|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/1/27: رشادت و قساوت
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4495
پنج شنبه 22 آذر 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4305 27/1/97 > صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد) > متن
 
 


رشادت و قساوت
نگاهي به قشون قاجاريه، از ابتدا تا عهدنامه تركمانچاي

نويسنده: داريوش شهبازي

تاج منسوب به آقامحمدخان قاجار

    ايل قاجار قرن ها پيش از اينکه تحت رهبري آقا محمد خان قاجار قرار گيرد، داراي نظاميان و جنگاوراني زبده بود که تحت نظر و فرماندهي خان و ديگر سرکردگان ايل به جنگ و دفاع مي پرداختند و در خدمت صفويان بودند.
    آقامحمدخان که مصمم به سرکوب مدعيان سلطنت بود و عزمي جزم در نيل به اهدافش داشت با رشادت و قساوت و سماجت که لازمه پادشاهي آن زمان در جهان بود، توانست با همان شيوه کهن و سنتي نيروهايي از قاجاريان و افراد مسلح عشاير کرد و قبيله هاي پراکنده عرب که از سرنوشت خود ناراضي بودند، ارتشي مقتدر و فرمانبر فراهم سازد. او با همان قوا به سرکوب مدعيان داخلي و تنبيه حاکماني که اطاعت مرکز را برنمي تافتند، دست زد و حکومت ايران را يکپارچه ساخت. دشمنانش در توصيف اراده پولادين او مي گفتند؛ «اخته خان، گويد و کند.» کاترين امپراتريس روسيه در پاسخ به اعزام نيروي کمکي به ايالتي مرزي از آقامحمد خان ترسيد و از اعزام نيرو خودداري کرد.
    با مرگ آقامحمد خان شالوده اصلي ارتش که قائم به شخص و متکي بر وجود شخصيتي چون او بود، از هم پاشيد. فتحعلي شاه به سلطنت رسيد. گو اينکه صداهاي اوليه عليه پادشاهي اش را خاموش گردانيد، ولي او يک مو از جربزه عم خود بر تن نداشت و هرگز شايسته مقام سلطنت نبود. قشون او در مواجهه با هجوم قواي روس تفاوت هاي دو حکومت و دو سپاه و البته دو اقتصاد متفاوت را آشکار ساخت. فقدان ارتشي توانا، سازمان يافته، ملي و مدرن و البته وجود سياست ضعيف شاه و دربار زبون و فاسد باعث شد، ايران دو پاره شود و خسارات جبران ناپذيري را تحمل کند. ضعف توان نظامي و ترکيب نامتجانس سپاه که از قوميت ها و گروه هاي مختلفي تشکيل مي شد، علت اصلي اين شکست بود. سپاه نامنظمي که به شکل چريک پارتيزاني بود. درحالي که روسيه ارتشي منظم و قدرتمند با سلاح مدرن داشت و از دانش نوين نظامي و سازماندهي فوق العاده برخوردار بود. ارتش روسيه با ۷۰۰ هزار نفر بزرگ ترين نيروي اروپا را در اختيار داشت. (جمعيت روسيه با ۷۰ ميليون نفر حدود هفت برابر جمعيت ايران بود.)
    سعيد نفيسي مي گويد: «قشون ايران تفنگ هاي دراز و سرپري داشتند که چندان در برابر گلوله مقاومت نداشت و گاهي مي ترکيد.» و پي ير آمده ژوبر فرانسوي وضعيت قشون ايران را پيش از انجام اصلاحات عباس ميرزا نايب السلطنه اسفناک خوانده است. زنبورک اسلحه مرسوم قواي ايران که قبل از دوره قاجار و به خصوص از دوره صفويان از آن استفاده مي شد، اغلب به سبب ريخته گري نامرغوب هنگام شليک مي ترکيد و نه دشمن، بلکه سرباز خودي و شتر را مي کشت. سعيد نفيسي مي نويسد: «عباس ميرزا در نخستين رويارويي با پاسکوويچ به رغم برتري نفرات و تجهيزات شکست خورد.» زيرا در زمينه آرايش سپاه و تاکتيک هاي جنگي نوين چيزي براي عرضه نداشت. گاسپار دروويل که در اين جنگ همراه عباس ميرزا بود به لجاجت بي مورد، عدم رعايت مسائل حفاظتي و عدم حزم و احتياط و برنامه ريزي عباس ميرزا اشاره مي کند که اغلب باعث شکست هاي فاحشي براي سپاه ايران مي شد. ايران فاقد سازمان منظم و منسجم نظامي بود. جنگجويان فقط هنگام جنگ و بروز خطر جمع آوري و متمرکز مي شدند. از نظر دانش نظامي و تاکتيک هاي جنگي نيز ارتش ايران کاملا بي بهره بود و هيچ اطلاعي از فنون مهندسي نداشت.
    گوبينو مي نويسد: «در ايران اداره کارپردازي و ذخيره قشون وجود ندارد و سربازاني که به صحرا مي روند، نه کفش و نه لباس و نه آذوقه دارند و به همين جهت مجبور مي شوند که علف صحرا بخورند.» ارنست اورسل نوشته است: «سربازان هر چه را که سر راه مي يافتند، چپاول مي کردند، به همين دليل تمام آبادي هاي مسير رو به تباهي مي رفت، به چنان وضع فلاکت باري مي افتند که کليه افراد يک هنگ مجبور مي شوند با خوردن علف سد جوع کنند.» ژوبر مي نويسد: «درايران نه سربازخانه اي است و نه خسته خانه (بيمارستان) نظامي، نه مخزني براي آذوقه گيري ارتش». سرهنگ دروويل مي نويسد: «ضعف ديگر ارتش ايران ساختار اطلاعاتي آن بود. درجنگ با روس ها تقريبا همه نقشه هاي جنگي ايرانيان شايد زودتر از سربازان ايراني به گوش روس ها مي رسيد. وقتي عباس ميرزا نقشه جنگي خود را براي فرماندهان تشريح مي کرد، سربازي ارمني اهل ايروان که در آن نزديکي بود، آن را شنيده شب هنگام بر اسبي سوار شد و اين خبر را براي پاسکوويچ برد و در عواقب اين امر مي گويد: عباس ميرزا غافل از همه جا دست به عمليات زد که ناگهان مورد هجوم شديد واقع و دشمن خود را به درون قلعه رساند و نيروهاي نايب السلطنه را زير آتش گرفته از ارس گذشته و به شمال خوي وارد شدند.»
    عبدالحسين نوائي مي نويسد: انگليس و فرانسه به ايرانيان گوشزد کردند که بدون اصلاحات نظامي قادر به مقابله با روس نخواهند بود. ناپلئون به فتحعلي شاه نوشت: «...وقتي رعاياي تو توانستند اسلحه بسازند، وقتي سربازان تو آموزش ديدند...آن وقت تو يک امپراتور غيرقابل تعرض و صاحب رعاياي شکست ناپذير خواهي شد.» فرانسه با امضاي قرارداد فين کن اشتاين به بازسازي قشون ايران متعهد شد. هنگامي که ژنرال گاردان فرانسوي و هيات همراه (سال ورود ۱۲۲۲ق.) به ايران آمدند، ابتدا ساماندهي و آموزش پياده نظام و توپخانه را بر عهده گرفتند. البته تعليمات انجام شد. اسلحه و تجهيزاتي نو فراهم و توپ هايي ريخته شد، اما نتوانست به کار آيد و دير بود. در برابر اصلاحات نظامي که از سوي هيات گاردان شروع شد موانع و مشکلات متعددي وجود داشت.
    عباس ميرزا همواره مي کوشيد از دانش و تجربيات کساني که به هر دليل و عنواني به ايران مي آمدند، حداکثر استفاده را به عمل آورد. در اين ميان قائم مقام پدر و پسر نيز پشتيبان و ياور وليعهد بودند. با اين اصلاحات تا حدودي بخشي از سپاه ايران تحول يافت. فريدون آدميت نوشته است: عباس ميرزا شايستگي هايي داشت، اگر حمايت مي شد، شايد سرنوشت جنگ چنين خفت بار تمام نمي شد. در سال ۳۷-۱۲۳۶ق./ ۱۸۲۲م. لشکر سه، چهار هزار نفري عباس ميرزا، سپاه سي، چهل هزار نفري عثماني را تار و مار ساخت. در مآثر سلطانيه آمده: «جوانان تنومند دلير باغيرتِ قاعده دان توپچي گرفتند و بناي مشق کردن نهادند و کوره توپ ريزي و چرخ سوراخ کردن توپ ، به وضع فرنگ ساخته گرديد و از اول تا به اکنون، قريب صد قبضه توپ صخره کوب جهان آشوب، از کوره بيرون آمده و به سعي استادان ايران صورت اتمام يافته است.» دشمني انگليس با فرانسه و پيمان روس و فرانسه بعد از عهدنامه ايران و فرانسه باعث کاهش تمايل ناپلئون به ادامه ارتباط با ايران شد که کارشکني انگليس و اقدامات درباريان فاسد و مرتبط با انگليس را هم در اين حادثه نبايد ناديده گرفت. عاقبت هيات فرانسوي(گاردان) در ۲۷ ذي الحجه ۱۲۲۳، ايران را ترک کرد و ارتش ايران که بر اساس تعليمات فرانسويان شکل گرفته بود، بعد از خروج آنها از ايران عملا بي سرپرست ماند و حاصل جنگ ايران و روس شکست ايران بود.
    
    اقتصاد جنگ
    اصلي ترين عامل انسجام و بقاي يک ارتش پس از تشکيل آن، تدارکات و تامين حقوق و مواجب سربازان است که نيازمند اقتصاد دولتي قوي است. براي تمرکز و تعليم سربازان بودجه و اعتبار کافي در دسترس دولت فتحعلي شاه نبود و معمولا هزينه نگهداري اين دستجات نظامي از طريق مصادره ها تامين مي شد. در مورد آذوقه سربازان اعم از خوراک و پوشاک و همچنين امکانات پزشکي و استراحت و ... نيز هيچ اقدام قابل توجهي صورت نمي گرفت و هيچ گونه وسايلي براي بهبود وضع و استراحت افراد نظامي موجود نبود. آرتور دو گوبينو مي نويسد: «سربازاني که به صحرا مي روند نه کفش و نه لباس و نه آذوقه دارند... مجبور مي شوند علف صحرا بخورند.» در آن زمان انگليس متعهد شد، براي جلب دوستي سالانه ۲۰۰ هزار تومان کمک مالي به ايران کرده و در جنگ ايران را ياري کند، ولي ايران هرگز چنين مبلغي دريافت نکرد و در مورد گرجستان هم انگليس کمترين ياري را به ايران نکرد.
    از نظر اقتصادي وضعيت روسيه با ايران غيرقابل مقايسه بود. روسيه در زمان نيکلاي اول داراي ۱۰ هزار کارخانه بود که ۵۰۰هزار کارگر در آنها کار مي کردند و دولت روسيه عايدات هنگفتي از اين کارخانه ها داشت. با اين اوصاف مي توان رويارويي ايران و روس را در اين برهه از تاريخ نبردي نابرابر دانست. پي ير آمده ژوبر ترکيب ارتش ايران را در دوره فتحعلي شاه چنين توصيف مي کند: از اين ميان تعداد سواره نظام (غلامان شاهي) در حدود ۴هزار نفر بودند. تعداد افراد ايلات ۸۰هزار نفر و شمار افراد چريک هايي که در دفتر نامشان ثبت شده بود ۱۵۰هزار نفر و دسته هايي که به سبک اروپايي آموزش داده مي شوند ۲۰هزار نفر که مجموعا ۲۵۴هزار نفر هستند.
    
    سربازگيري
     نحوه سربازگيري در دوره قاجار کاملا تبعيض آميز بود و فقط با ميل و اراده حاکم محل خانواده ها مجبور بودند يک يا بيشتر از افراد خانواده خود را به نام سرباز تحويل بدهند. حکام، روسا، روحانيون، تجار، کسبه و منسوبان آنان به سربازي نمي رفتند. در نتيجه فرزندان روستاييان که از فقيرترين اقشار ايران بودند، سربازان کشور را تشکيل مي دادند. عباس ميرزا شاهزاده رشيد و باهوشي بود. اين امر با همکاري وزير دانشمندش ميرزا عيسي قائم مقام (اول) تشديد و شکوفا شده بود. اين دو به زودي در برخوردهاي اوليه دو سپاه، بخش اعظمي از دلايل نابرابري ها را فهميدند. بنابراين ابتدا به تهيه سخت افزار يعني اسلحه مدرن پرداختند و در گام بعد علت را در نداشتن نرم افزار يعني دانش و فنون جنگ و تعليمات روز اروپايي تشخيص دادند و در هر دو زمينه با کمي تاخير با اميد مقدمات را فراهم ساختند، ولي عدم همکاري دربار و شاه و البته ضعف کلي سپاه ايران در برابر دشمن به شکست نهايي ايران منتهي شد.
    گواينکه عباس ميرزا در بعضي از جبهه ها پيروز مي شد. مرگ قائم مقام هم ضربه اي براي عباس ميرزا بود و بعد از مرگ زودهنگام خودش بعد از اين عهدنامه کذايي همه چيز به نفع روس تمام شد. تا قبل از اين عهدنامه سرنوشت قشون ايران به دست ايرانيان بود، اما پس از آن با تضميني که امپراتور روس از تداوم پادشاهي در خاندان عباس ميرزا در اين عهدنامه تعهد کرده بود، دولت ايران نيمه مستعمره روس شد و ديگر هرگز پادشاهان قجري نتوانستند قشون مستقل و مورد علاقه و نياز کشور را فراهم آورند.
    
    
    رشادت و قساوت / نگاهي به قشون قاجاريه، از ابتدا تا عهدنامه تركمانچاي
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4305 به تاريخ 27/1/97، صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 39 بار



آثار ديگري از "داريوش شهبازي"

  دارالكتابه ناصري
داريوش شهبازي، دنياي اقتصاد 26/6/97
مشاهده متن    
  شهيدان مشروطه، آرامگاه ها و ويرانه ها
داريوش شهبازي، دنياي اقتصاد 25/4/97
مشاهده متن    
  افيون؛ بلاي فراگير / تاريخچه مختصر كشت و تجارت ترياك در ايران
داريوش شهبازي، دنياي اقتصاد 9/4/97
مشاهده متن    
  مواجهه با دوران مدرن / بررسي قشون قاجاريه، از عهدنامه تركمانچاي تا فروپاشي
داريوش شهبازي، دنياي اقتصاد 28/1/97
مشاهده متن    
  باروتخانه اي كه ديگر نيست
داريوش شهبازي، دنياي اقتصاد 10/9/92
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه فرهنگ رضوي
متن مطالب شماره 23، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است