|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد97/3/23: بسترهاي غير كلاسيك اكران
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4162
پنجشنبه بيست و پنجم مرداد ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 4109 23/3/97 > صفحه 7 (جلد دوم) > متن
 
      


يادداشت 
بسترهاي غير كلاسيك اكران


نويسنده: سام كلانتري

سال ٢٠١٧، اتفاق هاي بسيار خوبي براي اكران مستند در جهان افتاد. مستند «من كاكاسياي تو نيستم» حدود ٧ ميليون دلار در امريكا مي فروشد و در جشنواره ساندنس غول هاي رسانه اي جهان بيش از ٣٠ ميليون دلار هزينه خريد فيلم هاي غيرداستاني مي كنند اما ما كجاي اين بازار ايستاده ايم؟ جواب ساده است: ما به جاي اينكه فكر پيدا كردن سهمي از اين بازار باشيم، تمام فكر و ذكرمان جلوگيري از حذف سيمرغ سينماي مستند از جشنواره فجر بود... حقيقتا چقدر جذاب! البته اتفاق عجيبي نيست و ظاهرا دولتمردان ما در جشنواره فجر در برابر اين كنايه ها واكسينه شده اند و هدف اين نوشته هم چيز ديگري است. همه كساني كه به نحوي با سينماي ايران آشنا هستند قطعا نام هاي «رخشان بني اعتماد» و «مجتبي ميرتهماسب» را شنيده اند. آنها همراه با گروهي خوب و منسجم در طول چند سال گذشته مجموعه اي مستند به نام «كارستان» را آماده اكران و نمايش كردند كه اين مجموعه باعث ايجاد بستري براي استفاده از ظرفيت هاي روز عرضه فيلم مستند در ايران شد كه البته سينماي دنيا سال هاست به مدد شبكه هاي كابلي و پلتفرم هاي مجازي به اين واقعيت دست يافته است. اين روزها قسمت ديگري از اين مجموعه به نام «توران خانم» قرار است به صورت آنلاين اكران يا بهتر است بگويم به مدت محدودي پخش شود. چه خوب.
    خيلي دوست داشتم به عنوان يك فيلمساز در مورد شخصيت «توران ميرهادي» و زحمات اين دو نفر كارگردان و گروه شان صحبت كنم اما همان طور كه گفتم قصد اين نوشته مبحث ديگري است و قصد دارم به بهانه پخش اين فيلم در مورد استفاده از بسترهاي غيركلاسيك اكران مستند در دنيا حرف بزنم (البته فكر كنم كم كم اين شيوه از اكران مستند هم دارد كلاسيك مي شود و ما چون از جريان عقب هستيم به نظرمان غيركلاسيك مي آيد.)
    مي خواهم در چند مطلب كوتاه درباره بازاري صحبت كنم كه شايد هنوز براي بعضي از تهيه كنندگان و مستندسازان ايران ناشناخته است. هدف من اين است كه افراد علاقه مند غيرحرفه اي هم از اين نوشته بتوانند استفاده كنند و به همين دليل هم مي خواهم از عنواني استفاده كنم كه شايد كمي اغراق باشد اما طنين ژورناليستي خوبي دارد: «خداحافظ تلويزيون».
    چند وقت پيش با تعدادي از تهيه كنندگان و مستندسازان معتبر در خانه سينما نشسته بوديم. همه آنها از شرايط موجود معيشتي گله هاي اساسي داشتند و بحث بر سر اين بود كه از كجا بايد چرخ زندگي را چرخاند. در اين شرايط يك تهيه كننده مستند چگونه بايد علاوه بر خانواده خود، نان يك گروه توليد را هم جور كند يا يك مستندساز، چگونه مي تواند روزش را، با خيال نيمه راحت- و نه حتي راحت- به شب برساند؟
    
    كسي جوابي نداشت و در انتها به جمله اي تكراري رسيديم:
    «مستندسازان نمي توانند از راه حرفه شان يك زندگي ساده را بچرخانند.»
    متاسفانه سخني درست اما دردآور... اجازه دهيد از اينجا كمي خودماني تر باشيم و مثل هميشه خودمان آستين بالا بزنيم... اما چگونه؟... چند سالي است كه اتفاقات جديدي در حوزه اكران و پخش فيلم ها به راه افتاده و جايي هست كه به شدت به محتوا نياز دارد يا شايد بهتر است بگويم كارش بلعيدن مطالب جذاب تصويري است: بله درست است... فضا و پلتفرم هاي مجازي.
    براي كسب درآمد در فضاي مجازي به يك خط اينترنت و يك دستگاه مناسب مثل كامپيوتر يا گوشي موبايل احتياج داريد. اگر همين الان اين مقاله را از روي گوشي يا كامپيوتر خود مي خوانيد يعني اين امكانات اوليه را داريد و عملا چيز ديگري نياز نيست.
    حالا كه شما وارد اين دنياي جديد شده ايد، مي خواهم شما را با سه اسم مهم آشنا كنم:
    Netflix-Hulu-Amazon
    اگر با ساختار و فعاليت هايي كه منجر به پولسازي اين سه شركت شده آشنا هستيد، همين جا خواندن اين نوشته را متوقف كنيد وگرنه بياييد كمي با اين اسامي بيشتر آشنا شويم:
    اگر علاقه مند به سريال هاي روز دنيا باشيد، حتما اسم مجموعه «هاوس اف كاردز» را شنيده ايد... اگر هم اين طور نيست حتما همين امروز اقدام كنيد.
    اين مجموعه را شبكه اينترنتي «نت فليكس» تهيه كرده و تا قبل از رسوايي اخلاقي يكي از بازيگرانش داشت تمام معادلات سودآوري آنلاين در اين حوزه را به هم مي ريخت. زماني كه طراحان، بستر اينترنت را براي پخش مجموعه شان انتخاب كردند به نظر خيلي از افراد اين حركت ديوانگي و حتي يك جور خودكشي دسته جمعي محسوب مي شد.
    چيزي كه محال به نظر مي رسيد، اتفاق افتاد و اين مجموعه تا چند فصلي هم جلو رفت و به نظر هم نمي رسد تا به امروز كسي از گروه سازنده و سرمايه گذاران خودكشي كرده باشد، درواقع نه تنها سرمايه گذاران خودكشي نكردند بلكه چند صفر جلوي اعداد حساب هاي بانكي شان اضافه هم شد.
    بگذريم، همه ما با برنامه «تاپ گير» يا همان «تختِ گاز» آشنا هستيم و مي دانيد كه در دنيا افراد بسياري علاقه غيرقابل تصوري به مجري محبوب اين برنامه يعني «جرمي كلاركسون» دارند. فكر مي كنيد جرمي بعد از جدا شدن پرسروصدايش از بي بي سي كجا رفت؟ جواب: آمازون. پس قدرت و اهميت آمازون هم در همين دو خط مشخص مي شود.
    اما براي اينكه از عالم انيميشن هم دور نباشيم، بگذاريد آشنايي با شبكه پخش اينترنتي «هو لو» را در كنار تمام برنامه هاي مهم ديگرش با يك انيميشن گره بزنيم. جولاي ٢٠١٤، اين شبكه با يك قرارداد سه ساله، حقوق انحصاري «ساوت پارك» را براي پخش آنلاين از سازندگانش خريد. درست خوانديد فقط آنلاين.
    اينها سه نمونه از غول هاي شبكه هاي اينترنتي و پلتفرم هاي آنلاين بودند: اما اين مباحث در كشور ما همواره به دلايل مختلف دولتي و غيردولتي خيلي جدي گرفته نشده است.
    اما اگر كمي صبر كنيد با چند سوال مطلب را پي خواهم گرفت.
    با شنيدن كلمه آپارات ياد چه چيزي مي افتيد؟ آيا ده سال قبل وقتي واژه آپارات را مي شنيديد ياد دستگاه پخش سالن سينما نمي افتاديد؟ حالا چطور؟
    البته قرار نيست اينجا براي هيچ كدام از بستر هاي نمايش برنامه هاي مختلف تبليغ كنيم چون شكر خدا به اندازه موهاي سر رشد كرده اند.
    تامل و جواب به اين سوال ها شايد به ما كمك كند تا كم كم با اين شيوه پخش آثارمان كنار بياييم و تهيه كنندگان ما پول درآوردن در شكل جديد را بدون نگراني هاي مرسوم فرا بگيرند اما به نظر من چيزي كه امروز ما را بايد نگران كند هم مسير شدن، هماهنگ شدن و به روز شدن با شيوه هاي نوين فيلمسازي مستند در دنياست... جايي كه ديگر مرزي بين مستند و داستان وجود ندارد... در آخر... دهه پيش رو دهه فيلم مستند و سودآوري از اين اتفاق است و اميدوارم كساني كه متولي اين عرصه محسوب مي شوند به جاي اينكه كالري هاي شان را جهت حذف سيمرغ مستند يا اختصاص يك يا دو سالن كمتر به اكران بسوزانند با شركت در ورك شاپ هاي جهاني در عرصه نوين پخش آثار مستند سهم اندكي را هم به سينماي ايران اختصاص دهند.
    يادداشت: بسترهاي غير كلاسيك اكران
    


 روزنامه اعتماد، شماره 4109 به تاريخ 23/3/97، صفحه 7 (جلد دوم)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 10 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه چشم انداز مديريت دولتي
متن مطالب شماره 31، پاييز 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است