|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان97/1/27: كروبي انتخاباتي را كه دولت اصلاحات برگزار كرد مخدوش خواند
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 21956
پنجشنبه بيست و هشتم تير ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 21882 27/1/97 > صفحه 6 (پاورقي) > متن
 
      


كروبي انتخاباتي را كه دولت اصلاحات برگزار كرد مخدوش خواند
پاسخ مستند مسعود رضايي - پژوهشگر تاريخ معاصر - به شبهات فتنه انگيزان -۳


اينک بپردازيم به اين درخواست جنابعالي: «مصرانه از شما مي خواهم زمينه اصلاحي را فراهم کنيد که تمامي ارکان کشور در مقابل مردم و نهادهاي قانوني به طور عملي پاسخگو باشند و در عمل، قانون حاکم باشد و نه حاکميت فرد يا گروهي خاص.»
    اين سخن في نفسه درست است اما بايد ديد اراده شما از بيان آن، تا چه حد منطبق با حق و واقعيت است. همانگونه که مي دانيد اصل 111 قانون اساسي، مجلس خبرگان را مسئول احراز شرايط رهبري در يک فرد و نيز استمرار اين شرايط در رهبري دانسته است. بنابراين بديهي است خبرگان براي انجام اين مسئوليت خود، بايد به نحو مقتضي بر رهبري نظارت داشته باشد و طبعا رهبري نيز در قبال مجلس خبرگان، پاسخگو باشد. اين موضوعي است که از سال ها پيش در دستور کار خبرگان قرار داشته و به همين منظور با تشکيل کميسيوني تحت عنوان «کميسيون تحقيق» به اين امر مشغول است. براي اطلاع بيشتر از اين قضيه جنابعالي مي توانيد به فصلنامه «حکومت اسلامي» شماره 41 که توسط دبيرخانه مجلس خبرگان منتشر مي شود، مراجعه فرماييد. در اين شماره، برخي از اعضاي خبرگان مانند آقايان هاشمي رفسنجاني، جنتي، مقتدايي، مجتهد شبستري و ديگران در مورد اين قضيه و سير آن در زمان حضرت امام و آيت الله خامنه اي به تفصيل توضيحاتي ارائه کرده اند.
    البته اين نکته هم براي شما به عنوان يک مدعي «خط امام» بايد جالب باشد که به گفته برخي از اين بزرگواران، در دوران حيات حضرت امام با توجه به شان و جايگاه ايشان هيات تحقيق عملا فعاليتي نداشته است. لذا اگر بخواهيم به شيوه همان دوران که بسيار مورد تاکيد جنابعالي است عمل شود، در دوران آيت الله خامنه اي نيز اين هيات مي بايست فعاليتي را انجام نمي داد. اما با توجه به اظهارات اعضاي خبرگان، اين هيات و کميسيون در اين دوران فعال بوده است. البته راجع به نحوه انجام کار طبعا بحث ها و تبادل نظرهايي وجود داشته است تا ضمن اين که مجلس خبرگان به وظيفه نظارتي خود در حد مسئوليت قانوني خويش عمل کند، اخلال و اختلالي نيز در امور مربوط به رهبري رخ ندهد. اما به هر تقدير، اين کار در طول زمان ساز و کار مناسب خويش را يافته است و همچنان ادامه دارد.
    از باب نمونه نظر جنابعالي را به اظهارات برخي از اعضاي خبرگان در اين باره جلب مي کنم. آيت الله جنتي در اين باره اين گونه گفته اند: «البته ما در زمان حضرت امام اصلاً به خود اجازه نداديم که وارد قضيه شويم، چون شان ايشان اجلّ از اين بود که بخواهيم با ايشان در اين خصوصيات صحبت کنيم و هيچ ترديدي در صفات و ويژگي هاي لازم در ايشان نبود و احتياجي به تحقيق نبود. بنابراين در آن زمان قضيه را پيگيري نکرديم. ولي پس از رحلت حضرت امام (قدس سره) مساله دوباره مطرح شد که چه کنيم؟ هر گاه مجلس خبرگان جلسه تشکيل مي داد، از هيات تحقيق سوال مي شد که شما چه اقدامي انجام داده ايد؟ راجع به اين قضيه بحث کرديم. نظر عده زيادي از اعضاي خبرگان بر اين بود که بايد هيات تحقيق در نهادهاي زير نظر مقام معظم رهبري تحقيق و بررسي کند که آيا درست اداره مي شود يا نه؟ در صورت مثبت بودن مديريت به قوه خود باقي است، در غير آن صورت تذکر بدهند يا سوال کنند که چرا اين گونه است؟ نظر اکثريت بر اين بود.»
    به گفته ايشان اين موضوع با آيت الله خامنه اي نيز در ميان گذارده مي شود و بعد از بحث و بررسي راجع به حوزه هاي مورد تحقيق و نحوه انجام کار، «نتيجه اين شد که مقام معظم رهبري فرمودند: اگر بنا بر بررسي و سوال و اقدامي است، با دفتر من در ارتباط باشيد و از دفتر سوال کنيد، ببينيد من درباره اين تشکيلات چه کرده ام. درباره مراکزي که زير نظر من است، چگونه عمل کرده ام. از اقدامات من سوال کنيد، آنها به شما پاسخ مي دهند، چون من به آنها دستور مي دهم که شما هر سوالي داشتيد، اطلاعات را در اختيار شما قرار دهند. آن وقت اگر ديديد کارهايي که انجام داده ام به يکي از شرايط لازم در رهبري خدشه وارد مي کند، جاي اين است که اقدام بکنيد، در غير آن صورت، ربطي به رهبري ندارد.» (مجله حکومت اسلامي، پائيز 1385، شماره 41، ص 55 تا 57)
    آيت الله مرتضي مقتدايي نيز در اين باره اظهار داشته است: «مجلس خبرگان براي انجام اين وظيفه کميسيوني متشکل از 15عضو تشکيل داده که حداقل هر ماه يک مرتبه جلسه دارند تا بر اعمال، رفتار و اقدامات رهبري اشراف کامل داشته باشند. خود مقام معظم رهبري هم از اين امر استقبال کردند و فرمودند در محدوده کار قانوني تان هر چه مي خواهيد سوال کنيد. به دفترشان هم اعلام کردند که آقايان هر چه خواستند در اختيارشان گذاشته شود و تا کنون دو جلد از مطالبي که مربوط به اقدامات رهبري است و از صدا و سيما هم پخش نشده براي کميسيون فرستاده شده است. به هر حال کميسيون کار خود را با دقت انجام مي دهد و مخبر آن هم نتايج بررسي ها و تحقيقاتي را که انجام شده در اجلاسيه هاي مجلس خبرگان به اطلاع ديگر اعضا مي رساند. هر چند مواردي وجود دارد که چون اعلام آنها از نظر مسائل امنيتي به صلاح نيست مخفي مي مانند و به مقتضايشان اقدام مي شود. در نتيجه اکنون مي توانيم به طور قاطع بگوييم که بحمدالله رهبري با کمال قدرت و اقتدار وظيفه خودشان را انجام مي دهند. (حکومت اسلامي، پائيز 1385، شماره 41، ص 74)
    حسن ختام اين بخش از بحث ما هم، اظهارات آقاي هاشمي رفسنجاني است که علاوه بر تاييد انجام نظارت بر رهبري توسط مجلس خبرگان، «استصوابي بودن» آن را هم مورد تاکيد قرار مي دهند: «خبرگان اگر اطلاع نداشته باشند نمي توانند قضاوت کنند چون کسي که از اختيارات وسيعي برخوردار است و در امور دخالت دارد و امر و نهي مي کند، بايد در عمل با آن شرايطي که گفته شد منطبق باشد، طبعاً خبرگان بايد کاري را که مقدماتش واجب است انجام دهند. لذا «نظارت استصوابي» اگر يک جا معنا داشته باشد همين جا است، که اگر خبرگان مطلع شدند، رهبري اين شرايط را ندارد، مي توانند اقدام کنند.» (مجله حکومت اسلامي، تابستان 1385، شماره 40، ص 38 و 39)
    آنچه بيان شد اشاره اي بود به نظارت هاي قانوني بر رهبري که در حال انجام است. البته بنده از جنابعالي که خود را دائرمدار جهان خلقت و مافيها مي دانيد، انتظار ندارم گوش شنوايي براي اين مطالب داشته باشيد چرا که نشان داده ايد انتخاباتي را که در آن شکست بخوريد همراه با تقلب مي دانيد، مجلسي را که در آن حضور نداشته باشيد فرمايشي مي دانيد و رياست جمهوري را که بر آن تکيه نزده باشيد ناکارآمد مي دانيد.
    اما مهمتر از اين گونه نظارت هاي قانوني، نظارت عمومي و مردمي بر رهبري است که به صورت مستمر وجود داشته و دارد. مردم در طول سه دهه گذشته ديده اند کشور ما از چه بحران هاي صعب و سنگيني عبور کرده که هر يک از آنها براي ويراني يک کشور و ويلاني يک ملت کافي است؛ از جنگ و دعواهاي قبيلگي و جناحي داخلي بگير تا بحران هاي منطقه اي و بين المللي. آيا براي شما که خود در متن قضايا بوده ايد لازم است فهرستي بلندبالا از اين بحران ها را ارائه دهم؟ همان يک فتنه اي که در سال 88 بر پا شد، در صورتي که بدرستي و با درايت مديريت نمي شد، کافي بود تا دودمان ملتي را بر باد دهد!
    امروز علي رغم همه آن مسائل و مصائب و بحران ها و بحران آفريني هاي داخلي و خارجي، نظام جمهوري اسلامي و کشور ايران، در کمال اقتدار داخلي و منطقه اي و بين المللي قرار دارند. نشانه آن هم عصبانيت بيش از حد دشمنان ما است که هر چه مي زنند به در بسته مي خورند و به تعبير قرآن کريم، از آن همه صرف سرمايه و انرژي براي نابودي اسلام و ايران، جز حسرت بر دلشان نمي ماند. بيان بيشتر در اين زمينه، فقط توضيح واضحات خواهد بود.
    اجازه دهيد از همين جا مستقيما وارد موضوع انتخابات رياست جمهوري در سال 84 و 88 شويم که در واقع مهمترين بخش نامه جنابعالي را تشکيل مي دهد و صدالبته که نقش بسيار مهمي در شکل دادن به گفتار و رفتار سياسي شما داشته است.
    ابتدا انتخابات سال 84. شما در ابتداي نامه خود نوشته ايد: «همانطور که مي دانيد پس از انتخابات رياست جمهوري 84 نامه اي به حضرتعالي تقديم کردم که پس از آن شما از طريق برادر محترم جناب آقاي وحيد خواسته بوديد ملاقاتي با شما داشته باشم. در آن روز ضمن بيان گلايه و اعتراضي که نسبت به دخالت هاي انجام گرفته در روند انتخابات به نفع کانديداي خاص داشتم اما در نهايت سکوت اختيار کردم.»
    همچنين در ادامه نيز خاطرنشان ساخته ايد: «در انتخابات رياست جمهوري 84 سپاه و بسيج به محوريت فرزند شما آقا سيدمجتبي به نفع يکي از نامزدها ورود کردند و در نتيجه تخلف و تقلب آنان در سه استان اصفهان، تهران و قم فرد مورد نظر با حرکت کودتاگونه شوراي نگهبان، با آنکه اينجانب در 11 استان کشور اول بودم به مرحله دوم فرستاده شد.»
    از مجموع اين دو جمله بوضوح مي توان دريافت به ادعاي شما در انتخابات سال 84، «آقا سيدمجتبي» محور يک «حرکت کودتاگونه» به نفع يک «کانديداي خاص» قرار گرفت که بر اثر آن به جاي اين که شما به مرحله دوم انتخابات برويد، آن «فرد مورد نظر» به مرحله دوم رفت و با آقاي هاشمي رفسنجاني به رقابت پرداخت.
    بنده قبل از بيان هر مطلب ديگري، اسامي کانديداهاي حاضر در مرحله اول انتخابات رياست جمهوري در سال 84 را در اينجا ذکر مي کنم. اول جنابعالي و بعد آقايان: هاشمي رفسنجاني، علي لاريجاني، محمدباقر قاليباف، محمود احمدي نژاد، مصطفي معين، محسن مهرعليزاده.
    آقاي کروبي! جنابعالي در نامه خود نام «آقا سيدمجتبي» را به صراحت ذکر کرده ايد و نشان داده ايد که هيچ ترس و ابايي از بيان نام اشخاص نداريد. سوال من اين است که با اين شجاعت و صراحت لهجه، چرا نام آن «کانديداي خاص» و «فرد مورد نظر» را ذکر نکرده ايد؟! يعني اگر به هر دليلي قرار بر تحفظ و نگفتن اسم اشخاص بود، طبعا مي بايست نام «آقا سيدمجتبي» را ذکر نمي کرديد ولي وقتي شما تا ته خط رفته ايد، ديگر چه جاي پرده پوشي در مورد نام يک «کانديداي خاص» بود؟! واقعا چرا نگفتيد؟ اين سوالي است که حتما در ذهن خوانندگان نامه شما هم نقش بسته و در پي يافتن پاسخ آن هستند. اتفاقا اين پاسخ، بسيار مهم و تعيين کننده است: هم شما مي دانيد و هم من، که اگر نام آن «کانديداي خاص» مشخص شود، همه ادعاها و گفته هاي شما در مورد حرکت کودتاگونه در انتخابات سال 84، هوا مي رود.
    آقاي کروبي! آن «کانديداي خاص» و «فلان شخص» که شايعاتي در آن هنگام راجع به حمايت «آقا سيدمجتبي» از وي در برخي محافل سياسي پيچيد – و بنده در اينجا کاري به راست و دروغ آن ندارم – آقاي قاليباف بود، نه آقاي احمدي نژاد. اما شما از اين کانديدا نام نبرديد براي اين که آقاي قاليباف نتوانست در آن انتخابات به موفقيتي دست يابد! اگر ايشان به دور دوم انتخابات راه يافته بود ولو اين که حتي در آن دور از آقاي هاشمي هم شکست مي خورد، حرف شما بالاخره جايي براي بحث و تامل داشت، اما آخر شما را به خدا اين چه حرکت کودتاگونه اي است که نماينده آن، در رديف چهارم و با اختلاف حدود يک ميليون راي، بعد از جنابعالي قرار مي گيرد؟!
    با توجه به اين واقعيت، شما دو راه منطقي بيشتر در پيش رو نداريد: يا بايد از ادعاي خود مبني بر وجود يک حرکت کودتاگونه آن هم با محوريت فردي مانند «آقا سيدمجتبي» صرفنظر کنيد چون اگر چنين بود طبعا آقاي قاليباف مي بايست به عنوان پيروز آن انتخابات درمي آمد، يا اگر همچنان بر حرکت کودتاگونه اصرار داريد بايد اذعان کنيد نظام انتخاباتي در ايران به قدري مستحکم و نفوذناپذير است که حتي اگر کسي مانند فرزند رهبري هم قصد به کرسي نشاندن کانديداي مورد نظر خود را با يک حرکت کودتاگونه داشته باشد، قادر به انجام آن نخواهد بود و شکست سختي را متحمل خواهد شد!
    نکته ديگري که در همين زمينه بايد به آن اشاره کنم اين است که انتخابات رياست جمهوري در سال 84 توسط دولت آقاي خاتمي برگزار شد و آقاي موسوي لاري نيز مسئوليت وزارت کشور را برعهده داشت. اين بزرگواران از دوستان و همفکران و همراهان قديمي شما بودند و در پاسخ به ادعاي شما مبني بر مخدوش بودن نتايج اعلام شده، با قاطعيت بر صحت و سلامت انتخابات تاکيد ورزيدند و حتي آن را سالمترين انتخابات تا آن موقع اعلام کردند. البته جالب اينجاست که شما هر کس را که نظري مخالف شما در اين زمينه دارد ولو آقاي خاتمي يا ديگر دوستانتان باشد، از دم تيغ تهمت و توهين خود گذرانده ايد؛ آنجا که مي فرماييد: «البته اين امر در سايه انحصارطلبي و بي تجربگي افراد پرنفوذي درون جريان اصلاحات و همچنين ضعف وزارت کشور در صيانت از آراي مردم تحقق پيدا کرد.»
    در عين حال، اشاره شما به «سايه انحصارطلبي و بي تجربگي افراد پرنفوذ درون جريان اصلاحات» که آن را عاملي مهم در عدم پيروزي خود در انتخابات سال 84 دانسته ايد نيز بسيار جالب است و جاي پرداختن دارد. قاعدتا شما به پشت صحنه آنچه گفته ايد واقفيد اما بنده لازم مي دانم نکته اي را در جهت روشن ساختن اين جمله براي ديگران و بخصوص جواناني که ممکن است از اين پشت صحنه اطلاع کافي نداشته باشند، عرض کنم.
    جنابعالي از زمان تشکيل مجمع روحانيون مبارز در اواخر سال 66، عضو و دبيرکل آن بوديد. يعني در سال 83 که کانديداي انتخابات رياست جمهوري شديد، حدود 16 سال از دبيرکلي شما بر اين تشکل مي گذشت. طبعا انتظار جدي شما از مجمع روحانيون اين بود که بعد از اعلام کانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري، جنابعالي را به عنوان کانديداي رسمي خود معرفي کند. من نمي دانم در جلسات مجمع چه حرف هايي بين شما و اعضاي محترم آن رد و بدل شده است اما به هر تقدير اعضاي مجمع روحانيون، با توجه به شناختي که از خصوصيات و ميزان توانمندي شما داشتند، از معرفي دبيرکل خود به عنوان کانديداي رسمي در اين انتخابات خودداري کردند. اين مساله بکلي خلاف انتظار و تمايل شما بود و موجبات ناراحتي شديد جنابعالي را فراهم آورد و البته شکست در انتخابات نيز تلخي اين موضوع را در ذائقه شما دوچندان کرد طوري که بعد از انتخابات، از مجمع جدا شديد و حزب اعتماد ملي را راه اندازي کرديد. به نظر مي رسد وقتي از «سايه انحصارطلبي و بي تجربگي افراد پرنفوذ درون جريان اصلاحات» سخن مي گوييد، هنوز هم آن تلخي و ناراحتي با همان شدت ذائقه تان را مي آزارد.
    اما گذشته از اين، نبايد از يک نکته مهم ديگر در اين قضيه غفلت کرد و آن برداشت و رهيافت جامعه از اين موضوع بود. يعني وقتي يک تشکل پرسابقه و تاثيرگذار از کانديداتوري دبيرکل خود حمايت نمي کند، معلوم است که اين مساله چه تاثيري بر افکار عمومي مي گذارد. آن وقت شما داد و فرياد برآورده ايد که من يک ساعت خوابيدم و بيدار شدم، ديدم کن فيکون شده است!
    خواستم بحث درباره انتخابات 84 را تمام کنم و به موضوع انتخابات 88 بپردازم اما حيفم آمد که به جمله ديگري از شما درباره آن انتخابات اشاره نکنم. فرموده ايد: «آيا کارکرد ولايت فقيه در نظام جمهوري اسلامي اين است که روزي براي شکاف ميان اصلاح طلبان دو نامزد اين جريان را با حکم حکومتي به عرصه انتخابات رياست جمهوري برگرداند (1384) و ...»
    شما مختاريد هر تحليلي را که مايليد در مورد تاييد صلاحيت آقايان معين و مهرعليزاده توسط شوراي نگهبان با حکم حکومتي آيت الله خامنه اي، داشته باشيد. ولي واقعيت اين است که در آن زمان، بخش گسترده اي از طيف چپ و اصلاح طلبان که شما را فرد مناسبي براي رياست جمهوري نمي دانستند، درخواست داشتند تا آقاي دکتر معين به عنوان کانديداي اصلي آنها، در جمع کانديداهاي رياست جمهوري حضور داشته باشد و اين درخواست مورد پذيرش رهبري قرار گرفت. در جريان انتخابات هم ملاحظه کرديد که جمع قابل توجهي از اعضاي مجمع روحانيون از ايشان حمايت کردند و در نهايت نيز آقاي دکتر معين حدود 4 ميليون راي – يعني يک ميليون کمتر از جنابعالي - کسب کرد. اين مقدار راي بخوبي حاکي از وسعت حمايت ها در طيف اصلاح طلبان از ايشان بود بويژه اين که دکتر معين توانسته بود اين مقدار راي را بدون دادن وعده هاي مالي کسب کند. بنابراين ملاحظه مي فرماييد که اقدام رهبري در تاييد صلاحيت آقاي دکتر معين در واقع اجابت يک درخواست عمومي در طيف اصلاح طلبان بود. حال اگر شما از حمايت مجمع از آقاي دکتر معين به جاي حمايت از کانديداتوري خودتان، ناراحتيد، لطفا اين مسائل درون گروهي را بين خودتان حل و فصل کنيد و به بيرون تسري ندهيد.
    
    كروبي انتخاباتي را كه دولت اصلاحات برگزار كرد مخدوش خواند / پاسخ مستند مسعود رضايي - پژوهشگر تاريخ معاصر - به شبهات فتنه انگيزان -۳
    


 روزنامه كيهان، شماره 21882 به تاريخ 27/1/97، صفحه 6 (پاورقي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 13 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه مهندسي اكوسيستم بيابان
متن مطالب شماره 18، بهار 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است