|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران96/12/22: رفتار جبهه اي، گامي به جلو در مسير توسعه سياسي
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6807
پنجشنبه سي و يكم خرداد ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6740 22/12/96 > صفحه 10 (سياسي) > متن
 
      


رفتار جبهه اي، گامي به جلو در مسير توسعه سياسي
واكاوي ساختار تصميم گيري هاي اصلاح طلبان در گفت و گو با حسين نوراني نژاد ، سخنگوي حزب اتحاد ملت



    
    روي ديگر نااميدي از اصلاحات، رجوع به اصولگرايي نيست
    حزب اتحاد از احزابي است که بتازگي به عضويت در شوراي هماهنگي احزاب اصلاح طلب درآمده است. با اين حساب قبل از اين عضويت در شوراي عالي اصلاح طلبان نماينده داشت. مشکلي که به نظر مي رسد بسياري از اصلاح طلبان امروز با آن روبه رو هستند و باعث بروز اختلافاتي در بدنه اين جريان شده است بحث ساختار اين جناح سياسي است. شوراي عالي اصلاح طلبان، شوراي هماهنگي احزاب اصلاح طلب، شوراي مشورتي آقاي خاتمي و اين روزها هم بحث پارلمان اصلاحات مطرح مي شود. سوال اين است که چرا اصلاح طلبان اين همه تعدد شورا و ساختار سياستگذاري و تصميم گيري دارند؟
    اين بحث هايي که در اين حوزه شکل گرفته است، نشان دهنده يک توافق ضمني بين عمده کنشگرها بر سر اين مساله است که ساختار سياسي موجود پاسخگوي نياز فعلي جامعه سياسي و اصلاح طلبان نيست. ما تعداد زيادي حزب داريم که با واقعيت هاي موجود در کشور سازگار نيست. ما به اندازه احزاب موجود در کشور گفتمان سياسي نداريم. در واقع محافل و گعده ها تصميم به راه اندازي حزب کرده اند. در درون جريان اصلاحات هم يک آمار متغير بين 20 تا بيش از 55 حزب داريم. از سوي ديگر ايده هاي ديگري هم مطرح مي شود. به طور مثال برخي مي گويند جريان اصلاحات تبديل به يک حزب شود که اين موضوع هم با واقعيت سازگار نيست. ما از سويي با تفاوت ديدگاه در جبهه اصلاحات روبه روهستيم و از طرفي اين تفاوت ديدگاه به ميزاني نيست که بسياري از اين احزاب نتوانند در يک قالب تشکيلاتي به فعاليت بپردازند. شايد در يک شرايط نرمال بيش از دو سه حزب اصلاح طلب معنا نيابد. مجموع اين مسائل اصلاح طلبان را به اين واقعيت رسانده که به سمت فعاليت جبهه اي حرکت کنند. حال اينکه اين فعاليت جبهه اي چه قالبي داشته باشد، در مسير سعي و خطاست اما روندي رو به جلو دارد. اين شوراها هم که شما نام برديد، هر کدام در چارچوب اين راهبرد، کارويژه مختص خودشان را دارند تا زماني که ساختار جبهه اي بتواند سامان و قوام جدي تري پيدا کند.
    
    درست است. اما سوال اين است که اين ائتلاف و اجماع بايد چه شکلي داشته باشد؟ اين همه سيستم هاي تصميم گيري با هم تداخل ايجاد نمي کند؟
    نه چندان، اينها همان طور که عرض کردم، هر کدام کارويژه خودشان را دارند. شوراي هماهنگي مختص احزاب اصلاح طلب است. شوراي مشورتي، شورايي است که شبيه به نوعي لويي جرگه، نهادهاي ديگر مانند شوراي عالي را پايه گذاري کرده و به آقاي خاتمي هم به عنوان رهبر اصلاحات مشورت مي دهد. شوراي عالي هم يک نهاد بالادستي است که با نظارت آقاي خاتمي، امور انتخاباتي جبهه اصلاحات را تاکنون راهبري کرده است و اينک در آستانه دور جديد خود است.
    ما در هر دوره انتخاباتي شاهد يک گام به جلو در حرکت ائتلافي هستيم. به طور مثال در دوره هايي از انتخابات هاي گذشته ليست هايي از سوي اصلاح طلبان براي انتخابات ارائه مي شد که کسي نمي دانست صادر کننده اين ليست به نام اصلاح طلبان چه کسي است. در انتخابات 92 ما شاهد ساختارمند شدن فعاليت انتخاباتي بوديم. در اين سال شوراي مشورتي آقاي خاتمي وارد صحنه شد. اين شورا بر فرآيند انتشار ليست ها نظارت کرد و در انتخابات رياست جمهوري نيز با مديريت فضاي دروني اصلاح طلبان، از آقاي روحاني حمايت کرد. اين يعني مقدمات يک ساختار جبهه اي. اين حرکت ساز و کاري را مشخص کرد و حرکتي جديد در جريان اصلاحات بود. در انتخابات 94 اصلاح طلبان ساختار سياستگذاري انتخاباتي خود را تحت عنوان شوراي عالي سياستگذاري انتخاباتي اصلاح طلبان به وجود آوردند و ليست هاي انتخاباتي مجلس تحت نظر اين شورا بسته و به جامعه راي ارائه شد. کاري به درست يا غلط بودن جزييات ساز و کار فعاليت اين شورا ندارم اما اين ساختارمند شدن فعاليت جبهه اي در انتخابات گامي رو به جلو بود. در انتخابات 96 هم اين ساز و کار با مقداري بهبود نسبت به قبل وجود داشت اما بعد از آن انتقاداتي مطرح شد که اين ساز و کار ايراداتي دارد و به عنوان نمونه اينکه به ميزان کافي شفاف نيست، بايد دموکراتيک تر باشد و وزن جريان ها را در تصميم گيري ها رعايت کند. اين گام هاي رو به جلو اقدامي مبارک اما ناکافي بوده است. بعد از اين نقدها و نياز به اصلاح در ساختار پيشنهادهايي براي حل اين مشکلات ارائه شد که از ميان اين پيشنهادات پارلمان اصلاحات هم مطرح است، اما اين تنها پيشنهاد نبود. عده اي معتقد بودند بايد شوراي هماهنگي احزاب تقويت شود. برخي ديگر به تقويت شوراي عالي فکر مي کردند و برخي ديگر به ادغام اين ساختارها. در نهايت امروز بحث پارلمان اصلاحات براي نظرخواهي در اختيار احزاب قرار گرفته تا پيشنهادات در رابطه با شيوه هاي فعاليت اين ساختار بررسي و اجرايي شود. به نظر مي رسد که اگر اين اتفاق رخ بدهد که اصلاح طلبان در رفتار جبهه اي موفق تر ظاهر شوند اصولگرايان هم به اين سمت حرکت کنند و اين يک گام مهم در امر توسعه سياسي کشور مي تواند باشد. اين موضوع باعث مي شود فضاي سياسي شفاف تر شود که به خودي خود اقدامي مثبت است.
    
    شما مي گوييد اين ساختارمندي حاصلش شفافيت است. اما اين نقد به ساختار هاي اصلاح طلبان بويژه شوراي عالي وارد است که از ابتداي تشکيل تا به امروز به هيچ عنوان درباره ساز و کارهاي تهيه ليست ها و تصميمات شفاف سازي نکرده است. تنها چيزي که شفاف شده است، نام يک تشکل به عنوان مرجع بر ليست هاي انتخاباتي است. روندها هنوز شفاف نشده است و تصميم به راه اندازي ساختار جديد گرفته شده است. اعتماد عمومي چه مي شود؟
    ببينيد نقد در هر سيستم و جامعه اي يک نياز است. اصلاح طلبان بعد از نقد دروني به عملکرد خودشان در انتخابات 84 به اين نتيجه رسيدند که بايد ائتلافي عمل کنند. اين حرکت جبهه اي از دل همان نقدها بيرون آمد. اينکه سازوکارها تا به امروز با موفقيت روبه رو شده است يا نه يک امر نسبي است. من نظرم درمورد سوال شما اين است که بايد به مسائل نسبي تر نگاه کرد. اجازه دهيد اين پيش فرض قطعي در سوال شما را به چالش بکشم. سيستم اين گونه نبوده که اصلاً هيچ پاسخگويي صورت نگيرد. به طور مثال در زمان انتخابات چند مصاحبه از سوي مسئولان شوراي عالي گذاشته شد و پاسخ هايي داده شد. ما از نقطه اي که نمي دانستيم ليست هاي انتخاباتي را چه کسي تهيه کرده به جايي رسيديم که بالاخره يک سازمان و سامان نسبي با افراد مشخص و شفافيت نسبي، ليست و کانديدا معرفي مي کند. البته نقدهايي هم وجود داشته و دارد. ممکن است ساز وکارها نياز به اصلاح داشته باشد که خواهد شد اما به هرحال در وهله اول اتحاد اصلاح طلبان به عنوان هدف اوليه حفظ شده و دوم اينکه نهادي مسئول و پاسخگو در اين جبهه شکل گرفته که در حال تکامل است.
    
    پيش از اين هم اين نهاد وجود داشت. شوراي هماهنگي احزاب پيش از تشکيل شوراي عالي در جبهه اصلاحات وجود داشت. امروز هم شاهديم که بسياري از اعضاي اين شورا، تشکيلات شوراي عالي را به رسميت نمي شناسند. دلايل اين اختلافات چيست؟
    البته اين گونه نيست که بسياري از اصلاح طلبان شوراي عالي را به رسميت نشناسند. اکثريت موثر اصلاح طلبان اين سازوکار را قبول دارند. من فکر مي کنم دليل برخي اختلافات به طور کلي به وجود ساختار جديد برنمي گردد بلکه همان بحث احزاب و ميزان اثرگذاري آنها در جامعه است. گاهي احزاب تقريباً تمامي کنشگران سياسي و گفتمان هاي موجود را نمايندگي مي کنند. اما واقعيت اين است که فضاي سياسي ايران اين گونه نيست. در فضاي سياسي ايران نياز است که چهره هاي مورد وثوق مردم نيز در کنار احزاب حضور داشته باشند. برخي از اين افراد امکان فعاليت حزبي ندارند و وجودشان در کنار مجموعه احزاب اصلاح طلب هم ضروري است و هم مي تواند هم افزايي داشته باشد. شايد يکي از دلايل انتقادات برخي احزاب اين است که احساس مي کنند ميزان اثرگذاري شان در فضاي سياسي کاهش مي يابد. در صورتي که اين اثرگذاري نبايد تنها به دوران انتخابات موکول شود. اگر حزبي واقعاً فعال باشد، صرفاً انتخاباتي نباشد، توليد گفتمان کند، شجاعت و دقت و شفافيت در موضعگيري داشته باشد، خود به خود در فضاي عمومي جايگاهش را پيدا مي کند. مردم بالاخره رصد مي کنند و مي بينند که کدام احزاب، فراتر از يک گعده به کار تشکيلاتي و سياسي جدي مشغولند. اينها امور پنهاني از ديد و قضاوت جامعه نيست. به اين دلايل فکر مي کنم اين اختلافات به ميزاني نيست که نتوان آنها را حل کرد.
    ما براي ادامه استراتژي ائتلاف، يک سرمايه داريم و آن اين است که همه اصل ادامه ائتلاف و اجماع دروني اصلاح طلبان را باور داريم. اين پيش درآمد را همه قبول کرديم. در مورد اينکه اين در قالب چه ساز و کاري و تحت چه نامي باشد بحث و بررسي مي شود. اين اختلافات هم بخشي از همين بحث هاست. ما بايد بضاعت احزاب و گروه هاي سياسي خودمان را در نظر بگيريم و در کنار اين مساله بايد بضاعت جامعه براي يک حرکت جبهه اي هم سنجيده شود و در چارچوب اين بضاعت ها تصميم درست گرفته شود.
    
    به نقش حرکت جبهه اي اشاره مي کنيد. اما وقتي يک جمله «تکرار مي کنم» مي تواند فضاي سياسي را در کشور تغيير دهد و يک نتيجه را به کام يک جريان رقم بزند حرکت جبهه اي معنا پيدا نمي کند. در انتخابات شوراي شهر اخير شاهد بوديم که برخي از احزاب اصلاح طلب ليست هاي جداگانه اي از ليست واحد دادند اما موفق نبودند. سوال من اين است که اين ساختار ها قرار است به موفقيت نهايي منجر شود يا به تقويت نقش احزاب در سياست ايران؟
    هر دو. قبول دارم که در يکي دو انتخابات گذشته نقش احزاب چندان تقويت نشد و وزن شان هم معلوم نشد و اين طبيعي است چون احزاب خودشان را در قالب ائتلاف قرار دادند. حضور خارج از ائتلاف احزاب را پيش از اين تجربه کرده بوديم که نتيجه موفقي نداشت. اما در ادامه و در راهبرد ائتلاف، احزاب هم نقش مهمي را بازي کرده اند. در خروجي کار ائتلافي طبيعي است که نام احزاب، در سايه ائتلاف باشد و کمتر به گوش برسد. حالا اگر سازوکار جبهه اي مشخص تر و سازمان يافته تر شود، احزاب هم مي توانند نقش خود را بيش از گذشته ايفا کنند. البته اين را به طور کلي بگويم که قائل به اين نيستم که اجماع و ائتلاف مانع کار و درخشش احزاب مي شود. مگر فعاليت هاي حزبي که ما در حزب اتحاد داريم را تاکنون حضور شوراي عالي يا شوراي هماهنگي يا شوراي مشورتي محدود کرده است؟ مگر اين شوراها به ما گفته اند موضع نگيريم، عضويابي نکنيم، ارکان مان را شکل ندهيم، رسانه راه نيندازيم، با ساختارهاي حکومتي و جامعه مدني ارتباط نگيريم و تبادل نظر نکنيم و.
    ..؟
    از بين ساختار هاي موجود مانند شوراي هماهنگي احزاب جبهه اصلاحات، شوراي عالي سياستگذاري انتخاباتي اصلاح طلبان و شوراي مشورتي آقاي خاتمي قرار است کدام تشکل به عنوان نهاد تصميم گير به فعاليت ادامه دهد؟
    شورايي که تصميم نهايي براي تصميمات اصلاح طلبان را مي گيرد، شوراي عالي سياستگذاري خواهد بود که برگرفته از شوراي هماهنگي و شوراي مشورتي است و بزودي دور جديد فعاليت هاي خود را آغاز خواهد کرد.
    
    تحت عنوان چه ساختاري قرار است اين يک کاسه شدن صورت بگيرد؟
    هم در شوراي هماهنگي و هم در شوراي مشورتي در اين باره بحث و بررسي هاي مفصل شده و خروجي آن در دور جديد شکل گيري شوراي عالي ديده خواهد شد. البته ما فرصت خوبي تا انتخابات آينده داريم و براي رسيدن به نتيجه عجله نداريم. در اين فرصت دو کار مي تواند صورت بگيرد. اول اينکه احزاب به تقويت دروني خود بپردازند. دليل اين امر هم اين است که در مدت گذشته آنقدر کار اجماعي و ائتلافي صورت گرفته که از تقويت خود بازمانده اند و دوم اينکه فرصت مناسبي پيش آمده تا يک ساز و کاري مبتني بر فضاي واقعي سياست در کشور و بنيه اصلاح طلبان ذيل شوراي عالي شکل بگيرد تا اين حرکت جبهه اي موفق ظاهر شود. قطعاً مي توانم اين نکته را بگويم که در انتخابات بعدي اصلاح طلبان به لحاظ کار تشکيلاتي و هماهنگي، کارآمدتر و با برنامه تر ظاهر خواهند شد. همه اصلاح طلبان نياز به اين گام رو به جلو را احساس کرده اند و به اميد خدا محقق هم خواهد شد.
    
    مدتي است در فضاي رسانه اي کشور بحثي تحت عنوان «پارلمان اصلاحات» مطرح مي شود. ساز و کار ساختار پارلمان اصلاحات چگونه است؟ قرار است اين ساختار چگونه اختلافات ميان ساختار هاي موجود ميان اصلاح طلبان را حل کند؟ آيا قرار است روندي دموکراتيک براي تشکيل آن به وجود آيد؟ منظور اين است از راه انتخاباتي افراد حاضر در آن انتخاب شوند؟
    ايده پارلمان اصلاحات بارها در گذشته مطرح شده ولي به تعيين جزئيات نرسيده است. در اين باره بحث و گفت وگو بين اصلاح طلبان در جريان است ولي هنوز به جمع بندي نهايي منتهي نشده است. فکر مي کنم که در آتيه نه چندان دور معلوم خواهد شد.
    
    کمي به فضاي سياسي کشور بپردازيم. در اعتراضات اخير که در کشور به وجود آمد يکي از شعار هايي که از سوي برخي از معترضان مطرح مي شد نفي هر دو انديشه اصلاح طلبي و اصولگرايي بود. به نظر نوعي ضعف ارتباط ميان جناح هاي سياسي و جامعه هدف خود باعث ايجاد حس بي اعتمادي بين عموم شده است. مي توان دليل اين امر را پررنگ شدن سياست در جامعه در نزديکي انتخابات توسط جناح هاي سياسي عنوان کرد؟
    نکته شما درست است، هرچند اين موضوع نقش اصلي را در اعتراضات اخير نداشت و مولفه هاي متعدد ديگري هم در کار بود که ما در بيانيه حزب اتحاد به آنها پرداختيم.
     سياست فقط انتخابات نيست و احزاب هم فقط براي فعاليت انتخاباتي به وجود نيامده اند. انتخابات خيلي مهم است اما همه هدف نيست. امروز يکي از بحث هايي هم که مرتبط با بحث قبلي مان مطرح است اين است که ساختارهاي تصميم گير براي اصلاح طلبان فقط کار انتخاباتي انجام بدهند يا فعاليت هاي ديگر هم انجام دهند. پيش از اين در رابطه با شوراي عالي تکليف مشخص بود. کار ويژه اين شورا تاکنون فقط انتخابات بوده است. يکي از بحث هايي که وجود دارد همين است که آيا در دور جديد فعاليت اين شورا فعاليت هايش به همان انتخابات معطوف شود يا کارکردهاي ديگر هم داشته باشد. اينها بحث هاي جاري در ارتباط با اين پرسش شماست.
    نکته مشخص اين است که ما در حزب اتحاد فعاليت خودمان را داريم و صرفاً به انتخابات هم معطوف نشديم. ما اولويت هايي داريم؛ اول بايد منافع ملي را در نظر بگيريم. بعد منافع اصلاحات و بعد از آن منافع حزب و در آخر منافع اعضا را در نظر داريم. حزب اتحاد ملت بدون ترديد بزرگترين حزبي است که در انتخابات پيشين فعاليت انتخاباتي داشت و ستادهايش به طور گسترده در سراسر کشور فعال بودند. اما به اين موضوع بسنده نکرديم و فعاليت هاي خودمان را به شکل جدي در ساير زمينه هاي مرتبط دنبال مي کنيم. در واقع هم نقش آفريني انتخاباتي داشته ايم و هم نقش آفريني در ساير وجوه سياست و کار حزبي. با مجموعه اين فعاليت ها سعي مي کنيم که در ارتباط دوسويه با جامعه باشيم. البته که با نقطه مطلوب فاصله داريم، ولي تلاشمان را مي کنيم که از اين هدف دورتر نشويم. با بخشي از جامعه که فکر مي کنيم نمايندگي شان مي کنيم در ارتباط مستمر باشيم و از آنها عقب نيفتيم.
    
    شعار هايي که در ايام ناآرامي هاي اخير درنفي هر دو انديشه اصلاح طلبي و اصولگرايي از سوي برخي از معترضان مطرح مي شد را چگونه ديديد؟ آيا مي توان گفت اين شعار ها در بين بخش قابل توجهي از جامعه عمق دارد؟
    به نظر نمي رسد اينگونه باشد. مورد اعتراضات اخير در کشور نياز به بررسي بيشتر دارد. ما در حزب اتحاد ساعت ها براي بررسي اعتراضات و انتشار يک بيانيه که بتواند همه جوانب کار را در نظربگيرد وقت گذاشتيم. تقريباً هر روز به کارشناسي اين مساله در حزب مي پرداختيم و گزارش مناطق کشور را از شعبه هاي استاني دريافت مي کرديم. در نهايت موضع ما همان چيزي است که در بيانيه آمد و البته بخش دوم آن بيانيه هم در حال کار شدن است. در مورد شعارها هم به نظرم نمي توان گفت که اين شعارها گستردگي داشت. اما اگر نجنبيم، ممکن است که فراگيرتر شود. نسل جديد که رهاتر از نسل هاي قبل است و برخي تجارب پيشين را هم به عينه تجربه نکرده، با دستاوردهاي حداقلي و انتخاب بين بد و بدتر و کاچي بعض هيچي راضي نمي شود.
    
     آقاي علي رضا رجايي مدتي قبل در يک مصاحبه اعلام کرد که اصلاح طلبان محافظه کار شده اند. اين نقد را نسبت به اصلاح طلبان در سال هاي اخير فعاليت خود قبول داريد؟
    قبول داشته باشم يا نه، اين احساس نزد برخي از جامعه ايجاد شده و لذا نمي توان از آن به راحتي عبور کرد. شخصاً فکر مي کنم که گاهي توجيه و توضيح شرايط موجود از جانب برخي شخصيت ها و جريان هاي اصلاح طلب از حد مي گذرد و برخي مخاطبان نتيجه مي گيرند که اصلاح طلبان به مدافعان وضع موجود يا همان محافظه کار تبديل شده اند. موضع ما در قبال دولت اتحاد و انتقاد بوده ولي گاهي اين انتقاد به خوبي و روشني يا با مصداق روشن گفته نشده يا به انتقاد از برخي انتصابات محدود شده است و راهبردها و خروجي ها را کمتر مورد نقد و بررسي قرار داده اند. اينها از دلايل شکل گيري اين احساس است. اما دلايل ديگري هم وجود دارد. نزديک شدن بخشي از اصولگرايان ميانه به سمت گفتمان اصلاحات، و در نتيجه نزديک شدن اين جريان ها و کاهش تنش هاي رسانه اي، مي تواند يکي ديگر از دلايل شکل گيري اين احساس باشد که چرا اينها به هم نزديک شده اند در حالي که لزوماً به معني عدول اصلاح طلبان از مواضع خود نيست. يا درک شرايط موجود و موانع پيش رو که برخي موانع و ملاحظات را در نظر مي گيرد؛ يا توافق بر سر اين راهبرد که همه با هم حرکت کنيم و با هم به نتيجه برسيم و در نتيجه گاهي حرکت را سنگين و کند مي کند؛ يا نبود توليد گفتمان هاي جديد؛ تکراري شدن برخي چهره ها و حرف ها؛ بازتر شدن شعاع عملکرد و خودنمايي برخي نيروهايي که آرمان گرايي و تعهد کمتري دارند؛ زخم هاي ترميم نشده از حوادث سال هاي گذشته؛ برخي انتصابات يا بحث هايي مثل ژن خوب؛ سکوت نسبي در برابر برخي مطالبات جامعه مثل حق آزادي هاي اجتماعي و سبک زندگي؛ ضعف رسانه اي و تشکيلاتي اصلاح طلبان، همه و همه احساس نبود پيش برندگي گفتمان و راهبرد اصلاحات را نزد برخي ناظران و کارشناسان و بدنه اصلاحات ايجاد کرده است. اما تصور مي کنم که با ارتباط گيري بيشتر اصلاح طلبان با جامعه و گفت وگو با نهادها و فعالان مدني و شبکه هاي اجتماعي، خروج از انفعال چهره هاي مورد وثوق تر اصلاح طلبان و کسب برخي دستاوردها تا حدي اين نقيصه برطرف خواهد شد. اما در کنار همه اين نکات، يک هشدار مهم وجود دارد، که آن سوي نااميدي از اصلاح و اصلاحات، اصولگرايي نيست. اگر امثال اين نقدي که آقاي رجايي به آن رسيده اند در سطح وسيع تري پذيرفته و باور شود، کل حاکميت بايد احساس نگراني کند. نااميدي، به معناي انفعال نيست. گاهي نااميدي به حرکت هاي راديکال ختم مي شود که در آن همه مردم و کشور متضرر خواهند شد.
    
    نيم نگاه
    
    شورايي که تصميم نهايي براي تصميمات اصلاح طلبان را مي گيرد، شوراي عالي سياستگذاري خواهد بود که برگرفته از شوراي هماهنگي و شوراي مشورتي است و بزودي دور جديد فعاليت هاي خود را آغاز خواهد کرد
    ايده پارلمان اصلاحات بارها در گذشته مطرح شده ولي به تعيين جزئيات نرسيده است. در اين باره بحث و گفت وگو بين اصلاح طلبان در جريان است ولي هنوز به جمع بندي نهايي منتهي نشده است. فکر مي کنم که در آتيه نه چندان دور معلوم خواهد شد
    آن سوي نااميدي از اصلاح و اصلاحات، اصولگرايي نيست. نااميدي، به معناي انفعال نيست. گاهي نااميدي به حرکت هاي راديکال ختم مي شود که در آن همه مردم و کشور متضرر خواهند شد
    نزديک شدن بخشي از اصولگرايان ميانه به سمت گفتمان اصلاحات، و در نتيجه نزديک شدن اين جريان ها و کاهش تنش هاي رسانه اي، مي تواند يکي ديگر از دلايل شکل گيري اين احساس باشد که اصلاح طلبان محافظه کار شده اند
    به اندازه احزاب موجود در کشور گفتمان سياسي نداريم. در واقع محافل و گعده ها تصميم به راه اندازي حزب کرده اند. در درون جريان اصلاحات هم يک آمار متغير بين 20 تا بيش از 55 حزب داريم. شايد در يک شرايط نرمال بيش از دو سه حزب اصلاح طلب معنا نيابد. مجموع اين مسائل اصلاح طلبان را به اين واقعيت رسانده که به سمت فعاليت جبهه اي حرکت کنند

    
    
    
    رفتار جبهه اي، گامي به جلو در مسير توسعه سياسي / واکاوي ساختار تصميم گيري هاي اصلاح طلبان در گفت و گو با حسين نوراني نژاد ، سخنگوي حزب اتحاد ملت
    


 روزنامه ايران، شماره 6740 به تاريخ 22/12/96، صفحه 10 (سياسي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 6 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله تحقيقات و رويه هاي بيمارستاني
متن مطالب شماره 2 (پياپي 302)، Spring 2018را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است