|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 96/12/22: ماجراي رابطه آدم ها
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3195
دوشنبه بيست و پنجم تير ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3108 22/12/96 > صفحه 8 (انديشه) > متن
 
      


ماجراي رابطه آدم ها


نويسنده: محمدجواد غلامرضاكاشي
منبع: صفحه شخصي محمدجواد كاشي


     رابطه آدم ها ماجرايي است. رابطه ها براي خود حريم پيدا مي کنند. مثل يک خانه. سقف دارند و ديوارهايي که محدوده خانه را معين مي کنند. بيرون و درون دارند. من چهار سنخ از رابطه را تجربه کرده ام.
     اول رابطه هايي که خيمه اي اند. هميشه موقت اند. خيمه برپا مي شود يکي، دو شبي ساکن مي شوي جمع مي کني مي روي. گاهي خيمه رابطه ها سال ها برقرار مي ماند. اما خيمه را بالاخره جمع بايد کرد. هميشه منتظري تمام شود. مثلا دوستي هايي که اجبارا با همکلاسي ها يا همسايه ها پيدا مي کني، اگر ده سال و بيست سال هم دوام پيدا کند بازهم خيمه است. منتظري و شايد هم آرزو داري رابطه به پايان برسد و خيمه را جمع کني.
     دوم رابطه هاي آهنين. رابطه ها اما گاهي استوارند؛ مثل خانه هاي اسکلت فلزي يا بتوني. مثلا رابطه با پدر يا فرزند يا خواهر و برادر. اگر بيشترين خصومت هم با آنها داشته باشي رابطه پايان پيدا نمي کند. اصلا رابطه بيرون اراده و خواست توست. رابطه خوب باشد يا بد، نمي تواني به وجود خود مستقل از آن بينديشي. مگر مي شود به وجود خودمان بدون رابطه با پدر يا مادر بينديشيم. هيچ وقت تا پايان عمر نمي تواني تکليف خود را با اين رابطه ها مشخص کني. گاهي در خيال مي خواهي از آن بگريزي و گاهي دلت تنگ مي شود براي اين سنخ رابطه ها.
     سوم، رابطه هايي هم هست که از جنس سکونت گاه آرام است. هر وقت دلت خواست موقتا اقامت مي کني. خيلي از دوستي ها اين چنين اند. مي بيني سال ها با کسي دوستي. رابطه آن قدر سطحي نيست که آن را خيمه اي بنامي آن قدر محکم و استوار هم نيست که آهنين و بتوني باشند. ناخواسته حدي از وابستگي ميان تو و او ايجاد شده است. حوصله ات که سر مي رود با او حرف مي زني. صدايش تو را آرام مي کند. گاهي که دلت گرفته پيش او مي روي و هم کلامي با او دلت را آرام مي کند.
     چيزي هست که اين سه سنخ رابطه را به هم شبيه مي کند: همه آنها تو را از تنهايي بيرون مي آورند. اما اغلب اگر از حدي بگذرند، خسته مي شوي دلت مي خواهد خودت باشي. تنها بي هيچ صدايي و بي هيچ خطابي از ديگري. خودت را به خواب مي زني تا تنها شوي. به بهانه اي بيرون مي زني در کوچه و خيابان قدم مي زني و از لذت با خودبودن بهره مند مي شوي.
     تنهايي هم حدو اندازه اي دارد. از حدي که بيشتر طول مي کشد، خسته مي شوي. حوصله ات سر مي رود. يک دفعه به کسي تلفن مي زني، جايي مي روي، بناي گفت وگو و شوخي با کسي باز مي کني دوباره باز مي گردي به عالم رابطه ها. حال به يکي از همان سه سنخي که گفتم. در رابطه ها از نقش بازي کردن خسته مي شوي، پناه مي بري به تنهايي. اما در تنهايي هم از خودت خسته مي شوي پناه مي بري به ديگران. در رابطه با ديگران احساس خالي شدن مي کني، خيال مي کني در عالم شخصي ات دنيايي هست که از آن غافلي. بايد به سرعت بروي سراغ تنهايي ات. اما تنها که مي شوي، دلت مي گيرد خيلي در عالم تنهايي ات هم خبري نيست. رابطه ها معمولا خالي از غنا و عمق اند، تنهايي هم کم و بيش خالي است. ما از يک خالي به خالي ديگر پناه مي بريم.
     اما يک سنخ رابطه ديگر هم هست. رابطه با غياب ديگري. اين جنس رابطه خيلي فراوان نيست. تنها با افراد خاصي ممکن است. عاشق شکست خورده با معشوق خود اين چنين رابطه اي دارد. نوجوان که بوديم، با ورزشکاران يا هنرپيشه هاي سينما در عالم خيال و تصور اين سنخ رابطه ها را داشتيم. با يک مرد قدرتمند و پرزور در سينما زندگي مي کرديم، از پيروزي هايش لذت مي برديم و از شکست او احساس شکست مي کرديم. زندگي در عالم خيال با کسي که با غيابش زيست مي کرديم، ديگر ملال ناشي از نقش بازي کردن و يا ملال ناشي از تنهايي تهي، گريبانمان را نمي گرفت. چرا که در زندگي با يک مرد قدرتمند به طور حيرت ا نگيزي خود را جست وجو مي کرديم. زندگي با غياب ديگري، پر است از انرژي و نيرو براي پيدا کردن خود. يا ديدن خود در لباس يک مرد قدرتمند. ديدن خود در هيئتي تازه. اين موهبت شگفتي بود. اين موهبت نه در رابطه ساده با ديگران حادث مي شد و نه در بودن با خود.
     شايد خداوند نيز به همين اعتبار زندگي مومنان را پر مي کند از انرژي و احساس خوب زندگي. خدا غايب است و مومن همواره با غياب يک بزرگ زيست مي کند. خدا قدرتمند است. داناست، زيباست، پشتيبان است و در عين حال غايب.
    ماجراي رابطه آدم ها
    


 روزنامه شرق ، شماره 3108 به تاريخ 22/12/96، صفحه 8 (انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 13 بار
    



آثار ديگري از "محمدجواد غلامرضاكاشي"

  تكيه بر فرم انديشه شريعتي
محمدجواد غلامرضاكاشي، شرق 19/4/97
مشاهده متن    
  ربط ها و رابطه ها از منظر قدرت / دانش سياسي به منزله تاريخ
محمدجواد غلامرضاكاشي، شرق 1/4/93
مشاهده متن    
  شرايط امكان تداوم اعتدال گرايي در عرصه سياسي
محمدجواد غلامرضاكاشي*، شرق 6/6/92
مشاهده متن    
  شريعتي در معبر روايت ها
محمدجواد غلامرضاكاشي، شرق 21/4/90
مشاهده متن    
  بيرون از قاعده فهم من بود
محمدجواد غلامرضاكاشي، اعتماد ملي 15/11/86
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه بورس
متن مطالب شماره 154، ارديبهشت 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است