|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 96/11/24: نظريه كنش و اميد اجتماعي
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3244
شنبه بيست و چهارم شهريور ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3085 24/11/96 > صفحه 8 (انديشه) > متن
 
      


نظريه كنش و اميد اجتماعي


منبع: ايران آنلاين

مقصود فراستخواه در همايش «بازرگان و انقلاب اسلامي»: اين گفتار را با اين پرسش آغاز مي کنم که «چرا بايد از بازرگان حرف زد؟» واقعيت اين است که جامعه ايران با نحوه کنش کنشگران قابل توضيح است؛ اينکه بازيگران ملي آن، با چه قواعدي بازي مي کنند؟ اين امر، هم دلايل نظري و هم شواهد تاريخي بسيار دارد. از موضوعات و مباحث برجسته در جامعه شناسي، بحث «عامليت» و «ساختار» است؛ به اين معنا که برخي بر اين باورند «ساختارها و نهادها» در يک جامعه تعيين کننده اند و برخي ديگر «عامليت اجتماعي» و نحوه عمل کنشگران را در اين فضا مهم تلقي مي کنند. نهايتا اين مناقشه با کساني مثل گيدنز و بورديو خاتمه يافت و آنان در اين زمينه به يک رهيافت تلفيقي رسيدند؛ به اين معنا که هم «ساختارها» و هم «عاملان» با هم تعيين کننده اند. اما در تقرير ديگري از بحث عامليت و ساختار برخي از دوره رشد هر جامعه صحبت مي کنند، که در مسير آن، گاه «عامليت» و گاه «ساختار» وزن بيشتري پيدا مي کند. اينکه بين «ساختار» و «عامليت» کدام يک وزن بيشتري پيدا مي کند، ديگر موضوعي تئوريک نيست و بيشتر تجربي است و مربوط به دوره هايي است که يک جامعه طي مي کند. جوامع با هم فرق مي کنند حتي يک جامعه در دوره هاي مختلف، اولويت ها و وظيفه هاي مختلفي پيدا مي کند.
     جوامعي که نهادها و ساختارهايش بر اثر انباشتي تجمعي از نتايج کنش کنشگران به درجاتي از توسعه رسيده، واجد ساختارهاي تثبيت شده تر است و قطعا تفاوت دارد با جوامعي که ساختارهاي نهادينه شده ندارد. در جوامع توسعه يافته، «هوشمندي»، «عقل» و «اخلاق» به درون سيستم ها رسوخ کرده و سيستم ها به نوعي هوشمندانه عمل مي کنند. به تعبيري، در اين جوامع، نه صرفا کنشگران بلکه سيستم ها هم عاقل هستند و نوعي خردورزي در سيستم ها نهادينه شده است. براي مثال، در جوامعي که رسانه ها و مطبوعات آن مستقل عمل مي کنند، افکار عمومي شکل مي گيرد و نهادينه مي شود. در نتيجه، مسائل جامعه به طور مداوم منعکس شده و جامعه به وجهي هوشمندانه در جريان اتفاقات قرار مي گيرد. وقتي جامعه به اين سطح رسيد، به طور اتوماتيک از يک ضريب هوشمندي برخوردار مي شود و کمتر به «نخبگانش» چشم مي دوزد؛ چراکه خودِ سيستم هوشمند است.
     در چنين جوامعي سطحي از مصونيت حاکم است؛ به اين معنا که مثلا سرنوشت فرانسه با سارکوزي يا سرنوشت آمريکا با ترامپ به خطر نمي افتد. در چنين جامعه اي حساسيت در درون خود سيستم ها و نهادهاي مدني حاکم است. در اينجا ساختار مهم است، ساختاري که نتيجه کنش کنشگران در يک جامعه است. در دوره اي «کنش» مهم بود اما امروزه اين «ساختار» است که در جامعه اهميت يافته است.
     در جامعه ايران ١٣٠٠ «عامليت انساني» متغير مستقل تعيين کننده بود و البته همچنان هست؛ چراکه جامعه ايران هنوز به آن ساختارهاي تثبيت شده و توسعه يافته نرسيده و هنوز براي جامعه ايراني، «کنشگر» و «عاملان اجتماعي» اهميت دارند؛ عباس ميرزا، قائم مقام، اميرکبير، امين الدوله، علي اکبر سياسي، مصدق و... اينها نخبگان تحول خواه ايران بودند. اينها بودند که مي فهميدند ايران براي اينکه ادامه پيدا کند، بايد تغيير کند. اينها براي مسئله ايران تعيين کننده بودند و اين جنبه نظري به ما مي گويد که در کاروبار کنشگران خود همچون بازرگان تامل کنيم چراکه نحوه عامليت بازرگان و کنش سياسي او مي توانست براي جامعه ايران بسيار تعيين کننده باشد.
     بازرگان، ذخيره سرشاري از عقل و اخلاق سياسي بود و براي جامعه ايران ارزش استراتژيک داشت و جزء کمياب هاي ايران است. به همين دليل هم ارزش استراتژيک دارد؛ ازجمله رويارويي هاي بازرگان با مسائل جامعه ايران، فهميدن و کوشش براي پيوندزدن «حيات ديني» با «تجربه معاصريت» ما است. اين امر «واقع گرايي انتقادي» بازرگان را نشان مي دهد. جامعه معاصر ايران «روايتي آزادي خواهانه و عقلاني از انقلاب اسلامي» را از بازرگان شنيد و «درکي رحماني از دين» را از او دريافت کرد. واقعيت اين است که ساختارهاي حکمراني در دهه هاي ٣٠، ٤٠ نقايص و عيوبي همچون استبداد و نابرابري داشت. در اين فضا، جامعه ايران نمي توانست ثبات و پايداري داشته باشد. بازرگان، تيپ اخلاقي تازه اي را براي جامعه ايراني ارائه کرد و يکي از کساني بود که اين تيپ اخلاقي را در عمل و نظر به کار گرفت. از اين رو، معتقدم کنشگران در جامعه ايران اهميت دارند چون «نظريه کنش» نظريه اي براي اميد اجتماعي است. ما به جاي تغييرات ساختاري، ريشه مشکلات مان را در «فاعلان» جست وجو مي کنيم.
    نظريه کنش و اميد اجتماعي
    


 روزنامه شرق ، شماره 3085 به تاريخ 24/11/96، صفحه 8 (انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 11 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه علوم دانشگاه تهران
متن مطالب شماره 3 (پياپي 113)، Summer 2018را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است