|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان96/11/24: درباره سه گفت و گوي اخير رئيس جمهور محترم
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 21848
دوشنبه سي ام بهمن ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 21843 24/11/96 > صفحه 2 (اخبار كشور) > متن
 
      


يادداشت روز 
درباره سه گفت و گوي اخير رئيس جمهور محترم


نويسنده: جعفر بلوري

در فاصله زماني حدود 3 هفته گذشته، آقاي حسن روحاني، رئيس جمهور محترم کشورمان دو گفت و گوي تلويزيوني و يک سخنراني داشته اند. به گفته هر دو طيف طرفداران و منتقدان دولت، صحبت ها در دو گفت و گوي تلويزيوني (يکي مصاحبه و ديگري گفت و گوي يک طرفه)، سواي از اشکالات محتوايي، حرف تازه اي براي ارائه به مردم نداشت و بعضا حتي با واقعيت هاي موجود نيز فرسنگ ها فاصله داشت. سخنراني 22 بهمن ايشان نيز خالي از اين اشکالات نبود. از نظر شکلي هم دو گفت و گوي تلويزيوني را مي توان ساعت ها نقد کرد چرا که، شباهتي به يک مصاحبه يا کنفرانس خبري «واقعي» نداشتند. ترتيب سوال هايي که مجري تلويزيون در مصاحبه دوم بهمن ماه مطرح کرد تا فرصت براي پاسخ دادن به سوال هاي مهم و اصلي نماند، يا رسانه هايي که اجازه طرح پرسش در کنفرانس خبري سه شنبه 17 بهمن را نيافتند، در کنار پاسخ هاي عجيبي که به همان يکي دو سوال مهم مطرح شده داده شد واقعي بودن اين گفت و گوها را زير سوال برد و همه را نا اميد کرد. روز 22 بهمن هم که حضور تماشايي مردم بسياري را «غافلگير» کرد و پايبندي مردم به انقلاب اسلامي را به رخ همه کشيد، برخي اظهارات رئيس جمهور محترم، خالي از اشکال نبود. شايد بتوان گفت، «بي توجهي به پرسش هاي اساسي مردم» و «پاک کردن صورت مسئله» و القاء اين مفهوم که«همه مقصرند جز دولت» و «اوضاع کشور گل و بلبل است» مخرج مشترک اين سه گفت و گو و سخنراني بود. بخوانيد:
    وقتي سوال از فرجام وعده هاي دولت براي ايجاد شغل مطرح شد، گفتند از نوبخت بپرسيد و هنگامي که از دليل تورم افسار گسيخته سوال شد، گفته شد، تورم فقط 8 درصد است؛ آنجايي هم که پرسيدند، چرا صداي اعتراض مردم به مشکلات اقتصادي را نشنيديد، گفته شد، سوال اشتباه است! هنگامي هم که پرسيدند چرا دلار شد 4800 تومان، جواب شنيدند که «اين طور نيست... وسط دعوا نرخ تعيين نکنيد» و وقتي مردم با حضور حماسي خود در روز 22 بهمن، نشان دادند به رغم گلايه از اوضاع بد اقتصادي و ناتواني دولت، پاي آرمان هاي امام و انقلاب ايستاده اند، صحبت از رفراندوم کردند! در حالي که حضور ميليوني و کم سابقه مردم در اين راهپيمايي که رئيس جمهور سخنران آن بود خود، يک «آري تاريخي» به انقلاب و نظام بود، نبود؟!
    به جز سخنراني روز 22 بهمن، دو گفت و گوي قبلي رئيس جمهور حتي جناح هاي نزديک به دولت را هم قانع نکرد و رسانه هاي نزديک به اين جريان تا توانستند گله و اعتراض کردند. اگرچه، جنس اعتراض هاي مطرح شده از سوي جناح هاي سياسي به اين گفت و گوها تفاوت هايي با هم دارند که فاصله آنها با هم بعضا به بزرگي عدد 180 درجه است. زنجيره اي ها اگر انتقادي به اظهارات آقاي روحاني دارند، نه به اين خاطر است که چرا اوضاع اقتصادي بهبود نيافته يا تورم افزايش يافته يا مشکل اشتغال و مسکن زيادتر شده است يا مثلا چرا برجام شده بلاي جان مردم، بلکه هرجا ايشان از اصول دفاع کرده و در نقش اپوزيسيون ظاهر نشده يا در دفاع از امنيت ملي و توانايي هاي نظامي کشورمان سخن گفته، اعتراض کرده اند «چرا به اصول حمله نمي کنيد؟» و نوشته اند «آقاي روحاني برگرد!» نگاهي به صفحه اول رسانه هاي زنجيره اي در تاريخ 23 بهمن بيندازيد. برخي جملات که شائبه حمله به اصول نظام و انقلاب دارند، مورد استقبال قرار گرفته و شده تيتر يک مدعيان اصلاحات.
    «وعده» هم از جمله مواردي است که در اين سخنراني و دو گفت و گوي قبلي زياد تکرار شد، در حالي که وعده دادن برازنده دولتي نيست که 5 سال است بر سر قدرت است. دولت فقط کمي بيش از 3 سال فرصت دارد، به وعده هايي که 5 سال است به مردم داده عمل کند و طبيعتا فرصتي براي دادن وعده هاي بيشتر نيست. مردم امروز وعده نمي خواهند، عمل مي خواهند. درخواست براي انجام رفراندوم هم براي رد گم کني است، پاک کردن صورت مسئله است. اقتصاد، معيشت، عدالت، مبارزه با فساد، محاکمه مديران حرامخوار نجومي و... يک مطالبه عمومي است و تحقق آنها هم نيازي به انجام رفراندوم ندارد.
    دولت وعده داده بود تورم را مهار و آن را تک رقمي کند، زنجيره اي ها هم چنين القاء مي کردند که با آمدن روحاني دلار مي شود 1500 تومان. اکنون که در حال مطالعه اين وجيزه ايد، قيمت دلار حول و حوش 4850 تومان است و تورم هم به تبع قيمت دلار، قطعا رشد مي کند. کمبود ارز به دليل بي توجهي آمريکا به تعهدات خود در برجام و وحشت بانک هاي بزرگ کشورهاي دنيا از اين کشور براي همکاري با ايران و در نتيجه، بلوکه ماندن پول نفتمان، اين روزها باعث افزايش لحظه به لحظه قيمت دلار مي شود، اما رئيس جمهور همچنان اصرار دارد برجام يک سند بين المللي است و آمريکا هنوز به آن پايبند مانده است:«آمريکايي ها تاکنون چند نوبت براي از بين بردن اين توافق مهم منطقه اي و بين المللي تلاش کردند. تا امروز آمريکا ناموفق بوده است. امروز دوباره اعلام مي کنم ملت ما به عهد خودش تا روزي پايبند است که طرف مقابل ما هم به عهد خود پايبند باشد.اگر بخواهند از پيماني خارج شوند، آنها ضرر مي کنند.»(22 بهمن 96)
    اين دولت توافقي را امضاء و يک طرفه اجرا کرده که هر 4 ماه يک بار بايد ترامپ پايبندي ما به آن را تاييد کند. در اين بين کسي هم تعيين نشده که به پايبندي طرف مقابل نظارت کند! يعني هر 4 ماه يک بار بايد منتظر اخم و لبخند جناب ترامپ بمانيم و ببينيم ايشان چه تصميمي درباره برجام خواهد گرفت. در چارچوب اين توافق، ترامپ مي تواند با يک اخم، بازار ما را تحت تاثير قرار داده و با ايجاد نگراني، قيمت ارز و تورم را با هم افزايش دهد! بنابر اين برجام براي آمريکا يک گنج است چون اولا همه امتيازهاي آن را نقدا گرفته ثانيا به هيچ يک از تعهدات خود عمل نکرده، ثالثا با استفاده از آن، کنترل روان جامعه و بازار ما را به دست گرفته است. برجام براي ما اما يک تله است. مسير حرکت دولت غلط است. آقاي روحاني بايد به اجراي يک طرفه برجام پايان داده و حريف را وادار به انجام تعهداتش کند، نه اينکه مدام القاء کند، اين يک توافق بزرگ بين المللي و منطقه اي است و آمريکا آن را زير پا نگذاشته است. با شنيدن اين جملات، آمريکايي ها يک پيام دريافت مي کنند و آن اينکه، «هر قدر بدعهدي کنيم، ايران از توافق خارج نخواهد شد» اگر اين روند غلط اصلاح نشود،4 ماه بعد بايد باز هم نگاهمان به اخم و لبخند ترامپ باشد و دوباره 4ماه بعد و...
    آقاي روحاني اما در تمام اين گفت و گو ها و سخنراني هاي يک ماه گذشته، هم خسارت بار بودن برجام را نپذيرفت، هم افزايش قيمت دلار را از اساس منکر شد، يا گفت اين افزايش قيمت زياد نبوده و هيچ ربطي هم به سياست هاي اقتصادي ايشان و برجام ندارد چون دولت در مسير درست حرکت مي کند! به گفته آقاي روحاني افزايش قيمت ارز امري است موقتي و حاصل برخي تبليغات ها! دلار با اين دست فرمان دولت، از مرز 5 هزار تومان هم خواهد گذشت و بازارهاي ما را باز هم به هم خواهد ريخت. اين خط اين هم نشان!
    هيچ کس نمي تواند انکار کند «اقتصاد» و «وعده هاي اقتصادي» دولت، مردم را به سمت اين جريان کشاند و اکنون نيز بزرگترين خواسته مردم مسکن، شغل، ازدواج، مهار تورم و فساد است. اين را مي توان از نظرسنجي هايي که خود دولت انجام داده فهميد. نظرسنجي دانشگاه مريلند هم اين ادعا را کاملا تاييد مي کند. مي توان سري به کوچه و خيابان و بازار زد و با مردم همکلام شد. اميد بستن به خارج از کشور و نا اميدي از ظرفيت هاي داخلي و گره زدن همه چيز اين مملکت حتي آب خوردن مردم به برجام از يک طرف و بد عهدي طرف مقابل از طرف ديگر، ظرفيت ها را معطل، کارخانه ها را تعطيل و کارگران را بيکار کرد. مردم هم به ناچار اعتراض و حساب خود را از آن اقليت منزوي ضد دين جدا کردند. رئيس جمهور محترم اما در چند هفته گذشته تلاش کرد اقتصادي بودن ريشه اعتراض هاي اخير را هم کمرنگ جلوه دهد. اينکه، اعتراض مردم فقط اقتصادي نيست و مردم به مسائل ديگري هم اعتراض دارند، رويه دولت در اين مدت بوده است. شايد منظور رئيس دولت از مشکلات مردم، مسائلي مثل کنسرت يا آزادي زنان و ممنوعيت ورودشان به ورزشگاه ها و از اين دست مسائل باشد، که بايد پرسيد واقعا در کشور ما زنان آزاد نيستند؟ يا دغدغه مردم کنسرت و نرفتن زنان به استاديوم هاي ورزشي است؟ واقعا چند درصد مردم به کنسرت مي روند؟ اصلا کسي که شغلي ندارد، مسکن ندارد، از شهرستان ها و روستا هاي دور دست به تهران مهاجرت کرده و مشغول مسافرکشي است و شب ها هم در همان خودرو مي خوابد، دغدغه اش فوتبال و کنسرت است؟! آيا رفتن به همين کنسرت نياز به تهيه بليط و پول ندارد؟ راستي مگر وزير همين دولت نگفت، فقط يک درصد کنسرت ها لغو شده است؟!
    اولين قدم براي حل يک معضل، پذيرفتن وجود آن معضل است.
    اولويت بندي معضلات براي حل، قدم بعدي است و پس از آن نيز اعتماد به شعار زيباي «ما مي توانيم» است. اينکه در چنين شرايط اقتصادي، اولويت را بگذاريم روي معضلاتي که مسئله مردم نبوده و بعضا حتي معضل نيستند و يا اصلا وجود خارجي ندارند، شايد خوشايند ليبرال ها و زنجيره اي ها باشد اما خوشايند آن جوان بيکار بدون مسکن بي پول نيست. ليبرال ها ماموريت دارند در پوشش «مطالبه آزادي»، «شفافيت» و «مدارا» پروژه براندازي خود را پيش ببرند و اگر موفق شدند، هرگونه مدارا را کنار گذاشته و منتقدان را به نام همين قانون سر ببرند. آنها مامورند با نفوذ در بدنه مراکز تصميم گير و تصميم ساز، اولويت ها را وارونه جلوه دهند تا پروژه خود را پيش ببرند. اولين معضل دولت که رفع آن به اعتقاد راقم اين سطور، جزو نخستين اولويت هاست و از معيشت و اقتصاد هم مهم تر است، زدن ريشه اين ليبرال ها و پاکسازي مراکز مهم دولتي از وجود آنهاست. تا وقتي چنين موجوداتي در اطراف و بدنه دولت هستند، مشکلات حل نخواهد شد. آقاي روحاني! حل معضلات را با پاکسازي همين ليبرال ها شروع کنيد. بسم الله...
    یادداشت روز: درباره سه گفت و گوي اخير رئيس جمهور محترم
    


 روزنامه كيهان، شماره 21843 به تاريخ 24/11/96، صفحه 2 (اخبار كشور)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 154 بار
    



آثار ديگري از "جعفر بلوري"
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه رشد مدرسه فردا
متن مطالب شماره 4 (پياپي 106)، دي 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است