|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/1/27: فارن پاليسي تحليل كرد: آيا بولتون مي تواند عليه ايران و كره شمالي جنگ راه بيندازد؟
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4376
سه شنبه بيست و ششم تير ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4305 27/1/97 > صفحه 2 (خبر) > متن
 
 


تحليل 
فارن پاليسي تحليل كرد: آيا بولتون مي تواند عليه ايران و كره شمالي جنگ راه بيندازد؟



دنياي اقتصاد : جان بولتون براي نخستين بار در زندگي کاري خود در جنگ طلبانه ترين سياست خارجي واشنگتن رسما خارج از جعبه بوروکراتيک قرار دارد. جيمز متيس وزير دفاع در ۲۹ مارس در پنتاگون به جان بولتون مشاور امنيت ملي تبريک گفت. روز دوشنبه گذشته جان بولتون به عنوان سومين مشاور امنيت ملي رياست جمهور دونالد ترامپ آغاز به کار کرد؛ او از سوابق جنگ طلبانه برخوردار است.
    وي از تمام جنگ هايي که آمريکا در گذشته انجام داده حمايت و پشتيباني کرده است. براي نمونه وي در ماه مه ۲۰۱۵ در اظهاراتي بيان کرد: «من هنوز فکر مي کنم تصميم سرنگوني صدام حسين درست بوده باشد.» بولتون به شدت از ابتکار تغيير نظام ايران و کره شمالي حمايت کرده است. او معتقد به تاثير گسترده و تحول آميز نيروي نظامي در قالب يکجانبه گرايي است. با اين وجود زماني که من با چند مقام ديپلماتيک و نظامي صحبت مي کردم از اينکه آنها نسبت به جان بولتون نگران نيستند بسيار متعجب شدم؛ آنها معتقد بودند که وي به طور رسمي در سلسله مراتب نظامي فرماندهي جايگاهي ندارد.
    اما اين نظر بوروکراتيک خيلي خوش بينانه به نظر مي رسد درحالي که مشاور امنيت ملي به صورت تاريخي در قالب اشکال غيررسمي در سياست خارجي و نظامي نفوذ گسترده اي را اعمال مي کند. بنابراين اگر چه مشاور امنيت ملي مي تواند نسبت به پيشينيان خود ضعيف تر يا قوي تر باشد اما آنها به شدت نسبت به مساله امنيت ملي مهم و حساس که شامل رئيس جمهور و هر سطح عملياتي باشد، مداخله مي کنند. بنابراين با بررسي نمونه هاي گذشته که چگونه مشاوران امنيت ملي از قدرت و جايگاه خود به روش هاي خلاقانه و غيررسمي استفاده کرده اند مي توان به اين نتيجه رسيد که جان بولتون با تخصص بوروکراتيک خودش مي تواند اين عمل را به طور مشابه پيشينيان انجام دهد.
    براي نمونه در گذشته، هنري کيسينجر، مشاور امنيت ملي سابق به طور مرتب از فرماندهان نظامي مي خواست که به صورت مستقيم روند فرمان هاي اجرايي رئيس جمهور نيکسون در مورد تقويت ظرفيت و حملات هوايي در کامبوج را گزارش دهند. همچنين تصميم بمباران غارها و حفره هاي جنگل اگر چه به صورت مستقيم توسط تحليلگران وزارت دفاع به استهزا گرفته شد اما اين عمليات به دليل نامناسب بودن وضعيت آب و هوايي به تعويق افتاد که اين موجب شد تا هنري کيسينجر، توماس مور رئيس ستاد مشترک ارتش را مورد عتاب قرار دهد. يا نمونه ديگر در دوران رابرت مک فارلين که وي فرستاده ويژه رئيس جمهور براي ارسال پيام اعطاي مجوز استفاده از زور به کاسپر وينبرگر (وزير دفاع دوران ريگان) بود. در نوامبر ۱۹۸۳م، اين موضوع منجر به ترکيب وحشتناکي شد زماني که ريگان مشارکت آمريکا در حمله مشترک آمريکا – فرانسه عليه سربازخانه هاي مرتبط با حزب الله را در لبنان تاييد کرد. اگر چه تصميم ريگان هيچ وقت نوشته نشده بود زيرا مک فارلين آن را به صورت شفاهي به وينبرگر انتقال داده بود (کسي که از ارسال فرمان اجرايي رئيس جمهور به فرماندهان نظامي ناوگان ششم براي اجازه به جنگنده ها براي ترک عرشه پرواز خودداري کرد.) ريگان در واکنش، اين اقدام را وحشتناک دانست و گفت: «ما بايد آنها را در روز روشن بمباران مي کرديم. من که نمي فهمم» (در تلافي اين اقدام که آنها در دقيقه آخر دست کشيدند، سه سال بعد فرانسه از اعطاي اجازه به جنگنده هاي آمريکا براي پرواز در فضاي هوايي براي بمباران ليبي خودداري کرد). اما به دليل اينکه وينبرگر داراي روابط نزديک با ريگان بود، هيچ وقت مجازات نشد.
    اما اين مورد که چگونه نقش مشاور امنيت ملي در داخل زنجيره فرماندهان نظامي حتي زماني که دستورالعمل رئيس جمهور ناديده گرفته مي شود، مهم است. بايد توجه داشت که علاوه بر اين مک فارلين و جان پوينديکستر جانشينش، هر دو به صورت مستقيم در بي پرواترين برنامه هاي مخفيانه غيرقانوني آمريکا در موضوع ايران کنترا فعاليت داشتند. اين اقدام شامل جمع آوري غيرقانوني پول از طريق اهداي کمک هاي مالي خارجي مستقيم (۳۲ ميليون دلار توسط عربستان سعودي و ۲ ميليون دلار از تايوان) براي نقض اصلاحات بولاند(سه اصلاحيه قانوني بين سال هاي ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۴ که با هدف محدود کردن کمک به کنتراها در نيکاراگوئه در کنگره آمريکا به تصويب رسيده بود) اصلاحاتي که طبق آن وي حمايت مالي از شورشيان کنترا که با دولت ساندينيست ها در نيکاراگوئه مبارزه مي کردند را ممنوع کرده بود.
    سندي برگر، مشاور امنيت ملي رئيس جمهور بيل کلينتون بدون مشورت با کلينتون دستور استقرار گسترده موشک هاي کروز و حملات هوايي عليه عراق را گسترده تر از طرح حمله ژنرال هيوشلتون رئيس فرماندهي مشترک صادر کرد. در دسامبر ۱۹۸۸ برگر همچنين تلاش کرد تا وزارت دفاع و رئيس فرماندهي مشترک را متقاعد کند تا ژنرال وسلي حمله زميني احتمالي به صربستان در سال ۱۹۹۹م. را به مدت دو هفته به تاخير بيندازد. در واقع سندي برگر همراه با دونالد کريک معاون وي آخرين اشخاصي بودند که کلينتون براي دريافت آخرين اطلاعات با آنها صحبت مي کرد.(آخرين مرجع دريافت اطلاعات توسط کلينتون شوراي امنيت ملي بود نه مدير سيا يا وزارت دفاع). در دوران ژنرال هربرت مک مستر، سلف جان بولتون زماني که وي از فرماندهان نظامي در سراسر جهان خواستار اطلاعات شد باعث بيزاري متحدان وي در ارتش آمريکا شد. جيمز متيس وزير دفاع که با وال استريت ژورنال صحبت مي کرد معتقد بود که اين تماس هاي مک مستر بيشتر شامل فرماندهان در فرماندهي مرکزي و پاسيفيک آمريکا بوده است نه از طريق رئيس فرماندهي مشترک يا وزارت دفاع.
    يک مقام سابق در کاخ سفيد در دولت ترامپ همچنين اظهار کرد که در دوران مايک فلين مشاور امنيت ملي سابق هم تلاش هايي براي شکل دهي به سياست نظامي در خارج از سلسله مراتب فرماندهي انجام شد. مشاور امنيت ملي به عنوان کارگزار صادق زماني مي تواند مفيد عمل کند که از نظرات مختلف در سطح کابينه استفاده کند و از تمام اجزاي بوروکراسي امنيت ملي براي اجراي تصميمات رياست جمهوري بهره ببرد. اما جان بولتون نشان داده است که از ايفاي نقش يک کارگزار صادق ناتوان است. سوابق و کارنامه عمومي وي نشان دهنده اين است که وي نزديکي فکري زيادي به ديدگاه هاي افراطي دارد. درحال حاضر آنچه به وضوح نمايان است اين است که چگونه جان بولتون صادقانه رهنمودها و دستورالعمل هاي ترامپ را تحقق ببخشد. اين يک مسووليت به خصوص معناداري است. براساس آنچه که قبلا دونالد ترامپ دستورالعمل هاي خود را به سلسله مراتب فرماندهي داده است به اين نتيجه مي رسيم که وي هيچ فرآيند رسمي براي سياست گذاري خارجي ندارد. سوابق نمايانگر اين است که موقعيت مشاور امنيت ملي نقاط زيادي براي نفوذ در تصميمات رئيس جمهوري دارد و مي تواند شخصا تاثير گسترده اي در چنين موقعيت هايي داشته باشد. اکنون جان بولتون در اين منصب قرار دارد و همه ما بايد نسبت به آن نگران باشيم.
    تحليل: فارن پاليسي تحليل کرد: آيا بولتون مي تواند عليه ايران و کره شمالي جنگ راه بيندازد؟
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4305 به تاريخ 27/1/97، صفحه 2 (خبر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 37 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران
متن مطالب شماره 162، تير 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است