|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/2/26: حرف، حرف و باز هم حرف
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6858
سه شنبه سي ام مرداد ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6781 26/2/97 > صفحه 13 (تئاتر) > متن
 
      


يادداشت 
حرف، حرف و باز هم حرف
به بهانه روي صحنه رفتن نمايش «عكس سفيد»

نويسنده: محمدحسن خدايي *


    
    به نظر مي آيد تکثر ارزش ها شامل اعتقادات، نوع تربيت و وضعيت ذهني افراد به همراه وضعيت اقتصادي و انتظاري که از زندگي دارند، نوع روابط عاطفي انسان معاصر را شکل مي دهد. از پس تغييرات ايجاد شده در فضاي فرهنگي، اقتصادي و سياسي زمانه حاضر مي توان انبوهي از سبک هاي زندگي و فرم هاي تجربه نشده زيستي را مشاهده کرد که جامعه را صورتبندي تازه مي کنند و امکان هاي جديدي از تجربه ورزي هاي ماجراجويانه را ممکن مي کنند. با توجه به همين چشم اندازهاي گشوده است که مي توان نمايش «عکس سفيد» را واکنشي دانست به زيست انسان مدرن کلانشهر تهران.
    زيستي که همراه گشايش و بحران است. آن هم حول مولفه هايي چون معيشت، منزلت و روابط. «عکس سفيد» يادآور «ازدواج سفيد» است. روايتي از زندگي زوجي که بدون ازدواج رسمي زير يک سقف زندگي مي کنند و به پنهانکاري روي آورده اند.
     در انتها فروپاشي است و فراق. تاکيد بر ناممکن بودن تجربه اي مشترک که به شرع و قانون تن نداده و پايان محتوم آن شکست است و جدايي. ميلاد اخگر در مقام نويسنده و کارگردان به همراه اميرحسين طاهري، به شيو ه اي از اجرا دست زده که انزوا را شدت بخشد.
    شيوه اي کمينه گرايانه که به بي کنشي و حرافي شخصيت ها ميدان مي دهد. گويي در زمانه عسرت، در انزواي ويرانگر اتاق خواب، در ساعات تنهايي فقط مي توان به کلام و کلمات پناه برد تا ملال زمانه را تاب آورد. در اغلب صحنه ها، مرد يا زن، تنها بر تختخواب نشسته يا دراز کشيده اند.
    در غياب تن معشوق، يک دوست مشترک مي تواند امکان تخيل و رهايي از انزوا باشد حتي اگر حضورش به ميانجي پيام گير تلفن، تعين يابد. دوست مشترک يا همان دکتر مهران فخيمي مردي است عزلت نشين، برخوردار از ميراث خانوادگي.
    يک حراف، خاطره باز و عاشق شرط بندي. ترکيب متناقضي از ابلوموفيسم، رومانتيسم ارتجاعي و حسابگري انسان مرکزنشين. او بي آنکه بر صحنه ظاهر شود، غيابي است تقليل يافته به صوت و کلمات. غياب او به شکل استعاري غياب نسلي است که آن چنان در عرصه نمادين حضور ندارند و مي شود گفت مشمول طرد و فراموشي اند. نهاد ارث خانوادگي براي آنان همچون منابع رايگان طبيعي براي کشورهاست. بي آنکه دغدغه معيشت دمار از روزگارشان درآورد، مي توانند به گوشه اي خزيده و نظريه پردازي کنند.
    نگاه گذشته گرا و خاطره باز نمايش، اکنونيت را به محاق برده و سوگوار زمان از دست رفته است. رويکردي نوستالژيک بسادگي و صميميت دوران خوش گذشته و البته منتقد مناسبات پر از ملال کنوني که لاجرم مستوجب ترس از آينده اي ناروشن هم است.
     روايت با مکانيسم يادآوري به پيش مي رود و مدام گذشته احضار مي شود. گذشته همچون سرمايه اي قابل اشتراک با افرادي است که اغلب با کافه ها، خيابان ها و... خاطرات نوستالژيک دارند. گذشته گرايي عوارضي هم دارد که مي تواند هر نوع کنش لحظه حال را ناممکن کند. بي جهت نيست که شخصيت ها مي توانند ساعت ها روي تختخواب دراز کشيده و حرافي کنند.
     ميلاد اخگر در نمايش کاناپه هم نشان داده بود که چه گذشته گراي قهار و خاطره باز تمام عياري است. اما به هر حال مهابت زمان حال و مناسبات پيچيده اينجا و اکنون، همچون سيل بر اين گذشته گرايي جاري شده و در نهايت، روايت تا حدي رستگار مي شود. آن زمان که در انتها مرد و زن نمايش مقابل هم قرار مي گيرند و در باب رابطه و آينده به گفت و گويي پر از چالش و زخم مي پردازند.
     اوج تنش در آن جمله اي است که زن خطاب به مرد مي گويد که «تو چکاره من هستي؟» و مرد در يک خلا عاطفي، بي آنکه پاسخ صريحي در چنته داشته باشد از نظر رواني فروپاشيده و عشق خود را از دست رفته مي يابد. خطاب نمايش البته قشر هنرمند جامعه است.
     انسان هايي تک افتاده و اتميزه که از خلاقيت خالي شده و سترون در هياهوي شهر، دست و پا مي زنند. آنان هنري توليد مي کنند که نسبت چنداني با وضعيت جامعه ندارد و مدت هاست توان بحراني کردن و گشايش را از دست داده است.
    صحنه هيچ ندارد الا تختخوابي که تمام فضا را اشغال کرده و اغلب با نوري موضعي رويت پذير شده تا انزواي مرد و زن را موکد کند. يک دستگاه تلفن در مقابل صحنه است که امکان اتصال با فضاي خارج و گفت و گو با دوست مشترک را مهيا مي کند.
    ديگر چندان با مفهوم خانواده سر و کار نداريم و لمحه اي از توهم آن را مي توان بر صحنه بازنمايي کرد و به عنوان تماشاگر به خلوت و انزواي آدم ها سرک کشيد.
    تختخواب در نمايش عکس سفيد آن کارکرد راديکال نمايشي چون ايوانف به کارگرداني اميررضا کوهستاني را نمي يابد و مازاد چنداني توليد نمي کند. در ايوانف اتاق خواب به اشغال ديگران درآمده بود و نشان از پايان اقتدار مردي داشت که دچار انفعال محض است. اما اينجا اين تلفن و صداي دوست مشترک است که فضا را مي سازد و قصه را به پيش مي برد.
    بازي بهار کاتوزي، بعد از بازي در نمايش هايي چون کوررنگي و فتوحات گلشيري، در اينجا حول بازنمايي زندگي روزمره مي گردد. ايستايي نقش و ملال جاري بر صحنه به همراه مکانيسم يادآوري خاطرات، چندان امکان بروز موقعيت هاي سرحداتي را نمي دهد، اما لحظه اي که روايت دچار گسست و تنش مي شود، بازي بهار کاتوزي هم خلاقانه تر مي شود. همچنان که بازي اميرحسين طاهري هم در گسست انتهايي روايت، امکان هاي تازه را برمي سازد و البته بايد از کار قابل اعتناي ابراهيم عزيزي در نقش دکتر مهران فخيمي سخن به ميان آورد که چگونه بار سنگين خلق فضاهاي حسي را به ميانجي صداي خود امکان پذير کرده و فرم تازه اي از حضور در صحنه را تجربه مي کند.
    در نهايت عکس سفيد را مي توان از آن نوع اجراهايي فرض گرفت که به انحطاط طبقه متوسط در دوران معاصر اشاره دارد و چشم انداز اميدبخشي را مقابل تماشاگران نمي گستراند. تصويري سياه بر عکس سفيد و البته در حال محو.
    
    
    *نويسنده و منتقد تئاتريادداشت: حرف، حرف و باز هم حرف / به بهانه روي صحنه رفتن نمايش «عکس سفيد»
    


 روزنامه ايران، شماره 6781 به تاريخ 26/2/97، صفحه 13 (تئاتر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 14 بار
    



آثار ديگري از "محمدحسن خدايي "

  يك روايت از هيپوليت
محمدحسن خدايي، شرق 16/5/97
مشاهده متن    
  نه چندان اجتماعي
محمدحسن خدايي، شرق 9/5/97
مشاهده متن    
  وداع با جهان سينه فيلي هاي عاشق پيشه / نگاهي به نمايش فليك كه اين روزها در پرديس تئاتر شهرزاد روي صحنه مي رود
محمدحسن خدايي*، ايران 3/5/97
مشاهده متن    
  اتهامي نه چندان به خود
محمدحسن خدايي، شرق 2/5/97
مشاهده متن    
  حتي در آن يك دقيقه و سيزده ثانيه كه مي شود حرف زد!
محمدحسن خدايي، شرق 19/4/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه راه و ساختمان
متن مطالب شماره 139، مرداد 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است