين و برادرانش در زاغه ها و محيط فقرزده و جرم خيز اطراف تهران مي چرخد و ناظر خشونت ها و درگيري هاي آنها با دارو دسته مخالفان و ماموران پليس است. صحنه کشتن مرغ به وسيله شاهين نيز يادآور سکانس شروع فيلم شهر خدا و تعقيب و گريز مرغ از دست کودکان تبهکار است.
    سيدي به جاي تکيه بر توزيع مواد مخدر و درگيري تبهکاران و پليس، همانند ابد و يک روز، بخش مهمي از زمان فيلم را صرف ماجراي خواستگاري شهروز، خواهر آرايشگر شکور و فيلم پخش شده از او و انتقامجويي بي رحمانه برادران غيرتي اش مي کند. شاهين بر خلاف برادرانش يعني شکور و شهروز، ذاتاً انسان دلرحمي است. با اينکه در دل خشونت زندگي مي کند اما در توسل به خشونت محتاط است. او همانند راکت، شخصيت اصلي شهر خدا، دلش به حال قربانيان مي سوزد. وقتي شهروز مي خواهد خواهرش را خفه کند او سرش را زير پتو مي کند تا اين صحنه دردناک را نبيند يا وقتي شکور از او مي خواهد که براي انتقام از بچه اي که به برادرش شهروز چاقو زده گوشش را ببرد، او از اين کار امتناع مي کند. شکور و مادرش (با بازي لادن ژاوه وند که خود سال ها معتاد بوده) او را به همين خاطر سرزنش کرده و دلرحمي اش را به حساب ترسو بودنش مي گذارند. او از وضعيت کودکاني که شکور و همدستش براي فروش در آغل گوسفندان نگهداري مي کنند برآشفته شده و دلش به درد مي آيد. چرا که او خود کودکي سرراهي است که شکور او را بزرگ کرده است. سکانس ملاقات شاهين و شکور در زندان از بهترين سکانس هاي فيلم است. سکانسي که با ريتمي آرام شروع مي شود و با افشاي حقايق و تغيير تدريجي لحن برادران، بتدريج اوج مي گيرد و تندتر مي شود. شکور با اعتراف به حقيقتي تلخ در مورد گذشته شاهين، زهرش را به او مي ريزد و شاهين نيز متقابلاً با دادن خبر مرگ مادر شکور، زخم عميقي به او وارد مي کند. بازي نويد محمدزاده و فرهاد اصلاني در اين صحنه، عالي و ديدني است.
    «مغزهاي کوچک زنگ زده» علاوه بر ساختار دراماتيک محکمش، از لحاظ بصري نيز زنده و خلاق است. رنگ هاي گرم فيلم همانند «شهر خدا»، در تضاد با زندگي سياه و نکبتي شخصيت هاي اصلي آن است. به نظر مي رسد مواد مخدر، فقر و خشونت و قانون ستيزي سرنوشتي را براي شاهين و برادرانش رقم زده که هيچ کدام از آنها را از آن گريزي نيست هرچند شاهين، بعد از کشف حقيقت در مورد گذشته اش، تصميم مي گيرد خود را از اين وضعيت دوزخي و نکبت بار خلاص کرده و رستگار شود. اما سوالي که برايم مطرح است اين است که چرا شکور با اينکه کارگاه توليد و بسته بندي مواد مخدر و اين همه آدم و اسلحه دارد، مرفه نيست و در ميان فقر و نکبت زندگي مي کند؟
    
    *منتقد سينمانگاهي به فيلم هاي «امير» و «مغزهاي کوچک زنگ زده» / روزنوشت هاي جشنواره فيلم فجر - روز آخر
    


 روزنامه ايران، شماره 6717 به تاريخ 24/11/96، صفحه 24 (صفحه آخر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 8 بار
    



آثار ديگري از "پرويز جاهد"

  روزنوشت هاي جشنواره فيلم فجر / «امپراطور جهنم»، «سوء تفاهم»، «جشن دلتنگي» و «كاركثيف»
پرويز جاهد*، ايران 23/11/96
مشاهده متن    
  نگاهي به «تنگه ابوقريب» و «داركوب» / روزنوشت هاي جشنواره فيلم فجر - روز پنجم
پرويز جاهد*، ايران 21/11/96
مشاهده متن    
  نگاهي به <عرق سرد> و <اتاق تاريك> / روزنوشت هاي جشنواره فيلم فجر - روز چهارم
پرويز جاهد*، ايران 19/11/96
مشاهده متن    
  <لاتاري>، <چهارراه استانبول>، <به وقت شام> / روزنوشت هاي جشنواره فيلم فجر - روز سوم
پرويز جاهد*، ايران 17/11/96
مشاهده متن    
  نگاهي به <شعله ور> و <بمب> / روزنوشت هاي جشنواره فيلم فجر - روز دوم
پرويز جاهد*، ايران 16/11/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله سبك زندگي اسلامي با محوريت سلامت
متن مطالب شماره 1 (پياپي 201)، زمستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است