|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/3/23: بزرگ ترين برد تاريخ ورزش ايران
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6831
شنبه سي ام تير ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6801 23/3/97 > صفحه 11 (ورزشي) > متن
 
      


بزرگ ترين برد تاريخ ورزش ايران
سيد جلال طالبي سرمربي تيم ملي فوتبال در جام جهاني 98 در گفت و گو با «ايران» از بازي پيروزمندانه با امريكا مي گويد

نويسنده: حامد جيرودي


    
    شاه اجازه نداد به گالاتاسراي بروم/ ليست تيم ملي در جام جهاني، ليست ايويچ بود نه من
    تيم ملي در حالي تا چند روز ديگر در جام جهاني 2018 روسيه به ميدان مي رود که 20 سال قبل، دومين حضور خود در اين رقابت ها را با شرکت در جام جهاني 1998 فرانسه تجربه کرد. رقابت هايي که با پيروزي در ديدار حساس مقابل امريکا که بازي قرن لقب گرفت، نوستالژي خاصي را در ذهن علاقه مندان به فوتبال ايران به وجود آورده است. حالا و پس از 20 سال به سراغ سيدجلال طالبي سرمربي تيم ملي در جام جهاني 98 رفتيم تا با او در خصوص اين رقابت ها و شرايط حال حاضر تيم ملي صحبت کنيم. خواندن اين گفت و گوي خودماني با طالبي خالي از لطف نيست.
    
    شرايط تيم ملي را براي حضور در جام جهاني چطور ارزيابي مي کنيد؟
    همان طور که مي دانيد و از قديم هم گفته اند، حضور در جام جهاني آخر خط يا به اصطلاح کعبه فوتباليست هاست و همه تيم ها هم مي آيند تا بهترين نمايش را در آن داشته باشند. تيم ملي هم قطعاً مي خواهد بهترين نتيجه اش را بگيرد و آبرومند برگردد. خوشبختانه اين تنها دوره اي است که مربي تيم ملي 7سال است هدايت تيم را بر عهده دارد و شناخت کافي را هم از فوتبال ايران دارد. بنابراين فکر مي کنم، بتوانيم فوتبال واقعي خودمان را نشان دهيم و فارغ از اينکه از اين گروه بالا مي رويم يا نه، بايد ترس از باخت نداشته باشيم و شجاعانه بازي کنيم.
    
    خيلي ها از هم گروهي با اسپانيا، پرتغال و مراکش نا اميدانه صحبت مي کنند و برخي هم در انتظار معجزه هستند. شما در اين باره چه نظري داريد؟
    من فقط مي دانم هر تيمي که به جام جهاني مي آيد، مي خواهد بهترين نتيجه را بگيرد. فرقي نمي کند ايران باشد يا مراکش و آنها هم انتظار دارند صعود کنند اما فشار روحي و رواني روي پرتغال و اسپانياست. چرا که کسي انتظار ندارد اسپانيا که قهرمان جهان شده، به ايران يا مراکش ببازد اما بازي کردن با اسپانيا افتخاري است که شايد هرگز نصيب فوتبال ايران در جايي غير از جام جهاني نشود و بخواهيم مقابل بهترين بازيکنان فوتبال جهان در يک زمين بازي کنيم. بنابراين ما بايد بيشترين بهره را ببريم بدون اينکه انتظار داشته باشيم صعود مي کنيم يا نه.
    
    يکي از دستاوردهاي شما اين بوده که شما تنها سرمربي ايران در ادوار جام جهاني هستيد که برد به دست آورده ايد که آن برد مقابل امريکا بوده. فکر مي کنيد باز هم برد جديدي به دست بياوريم؟
    اولا بايد بگويم که آن برد متعلق به من نيست و کار و خواسته همه بچه ها بود. آن بازي با درگيري ها و مسائل سياسي که وجود داشت، يک بازي حياتي براي بازيکنان ما بود و هر چه افتخار هم دارد، متعلق به خود بچه هاست که در زمين زحمت کشيدند. آن بازي سخت ترين، پر اضطراب ترين، حساس ترين و مهم ترين بازي بود که من در طول دوران مربيگري ام داشتم. البته سعي کردم که اين احساس را در آن بازي بروز ندهم. من سعي کردم راجع به اهميت آن بازي با بازيکنان صحبت نکنم، چون فشار زيادي روي آنها بود. البته من خودم مي ديدم که بازيکنان چقدر مصمم هستند و چقدر صميمي که مي خواهند در اين بازي به موفقيت برسند. البته من خودم هم 8، 7 بازيکن امريکا را که از جام جهاني قبلي بودند، مي شناختم. بورا ميلوتينوويچ سرمربي سابق شان دوست من بود. امريکايي ها کلاً خودشان را در همه چيز از همه برتر مي دانند. در 20 دقيقه اول هم خيلي روي ما فشار آوردند ولي مي دانستم که اگر چک اول را بخورند، مقداري آرام مي شوند با اين حال، اميدوارم در اين جام جهاني هم برد ديگري نصيب تيم ملي ايران شود.
    
    حميد استيلي هم در دوران فوتبالش کم گل با ضربه سر مي زد اما آن ضربه معروف را زد تا گل اول به ثمر برسد.
    بله. به هر حال آن بازي براي همه مهم بود و بچه ها هم خيلي زحمت کشيدند. من واقعاً هر موقع ياد آن بازي مي افتم، يک حالي مي شوم. يکي از آن روزهاي فراموش نشدني فوتبال ماست و بزرگ ترين و با حيثيت ترين برد تاريخ ورزش ايران به دست آمد. از هر رشته اي که بگوييد. بعد از آن درگيري هايي که با امريکا داشتيم و صحبت هايي که مي شد. بعد از فينال جام جهاني، پر تماشاگر ترين بازي جام بود.
    
    حتي وقتي مهدي مهدوي کيا گل دوم را زد، رهبر معظم انقلاب او را از سربازي معاف کردند.
    بله واقعاً يک دنياي ديگري بود. فقط 400 عکاس در استاديوم بود. همه دنيا آن بازي را نشان دادند. اصلاً يک روزي بود. همه گريه مي کردند. پيرمردي را ديدم که پيراهن ايران را پوشيده بود و مي گفت من افتخار مي کنم که اين پيراهن را مي پوشم.
    
    کمي به عقب تر برويم. شما 3 هفته مانده به جام جهاني و پس از باخت عجيب و غريب ۷ بر يک تيم ملي برابر رم سرمربي شديد. چطور اين اتفاق افتاد؟
    من آن موقع سرمربي بهمن بودم. يک روز سرپرست تيم به من گفت که آقاي فراهاني مي خواهد شما را ببيند. تا قبل از آن هم ايشان را نديده بودم. خيلي آدم با شخصيت، سالم و صادقي به نظرم آمد. صفايي من را مي شناخت. سابقه من را مي دانست که من مرد سال بودم و گفت که با برادر کوچک تر من کمال در عقاب همبازي بوده. گفت قصد داريم کميته فني تشکيل بدهيم و شما هم عضو شويد.
    
    با آقاي اميرآصفي.
    بله. مرحوم اميرآصفي هم عضو کميته بود. بار اول عذر خواهي کردم و گفتم آقاي صفايي من گرفتار بهمن هستم و کميته فني هم بايد وقت بگذارد و بازي ها را ببيند و من هم وقتش را ندارم و خداحافظي کردم. بعد هم آقاي ايويچ سر تمرين ما آمد و گفت دو سه تا از اين جوان هايي که فکر مي کني خوبند را براي تيم ملي معرفي کن که من ستار همداني، علي لطيفي و محمد نوازي را معرفي کردم. دوباره يک مدت گذشت که گفتند آقاي صفايي مي خواهد من را ببيند. گويا مساله اين بود که آقاي امير آصفي رفته بود و ايشان از من خواستند نه به عنوان مشاور فني بلکه به عنوان يک نفر که کنار تيم ملي باشد و از تمرينات نت برداري کند، حضور داشته باشم تا نحوه آمادگي تيم ملي را بررسي کنيم و بعد به عنوان جزوه در اختيار مربيان جوان قرار دهيم. اين وظيفه من بود وگرنه من خودم را در حدي نمي ديدم که بخواهم به ايويچ مشاوره فني بدهم. يک روز، 50 متر دور از تمرين نشسته بودم و نت برداري مي کردم که آقاي نوآموز آمد به من گفت ايويچ گفته اينجا نشين و من هم از آن به بعد ديگر کاغذ هم نمي آوردم و در ذهنم مرور مي کردم و بعد در هتل مي نوشتم. در نهايت هم آن اتفاق بازي با رم افتاد. براي هر تيمي يک روز بد هست. ما در آزادي به مجارستاني باختيم که يوگسلاوي به آن 6 گل زده بود يا در فرانسه با تيم هاي دسته دوم بازي کرديم و در هنگ کنگ. منتهي ايويچ هميشه مي گفت شما تيم ملي واقعي را در فرانسه مي بينيد. جالب است که از تلويزيون زنگ زده بودند که مردم مي گويند ما نيمه دوم را پخش نکنيم. اين شد که آقاي فراهاني تصميم گرفت تغييرات ايجاد کند.
    
    اينکه بازيکنان در پست هاي غيرمتعارف خودشان بازي کرده بودند، در باخت سنگين ما تاثير داشت يا شايعاتي که مي گفتند بازيکنان از قصد آن طور بازي کرده اند تا ايويچ برکنار شود؟
    شما الان از بازيکنان آن دوره بپرسيد که ايويچ چطور مربي اي بود، ببينيد چه مي گويند؟
    
     مي گويند خيلي مربي خوبي بوده و ما جام جهاني را مديون او هستيم.
    خدا خيرت بدهد. پس چطور مي آيند کاري کنند که ايويچ برکنار شود؟ اين خيلي زشت است که بگوييم بازيکن تيم ملي گاوبندي کرده که ايويچ عوض شود. آنها هنوز هم مي گويند به خاطر ايويچ بوده که ما نتيجه گرفتيم.
    
    يعني شما هم بازي هاي تيم ملي در جام جهاني را تحت تاثير ايويچ مي دانيد؟
    مسلماً آقاي ايويچ کار کرده است. شکي در اين نيست. منتهي ما اصلاً سبک مان را عوض کرديم. ايويچ مي خواست 2-4-4 بازي کند، تيم ما 2-5-3 بازي کرد. ما همه سيستم را تغيير نداديم و بهترين بازي هم که قبل از جام جهاني انجام داديم، مقابل کرواسي بود که آن هم 2-5-3 بود. اصلاً ايشان قرار نبود که نادر محمدخاني و جواد زرينچه را بازي دهد. البته ايويچ هم با اينکه مربي بزرگي بود، ممکن بود اشتباه کند.
    
    مثل اينکه با شما هم دچار سوء تفاهم شده بود.
    روزي سر صبحانه بوديم که آقاي ذوالفقارنسب و آقاي مالکي هم نشسته بودند که يکدفعه ايويچ به من گفت شما اينجا آمده اي به من بگويي چه کسي بازي کند؟ من گفتم که آمده ام از شما کار ياد بگيرم. افکار او را نسبت به من عوض کرده بودند. موضوعي که وجود داشت اين بود که او به همه چيز مشکوک بود. من مي گويم اگر من بخواهم بازيکن خودم را بازي بدهم، تو مربي هستي؟ تو ايويچي؟ تيمت قهرمان اروپا شده؟ خلاصه همان شب چمدانم را بستم و به نوآموز گفتم ناصر جان بليت بگير من به تهران برگردم اما نوآموز گفت من که اجازه اي ندارم. بگذاريد آقاي فراهاني مي آيد، ببينيم ايشان چه مي گويد که همان شب مادر آقاي فراهاني فوت کرد. شب ايران 7 گل از رم خورد و بعد آقاي فراهاني زنگ زد که مي خواهم شما سرمربي بشويد.
    
    و شما هم قبول کرديد.
    من خدا شاهد است که چمدانم را بسته بودم که برگردم. من فقط گفتم که آقاي فراهاني چند دقيقه به من فرصت بدهيد تا فکر کنم. ساعت 5 صبح بود و من با خودم فکر مي کردم که تلفن زنگ خورده يا خواب ديده ام. شبش هم چون تيم باخته بود، تا ساعت 2 و3 در لابي نشسته بوديم و با بچه ها حرف مي زديم. 5 دقيقه فکر کردم و با خودم گفتم من عمرم را براي اين فوتبال گذاشته ام. الان قبول نکنم، پس کي قبول کنم؟ چرا قبول نکنم؟ اعتقاد دارم اين بچه ها توانش را دارند و با خودم گفتم اگر قبول نکنم شکست خورده ام.
    
     بازيکنان ليست جام جهاني را هم تغيير داديد؟
    نه من تيم را انتخاب نکردم و با همان نفراتي که ايويچ انتخاب کرده بود، به فرانسه رفتيم. چون من 24 روز قبل از جام جهاني آمدم. فقط فرشاد فلاحت زاده و فرهاد مجيدي در ليست رزرو بودند که اگر کسي مصدوم شد تا 10 روز قبل از مسابقات، جايگزين آنها شوند که اين 2 بازيکن هم نتوانستند بيايند.
    
    در جام جهاني هم به يوگسلاوي يک بر صفر باختيم که به نظر مي رسيد مستحق باخت نبوديم.
    آن بازي خيلي به ما کمک کرد تا با روحيه اي خوب مقابل امريکا بازي کنيم. ما ضعيف تر از يوگسلاوي بازي نکرديم و چند موقعيت هم داشتيم. ضربه کاشته را هم سينيشا ميهايلوويچي زد که بهترين ضربه آزادزن بود. صف را هم درست نبستيم. بعد از بازي هم مربي شان آمد و به ما تبريک گفت و اينکه خيلي سخت ما را برده اند و نتيجه مي توانست مساوي شود. اين خيلي به بچه ها روحيه داد. در جام جهاني روي تيم ها اسم مي گذارند و اسم تيم ما را گذاشته بودند ديوار کوتاه! مربي يوگسلاوي قبل از بازي گفته بود ما آقاي گل جام جهاني را در اين بازي تعيين مي کنيم! يعني مي خواستند ما را دو رقمي کنند. اما وقتي بازي تمام شد شايد 30 تا سيگار کشيده بود. آن موقع مي گفتند يوگسلاوي، برزيل اروپاست ولي نتوانسته بود به ما گل بزند و اين اعصاب مربي شان را خرد کرده بود.
    
    در آن بازي مصدوميت احمدرضا عابدزاده به حدي بود که بازي نکرد.
    اولا بايد بگويم که نيما نکيسا خوب بازي کرد اما مصدوميت عابدزاده هم از بدشانسي هاي ما بود. ايشان يک مقداري مصدميت زانو اذيتش مي کرد. شب قبل از بازي به او گفتم احمد جان آماده هستي؟ گفت هر چي شما بگيد. من يک مقداري شک کردم. چون يک مربي انتظار دارد بازيکن بگويد بله آماده ام. بعد با خودم گفتم اين بازي را بازي کند بعد بازي با امريکا که مهم ترين بازي ماست را از دست بدهد. براي همين گذاشتيم که استراحت کند.
    
    جالب است که شايعه کرده بودند که ترکيب تيم ملي را عابدزاده تعيين مي کرد!
    خيلي وقت ها خيلي چيزها مي گويند. من اشتباه هم داشته ام ولي تا اين تاريخ به هيچ احدي باج نداده ام.
    
    تعويض خداداد عزيزي هم در بازي با امريکا خيلي حاشيه ساز شد؟
    تعويض خداداد به اين خاطر نبود که او بد بازي کرد. اتفاقاً او يکي از خوب هاي ما بود اما ما به يکي احتياج داشتيم که حالت تدافعي تري داشته باشد و بازي را حفظ کنيم.
    
    بازي با آلمان هم نيمه اول صفر- صفر کرديم اما در نيمه دوم تيم افت کرد.
    ما دقيقاً مانند محصلي بوديم که ديپلم را گرفته بوديم.
    
    ما امريکا را برده بوديم و...
    آهان. البته نمي خواهم بگويم که بي تفاوت اما انگار ماموريت مان تمام شده بود. بعد هم ما کي با تيمي هم رديف آلمان بازي کرده بوديم؟ نمي خواهم بگويم که بهترين تيم آلمان هم بود. تيم متوسطي بود. موقعي که با آلمان بازي مي کرديم، بازيکن ما کفش هاي کلينزمن را نگاه مي کرد. بازيکن ما او را قبلاً از تلويزيون مي ديد اما حالا مي خواست رو در رويش بازي کند. امريکا 4 بار با آلمان قبل از جام جهاني بازي کرده بود اما بازيکن ما تازه مي ديد اين کلينزمن است، آن ماتئوس است و آن بيرهوف.
    
    بعد از بازي هم خيلي بي سر وصدا رفتيد و زنده ياد منصور پورحيدري آمد.
    بله ديگر رفتيم. مقداري شرايط سخت شده بود و ديگر نمي شد که ادامه داد!
    
    منصورخان را شما پيشنهاد داديد؟
    بله. منصور از دارايي با من بود. من کاپيتانش بودم. بعد که دارايي منحل شد، رفت تاج.
    
    شما چقدر تاج بازي کرديد؟
    من يک سال بازي کردم. فکر مي کنم از 12 بازي تنها 4 بازي انجام دادم. خدا بيامرز اکبر افتخاري از تيم ما و منصور به تاج رفتند. چون آقاي محب خدا بيامرز دارايي را منحل کرد. من قرار بود ابتدا به ترکيه بروم و براي گالاتاسراي بازي کنم که شاه اجازه نداد و گفته بود هر چه قرار است آنها بدهند، خودتان بدهيد که در ايران بمانند. مگر ايران پول ندارد؟ ترکيه پول دارد؟
    
    يعني آن تفکر حرفه اي فوتبال وجود نداشت؟
    نه ديگر. شاه مي گفت نگذاريد اينها از جاي ديگر پول بگيرند، خودتان به آنها پول بدهيد. در واقع براي شان عار بود که بازيکن ايراني از تيم خارجي پول بگيرد! آن موقع باشگاه تاج با من قرارداد 135 هزار توماني بست و حقوق ماهيانه 2 هزار تومان.
    
     پس پول خوبي به شما دادند؟
    بله. آن موقع دلار 7 تومان بود و من با 110 هزار تومان آن يک خانه خريدم. البته قبل از آن واقعاً پولي از دارايي نگرفته بودم و فقط به عشق پيراهن بازي مي کرديم. اين پولي هم که تاج به من داد، استثنايي بود. کسي آن موقع چنين پولي نمي گرفت اما چون خسرواني رئيس باشگاه تاج، آجودان شاه بود و رئيس سازمان تربيت بدني هم بود، به تاج مي رسيد.
    
    فوتبال را خيلي زود کنار گذاشتيد؟
    من زانويم خراب شد. اگر اين دوره بود درست مي شد اما آن موقع که مينيسکم پاره شد آقاي دکتر زرکش خدا بيارمرز مي گفت 20 متر بدو برگرد!
    
    داشتيم درباره تيم ملي صحبت مي کرديم. پورحيدري رفت و شما دوباره برگشتيد؟
    منصور بود که من برگشتم. من مدير تيم هاي ملي بودم اما منصور از استقلال پيشنهاد داشت و مي خواست به آنجا برود. قرار بود من به آقاي فراهاني بگويم که منصور همان شبش با استقلال قرارداد بست. بعد دوباره ايشان از من خواست که سرمربي شوم. چون يک ماه به جام ملت ها مانده بود. اردو که شروع شد هفته اول بازيکنان استقلال به خاطر حضور در جام باشگاه هاي آسيا نبودند و هفته بعد بازيکنان پرسپوليس. بعد هم تعدادي ديگر از بازيکنان مصدوم بودند.
    
    به نظر مي رسيد در جام ملت ها ترکيب خوبي داريد اما نتيجه خوبي حاصل نشد.
    متاسفانه جو خوبي حاکم نبود و بازيکنان با هم رفيق نبودند. بعد از آن هم من به عنوان مقصر فني استعفا دادم تا دست فدراسيون باز باشد.
    
    در کل درباره مديريت صفايي فراهاني چه نظري داريد؟
    ايشان وقتي به فدراسيون آمد، فدراسيون هيچي نداشت. او به فدراسيون شخصيت داد و کميته هاي مختلف را ايجاد کرد. 7 صبح مي آمد و 8 شب مي رفت و پيگير همه کارها بود. در فيفا کرسي گرفت. الان ما چه کسي را در فيفا داريم. تمام اساسنامه هاي ليگ حرفه اي را از اروپا گرفته بود و داده بود تا ترجمه کنند.
    
    هنوز هم با صفايي در ارتباط هستيد؟
    من پارسال او را ديدم. خدا را شکر سرگرم فعاليت ها و شرکت خودش است.
    
    خيلي دوست ندارد دور و بر فوتبال باشد!
    نه. البته دور نيست و از وقايع مطلع است اما خيلي دوست ندارد دور و بر فوتبال باشد اما واقعاً مدير توانايي است.
    
    شما از معدود مربياني هستيد که در چند تيم خارجي هم مربيگري کرده ايد؟
    نخستين تجربه من الخليج در امارات بود که اين تيم را از ليگ دو به ليگ يک آوردم. بعد به گيلانگ سنگاپور رفتم که استيلي و خاکپور هم آنجا بودند و قهرمان ليگ و جام حذفي شديم. بعد هم تيم اميد اندونزي بودم که بعد از 7 ماه در اين کشور انقلاب شد که گفتند تمام اتباع خارجي بايد بروند. سوريه هم که بعد از جام ملت هاي 2000 رفتم که در ابتدا سرمربي الجيش بودم و بعد سرمربي تيم ملي شدم و حدود 10 ماه آنجا بودم اما فضا بشدت امنيتي بود و همه جا من را تعقيب مي کردند! تازه پول هم نمي دادند و همين شد که عطاي ماندن در سوريه را به لقاي آن بخشيدم.
    
    بزرگ ترين برد تاريخ ورزش ايران / سيد جلال طالبي سرمربي تيم ملي فوتبال در جام جهاني 98 در گفت و گو با «ايران» از بازي پيروزمندانه با امريکا مي گويد
    


 روزنامه ايران، شماره 6801 به تاريخ 23/3/97، صفحه 11 (ورزشي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 17 بار
    



آثار ديگري از "حامد جيرودي"

  از فغاني و كمك هايش قدرداني مي كنيم
حامد جيرودي، ايران 27/4/97
مشاهده متن    
  بازي با پرتغال انگار در استاديوم آزادي نشسته بوديم! / پژمان جمشيدي در گفت و گو با «ايران» از حال و هواي جام جهاني، تماشاگران و فوتبال مي گويد
حامد جيرودي، ايران 24/4/97
مشاهده متن    
  2 فرنگي كار مدال آور در مسابقات جهاني در گفت و گو با «ايران»: ناداوري ها هم مانع قهرماني مان نشد
حامد جيرودي، ايران 19/4/97
مشاهده متن    
  غول كُشي «بچه غول ها» / گفت و گوي «ايران» با 4 آزادكار نوجوان تيمي كه بعد از 22 سال بالاتر از امريكا و روسيه قهرمان جهان شد
حامد جيرودي، ايران 16/4/97
مشاهده متن    
  لايي وحيد اميري به پيكه فوتسالي بود / گفت و گوي «ايران» با حسين طيبي ستاره فوتسال و آقاي گل تيم ملي
حامد جيرودي، ايران 14/4/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه تحقيقات اطلاع رساني و كتابخانه هاي عمومي(پيام كتابخانه سابق)
متن مطالب شماره 92، بهار 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است