|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم96/12/22: بهار، اول اسفند مي رسد از راه ...
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5230
شنبه 28 مهر 1397



خدمات سايت




 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 5067 22/12/96 > صفحه 20 (صفحه آخر) > متن
 
 


كافه ميرداماد 
بهار، اول اسفند مي رسد از راه ...
با عليرضا بديع؛ شاعر ماه و ماهي درباره عيد

نويسنده: طاهره آشياني *

متولد 1364 است و در بيوگرافي اش نوشته شده: شاعر، ترانه سرا، مجري تلويزيون و عضو شوراي شعر و موسيقي صدا و سيماي خراسان رضوي. اما بيشتر مردم او را به عنوان شاعر، ترانه «ماه و ماهي» مي شناسند که حجت اشرف زاده آن را خواند و هم خودش و هم عليرضا بديع با آن به شهرت رسيدند. اما اکنون بديع انتقاداتي به اشرف زاده دارد ؛ اين شاعر جوان هنوز حال و هواي کوچه باغ هاي نيشابور را در دل و ذهن خود حفظ کرده، هنوز هم عاشق آداب و آئين هاي عيد نوروز است.در دوره و زمانه اي که مردم و بخصوص جوان ها از ديد و بازديدهاي نوروز، گريزانند او همه اين آئين ها را دوست دارد و به آنها پايبند است چون معتقد است که حالش را خوب کرده و آماده اش مي کنند براي ورود به سال نو. با عليرضا بديع هم صحبت شديم تا از باورهايش درباره عيد نوروز برايمان بگويد.
    
    متولد فروردين هستيد، براي يک شاعر متولد اول بهار، عيد چه مفهومي دارد؟
    من بهار را بيشتر از هر فصل ديگري دوست دارم.بهار براي من از اول اسفند شروع مي شود چون بر اين باورم که «بهار، اول اسفند مي رسد از راه».همه ملال هايم با باد بهاري از ميان مي رود.ديد و بازديدها و استراحت هاي عيد نوروز هم که مزيد بر علت است تا بهار را بيشتر دوست داشته باشم.در آموزه هاي ديني و ادبي ما نيز ذکر شده که بهار، رستاخيز را به ياد ما مي آورد.طبيعت جامه نو بر تن مي کند و مي شکفد و همين اتفاق براي ما هم رخ مي دهد؛ ما نيز سعي مي کنيم کدورت ها و اشتباهات سال گذشته را فراموش کنيم و انديشه را لباس نو به تن کنيم.
    
    نگاهتان به نوروز، سنتي و کلاسيک است؛ بر خلاف جوان هاي امروزي که به ديد و بازديد عيد چندان روي خوش نشان نمي دهند شما آن را دوست داريد؟
    کلاسيک بودن هيچ ايرادي ندارد مگر در مواردي که سنت ها باعث عقب ماندگي شود و دست و پا گير باشد.در دين اسلام به ديد و بازديد، گذشت، اميدواري و هديه دادن هم توجه خاصي شده است.اين رسوم فقط الزامات عيد نوروز نيست و در دين اسلام هم گرامي داشته شده است.وقتي دنياي کلاسيک ما اينقدر خوب و زيباست، چرا به آن پايبند نباشيم؟نسل امروز که بيشتر اوقات سرش در گوشي و منزوي و افسرده است، طبيعي است که از ديد و بازديد گريزان باشد و فقط خلوت و اينترنت بخواهد تا در دنياي مجازي اش سير کند.اما براي ما که کودکي خود را در کوچه و بازي گذرانده ايم، ديد و بازديد خيلي هم خوب است چون اجتماعي تر از نسل امروز تربيت شده ايم.
    
    به فضاي مجازي و گوشي هاي هوشمند انتقاد مي کنيد در صورتي که خودتان يکي از وبلاگ نويسان پرکار بوديد،پس نمي توانيد منکر اينترنت و فضاي مجازي باشيد؟
    منکر خوبي هاي اينترنت و فضاي مجازي نيستم ! اما حرفم اين است نسلي که از بدو تولد با اينترنت و در ادامه با گوشي هوشمند آشنا شد و کمتر فرصت پيدا کرد که در کوچه و با بچه هاي همسايه فوتبال، هفت سنگ و... بازي کند، طبيعي است که به انزوا علاقمندتر باشد.
    
    تقصير دهه هفتادي ها نيست، شرايط باعث شد محدود به ديوارهاي آپارتمان و اتاقش شود؟
    بله ! براي اين نسل همه چيز دست به دست هم داد تا سبک زندگي اش چنين شود؛ تربيت والدين، اينترنت، شرايط اجتماعي و خيلي چيزهاي ديگر مقصر است اما خودشان هم کم تقصير ندارند!
    
    باز هم رسيديم به دهه شصتي ها که خودشان را متفاوت از نسل هاي ديگر مي دانند؟
    نه به دهه تولد کاري ندارم ! دهه شصتي ها با بقيه دهه ها فرقي ندارند اما حقيقت اين است که کودکي خود را در کوچه و در کنار دوستانمان گذرانديم. تجربه اي که نسل هاي بعد از آن محروم شدند!
    
    بچگي را در نيشابور گذرانديد؟
    بله ! بيشتر وقتمان را با دوستانمان مي گذرانديم.حتي خواهرانمان هم در کوچه با ما بازي مي کردند؛ وقتي آنها بودند هفت سنگ بازي مي کرديم و زماني که جمع مان پسرانه مي شد، فوتبال.همه اين ها باعث شد که نسل دهه شصت اجتماعي تر از دهه هاي ديگر باشند.
    
    با نزديک شدن به عيد و آخر سال برخي دچار فوبيا از تحويل سال جديد و عيد مي شوند، اين گروه بايد استرس زيادي را تحمل کنند، چون احساس مي کنند کارهاي عقب مانده زيادي دارند و با نو شدن سال، از هدف گذاري خود عقب مانده اند، شما تاکنون چنين ترس و فوبيايي را تجربه کرده ايد؟
    نه هيچوقت چنين احساسي را تجربه نکرده ام.عيد را دوست دارم چون آن را آغازي براي اتفاقات خوب مي دانم.من خواب را بسيار دوست دارم چون خواب برايم پايان يک روز با همه فراز و نشيب اش است و فردا آغاز روز خوب ديگر است.هر صبح که بيدار مي شوم تلاش مي کنم روزم بهتر از روز قبل باشد.فلسفه نوروز نشاط دهنده و اميدوار کننده است؛ يک ماه مانده به عيد مردم خانه تکاني را آغاز مي کنند، چون قديم ترها معتقد بودند که در نوروز ارواح درگذشتگان ما به زمين برمي گردند و اگر ببينند که خانه ها تميز نشده و چيزهاي طراوت بخش مانند سير و سرکه و سنجد و سماق در خانه نيست؛ اهالي آن خانه را نفرين مي کنند ! چهارشنبه سوري در کوچه ها آتش روشن مي کردند تا دود آتش، هواي بيرون خانه را نيز ضدعفوني کند.ايرانيان باستان بر اين باور بودند که روز عيد بايد لباس نو پوشيد تا پلشتي ها وارد سال نو نشود.همه فلسفه عيد نوروز بر اين اساس است که قرار است اتفاق هاي خوب رخ دهد و ما هم بايد همه کاستي هاي سال گذشته را کنار بگذاريم.همه اين ها بسيار زيباست پس چرا بايد فوبيا داشت و از آن ترسيد !
    
    ترانه ماه و ماهي را شما نوشتيد و آقاي اشرف زاده آن را خواند هر دوي شما به شهرت رسيديد؛ در چه فضايي اين شعر را سروديد و آيا حال و هواي اين شعر در بقيه آثار شما هم تکرار شد يا نه؟
    در آن شعر يک درخشندگي و نور جاري است و غم و شادي در کنار هم ديده مي شود.در سال 87 که شعر ماه و ماهي را نوشتم حال و هواي خاصي داشتم.در نيشابور زندگي مي کردم و با آقاي اشرف زاده در کوچه هاي نيشابور قدم مي زديم و حال و هواي هر دوتايمان خيلي شاعرانه بود .شعر را در يک حجره فيروزه تراشي نوشتم و حجت هم حضور داشت و قسمت شد که خودش آن را بخواند.آن روزها دوستي ما خيلي عميق بود؛ اما بعد از اين که آلبوم منتشر شد؛ راه حجت کاملا تغيير کرد و به سمت شهرت و پول رفت.اين انتخاب را در روند موسيقيايي او نمي پسندم.باورم نمي شد که هر کاري را بخواند؛ با حامد همايون هم خواني کند و عماد طالب زاده هم همراهي کند.حجت سنتي خوان بود و خودش را رقيب همايون شجريان و عليرضا قرباني مي دانست اما به يکباره راهش عوض شد. با همه اين ها برايش آرزوي موفقيت مي کنم.
    
    چندي پيش به حميد هيراد انتقاد کرده بوديد و اين که اشعار شاعران را به نام خودش منتشر مي کند، ماجراي اين انتقاد چي بود؟
    از اشعار چند تا از دوستان من بدون اجازه استفاده کرده بود؛ هيراد چون با اهل موسيقي نشست و برخاست ندارد، نمي داند که اگر تصميم دارد از شعري استفاده کند، بايد از سراينده آن اجازه بگيرد و حقوق مالي و معنوي آنها را پرداخت کند.به نظرش اگر بخشي از يک شعر را در ترانه اش استفاده کند به شاعر لطف کرده است در صورتي که اين لطف يک شاعر است که به خواننده اي اجازه مي دهد، از شعرش استفاده کند.آقاي هيراد، معمولا چند بيت شعر از شاعران شهرستاني را برمي دارد، چند بيت از شاعران معروف مثل مولانا را انتخاب مي کند و خودش هم چند بيت با کلمات دست و پا شکسته به آنها اضافه مي کند و اسم شاعر يا ترانه سراي کار را مي گذارد: حميد هيراد! او از اشعار دوستان من هم استفاده کرده و به اعتراض آنها توجهي نمي کرد تا اينکه من در برنامه چشم شب روشن که اجراي بخش شعر آن را به عهده دارم موضوع را طرح کردم، فيلم اين اعتراض پخش شد و مورد استقبال قرار گرفت و به گوش آقاي هيراد رسيد اما او باز هم توجهي نکرد تا اين که يکي ديگر از دوستانم به نام آقاي احمدي به من گفت که اين اتفاق براي او هم رخ داده، به او گفتم به اداره ارشاد برود و شکايت کند؛ همه اين ها باعث شد تا مدير برنامه هاي اين خواننده وارد ماجرا شود و آقاي احمدي را به دفترش دعوت کرد و از او عذرخواهي نمود و دستمزدش را هم داد و آقاي هيراد هم در اينستاگرامش نام شاعر را اصلاح کرد ! اما متاسفانه اين روند بين خواننده هاي امروزي باب شده که از شعرها بدون اجازه استفاده مي کنند و يکي از دلايل اين کار اين است که بسياري از شاعران خودشان را دست کم گرفته اند و به نظرشان اگر خواننده ا ي شعر آنها را بخواند، در حق شان لطف کرده است ! در حاليکه اين موضوع کاملا برعکس است و اين خواننده است که نيازمند شعر و شاعر است.
    * روزنامه نگار
    
    كافه ميرداماد: بهار، اول اسفند مي رسد از راه ... / با عليرضا بديع؛ شاعر ماه و ماهي درباره عيد
    


 روزنامه جام جم، شماره 5067 به تاريخ 22/12/96، صفحه 20 (صفحه آخر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 10 بار



آثار ديگري از "طاهره آشياني "

  وصال در كربلا پس از 80 سال روضه خواني / گفت وگو با نجم الدين شريعتي به مناسبت درگذشت خطيب با سابقه تهراني
طاهره آشياني، جام جم 22/7/97
مشاهده متن    
  شهيد بابايي، كارگردان شوق پرواز را انتخاب كرد / گفت وگو با سلما بابايي درباره زنده ياد يدا... صمدي
طاهره آشياني*، جام جم 8/7/97
مشاهده متن    
  روايت «فرشته» از عشق «منوچهر» / گفت و گو با فرشته ملكي؛همسر شهيد منوچهر مُدق
طاهره آشياني، جام جم 7/7/97
مشاهده متن    
  از كرخه تا «خاك سرخ» / گفت و گو با منوچهر محمدي در سومين سالگرد درگذشت هما روستا
طاهره آشياني، جام جم 4/7/97
مشاهده متن    
  مثل زمان جنگ مهربان باشيم / گفت و گو با فريده سپاه منصور درباره اتفاقات اين روزهاي خوزستان
طاهره آشياني، جام جم 3/7/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
Nursing Practice Today
شماره 20
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است