|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم97/2/26: گفت و گويي با هاروكي موراكامي، داستان نويس مرزهاي خيال و واقعيت؛ منتظر داستان مي مانم تا خودش بيايد
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5229
پنج شنبه 26 مهر 1397



خدمات سايت




 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 5107 26/2/97 > صفحه 12 (ادبيات جهان) > متن
 
 


گفت و گويي با هاروكي موراكامي، داستان نويس مرزهاي خيال و واقعيت؛ منتظر داستان مي مانم تا خودش بيايد


نويسنده: مجتبي هوشيار محبوب *

هاروکي موراکامي، اکنون سال هاست که سرشناس ترين نويسنده ژاپن است. اين شهرت او البته به مرزهاي کشورش محدود نمي شود؛ کافي است اثري از او منتشر شود تا مترجمان کارش را برگردانند، ناشران منتشر کنند و مردم در انگلستان براي آثارش صف بکشند. در چند سال اخير هر وقت گمانه زني هاي رسانه ها براي نوبليست سال منتشر مي شود، نام هاروکي موراکامي را مي بينيم، اما شايد آکادمي نوبل نامي پرطمطراق تر و نويسنده اي تا حدودي نخبه گرا را گزينه اي مناسب تر مي بيند. اين قسمت ماجرا به ما مربوط نيست و چيز زيادي هم درباره اش نمي دانيم، اما مي دانيم موراکامي نويسنده اي پرمخاطب است که البته در آثارش تن به متر و معيارهاي ادبيات مبتذل و عامه پسند نداده است. آثار او خوش خوان و ساده فهم است و در عين حال حسابي مخاطبانش را به فکر مي برد و گاه براستي به حيرت مي اندازد.
    آثار رئال او حس همدلي و همذات پنداري مخاطب با شخصيت هايش را برمي انگيزد، و آثار تخيلي اين نويسنده ژاپني تا مدت ها ذهن مخاطبانش را درگير مي کند.
    موراکامي در ايران هم حسابي پرمخاطب است. بسياري از آثار او از جمله «کافکا در کرانه»، «سرزمين عجايب بي رحم و ته دنيا»، «شکار گوسفند وحشي»، «سوکوروتازاکي بي رنگ و سال هاي زيارتش» و ... به فارسي برگردانده شده اند و هواداران مخصوص خودش را دارد.
    يک بار که از مهدي غبرايي درباره ويژگي آثار موراکامي - يعني پرمخاطب بودنش - پرسيدم، گفت: «موراکامي جزو نسلي است که برعکس نويسندگان سنت ادبي رايج کشورش نثر فخيم و فاخر را رها کرده و به زبان روزمره و همه فهم مي نويسد و گاهي پيچيده ترين مفاهيم روحي و رواني را به ساده ترين نحو بيان مي کند. به علاوه، چنان دقتي در جزئيات دارد که باورنکردني ترين حالات را باورپذير مي کند و چنان عين و ذهن را درهم مي آميزد که ترکيب اين دو را واقعي جلوه مي دهد...» هاروکي موراکامي خودش درباره اين ويژگي در آثارش حرف مي زند. گفت وگويي که اکنون مي خوانيد، گفت وگويي است از جان ري (John Wray) که پاريس ريويو با عنوان «هاروکي موراکامي، هنر داستان نويسي» در شماره صد و هشتاد و دومش منتشر کرده است. در اين گفت وگو موراکامي از سبک نوشتنش سخن مي گويد و اين که چطور داستان هايش را مي نويسد. او مي گويد اگر بخواهد خودش از سبک دلخواه داستان نويسي اش سخن بگويد کاري نظير «سرزمين عجايب بي رحم و ته دنيا» را انتخاب مي کند، اما بنا به دلايلي که در اين مصاحبه خواهيد خواند ترجيح مي دهد گاه آثاري با رويکردي رئاليستي نظير «جنگل نروژي» بنويسد.
    
    داستان جديدت «بعد از زلزله» را که خواندم به نظرم رسيد به طرز آزادانه اي داستان هاي واقع گرايانه را در هم آميختي، همچنان که چنين چيزي را در رمان«جنگل نروژي» ديدم... بگذار بگويم حتي در دو کار ديگر تو يعني رمان هاي «سرگذشت پرنده کوکي» و «سرزمين عجايب بي رحم و ته دنيا». در کارهايت به تفاوت هاي بنيادين ميان اين دو فرم [خيال و واقعيت] قائل هستي؟
    سبک من، يا آنچه دست کم خودم به عنوان سبکم مي شناسم، بيش از همه در رمان «سرزمين عجايب بي رحم و ته دنيا» نمود پيدا مي کند. من خودم فرم رئاليستيک [واقع گرايانه] را دوست ندارم. سبک سوررئاليستي را بيشتر ترجيح مي دهم. در رمان «جنگل نروژي» اما ذهنم را براي نوشتن رماني سراسر رئاليستيک آماده کردم. به تجربه کردن چنين فرمي نياز داشتم.
    
    اين کتاب را به مثابه تمريني در اين سبک يا داستاني مشخص براي بازگو کردن هرچه بهتر اثري واقع گرايانه در نظر گرفتي؟
    اگر به نوشتن رمان هاي سوررئاليستي ام ادامه دهم مي توانم نويسنده اي کالت باشم و اين سبک را حفظ کنم. اما مي خواهم اين جريان را بشکنم، پس بايد ثابت کنم مي توانم داستاني واقع گرا هم بنويسم. اين دليل نوشتن اين کتاب بوده است. کتابي که در ژاپن پرفروش ترين شد و البته من هم همين انتظار را داشتم.
    
    با اين وصف بايد گفت اين انتخاب، انتخابي استراتژيک بوده است.
    بله، همين طور است. «جنگل نروژي» خوش خوان است و ساده فهم. بيشتر مردم چنين کتابي دوست دارند. آنها ممکن است به همين واسطه بعدها به کارهاي ديگر من هم علاقه پيدا کنند.
    
    پس مخاطبان ژاپني شبيه مخاطبان آمريکايي هستند؟ آنها هم داستان ساده خوان مي خواهند؟
    آخرين کارم «کافکا در کرانه» در اينجا، 300 هزار نسخه فروخت. من از اين که اينقدر فروش رفت تعجب کردم؛ يعني اصلا اتفاق معمولي اي نبود. داستان، داستان بسيار پيچيده اي بود که دنبال کردنش چندان ساده نبود. اما سبک و نثر من کاري مي کند که داستانم ساده خوان باشد. داستاني که آميزه اي است از حس شوخ طبعي و وجه دراماتيک که قصه را خوش خوان مي کند. اين را مي توانم معلول همين دو نکته بدانم. شايد هم علت ديگري براي موفقيتم وجود داشته باشد که بي خبر باشم. هنوز هم باورنکردني است. من هر سه چهار سال دارم رماني مي نويسم و مردم هم منتظر کارهايم هستند. يک بار با جان ايروينگ مصاحبه مي کردم که گفت يک کتاب خوب، همه پسند است. آنها معتاد شدند و هميشه منتظرند.
    
    تو مي خواهي خواننده هايت معتاد شوند؟
    اين را جان ايروينگ گفت.
    
    استفاده کردن از دو عامل داستان و روايت خطي اي که بتوان بسادگي دنبالش کرد و از طرف ديگر پلات [طرح و توطئه] گيج کننده و دوار انتخابي عامدانه است؟
    نه، اين طور نيست. من وقتي شروع به نوشتن مي کنم هيچ برنامه و پيش فرض خاصي ندارم. فقط منتظر مي مانم تا داستان خودش بيايد. اين که چه نوع داستاني بنويسم يا قرار است در کارم چه اتفاقي بيفتد به انتخاب من نيست، اما تصميم مي گيرم داستاني واقع گرايانه بنويسم. اساسا، انتخابي در کار نيست.
    
    اما اين که لحن داستانت لحني است که مخاطب براحتي دنبال مي کند چه؟ اين انتخاب خود توست ديگر؟
    من چند تصوير در ذهنم دارم که به يکديگر پيوندشان مي زنم. اين خط داستان است، بعد اين خط داستاني را براي مخاطب توضيح مي دهم. وقتي داري چيزي را بيان مي کني بايد خيلي دلنوازانه اين کار را بکني. اگر فکر کني همه چيز بر وفق مراد است، مي گويي همين است، مي دانم، که به گمانم خيلي متکبرانه است. کلمات ساده و استعاره هاي خوب، تمثيل [قصه رمزي] خوبي مي سازد و اين کاري است که من انجام مي دهم. بيان من به غايت ساده و شفاف است. داستان کالت، فرم و روايت بديعي دارد، به اين معنا که گويي فارغ از جريان محوري داستان گويي در کشور يا جامعه اي خاص به نگارش درآمده است. اين آثار طرفداران پر و پاقرص و دو آتشه اي دارد که اثر را به اثري ويژه بدل مي کند.
    
    * داستان نويس و مترجمگفت و گويي با هاروکي موراکامي، داستان نويس مرزهاي خيال و واقعيت؛ منتظر داستان مي مانم تا خودش بيايد
    


 روزنامه جام جم، شماره 5107 به تاريخ 26/2/97، صفحه 12 (ادبيات جهان)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 25 بار



آثار ديگري از "مجتبي هوشيار محبوب "

  جهان راز آلود داستان هاي پليسي / در جست و جوي شيطان هاي آثار ژرژ سيمنون، ريموند چندلر و فردريك دار
مجتبي هوشيار محبوب، جام جم 4/2/97
مشاهده متن    
  3 روايت موازي از خشونت / عناصر مانوس و بيگانه؛ نگاهي به رمان هايي از آلبر كامو، كامل داوود و ژروم فراري
مجتبي هوشيار محبوب *، جام جم 27/12/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه بهداشت و توسعه
متن مطالب شماره 2 (پياپي 702)، تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است