|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 96/12/22: طبقه كارگر براي خود: وحدت كار فكري و مادي
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3244
شنبه بيست و چهارم شهريور ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3108 22/12/96 > صفحه 8 (انديشه) > متن
 
      


طبقه كارگر براي خود: وحدت كار فكري و مادي


نويسنده: جواد لگزيان

فاصله کهکشاني بين زندگي يک متخصص تحصيلکرده با يک کارگر روزمزد آنقدر زياد است که ديگر سخن از برابري بين ساکنان برج زيبايي بر فراز تپه ثروت و اطراق کنندگان مخروبه ها در فرود دره عسرت بيشتر شبيه افسانه هاست و حاکميت طبقه کارگر و ديکتاتوري پرولتاريا هم يک لطيفه بي مزه است که موجب خنده کسي نمي شود. اما چگونه جهان موقعيت فعلي را پذيرا شد و آن همه مبارزات گاه خونين چه شد؟ کتاب «دگرديسي کمونيسم مارکس، از جنبش سرمايه ستيز طبقه کارگر به حزب ايدئولوژيک سرمايه داري دولتي» از محسن حکيمي تلاشي است براي پاسخ به اين پرسش. در انديشه محسن حکيمي اين سير قهقرايي معلول دو علت بيروني و دروني است. علت بيروني هجوم و سرکوب بورژوازي اعم از خصوصي و دولتي بوده، و غرض از علت دروني ضعف و ناتواني تاريخي جنبش کارگري خاصه در دو کشور آلمان و روسيه است. با نگاهي به تاريخ، حکيمي با درپيش گرفتن روش خود مارکس تاکيد دارد که اکنون فقط يک کمونيسم مارکسي مي تواند وجود داشته باشد و آن کمونيسمي است که از دل نقد حزب ايدئولوژيک سرمايه داري دولتي بيرون آمده باشد. بايد سراغ نقد اين تجربه رفت. حکيمي در ادامه از تاکيد هميشگي مارکس به وحدت دست و مغز ياد مي کند و اينکه به نظر مارکس، کاري که طبقه کارگر انجام مي دهد کار صرفا مادي نيست، زيرا حتي ساده ترين و پيش پاافتاده ترين کار و توليد مادي مستلزم فکر است. بنابراين، کار طبقه کارگر همان پراکسيس يا وحدت کار مادي و کار فکري است، منتها وحدت در خود. منظور از طبقه کارگرِ «در خود» طبقه اي است که به اين خودآگاهي نرسيده که در حال مبارزه با چه مناسباتي است و رهايي او در گرو پيدايش کدام شرايط است. درحالي که طبقه کارگرِ «براي خود»، به نظر مارکس، طبقه اي است که به واسطه جنبش مادي و واقعي خود و آموزشي که مبارزه طبقاتي ضدسرمايه داري به او مي دهد، آگاهي بي واسطه را پشت سر مي گذارد و به خودآگاهي دست مي يابد. به تعبير مارکس از سوي ديگر مشغله فيلسوف و نظام سازي انتزاعي او، کار فکري صرف و بري از هرگونه کار مادي است. فيلسوف، از جمله هگل، کار مادي را از دنياي خودش بيرون مي راند، زيرا اساسا آن را در شان خود و به طورکلي در شان انسان نمي داند. او انسان و انسانيت را صرفا با کار فکري تعريف مي کند و کار مادي را دون شان انسان مي داند. آشکارترين وجه مشخصه فلسفه، که خود را در تاريخ چندهزارساله آن نشان مي دهد، همين سلطه و برتري کار فکري بر کار مادي است، تبعيضي که خود ناشي از برتري يک طبقه اجتماعي بر طبقه اجتماعي ديگر است. چنين است که فيلسوف فقط با نيمه فکري انسان سروکار دارد. او نخست انسان واقعي را به مفهوم آن تبديل مي کند و سپس اين مفهوم را مي پروراند و از دل اين پرورش، نظام فلسفي خود را مي آفريند. در جريان همين تبديل انسان واقعي به مفهوم صرف آن است که فيلسوف دچار اين توهم مي شود که گويا با تغييروتحول اين مفهوم، يعني با نظريه پردازي صرف، جهان واقعي نيز تغيير مي کند و متحول مي شود. اين بينش مبتني بر نظريه پردازي صرف به عقيده حکيمي در افکار چپ نيز حضور داشته و موجب برتري و دست بالاداشتن تئوريسين ها و انقلابيون حرفه اي بر کارگران شده و رفته رفته طبقه را تضعيف کرده. اين سير نزولي به طور واقعي از حزب سوسيال دموکرات کارگري آلمان و شخص کائوتسکي به عنوان يکي از مراجع اصلي مارکسيسم آغاز شده و در حزب بلشويک روسيه و شخص لنين به اوج خود رسيده است. در اين سير قهقرايي، ناکامي طبقه کارگر در سازمان يابي طبقاتي و جنبشي خود در مقابل سرمايه داري به لحاظ نظري تثبيت و تحکيم شده، يعني از يک سو اتحاديه کارگري به سازماني براي چانه زني صرف بر سر دستمزد و حداکثر سياست ورزي اتحاديه اي تبديل شده، و از سوي ديگر حزب نيز به جاي آنکه جنبش سازمان يافته طبقه کارگر براي الغاي سرمايه باشد تبديل شده به «سازمان انقلابيون حرفه اي».
     اين در حالي است که به نظر مارکس کمونيست ها حزبي جدا از احزاب کارگري تشکيل نمي دهند، و اصول فرقه گرايانه اي ندارند که بخواهند جنبش کارگري را به قالب آنها درآورند. به نظر مارکس، مبارزه سياسي سازمان يافته طبقه کارگر ضد رابطه اجتماعي سرمايه، يعني خريدوفروش نيروي کار و توليد ارزش اضافي، مبارزه اي طبقاتي است. اين مبارزه نه مبارزه اي فرقه اي و حزبي است به اين معنا که تشکل جداگانه کمونيست ها آن را رهبري کند، و نه مبارزه اي ايدئولوژيک به اين معنا که جنبش کارگري را به قالب اين يا آن آموزه يا مکتب فکري درآورد، همان گونه که براي مثال، اوزان عروضي شعر شاعران را به قالب خود درمي آورند. بنياد رويکرد مارکس به سازمان يابي طبقه کارگر عليه سرمايه داري نيز، نفي تقسيم کار به فکري و مادي است، تقسيم کاري که مارکس پيش از «مانيفست کمونيسم» آن را در «ايدئولوژي آلماني» به نقد کشيده بود و بعدها نيز به ويژه در «سرمايه» و «نقد برنامه گوتا» بر الغاي آن تاکيد کرده بود.
     حکيمي تصريح مي کند همان گونه که آگاهي هاي ايدئولوژيک در طول تاريخ به منزله محصول کار فکري صرف به وجود آمده اند، آگاهي سوسياليستي موردنظر لنين (و کائوتسکي) نيز يکسره مستقل از جنبش خودانگيخته طبقه کارگر و به عنوان محصول کار فکري روشنفکران بورژوا به وجود آمده است... تئوري موردنظر لنين همان کار فکري صرف است که در بيرون از جنبش کارگري و از سوي روشنفکران بورژوا تدوين مي شود، و پراتيک او نيز نه پراکسيس توده هاي طبقه کارگر يا جنبش خودانگيخته کارگران بلکه فعاليت عملي- تشکيلاتي مارکسيست ها براي پياده کردن تئوري در جنبش کارگري است. به اين ترتيب، پراتيک موردنظر لنين و مارکسيست ها هيچ ربطي ندارد به آنچه مارکس «فعاليت عملي- انتقادي و انقلابي» مي نامد. زيرا منظور مارکس از اين فعاليت، براي خودکردن وحدت در خود کار مادي و کار فکري و بدين سان دگرگوني خودآگاهانه دنياي طبقاتي است، حال آنکه فعاليت عملي تشکيلاتي مارکسيست ها چيزي نيست جز ادامه تشکيلاتي همان کار فکري صرف، يعني فعاليت سازمان يافته براي مسلط کردن ايدئولوژي مارکسيسم بر جنبش کارگري. تکيه لنين بر جدايي کار فکري از کار مادي فقط بُعد تشکيلاتي ندارد، بلکه بر رويکردي فلسفي و بدين سان ايدئولوژيک مبتني است که بيانگر سير قهقرايي کمونيسم مارکس - از طريق انگلس، کائوتسکي، پلخانف و لنين - و بازگشت به عرصه ها يي از انديشه و عمل است که مارکس آنها را نقد کرده و پشت سر گذاشته بود.
     پيشروي به سوي الغاي تقسيم کار به فکري و مادي از نگاه محسن حکيمي به عنوان يکي از مهم ترين شرايط تکيه کارگران به نيروي خود در مبارزه با سرمايه چاره کار و رويکرد اساسي است. اين امر مستلزم آن گونه تشکلي است که آحاد کارگران را در هر مرکز کار و توليد بسيج کند و سازمان دهد: اين تشکل بايد با تکيه بر قدرت و نيروي سازمان يافته توده کارگران آموزش امور فکري و نظري به کارگران خط توليد از يک سو و آموزش توليد مادي به کارگران فکري از سوي ديگر را در محيط هاي کار بر سرمايه داري تحميل کند، و به اين ترتيب با فراهم کردن زمينه ها ي جابه جايي کارگران يدي و فکري ديواري را که تقسيم کار صنعتي در ميان کارگران به وجود آورده به تدريج از ميان بردارد. به علاوه، اين تشکل بايد با اِعمال و اجراي دموکراسي مستقيم در ميان توده کارگران زمينه دخالت گري حداکثر آنان در تمام مسائل مربوط به توليد را فراهم سازد، به گونه اي که توده کارگران کنترل توليد را به دست گيرند و علاوه بر نظارت بر تمام حساب وکتاب ها و انبارهاي سرمايه داري در اين مورد که چه چيزي با چه کيفيت و کميتي و با کدام هدف توليد و توزيع شود فعالانه دخالت کنند. به اين ترتيب، اين تشکل با اِعمال اين گونه کنترل توليد زمينه الغاي بيگانگي کارگران با توليد را فراهم مي سازد. افزون براين، برخلاف تشکل هايي که سازوکارشان بر تحميل اراده جمع بر فرد استوار است، اين سازمان اتحاد جمعي کارگران را به عاملي براي رشد و شکوفايي توانمندي هاي فردي آنان تبديل مي کند. تضمين رشد و شکوفايي توانمندي هاي فردي اين فرصت را به کارگران مي دهد که در مبارزه با سرمايه روي پاي خود بايستند و به احزاب سياسي وابسته نشوند. و البته نزديک ترين تشکل به اين سازمان کارگري همان است که کارگران خود آن را شوراي کارگري مي نامند. سازماني که از مبارزه اقتصادي روزمره کارگران عزيمت مي کند و از آنجا به مبارزه سياسي مي رسد.
    طبقه کارگر براي خود: وحدت کار فکري و مادي
    


 روزنامه شرق ، شماره 3108 به تاريخ 22/12/96، صفحه 8 (انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 14 بار
    



آثار ديگري از "جواد لگزيان"

  از سياهي فقر تا راديكاليسم گاندي / نگاهي به رمان «دو خياط هندي» رويين تن ميستري
جواد لگزيان، شرق 5/7/96
مشاهده متن    
  عليه ماشين هاي تدريس دست راستي
جواد لگزيان، شرق 7/6/96
مشاهده متن    
  تئاتر ابسورد: يك بيان انقلابي / نوشتاري بر كتاب تئاتر ابسورد
جواد لگزيان، اعتماد 2/6/96
مشاهده متن    
  فئوداليسم ايراني: سامانه اجتماعي خودبنياد بومي
جواد لگزيان، اعتماد 26/5/96
مشاهده متن    
  بازآفريني انترناسيونال: طنين آواز ديالكتيك
جواد لگزيان، شرق 15/5/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه آموزش زبان و مطالعات ترجمه
متن مطالب شماره 1 (پياپي 201)، Jan 2013را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است