|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران96/12/22: پسروي كاخ سفيد و ظهور نيروهاي جديد
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6829
چهارشنبه بيست و هفتم تير ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6740 22/12/96 > صفحه 13 (جهان) > متن
 
      


پسروي كاخ سفيد و ظهور نيروهاي جديد
امريكا و معادلات تازه جهاني

نويسنده: جيمز پاريوت، سالوادور سانتينوو جيت هي ير
مترجم: وصال روحاني

دنيا به شکلي آشکار به سوي عصري بي ثبات مي رود. تلاش امريکا براي قدرت نمايي مجدد و سربرآوردن «قدرت» هايي تازه در اين سو و آن سوي جهان موجب به هم خوردن موازنه هاي قواي سابق شده است. از يک سو رئيس جمهوري فعلي امريکا با عدم فهم معادلات سياسي بحران هايي را مي آفريند که محصول زياده خواهي هاي اوست و از جانب ديگر برخي دولت ها در حال نيرومندشدن از هيچ رويکردي براي حل مشکلات پيش روي خود ابا ندارند. اين در حالي است که تا همين 20سال پيش سلسله مراتب قدرت و رعايت پيشينه سايرين در برنامه کار دولت هاي غربي و شرقي جاي داشت و هيچ کس به طور انفرادي تصميم نمي گرفت و امروز با ملت ها و دولت هايي مواجه ايم که براي حفظ جايگاه خود دست به هر کوشش تهورانه اي مي زنند و چيزي به نام ترس از امريکا يا هر کشور ديگري ندارند. همه اينها ناظران را به اين باور و سوال منطقي رسانده که آيا شرايط فعلي شروع سقوط امريکا نيست و آيا روسيه و چين براي انجام وظايف بسط يابنده خود پس از چنان سقوطي آماده هستند؟ البته شکستن هيمنه ظاهري امريکا از چند سال پيش شروع شده بود ولي رويدادهاي پيش رو از اتفاقات سال هاي اخير هم براي کاخ سفيد نگران کننده تر است زيرا بر تعداد مدعيان و ناراضيان از سياست هاي امريکا افزوده و حتي در داخل خود اين کشور هم بر سر مبارزه با امثال کره شمالي اتفاق نظر وجود ندارد و تندروي هاي ترامپ بيش از هر کسي مردم امريکا را به آينده خويش بيمناک کرده است.
    
    معادلات تغيير يافته
    در ابتداي قرن گذشته شرايط جهان به گونه اي ديگر بود. امريکابه لطف خيل مهاجراني که در اين کشور سکني گزيده بودند سرشار از نظريه پردازان نوجو شده بود و ديري نپاييد که تلاش اين مهاجران از تلاش براي بهسازي داخلي به سوي تعيين ادوات قهري و تاکتيک هاي سياسي براي دست بردن در کار ساير کشورها تغيير مسير يافت. شرايط موجود خبر از تبديل شدن امريکا به قدرت اقتصادي تازه جهان هم مي داد و صنعتي در اين کشور در حال شکل گيري بود که مي توانست دير يا زود به کنار زدن اقتصادهاي پوياتر و قديمي تر آلمان و فرانسه و ايتاليا منجر شود؛ امريکا زماني کامل شد که اقتصادهاي ديرپاتر اين کشورهاي اروپايي در دهه هاي 1950 و 1960 به سوي نزول رفتند. جنگ جهاني دوم و زيان هاي هولناک آن سهمي بزرگ در فرآيند فوق داشت و ژرمن ها بابت جهان گشايي هاي ناتمام مانده آدولف هيتلر ديوانه چنان تحت فشار و انتقاد و اعتراض قرار گرفته بودند که مجبور به تغيير رويه در کارهاي خود شدند. يک دهه را صرف بازسازي چهره مخدوش خود کردند و فرانسه و ايتاليا با ياس ناشي از ويرانه هاي جنگ به شکلي بي نتيجه سر و کله زدند.
    
    دور از آتش جنگ
    آن ايامي بود که امريکا به سبب دور بودن از آتش مستقيم جنگ (حمله ژاپن به پرل هاربر و تبعات آن عملاً اثر ديرپايي بر اقتصاد امريکا نگذاشت) بهتر از رقباي اروپايي اش توانست استراتژي هاي خود را تعريف و تدوين و اجرايي کند. در همان زمان امريکا شروع به تدوين آيين نامه غير رسمي و سرشار از بي عدالتي اعمال قدرت در سطح جهان کرد و با اينکه اتحاد جماهير شوروي يک رقيب پاياپاي براي امريکايي ها شده بود اما کارخانه ها و ادوات صنعتي اش به اندازه امريکا فعال و پويا نبودند و صنايع سنگين روس ها در مقام قياس با صنايع چابک و پر شتاب امريکا به آرامي رنگ مي باختند. اين موارد کمک کرد تا امريکا به اين باور کاذب برسد که هيچ کس نمي تواند به اندازه اين کشور براي جهان تعيين خط مشي کند يا اينکه جنگ ويتنام تبديل به يک گرداب براي امريکا در سال هاي 1962 تا 1975 شد اما برنامه ريزان سياسي امريکا با زرنگي دست به تشکيل زرادخانه هاي وسيع نظامي زدند تا با ايجاد خطر جنگ و شائبه زور و زري در اين جا و آن جاي جهان، اختياراتي از اين و آن بگيرند.
    
    بي صبر و گستاخ
    امروز (اواسط ماه مارس 2018) معادلاتي به کلي متفاوت بر جهان حاکم است و سياست هاي باراک اوباما که آميزه اي از حفظ سنن و باورهاي مدرن تر و ايجاد يک تصوير صبورتر از امريکا بود، جايش را به دولت بي صبر و گستاخ دونالد ترامپ داده است. ترامپ به سبب تازه کار بودن در عرصه سياست در يک سال منتهي به پيروزي اش در انتخابات رياست جهوري 2016 امريکا و سپس در ماه هاي نخست استقرارش در کاخ سفيد وعده هاي نهايي براي تقويت جايگاه سياسي امريکا و حاشيه نشين کردن سايرين داد اما بديهي بود که آن روال به بار نمي نشيند و قابل اجرا نيست و سردر گمي برخاسته از دوگانگي فوق و سربرآوردن نيروهاي تازه اي در سطح جهان که از يک امريکاي پر تضاد هيچ باکي ندارند، نقشه سياسي جهان را عوض کرده است. ترامپ براي متقاعد و سربه راه کردن سايرين چهره يک کابوي خشن را به خود گرفته اما پس از به مصالح کشاندن جنگ کلامي تندش با کره شمالي و عقب نشيني مقابل مکزيکي هايي که تعداد زيادي از آنها در امريکا ساکن اند و سپس تعديل چشمگير قانون منع ورود اتباع کشورهاي مسلمان به خاک امريکا ناخواسته به سمت تضعيف هژموني کشورش پيش رفته و به وسيله اي موثر در راه فرو ريختن ترس سابق از امريکا در سطح جهان تبديل شده است.
    
    سر «آنها» گرم است
    اين در حالي است که همزمان با پسروي فرانسه و ايتاليا در معادلات جهاني و عقبگرد ماشين اقتصادي آلمان، هيچ نيروي بالقوه تازه اي در اروپا ظهور نکرده و روسيه نيز درگير تبعات ماجراهاي اوکراين و راضي سازي طايفه ها و قوم هاي پر تعدادي شده است که در داخل روسيه يا ايالت هاي سابق شوروي که از 1991 مستقل شده اند به فعاليت عليه کرملين مشغول اند. سياست هاي ويژه ولاديمير پوتين در ارجح شمردن رويدادهاي خارجي از جمله حمايت از سوريه در تبادل تهاجم نيروهاي امريکايي و تروريست هاي چند مليتي به دمشق سبب شده روس ها نتوانند از خلا قدرتي که بي کفايتي اوباما و رويا پردازي هاي ترامپ براي امريکا در عرصه هاي جهاني به وجود آمده، بدرستي بهره گيرند.
    
    تازه و بالنده مثل ايران
    امروز جهان سرشار از نيروهاي تازه و بالنده اي مثل ايران است که بر تماميت ارضي و استقلال ايده و قوت آرمان هاي خود پاي مي فشرند و اخلاق گرايي که ميراث نخست انقلاب اسلامي است به آرامي بر کشورهاي عرب خاورميانه و حتي شمال آفريقا تاثير مطلوبي گذاشته و طرح جنايت آميز امريکا براي به راه اندازي نيرويي جهنمي به نام داعش به قصد محدود کردن دامنه نفوذ ايران و ساير استقلال طلب ها در صحنه سياست آسيا فقط منجر به ايجاد يک موج بزرگ و تازه از بي نظمي و مرگ و ياس در اروپا شده است. سرکوب داعش توسط ايران، سوريه و روسيه در ماه هاي اخير پاي جنايتکاران فراري داعش را بيش از پيش از آسيا دور و به اروپا باز کرده و حملات انتحاري کور و بي هدف اين سازمان مخوف و بي هويت را به سمت و سوي مردمي کشيده است که لزوماً هيچ سنخيت و ارتباطي با داعش ندارند.کارشناسان امر معتقدند تمامي نشانه ها خبر از سقوط فزاينده امريکا در معادلات سياسي و اقتصادي مي دهند و چون مولفه هاي سياسي تازه اي سربرآورده اند و خبري از هيمنه هاي تحميلي قبل نيست، دنيا شروع به تعريف مجدد آيين هاي سياسي و حکومتي خويش کرده است.
    
    حتي در اقتصاد
    حتي شاخصه هاي مالينيز خبر از نجات امريکا نمي دهند. در سال 1980 سهم امريکا در ايجاد و ذخيره سازي ثروت جهاني به 6/24 درصد مي رسيد و در سال 2011 به 1/19 درصد کاهش يافت و در پايان سال 2017 به 6/17 رسيد و طبق برآورد کارشناسان در خاتمه 2018 تا 1/16 تنزل خواهد کرد؛ چين که در نقطه مقابل فقط 3/2درصد از ثروت جهاني در سال 1980 را در اختيار خود داشت در سال 2011 به 4/14 درصد رسيد و در پايان سال 2018 به 5/18 درصد هم دست خواهد يافت. توماس رايت نظريه پرداز امريکايي در کتاب جديدش به نام «تمامي تدابير دور از جنگ» آورده است: در حد فاصل سقوط اتحاد جماهير شوروي تا روي کارآمدن دونالد ترامپ بسياري از کارشناسان امريکا اعتقاد داشته اند که اين کشور تبديل به نيرويي غيرقابل برابري در سطح جهان خواهد شد و نيروي ديگري نخواهد بود تا پوزه اش را به خاک بمالد اما جنگ طلبي هاي جورج بوش پدر و پسر و گشت زدن هاي غير مسئولانه بيل کلينتون ابزار چنين حکومتي را از امريکا گرفت و دارو دسته اوباما شامل هيلاري کلينتون و جان کري نيروي خود را بيشتر صرف ترميم خرابي هاي برخاسته از اقدامات افراد فوق کردند و زمان و مجالي براي ساختن چيزي تازه نداشتند و دونالد ترامپ اصولاً آمده است تا ويران سازد و گرد و خاک کند اما حرف هاي بي حساب و کتاب او تبديل به جديدترين وسيله و فاکتور در فروريزي تصويري شده است که ماشين هاي تبليغاتي امريکا در گذشته قصد ايجاد آن را براي اين کشور داشتند.
    
    جهان ناآرام
    التهاب پايان ناپذير بين دو کره و ازدياد حملات تروريستي در سطح جهان که داعش تنها خالق آن نبوده است و تنش هاي تند و تلخ در برخي کشورهاي آفريقايي غرب و شرق آسيا فضايي را در جهان به وجود آورده که کمتر کسي حاضر است آن را براي زندگي ايده ال بيانگارد. در اواخر دوران رياست جمهوري جورج دبليو بوش ميزان اعتقاد به نقش پيشرو امريکا در معادلات جهاني تا حد 30 درصد کاهش يافته بود و با اينکه باراک اوباما آن را در بدو رياست جمهوري اش به 43 درصد افزايش داد، در موقع رفتن وي اين بيلان مجدداً به 31 درصد کاهش يافته بود و امروز که ترامپ شلاق بر مي دارد و بر پيکر مجروح سياست و اقتصاد امريکا مي کوبد، اين ميزان در آخرين نظرسنجي ها تا 18 درصد پايين آمده است. اين روزها خيلي ها مي گويند امريکا ديگر قدرت کمک رساني به سايرين را ندارد و مشت هاي پيشتر آهنين اش تبديل به مشتي باز در راه حمايت از اسرائيل غاصب شده است و نيروهاي اروپايي که پي به نزول امريکا برده اند ابتکار عمل را خود در دست گرفته اند. اين روندي است که نقشه جهان را در طليعه بهار 2018 بسيار مخدوش و لرزان کرده و بيش از هر چيز لغزش خود امريکايي ها و سياستمداراني چند چهره مثل رکس تيلرسون و امواج رفت و آمدها و عزل و نصب ها در کاخ سفيد در ايجاد اين لغزش دست داشته است.
    
    منابع:
    
     نيو رپابليک و اي رليشن
    
    پسروي کاخ سفيد و ظهور نيروهاي جديد / امريکا و معادلات تازه جهاني
    


 روزنامه ايران، شماره 6740 به تاريخ 22/12/96، صفحه 13 (جهان)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 4 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه هنر موسيقي
متن مطالب شماره 171، ارديبهشت و خرداد 1397 را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است