|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم96/11/24: لجبازي بچگانه، طلاق هاي عجيب
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5112
سه شنبه يكم خرداد ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 5044 24/11/96 > صفحه 5 (تپش روز) > متن
 
 


لجبازي بچگانه، طلاق هاي عجيب
برخي زوج ها به خاطر لجبازي پرونده هايي با دلايل باورنكردني را در دادگاه خانواده مطرح مي كنند


براساس آمارهاي رسمي، در هر ساعت 20 طلاق در کشور ثبت مي شود. البته اين تعداد دادخواست هايي است که به طلاق منجر مي شود. تعدادي از اين دادخواست ها به خاطر نبود دلايل کافي رد مي شود يا زوجين پس از معرفي به مشاور از دادخواست خود منصرف مي شوند. هميشه اعتياد، عدم تفاهم و خيانت دلايل اصلي طلاق نيست و گاهي دلايلي باعث طرح دادخواست طلاق مي شود که ناشي از لجبازي است. در اين گزارش چند پرونده که با دلايل عجيب در دادگاه خانواده تهران مطرح شده را مي خوانيد.
    
    زندگي مشترک يک بازي نيست
    تاجيک اسماعيلي، روان شناس درباره دلايل عجيب براي جدايي مي گويد: گاهي اوقات يک لجبازي و خودخواهي ساده مي تواند زندگي مشترک را نابود کند. زنان و مردان بايد اين را بدانند که عشق و علاقه و بعد از آن ازدواج تنها راه رسيدن به خوشبختي نيست.
    خوشبختي واقعي، مراقبت از رابطه ها بعد از ازدواج است. در زندگي مشترک بخصوص سال هاي اول ازدواج بايد مراقب رفتارها بود. بايد به کوچک ترين مسائل و اختلافات هم اهميت داد و راه حلي براي آن پيدا کرد تا به مرور زمان بزرگ تر نشوند. آنها بايد هر لحظه مراقب زندگي و ارتباطشان باشند و مسائل کوچک را بزرگ نکنند، تا زندگيشان به ورطه نابودي کشيده نشود.
    زندگي مشترک يک بازي نيست که بتوان براحتي و با يک مشکل ساده از آن دست کشيد. بايد لجبازي ها را کنار گذاشت و براي خوشبختي تلاش کرد. خوشبختي تنها با عشق و علاقه به وجود نمي آيد.
    زنان و مردان هرقدر هم که عاشق باشند، اگر تلاش نکنند، نمي توانند به خوشبختي که در روياهايشان مي ديدند، برسند. اگر فقط علاقه را پايه و اساس زندگي قرار دهند، ممکن است با مشکلات جدي مواجه شوند و حتي زندگي مشترکشان از هم بپاشد.
    وي ادامه داد: به اعتقاد من صحبت کردن در زندگي مشترک مي تواند خيلي از اختلاف ها و مشکلات را حل کند. طرفين بايد درباره نيازها، خواسته ها، ارزش ها و خط قرمزهايشان مرتب با هم صحبت کنند و اگر موضوعي باعث رنجش آنها شد، سعي نکنند با لجبازي نسبت به حل آن اقدام کنند.
    برخي از زوج ها تصور مي کنند بعد از ازدواج ديگر همه چيز تمام است و هرکس مي تواند ساز خودش را بزند و به دنبال خواسته هاي خودش باشد؛ در صورتي که چنين نيست. تازه بعد از ازدواج همه چيز آغاز مي شود. مشکلات بيشتر مي شود و اختلافات خودش را نشان مي دهد. زن و مرد بايد بدانند بعد از ازدواج، حواسشان به همسرشان باشد، به نيازها و خواسته هاي او توجه کنند و تا جايي که مي تواند اين نيازها را برآورده سازد.
    اگر هم نمي توانند سعي کنند با روشي منطقي و در آرامش کامل اين را به طرف مقابل بگويند. آنها بايد براي هم حس مثبت ايجاد کنند. بسياري از افراد مهارت برقراري ارتباط و صحبت کردن را ندارند. صحبت کردن از بهترين روش هايي است که مي تواند سوءتفاهم هاي يک رابطه را از بين ببرد.
    
    زن و مرد بايد ياد بگيرند اگر مساله و مشکلي در زندگيشان وجود دارد با کمک هم يا يک متخصص آن را حل کنند تا از ايجاد مشکلات عاطفي بيشتر در روابطشان جلوگيري شود.
    
    دوست ندارم شوهرم کارمند يک زن باشد
    خسرو و نگين زندگي عاشقانه شان را درست از هشت ماه پيش آغاز کردند. اوايل همه چيز در اين زندگي خوب پيش رفت. آن قدر خوب که اين زوج هردويشان تصور مي کردند آينده درخشاني کنار هم خواهند داشت. اما هيچ کس فکرش را نمي کرد زندگي عاشقانه اين زوج تنها به خاطر شغل خسرو از هم بپاشد. خسرو، کارمند يک زن بود و نگين هم از اين وضعيت خوشش نمي آمد. زندگي آنها به همين بهانه به دادگاه خانواده تهران ختم شد. مرد جوان در اين باره به قاضي گفت: همسرم به خاطر يک موضوع ساده، زندگي مان را به جهنم تبديل کرد.
    ما عاشق هم بوديم و روزي که با هم آشنا شديم تصور مي کرديم زندگي بدون اختلاف و پر از آرامشي کنار هم خواهيم داشت. سر هر موضوعي با هم تفاهم داشتيم و سعي مي کرديم به هم آرامش بدهيم. اما يک موضوع ساده، خوشبختي مان را نابود کرد. ماجرا از اين قرار بود که بعد از ازدواج من بالاخره توانستم در يک شرکت معتبر کاري با درآمد خوب پيدا کنم. اما همين شغل باعث بدبختي ما شد.
    نگين تا متوجه شد مديرعامل من يک زن است، بهانه گيري هايش را شروع کرد. هر شب دعوا راه مي انداخت و مي گفت بايد از کارم استعفا بدهم. باورتان مي شود! تنها به خاطر اين که مديرعاملم يک زن بود بايد چشمم را روي کار و درآمد مناسبم مي بستم و بيکار مي شدم. هرچه سعي کردم نگين را قانع و با آرامش او را متوجه اشتباهش کنم، فايده اي نداشت. الان پنج ماه است نگين هر شب قهر مي کند و دعوا به راه مي اندازد تا من از کارم استعفا بدهم. مي گويد دوست ندارد من براي يک زن کار کنم. من هم وقتي ديدم حرفش غيرمنطقي است، قبول نکردم. زندگي ما در اين چند ماه از اين رو به آن رو شد. آن قدر که هردو تصميم به طلاق گرفتيم.
    در ادامه، همسر اين مرد نيز به قاضي گفت: آقاي قاضي من دوست ندارم شوهرم براي يک زن کار کند. از يک زن حقوق بگيرد و يک زن به او دستور بدهد. کار شوهرم جوري است که در شرکت ارتباط مستقيم با مديرعاملش دارد. براي همين هر روز بايد اين زن را ببيند و از او دستور بگيرد. اين موضوع مرا آزار مي دهد.
    براي همين از شوهرم خواهش کردم کارش را عوض کند. او براحتي مي تواند در يک شرکت ديگر کار مناسبي براي خودش پيدا کند، ولي نمي دانم چرا حاضر نيست از اين شرکت دل بکند.
    او حاضر است زندگي مشترکمان نابود شود، ولي کارش را از دست ندهد. چند ماه از او خواستم شغلش را عوض کند، ولي او اصلا به حرفم اهميتي نداد. براي همين من هم ديگر نمي خواهم در کنار اين مرد خودخواه زندگي کنم.
    در پايان قاضي سعي کرد با صحبت هايش اين زوج را از جدايي منصرف کند، ولي مرد جوان از طلاق منصرف نشد، براي همين قاضي دادگاه اين زوج را به مرکز مشاوره فرستاد تا شايد مشکلشان حل شود.
    
    شوهرم نسبت به من تعصب ندارد
    زن جوان وقتي ديد شوهرش روي او غيرتي نمي شود و تعصب ندارد، تصميم گرفت بعد از يک سال و نيم، به زندگي مشترک خود براي هميشه پايان دهد.
    اين زن در اين باره به قاضي دادگاه خانواده گفت: 18 ماه است با فربد ازدواج کرده ام. من عاشق شوهرم بودم و روزي که او را براي اولين بار ديدم، تصور مي کردم در کنارش خوشبخت خواهم شد.
    فربد، ويژگي هاي اخلاقي خوبي داشت و مرد مهربان و مظلومي بود. خيلي متين و با شخصيت رفتار مي کرد. براي همين او را مرد آرزوهايم ديدم و به خواستگاري اش جواب مثبت دادم. اما چند ماهي که از زندگي مشترکمان گذشت، تازه پي به عيب ها و نقص هايش بردم. فربد مردي غيرتي و تعصبي نيست.
    اگر صبح تا شب هم با مردان غريبه صحبت کنم، اهميتي نمي دهد. گاهي وقت ها از روي عمد شب ها تا نزديک هاي صبح با گوشي تلفن همراهم در گروه هاي مختلف چت مي کنم، ولي فربد حتي اعتراض هم نمي کند. کاري به پوشش و لباسم ندارد. اهميتي به اين که کجا مي روم و با چه کساني در ارتباط هستم نمي دهد. اگر صبح تا شب هم در خانه نباشم برايش مهم نيست کجا هستم. فقط تماس مي گيرد و مي پرسد کي به خانه برمي گردم. اين رفتارهايش باعث آزار من شده است. احساس مي کنم، فربد هيچ حسي نسبت به من ندارد و برايش مهم نيستم. ديگر تحمل رفتارهايش را ندارم. براي همين تصميم به جدايي گرفتم.
    در ادامه، شوهر اين زن نيز به قاضي گفت: آقاي قاضي من اخلاقم همين طور است. دوست ندارم در مسائل خصوصي و شخصي همسرم دخالت کنم. احساس مي کنم با اين کار او را آزار مي دهم. در ضمن من به همسرم اعتماد کامل دارم و فکر مي کنم اگر کارهايش را چک کنم خلاف اين موضوع ثابت مي شود. جالب است همه زن ها از بدبيني هاي همسرشان شکايت دارند، اما همسر من چون او را آزاد گذاشته ام شاکي است.
    در پايان نيز قاضي دليل آنها براي جدايي را کافي ندانست.
    
    طلاق به خاطر هيکل ورزشکاري شوهر
    مارال و کوروش زندگي عاشقانه شان را يک سال پيش با هم آغاز کردند. روزي که با هم آشنا شدند و تصميم به ازدواج گرفتند، هيچ کس تصورش را هم نمي کرد که آنها به يک دليل پوچ و بي اهميت تصميم بگيرند مسير زندگيشان را از هم جدا کنند.
    هيکل ورزشکاري کوروش تنها دليلي بود که اين زوج پرونده اي جديد در دادگاه خانواده باز کردند و براي بررسي پرونده طلاقشان روبه روي قاضي نشستند.
    وقتي قاضي پرونده آنها را بررسي کرد، علت درخواست طلاق را آن هم يک سال بعد از زندگي مشترک پرسيد. در اين ميان مرد جوان رشته کلام را در دست گرفت و در اين باره به قاضي گفت: يک سال پيش با مارال ازدواج کردم. ما زندگيمان را عاشقانه آغاز کرديم، ولي فقط به خاطر يک موضوع ساده و بچگانه همه چيز نابود شد.
    درست چند ماه بعد از آغاز زندگي مشترکمان بهانه هاي بچگانه مارال که هميشه هم به دعوايي بزرگ ختم مي شد، آغاز شد. از آنجا که من باشگاه مي روم و ورزش مي کنم، هيکلم هم ورزشکاري است. اما مارال از اين وضعيت ناراضي است و مرتب مي گويد بايد لاغر شوم. دوست ندارد هيکلم ورزشکاري باشد. مرتب غر مي زند و ايراد مي گيرد. هربار مي خواهم ورزش کنم دعوا به راه مي اندازد. او به خاطر اين موضوع ساده و بي اهميت هردويمان را خسته کرده و زندگي را به ميدان جنگ تبديل کرده است. براي همين از دست بهانه هايش خسته شدم و تصميم به جدايي گرفتم.
    در ادامه همسر اين مرد نيز به قاضي گفت: آقاي قاضي من از همان روز اول هم به کوروش گفته بودم که دوست ندارم هيکلش بزرگ باشد. وقتي در کنارش راه مي روم خجالت مي کشم. براي همين بارها از او خواهش کردم دست از ورزش هاي مختلف بردارد تا هيکلش کمي طبيعي تر شود. ولي انگار با من لج مي کند. تصور مي کند مي خواهم او را اذيت کنم براي همين از هيکلش ايراد مي گيرم، در صورتي که من هميشه از اين هيکل هاي بزرگ مردها خوشم نمي آمد. کوروش حاضر نيست به خواسته من احترام بگذارد. حاضر نيست به خاطرم گذشت کند. از وقتي نسبت به هيکلش به او اعتراض کرده ام، بيشتر سراغ ورزش و باشگاه رفته است.
    کوروش روزهاي اول خودش را يک عاشق واقعي نشان مي داد. وعده هاي زيادي به من داده بود، اما حتي يک خواسته کوچک و به قول خودش بي اهميت مرا هم برآورده نمي کند.
    او اگر عاشق من بود اجازه نمي داد که زندگيمان بعد از گذشت يک سال فقط به خاطر اين موضوع بي اهميت به اينجا کشيده شود. من ديگر حاضر نيستم با اين مرد زندگي کنم مگر اين که تصميم بگيرد لاغر شود و اندام نرمالي داشته باشد.
    در پايان اين جلسه قاضي سعي کرد اين زوج را با هم آشتي دهد، ولي هيچ کدام حاضر نشدند از خواسته خود صرف نظر کنند. براي همين قاضي رسيدگي به اين پرونده را به جلسه آينده موکول کرد و از اين زوج خواست تا جلسه بعدي با يک مشاور خانواده نيز صحبت کنند.
    
    به خوش تيپي شوهرم مشکوکم
    لباس هاي شيک و مارک دار رضا به جنجال بزرگي در زندگي مشترکش ختم شد. پگاه که به خوش تيپ شدن شوهرش مشکوک شده بود، ديگر نتوانست در کنار او زندگي آرامي داشته باشد، براي همين تصميم به جدايي گرفت.
    پگاه در اين درباره به قاضي دادگاه خانواده تهران گفت: چهار سال است با رضا ازدواج کرده ام. او هميشه مرد ساده اي بود و ساده هم لباس مي پوشيد. آن قدر که من خودم به او اصرار مي کردم کمي لباس براي خودش بخرد و تيپ بهتري بزند. ولي هميشه مخالفت مي کرد و مي گفت با همين لباس ها راحت تر است. من هم ديگر کاري به لباس پوشيدنش نداشتم. تا اين که از چند وقت پيش رضا به طور ناگهاني رفتارش عوض شد و ديگر لباس هاي ساده نمي پوشيد.
    مرتب به خريد مي رفت و لباس هاي شيک و مارک دار مي خريد. واقعا شوکه شده بودم. مدتي است رضا تيپ مي زند و از خانه بيرون مي رود. بهترين لباس ها را مي پوشد و به خودش مي رسد. هرچه دليلش را مي پرسم، طفره مي رود. براي همين آرامشم در کنار او از بين رفته و ديگر به او اعتماد ندارم.
    در ادامه شوهر اين زن نيز گفت: لباس شيک پوشيدن ايرادش چيست که همسرم زندگي را به خاطرش جهنم کرده است. مدتي پيش تصميم گرفتم لباس هاي بهتري بپوشم و کمي به خودم برسم. اين چه ايرادي دارد. اما گويا پگاه زن شکاک و بدبيني است و من تازه متوجه اين اخلاقش شده ام. راستش من هم نمي توانم با چنين زن بدبيني زندگي کنم. او به خاطر چند دست لباس چند ماه است که زندگيمان را جهنم کرده است.
    در پايان اين جلسه قاضي سعي کرد اين زوج را با هم آشتي دهد، ولي هيچ کدام حاضر نشدند از خواسته خود صرف نظر کنند. براي همين قاضي رسيدگي به اين پرونده را به جلسه آينده موکول کرد.
    لجبازي بچگانه، طلاق هاي عجيب / برخي زوج ها به خاطر لجبازي پرونده هايي با دلايل باورنکردني را در دادگاه خانواده مطرح مي کنند
    


 روزنامه جام جم، شماره 5044 به تاريخ 24/11/96، صفحه 5 (تپش روز)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 29 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه مطالعات مديريت صنعتي
متن مطالب شماره 47، زمستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است