|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران96/12/22: آتشي كه روشن ماند
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6807
پنجشنبه سي و يكم خرداد ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6740 22/12/96 > صفحه 15 (تاريخ) > متن
 
      


آتشي كه روشن ماند
چهارشنبه سوري و آداب آن از گذشته تا امروز

نويسنده: پرستو رحيمي*


    
    برگزاري جشن ها و اعياد از ويژگي هاي فرهنگي تمامي جوامع است. از کهن ترين زمان ها تا به امروز تمامي فرهنگ ها در همه سرزمين ها، روزهايي از سال را جشن گرفته اند. بررسي و سيري در تاريخ و تمدن، گوياي آن است که ايرانيان در گذر زمان، اين جشن ها و اعياد را با آيين هاي خاصي بر پا مي داشتند. جشن هاي گاهنبار از جمله جشن مهرگان، تيرگان، شهريورگان، آذرگان و سپندارمذگان و... از جمله آنهاست، اما با گذشت زمان و تحولاتي که در جامعه ايراني و هويت فردي رخ نمود، امروزه اين جشن ها به همان شکل و شمايل گذشته برگزار نمي شوند.
    
    جشن «چهارشنبه سوري»
    اين جشن که نشان دهنده ويژگي فرهنگي و هويت ملي و قومي ماست، يکي از جشن هاي ديرپاي استقبال ايرانيان از عيدنوروز و بهار است. مردمان گذشته با افروختن آتش که نماد روشني، طراوت و زندگي بود، با تاريکي، سردي و سياهي زمستان وداع کرده و به بهار خوشامد مي گفتند. درحقيقت آغاز آيين نوروزي ايرانيان، با جشن چهارشنبه سوري و اختتام آن در روز سيزدهم فروردين يا سيزده بدر همراه بود. پرداختن به ريشه، تاريخ و منشا اينگونه آيين ها و جشن ها کاري است دشوار، زيرا اين مراسم يکباره پديد نيامده اند. آيين نوروزي و تمام مشتقات آن اعم از جشن چهارشنبه سوري نيز از اين دست است. درباره منشا چهارشنبه سوري مطالب ضد و نقيضي بيان شده است، اما اکثر پژوهشگران و محققان، چهارشنبه سوري را مربوط به دوران ايران باستان دانسته و ريشه هاي آن را به قبل از ورود اسلام به ايران بازمي گردانند.
    «هانري ماسه» خاورشناس و ايران شناس فرانسوي دراين باره مي نويسد: «اين رسم شايد يادگار دين زرتشت باشد و جهانگردان قديم به آن اشاره نموده اند، اما شيعيان طور ديگري تعبير کرده اند. به عقيده آنها مختار که به انتقام خون حسين(ع) برخاست در آن شب براي آگاهي ياران خود دستور داد که آتش بر بام خانه هاي خود روشن کنند.»(1) «جعفر شهري باف» نويسنده و تهران پژوه، در کتاب «طهران قديم» مي نويسد: «تصور عامه بر اين بود که در اين شب بوده که شعاع نور ربوبيت در کوه طور بر موسي(ع) ظاهر مي شود. در اين شب بوده که آتش نمرود بر ابراهيم خليل(ع) گلستان مي شود. در اين شب بوده که آهن در دست داوود نبي نرم مي شود. در اين شب بوده که زرتشت به پيغمبري رسيده و در اين شب بوده که مزدکيان نابود مي شوند.»(2)
    
    چرا چهارشنبه آخرسال؟
    در باب اينکه چرا چهارشنبه آخرسال براي برگزاري چنين جشني انتخاب شده است آراي متفاوتي وجود دارد. «دکتر مهرداد بهار» پژوهشگر و اسطوره شناس، عقيده دارد که برگزاري اين مراسم در شب چهارشنبه آخرسال شايد به دليل عدد 4 و معرف چهار فصل سال باشد که بر اين اساس آخرين چهارشنبه از آخرين فصل سال روزي براي آغاز جشن و سرور در نظرگرفته شده، همچنين گويا نوعي نحوست براي چهارشنبه يا به طور خاص چهارشنبه آخر سال بخصوص پس از ورود اسلام به ايران که روزهاي چهارشنبه را نحس مي دانست قائل مي شده اند.(3) «آدام اولئاريوس» جهانگرد آلماني که در دوره حکومت «شاه صفي» جانشين «شاه عباس اول» به ايران سفر کرده ، درباره چهارشنبه سوري در سفرنامه خود مي نويسد: «چهارشنبه سوري ايراني ها يعني آخرين چهارشنبه سال که به عقيده آنها بدترين روزهاي سال به شمار مي رود و بنابر آنچه از پيشينيان آنها روايت شده و خودشان تجربه کرده اند، در اين روز هيچ شانس نداشته و روز خوبي براي هيچ کس به شمار نمي آيد به همين جهت بيشتر مردم دست از کار مي کشند و دکان ها را مي بندند از خانه کمتر خارج شده و حتي المقدور کمتر حرف مي زنند.»(4)
    از نظر لغوي نيز واژه سور که به معناي سرخ است احتمالاً اشاره اي به سرخ بودن آتش و آتش افروزي در اين شب دارد که به اعتقاد «آرتور کريستين سن» مستشرق دانمارکي، اين گيراندن آتش براي دفع شر و شرارت ديوان، ددان و شياطين بوده است. «سعيد نفيسي» اديب و تاريخ نگار، نيز سور را به معناي عيش و عشرت و جشن به کار برده است.(5)
    
    آداب چهارشنبه سوري
    مسلماً هر آيين و مراسمي، آداب و اهداف خود را داشته و چهارشنبه سوري نيز از اين قاعده مستثني نيست. آيين چهارشنبه سوري در نقاط مختلف ايران، با توجه به موقعيت جغرافيايي و شرايط اقليمي، با جلوه هاي متفاوتي برگزار مي شد. در گذشته، برخي از اين آداب و رسوم در تمامي مناطق به شکل يکسان برپا و برخي نيز مختص همان منطقه بود. آداب متداول اين جشن عبارت بودند از: خانه تکاني، پوشيدن لباس نو، آتش افروزي، شال اندازي، کجاوه بازي، آب پاشي و آب بازي، کوزه شکني، بخت گشايي و گره گشايي، قاشق زني يا ملاقه زني، خوردن آجيل، پختن انواع غذاهاي مخصوص اين روز، زيارت اهل قبور و امامزادگان و خيرات براي اموات و...
    
    دور ريختن ناپاکي
    به استناد منابع تاريخي، در بيشتر مناطق ايران پيش از رسيدن چهارشنبه سوري، ايرانيان به خانه تکاني و گردگيري مي پرداختند و دور ريختن وسايل کهنه را به روز چهارشنبه سوري موکول مي کردند. کوزه شکستن و دور انداختن کوزه کهنه يکي ديگر از مراسم شب چهارشنبه سوري بود. آنها بر اين باور بودند که کوزه که طي يک سال همواره خدمت کرده و هر دستي به آن رسيده است و دسته و دهانه آن سياه گشته، سر چشمه پليدي ها است، بنا براين بر کوزه قديمي نام شيطان را مي نوشتند و آن را از بام به کوچه مي انداختند تا هزار تکه شود و با خود مي گفتند: «دور کردم و دور کردم، چشم دشمنو کور کردم.» (6)
    «هوشنگ پورکريم» جامعه شناس روستايي، نيز به جلوه ديگري از اين رسم اشاره کرده: «مردم تهران تا چند سال پيش، از سر در نقاره خانه بالا مي رفتند، کوزه اي آب نديده با خود مي بردند و از آنجا به زمين مي افکندند و مي شکستند. کساني که به آنجا دسترسي نداشتند از بام خويش کوزه را مي افکندند و عقيده داشتند که اين کار قضا و بلا را تمام سال از آنها دور مي کند.(7) آدام اولئاريوس، براساس مشاهدات خود در اصفهان عصر صفوي، روايت ديگري از کوزه در چنين روزي دارد که در ديگر منابع از آن خبري نيست. احتمالاً بعدها چنين رسمي تغيير کرده باشد يا وي اساساً به آيين ديگري اشاره داشته: «عده اي در چهارشنبه سوري کوزه هاي خود را برداشته بدون آنکه با کسي حرف بزنند و به جايي نگاه کنند به خارج شهر رفته و کوزه را پر آب کرده و آن را مي آورند و به خانه و اتاق هاي خود آب مي پاشند و عقيده دارند چون آب صاف و پاک است، پليدي و بدبختي را از خانه شسته و با خود مي برد و اگر در راه به يک دوست و آشنا برسند قدري از آن را به او پاشيده يا اصولاً کوزه را روي سرش خالي مي کنند تا بدبختي هاي او را شسته و از بين ببرد.» (8) جعفر شهري درباره رسوم مردم تهران در چهارشنبه آخرسال، مي نويسد: «از يکي دو روز به شب چهارشنبه سوري مانده آب هاي حوض و حوضچه هاي خانه را خالي و عوض مي کردند، به اين صورت که قبلاً زن ها ظروف دم دستي و سپس هر چيز کثيف شستني خود، مانند لباس را آب کشيده به روي بند پهن مي کردند و به نيت اتصال خانواده از بغل به هم گره مي زدند.»(9) در برخي مناطق ايران، همه اهل خانه آب حوض را که نمادي از سياهي و چرک دلي بود کشيده و آب پاکيزه اي به همراه چند حبه قند يا نبات که نشانه اي از شيريني فصل نو بود در حوض مي انداختند. اعمالي از اين دست به منظور دور کردن پليدي ها و نجاسات از محيط خانه صورت مي گرفت، بخصوص که فصل زمستان براي مردم آن زمان زحمات و سختي هاي زيادي به همراه داشت.
    
    زنان و سه شنبه آخرسال
    در بعدازظهر روز سه شنبه آخر سال مراسم خاصي توسط زنان اجرا مي شد. در کتاب طهران قديم مي خوانيم: «نخستين کار بعدازظهر سه شنبه آخرسال اين بود که سحرزده ها، سياه بخت ها و بخت بسته ها، مثل دختران و بيوه زنان خانه مانده، روانه دباغخانه شده تا آب آن را به دست آورند و رسوم اين کار چنين بود که هر يکي کوزه يا شيشه اي برداشته، رخت و کفش کهنه پوشيده در اتاقي که درش رو به جنوب باز شود جمع شده و از آنجا با هم حرکت مي کنند و سخنانشان تا دباغخانه همه از بريدن و دريدن و شکستن و ريشه کن کردن و سوزاندن و بيرون کردن باشد تا به دباغخانه برسند و سر و دست خود را در آب آن بشويند.»(10) آدابي از اين دست يا بزک کردن زنان، نشانه اي از اميد به تغييرات در سال جديد و تلاش براي ادامه زندگي مي تواند باشد. به روايت منابع تاريخي: «زنان از دو سه ساعت بعدازظهر که بايد براي پريدن از روي آتش آماده مي شدند، چهره خود را بزک مي کردند و آرايش هفت قلم که مي گويند از جمله آرايش هاي همين شب به شمار مي آمده است.»(11)
    
    زردي من از تو، سرخي تو از من
    زيباترين و شايد قديمي ترين آداب چهارشنبه سوري که در تمام مناطق هنوز هم اجرا مي شود، آتش افروختن و پريدن از روي آن و شادي کردن در کنار آن است. حال که آفتاب غروب کرده بود و امور منزل و برخي رسومات زنانه به انجام رسيده بود، مي بايست در زردي رو به زوال خورشيد آتش ها افروخته شوند. به اين ترتيب: «بته ها در صحن خانه ها و درازاي کوچه ها و زيرگذرها در هفت کپه و خط مستقيم رديف شده يک نفر کبريت به نخستين کشيده از شعله آن کپه دومي و از شعله آن سومي تا آخرين را گيرانده ديگران که در پشت کپه نخستين به قطار ايستاده منتظر پريدن از رويشان بودند شروع به دويدن و پريدن مي کردند و با هر جهش يک بار «زردي من از تو، سرخي تو از من» را به زبان مي آوردند تا شعله ها فروکش کرده و رو به زوال روند.»(12) اشعار ديگري مانند «اي شب چهارشنبه، اي کليد چاردنده، بده مراد بنده» يا «غم برو شادي بيا، محنت برو روزي بيا» خوانده مي شد و اين غيراز اشعاري است که قوميت هاي مختلف اعم از کرد، لر، ترک، بلوچ و... در فرهنگ خود داشته اند. همچنين اعتقاداتي درباره کپه هاي آتش که حاصل هيزم، بوته هاي خار، گون، گز، ساقه هاي گندم يا پوشال برنجي بود وجود داشت. «اين بته ها بايد سه، پنج يا هفت کپه بوده باشند و نبايد جفت باشند و بهترين و کامل ترين آنها هفت کپه است. سه کپه اگر چه با نظر تسديس تطبيق داشته ولي مقبول نبود. پنج کپه نيز قرين ستاره ناهيد مي شد و شادي و سرور مي آورد اما کمال حقيقي نبود و بهترين همان عدد سرنوشت ساز هفت بود.»(13)
    در کتاب طهران قديم مي خوانيم: «گيراندن اين بته ها شرايط و الزامات خاص خود را داشته که بايد رعايت مي شده است. براي مثال تمامي کپه ها مي بايست رو به قبله باشند يا کساني که از روي آتش مي پرند اگر خواهان برآورده شدن آرزويشان هستند بايد در خريد و تهيه آن سهم داشته باشند.» (14) به موازات اين الزامات، باورهايي خرافي نيز دراين باره رواج پيدا کرده بود. «براي مثال اگر فردي يک کپه را به نام خود نامگذاري مي کرد و آتش آن ديرتر از باقي کپه ها خاموش مي شد حتماً به حاجتش مي رسيد، يا اگر آتش، جامه يا بدن را سوزانده بود دشمن بر او غلبه مي نمود. اگر پاي کسي به کپه اي خورده بته ها و شعله هايش پراکنده مي شد زندگيش پريشان يا غمش به پايان مي رسيد.»(15)
    بسياري اعتقاد داشتند که خاکستر چهارشنبه سوري نحس است، چرا که مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و بيماري خود را به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. اين اعتقاد سبب مي شد تا زن هر خانه خاکستر بر جاي مانده از آتش چهارشنبه آخرسال را در خاک انداز جمع کرده، به بيرون از خانه ببرد و آن را در سر چهارراه يا در آب روان بريزد. زن در بازگشت به خانه، در خانه را مي کوبيد و به ساکنان خانه مي گفت که از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي را براي خانواده به ارمغان آورده است. اهالي خانه نيز در اين هنگام در را به روي زن مي گشودند و اعتقاد داشتند که وي تندرستي و شادي را براي يک سال به درون خانه خود آورده است.(16)
    
    آجيل چهارشنبه سوري
    مراسمي مثل چهارشنبه سوري براي سياحان و جهانگرداني که به ايران سفر کرده اند جذاب بوده و درباره آن بسيار نوشته اند. براي مثال «هانري رنه دالماني» سياح فرانسوي از استعمال گونه اي لباس و ماسک براي چنين جشني مي نويسد: «روز چهارشنبه قبل از عيد نوروز را چهارشنبه سوري يا چهارشنبه آخر سال مي گويند، در اين روز جشن مي گيرند و شب از روي آتش مي پرند و بازيگران با لباس هاي مضحک عجيب و غريب و ماسک هاي خنده آوري که به صورت مي زنند مي آيند و به انواع مختلف وسايل سرگرمي جوانان و کودکان را در بازارها و محلات شهر فراهم مي سازند. مطرب ها و رقاصان و خرس بازان و ميمون بازان در کوچه و بازار مي گردند و خرس ها و ميمون ها را به رقص در مي آورند و تماشاچيان هم در عوض پولي به آنها مي دهند.»(17) احتمالاً استفاده از ماسک در مراسم چهارشنبه سوري در دوره خاصي از تاريخ رواج داشته چون ديگر منابع چنين نظري ندارند. غير از رسوم ياد شده، فال گوش و بخت گشايي هم وجود داشته که امروزه کمتر به آنها پرداخته مي شود. «آجيل چهارشنبه سوري در گذشته يمن و شگوني داشت که در اين شب با خود به خانه ها مي آورد که از هفت نوع خوردني و ميوه خشک مانند کشمش، نخودچي، توت، انجير، خرماي زرد، قيسي و باسلق تشکيل مي شد و هفت قلم بودن آن به دليل اعتقاد به خوش يمني عدد هفت بود که با آن کارهاي اهل خانه تا آخر سال سکه مي شده است.»(18)
    
    ازتوپ مرواريد تا ترقه و فشفشه
    علاوه بر آنچه ذکر شد، بايد از آداب ديگري نيز ياد کرد که به احتمال زياد در سطح شهر تهران اجرا مي شده اند. براي مثال بايد از توپ مرواريد ميدان ارگ تهران نام برد که چون وسيله اي ناشناخته براي مردم بود به آن توسل مي جستند و نذر و نياز مي کردند تا حاجت خود را بگيرند، به همين دليل شب چهارشنبه سوري مردم از توپ مرواريد، التماس دعا کرده، از زيرش رد شده، از روي لوله اش سر خورده به چرخ ها و زنجيرهايش دخيل مي بستند. (19)
    برخي افراد در روز چهارشنبه سوري براي سرگرمي مردم، ظاهري مانند غول و بسيار زشت براي خود مي ساختند و در کوچه و خيابان به راه افتاده و اشعاري عجيب مي خواندند و به اين ترتيب از مردم پول دريافت مي کردند به اين بهانه که ديگر در سال جديد ديو و ددي به سراغ آنان نخواهد آمد. اين افراد که سر و ريش ژوليده اي داشتند نيمتنه اي از پوست ببر يا پلنگ با تسمه اي چرمي به تن مي کردند، کاسه شاخدار سر گاوي به سر مي گذاشتند و در اماکن شلوغ مثل قهوه خانه و خيابان ها ظاهر مي شدند و «با نعره گوش خراش وسط مردم جست زده خود را غول بيابان خوانده و با خواندن اشعار زير که معلوم نبود از چه کس و به چه خاطر ساخته پول جمع مي کردند. اشعاري مثل: ما غول بيابانيم، سرگشته و حيرانيم، ما سيرت زشت جمع، بر جمع نمايانيم، ما روح شما زشتان، از جمله شما نالان، اينگونه پريشانيم.» آتش افروز نيز دسته اي ديگر بوده اند که تقريباً کار شعبده بازان را انجام مي دادند. آنان لباس سرخ پوشيده، کلاه منگوله دار به سرنهاده، زنگوله به لب آستين دوخته، با قوطي نفت و مشعلي که از کهنه بر سر مفتول بسته بود به دور کوچه، محله ها راه مي افتادند و مشعل خود را به دهان برده و با شعله خاموش آن را از دهان خارج مي کردند و شعرهاي زير را خوانده و پول مي گرفتند: «آتيش افروزه، سالي يه روزه، دنيا دو روزه، مثل نيم سوزه يا همصدا مي خواندند آتش افروزه، سالي يه روزه، پول ندي اگه، قوزت رو قوزه، ميشي روفوزه، ميري تو کوزه.»(20)
    از دوران ناصرالدين شاه به بعد و از طريق فرانسويان آتش بازي باروتي و ترقه به ايران راه يافت و مهم ترين استفاده آن در شب چهارشنبه سوري شد. به روايت منابع «از ديگر کاسبي ها و بازي ها در شب چهارشنبه سوري ترقه فروشي و بازي اطفال و بعضي بزرگسالان بود که به وسيله آتش بازي هاي باروتي انجام مي گرفت و شامل بود بر ترقه، فشفشه، کوزه، خمپاره و پاچه خيزک که از عصر آن به صدا و نمايش در مي آمد.» (21) «مادام کارلاسرنا» همسر وزيرمختار انگليس در زمان ناصرالدين شاه در ايران، درباره علاقه ايرانيان به آتش بازي مي نويسد: «شرقي ها به طور کلي هر نوع نمايش چشم نواز را دوست دارند و براي ايرانيان هيچ چيز خوشايندتر از آتش بازي نيست. هر رويداد خوشي با آتش کردن فشفشه ها جشن گرفته مي شود. آتش بازي در صدر برنامه هاست و حتي خانواده هاي فقير هم دست کم چند شاهي براي خريد ترقه، پول خرج مي کنند. ترقه ها و فشفشه ها و کوزه هاي هفت رنگ جمعيت را مسحور مي کند. مردم زير باران آتش فشفشه ها و ترقه ها، آنچنان آرام و بدون ترس اين سو و آن سو مي روند، گويي که رويين تن و آسيب ناپذيرند.» (22)
    به اين ترتيب شب چهارشنبه آخرسال از دير ايام تاکنون براي ايرانيان شب شادي و سرور شناخته شده با برافروختن آتش، اين آيين را زنده نگه مي دارند. تمامي آداب، آيين ها و سنت هاي چهارشنبه سوري علاوه بر اهميت و بعد بومي خود، نمادي از همبستگي فرهنگي کشور است و همچنين همه آنها در نواحي مختلف ايران با وجود تفاوت هايي که با يکديگر دارند، در يک ويژگي با هم مشترکند و آن راندن ناپاکي ها و بدي ها به منظور زايش دوباره جهان است.
    
    منابع:
    
    1- آيين ها و مراسم چهارشنبه سوري در فرهنگ عامه، شهرزاد دوستي و الميرا شاهرودي، فصلنامه فرهنگ مردم ايران، شماره 27، ص 29
    2- کتاب طهران قديم، جعفر شهري، ج4، ص 63
    3- فصلنامه فرهنگ اصفهان، شماره 17 و 18
    4- سفرنامه آدام اولئاريوس، ص 456
    5- چهارشنبه سوري و ريشه هاي فرهنگي آن در ايران، امير الهامي، فصلنامه فرهنگ اصفهان، شماره 17 و 18، ص 29
    6- کتاب طهران قديم، ج4، ص 86
    7- چهارشنبه سوري و ريشه هاي فرهنگي آن در ايران، امير الهامي، فرهنگ اصفهان، شماره 17 و 18
    8- سفرنامه آدام اولئاريوس، ص 466
    9- کتاب طهران قديم، ج4، ص 63
    10- همان، ج 4، ص 70
    11- همان، ج4، ص 77
    12- همان، ج4، ص 84
    13- همان، ج4، ص 85
    14- همان، ج4، ص 85
    15- همان، ج4، ص 86
    16- چهارشنبه سوري آييني که اصل آن از يادها رفته، مجله اتاق بازرگاني، ش 12، ص18
    17- سفرنامه هانري رنه دالماني، ص 221
    18- کتاب طهران قديم، ج4، ص 89
    19- همان، ج4، ص 75
    20- همان، ج4، ص 77
    21- همان، ج4، ص 82
    22- سفرنامه مادام کارلاسرنا، ص 221
    
    *تاريخ پژوه
    
    آتشي كه روشن ماند / چهارشنبه سوري و آداب آن از گذشته تا امروز
    


 روزنامه ايران، شماره 6740 به تاريخ 22/12/96، صفحه 15 (تاريخ)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 21 بار
    



آثار ديگري از "پرستو رحيمي"
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
Journal of Caring Sciences
متن مطالب شماره 2 (پياپي 702)، Jun 2018را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است