|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 96/12/22: حمل مواد مخدر براي جلب حمايت پدر
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3244
شنبه بيست و چهارم شهريور ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3108 22/12/96 > صفحه 11 (حوادث) > متن
 
      


حمل مواد مخدر براي جلب حمايت پدر



شرق: پسري نوجوان که براي جلب محبت پدرش و نزديک شدن به او مواد مخدر حمل کرده بود، از سوي دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد.
     به گزارش خبرنگار «شرق»، اين متهم که بعد از بازداشت مشخص شد زندگي نابساماني دارد، پس از جدايي پدرومادرش و گرفتاري آنها در اعتياد براي جلب محبت پدرش موادي را که او درخواست کرده بود با خود حمل کرد و به سمت خانه پدري مي رفت که به وسيله ماموران بازداشت شد.
     آرش ١٥ساله ششم شهريور امسال هنگامي که سوار بر ماشين مي خواست بسته اي مشکوک را به پدرش برساند، در شرق تهران از سوي ماموران کلانتري ١٣٢ نبرد دستگير شد. ماموران پليس در بازرسي بدني پسر نوجوان بسته اي حاوي ٣١ گرم هروئين و ١٠ گرم شيشه کشف و پسر نوجوان را بازداشت کردند. اين متهم که سعي در پنهان کردن ماجرا داشت، در بازجويي ها اعتراف کرد قصد داشته مواد را از خانه ناپدري اش در خيابان شوش به خانه پدرش در شرق تهران برساند.
     اين پسر ديروز در شعبه چهارم دادگاه کيفري يک استان تهران که ويژه رسيدگي به جرائم اطفال است، به رياست قاضي اصغر عبداللهي و با حضور يک مستشار محاکمه شد. وي در تشريح جزئيات زندگي اش گفت: پدرم سال هاست معتاد است. به همين خاطر مادرم از او جدا شد و دو سال بعد با مرد جواني ازدواج کرد. ولي چون مادرم هم به دام اعتياد افتاده بود، شش ماه قبل به اتهام حمل مواد مخدر بازداشت شد و حالا در زندان است. در اين مدت من با ناپدري ام زندگي مي کردم. ناپدري ام مرد بدي نيست، اما هيچ وقت با من مثل فرزندش رفتار نمي کرد. ضمن اينکه من از کودکي هميشه دنبال محبت پدرم بودم. از وقتي به ياد دارم، او گرفتار مواد بود و هميشه در خانه ما دعوا و درگيري بود. اينکه با پدرم خوب داشته باشيم و يک بار هم که شده دستم را بگيرد و من را به گردش ببرد، برايم يک حسرت شده بود. هميشه دنبال اين بودم که رابطه ام را با پدرم خوب کنم. تا اينکه يک روز قبل از اينکه بازداشت شوم، پدرم مقابل درِ خانه ناپدري ام آمد و بسته اي مشکوک را به من داد. او که مصرف کننده شيشه و هروئين است، از من خواست تا بسته را مقابل درِ خانه اش ببرم. چون پدرم از اينکه مي ديد من با ناپدري ام زندگي مي کنم، از من ناراحت بود.
     وي ادامه داد: با اينکه پدرم را خيلي دوست داشتم اما چون در کودکي آسيب ديده بودم دلم نمي خواست هميشه کنارش باشم، اما از اينکه ناراحت مي ديدمش خوشحال نبودم و دلم مي خواست رابطه دوستانه اي با پدرم داشته باشم. در آن لحظه به هيچ چيز جز پدرم فکر نمي کردم و تنها خواسته ام اين بود که پدرم خوشحال شده و دوباره من را دوست داشته باشد تا بتوانيم کنار هم باشيم. براي اينکه دل او را به دست بياورم و او را خوشحال کنم، بسته را از او تحويل گرفتم. صبح روز حادثه با آنکه گواهي نامه رانندگي نداشتم سوار ماشين ناپدري ام شدم تا بسته را به پدرم برسانم. در ميان راه يکي از دوستان پدرم که او هم معتاد است، من را ديد و سوار ماشين شد. چند دقيقه بعد ماموران پليس سر رسيدند و من را بازداشت کردند.
     پسر نوجوان درباره علت بازداشتش گفت: دوست پدرم معتاد بود و صورتش کاملا نشان مي داد که اعتياد دارد من هم که بچه بودم و پشت فرمان نشسته بودم، همين وضعيت ماموران را مشکوک کرد و آنها دستور ايست دادند و بعد هم مواد را از داخل ماشين پيدا کردند.
     وي ادامه داد: باور کنيد من فقط براي اينکه پدرم من را دوست داشته باشد دست به اين کار زدم. حالا نزديک به هفت ماه است که در کانون اصلاح و تربيت هستم و در اين مدت خواهر کوچکم را که در خانه مادربزرگم در شهرستان زندگي مي کند، نديده ام. خواهرم تنها کسي است که من در زندگي دارم. ما رابطه خيلي خوبي با هم داشتيم چون پدرومادرمان معتاد بودند و ما از همديگر مراقبت مي کرديم. بعد از اينکه مادرم زنداني شد، من از خواهرم مراقبت مي کردم اما با زنداني شدن من خواهرم را به شهرستان فرستادند تا مادربزرگم از او مراقبت کند. مي دانم او هم شرايط خوبي ندارد، چون مادربزرگم پير است و قدرت اينکه به خواهرم رسيدگي کند را ندارد. من از قضات دادگاه تقاضاي بخشش دارم و خواهش مي کنم وقتي برايم حکم صادر مي کنند وضعيت زندگي من و سرنوشتي را که خواهرم دچارش مي شود در نظر بگيرند.
     سپس وکيل متهم نوجوان به دفاع پرداخت و گفت: با توجه به اينکه متهم ١٥ سال دارد و در خانواده اي نابسامان بزرگ شده و پدرومادري معتاد دارد و هميشه تنها بوده و کسي نبوده که به او بياموزد بايد چطور رفتار کند و چه کارهايي براي او خطرناک است و حرمت عملي را که مرتکب شده به درستي نمي دانسته است، از دادگاه تقاضاي تخفيف در مجازاتش را دارم.
     در پايان جلسه هيئت قضائي وارد شور شد تا راي صادر کند.
    حمل مواد مخدر براي جلب حمايت پدر
    


 روزنامه شرق ، شماره 3108 به تاريخ 22/12/96، صفحه 11 (حوادث)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 15 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه پژوهش در علوم دارويي
متن مطالب شماره 5 (پياپي 50)، 2018را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است