|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/3/23: تعريف جديد از كار در عصر هوش مصنوعي
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4380
يكشنبه سي و يكم تير ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4349 23/3/97 > صفحه 28 (مديران) > متن
 
 


تعريف جديد از كار در عصر هوش مصنوعي
حتي در دنياي روبات ها، آموزش مداوم مي تواند اشتغال افراد را حفظ كند

نويسنده: Peter Schwartz
مترجم: آناهيتا جمشيدنژاد
برگرفته از: strategy-business


     امروزه هوش مصنوعي چهره مشاغل و کسب و کارها را تغيير داده، به طوري که تحقيقات دانشگاه آکسفورد نشان داده ۴۷ درصد از مشاغل موجود در آمريکا در دهه هاي آتي در معرض خطر بالقوه ماشيني شدن قرار دارند.
    همه ما با اين عنوان روبه رو شده ايم: روبات ها و هوش مصنوعي (Artificial Intelligence) مشاغل را نابود خواهند کرد اما ما شاهد چنين روندي نيستيم. ما تصوير پيچيده تري را مي بينيم که در آن هوش مصنوعي تحول تدريجي در بازار شغل را تقويت مي کند؛ تحولي که- با درکي درست- مثبت خواهد بود و افراد هنوز کار خواهند کرد؛ اما با کمک هوش مصنوعي کار آنها موثرتر و کارآتر خواهد بود.
    تصور کنيد که هوش مصنوعي تا چه حد فرآيند طراحي محصول را بهبود مي بخشد: يک مهندس متريال يک بخش، ويژگي هاي مطلوب و محدوديت هاي مختلف را تعريف و آن را به يک سيستم هوش مصنوعي وارد مي کند که تعدادي شبيه سازي ارائه مي دهد. مهندسان يا يکي از گزينه هاي ارائه شده را انتخاب مي کنند يا اينکه تغييرات کوچکي در داده هاي خود انجام داده و از هوش مصنوعي مي خواهند تا دوباره تلاش کند.
    بسياري از افراد نگران هستند که روبات ها- و ديگر ماشين ها با هوش مصنوعي- به طور تهديدکننده اي بسياري از مشاغل را ربوده و در نتيجه آينده اي با بيکاري گسترده و فراگير در انتظار انسان خواهد بود. اما حتي نگاهي به تاريخ نشان مي دهد که ما قبلا نيز در چنين شرايطي بوده ايم.
    به عنوان يک مثال، به مجموعه عناويني که تنها از يک روزنامه (نيويورک تايمز) آورده شده است توجه کنيد: در سال ۱۹۲۸، نيويورک تايمز مقاله اي با عنوان «رژه ماشين ها، انسان ها را بيکار مي کند» منتشر کرد. در سال ۱۹۵۶ اين روزنامه اعلام کرد که «کارگران تصور مي کنند «انقلاب روبات ها» آنها را از کار بيکار خواهد کرد» و در دسامبر ۲۰۱۷، سرمقاله اي با اين عنوان که «آيا روبات ها شغل فرزندان ما را خواهند گرفت؟» منتشر کرد و پاسخ آن يک «احتمالا» توام با اضطراب بود.
    با اين حال ايالات متحده آمريکا در حال نزديک شدن به اشتغال کامل است. بار ديگر شاهديم که هشدارهاي زيادي در مورد مشاغل از دست رفته شنيده مي شود و بار ديگر، دليلي براي شک و ترديد در اين هشدارها وجود دارد. ممکن است چالش واقعي به وجود آمده توسط هوش مصنوعي، کمبود مداوم نيروي کار ماهر باشد.
    قطعا روبات ها از طريق پيشرفت در هوش مصنوعي در حال باهوش تر شدن هستند. آنها بسياري از وظايف تکراري را به عهده مي گيرند که ممکن است براي نيروي کار انساني خبر خوشايندي نباشد، اما اين روند بايد در زمينه نوآوري هاي مداوم تکنولوژيک و پيشرفت جهاني اقتصاد مورد توجه قرار بگيرد که پيشينه اي قدرتمند در ايجاد مشاغل براي انسان ها دارند.
    در سال ۱۹۵۰، تنها ۵۵ درصد جمعيت در سن اشتغال در آمريکا استخدام شده بودند. تا سال ۲۰۱۵ که بسياري از تکنولوژي هاي قاتل مشاغل، از جمله جرثقيل هاي بارگيري، دستگاه هاي ATM و جدول داده هاي کامپيوتر شخصي معرفي شدند، اين درصد به ۶۰ درصد افزايش يافت– که افزايش خالصي حدود ۱۰۰ ميليون شغل را نشان مي داد. همين اتفاق مي تواند درباره ابداعات در زمينه آموزش صادق باشد که به مردم کمک مي کند تا خودشان را با شرايط جديد وفق دهند.
    
     از لوکس تا ضروري
    دو دليل وجود دارد که اغلب، خودکارسازي (اتوماسيون) به سطح بالاتري از اشتغال مي انجامد. اولين دليل مربوط به تواناسازي مشتريان است. تکنولوژي هاي جديد آنچه در گذشته لوکس بوده را به نيازهاي حال تبديل مي کند و براي پشتيباني از اين ضروريات جديد به نيروي کار احتياج دارد.
    به عنوان مثال در سال ۱۹۵۰، تعداد بسيار کمي از افراد مي توانستند از عهده سفر هوايي بربيايند اما وقتي قيمت بليت هواپيما پايين آمد، صنعت توريسم براي مسافت هاي طولاني شکوفا شد. امروزه، طبق يک گزارش سالانه قريب به ۱۰۰۰ پارک تفريحي بزرگ و شهربازي ها در سراسر جهان توسط حدود يک ميليارد نفر بازديد مي شوند و بيش از ۴/ ۲ ميليون شغل تنها در آمريکا و اروپا ايجاد شده است.
    حال چه اين مشاغل ايجاد شده، هنرمندان و مهندساني باشند که وسايل بازي جديد اختراع مي کنند يا بازيگراني که با بچه ها عکس مي گيرند يا مديران دکه هاي غذا و يا افرادي که کمپين هاي بازاريابي ايجاد مي کنند، اينها مشاغل بسيار زيادي هستند که در سال ۱۹۵۰ وجود نداشتند.
    مثال ديگر نزديک ترين شعبه بانکي شماست. در دهه ۱۹۶۰، اگر نياز به پول نقد از يک شرکت خدمات مالي داشتيد، نزد کارمند بانک مي رفتيد. در سال ۱۹۶۷، وقتي اولين خودپرداز بانکي (ATM) توسط بانک بارکليز در لندن نصب شد، مردم تصور مي کردند که اين اختراع موجب قلع و قمع مشاغل بانکي خواهد شد. لازم به ذکر نيست که آنها اشتباه مي کردند. بله، زماني که کارمندان وقت شان را صرف شمردن اسکناس براي مشتريان مي کردند به پايان رسيده است. شمار تحويلداران استخدام شده در هر شعبه بانکي کاهش يافته است. اما تکنولوژي ATM افتتاح شعب را ارزان تر کرده است. تحويلداران نسبت به گذشته، خودشان را در حال حل مشکلات پيچيده تري براي مشتريان يافتند و نسبت به آنچه بانک ها در دهه ۱۹۶۰ مي توانستند ارائه دهند، تجربه مشتري به مراتب بهتري ارائه مي دادند. در واقع شمار کلي تحويلداران استخدام شده افزايش يافت.
    البته، يک تحويلدار در دهه ۱۹۶۰ نمي توانست يکي از مشاغل بانکي در دنياي امروز را به سهولت و بدون آموختن مهارت هاي جديد به دست آورد و اين چالشي است که تکنولوژي جديد به ارمغان مي آورد. هيچ دشواري در يافتن يک شغل آزاد وجود ندارد اما يافتن افراد براي مشاغلي که وجود دارد، دشوار است. به عنوان مثال، در صنعت تکنولوژي، کمبود نيروي کار در همه جا وجود دارد. طبق برخي تخمين ها، در سال ۲۰۱۷، کمتر از ۵۰ هزار فارغ التحصيل علوم کامپيوتر براي پر کردن ۵۰۰ هزار شغل توسعه دهنده نرم افزار در آمريکا وجود داشت. در مطالعه سال ۲۰۱۷ که توسط Salesforce Research انجام شد، ۵۲ درصد رهبران IT اذعان کرده اند که شکاف هاي مهارتي يک چالش عمده در سازمان ها بوده است. پاول داترتي و جيمز ويلسون در کتاب جديدشان «انسان+ماشين: تصور دوباره کار در عصر هوش مصنوعي» مي نويسند: «در عصر حاضر با بهبود فرآيند کسب و کار، سيستم هاي هوش مصنوعي جاي ما را نمي گيرند؛ آنها مهارت هاي ما را تقويت مي کنند و براي دستيابي به عملکرد بهتر با ما همکاري مي کنند؛ چيزي که قبلا ممکن نبوده است.»
    
     دوام مشاغل و ناپديد شدن وظايف
    دليل دومي که مشاغل، حتي در موج فعلي تغييرات تکنولوژي از بين نخواهند رفت، مربوط به ماهيت مشاغل است. فردي که يک شغل واحد دارد وظايف بسيار متفاوتي را انجام مي دهد و گرچه برخي از اين وظايف در برابر خودکارسازي آسيب پذير هستند، اما برخي ديگر اين گونه نيستند. بنابراين، گرچه دقيق نيست که بگوييم هوش مصنوعي جايگزين بسياري از مشاغل خواهد شد، اما هوش مصنوعي مي تواند بسياري از وظايفي که مشاغل امروز ما را شکل مي دهند، به عهده بگيرد.
    کارهاي فيزيکي قابل پيش بيني براي خودکارسازي بسيار آسان خواهند بود. ماشين ها در کارهايي با حجم بالا و روتين فوق العاده هستند. آنها از قدرت مکانيکي براي جايگزيني نيروي انساني استفاده مي کنند. همچنين آنها جايگزين افراد در وظايف دفتري و خدماتي خواهند شد که مدام نياز به تکرار دارند.
    اما آنها در وظايف انتزاعي مانند حل مسائل پيچيده و حتي بدتر در تعاملاتي که نياز به همدلي و حس مشترک دارد، بسيار ضعيف خواهند ماند. همچنين آنها به آساني محيط هاي جديد که در آن داده هاي اندکي در دسترس است را مديريت نخواهند کرد.
    يادگيري ماشيني بستگي به داشتن تاريخچه اي در دسترس و مملو از داده دارد که از طريق آن سيستم کامپيوتري مي تواند نتيجه گيري کند. بنابراين محول کردن مديريت افراد، حل مشکلات غيرساختاري و نوآوري به يک روبات- مهم نيست تا چه اندازه خوب برنامه ريزي شده باشد- تقريبا غيرممکن خواهد بود. حتي اگر وظايف قديمي ناپديد شوند، وظايف جديد ظهور خواهند کرد. مشاغل آينده حول اين وظايف ايجاد خواهند شد. شرکت ها نياز به کمک به کارمندانشان براي بهبود مهارت شان و دستيابي به مهارت هاي جديد ضروري خواهند داشت.
    نقل قولي منتسب به آلوين تافلر۱ است که مي گويد «بيسوادان قرن ۲۱ کساني نيستند که نمي توانند بنويسند و بخوانند. بلکه کساني هستند که نمي توانند بياموزند، آموخته هاي کهنه خود را دور بريزند و دوباره ياد بگيرند.»
    طبق برخي تخمين ها، امروزه ۶۵ درصد کودکان در مدارس در نهايت کارهايي را انجام خواهند داد که هنوز وجود ندارند. آنها نياز به بازآموزي مداوم خواهند داشت. کارمندان نيز به همين شکل خواهند بود.
    
     ارزيابي دوباره در مشاغل شرکت ها
    اگر رهبر يک کسب و کار هستيد، هنوز بايد چالش اتوماسيون را حل کنيد؛ اما از روشي که احتمالا انتظار آن را نداريد. وقتي رقبا توانمندي هاي جديدي براي رفع نيازهاي جديد مشتريان اضافه مي کنند، شما بايد يا با همان نرخ مشابه حرکت کنيد يا از آنها پيشي بگيريد. بنابراين نياز خواهيد داشت تا در مورد مشاغلي که داريد، وظايفي که اين مشاغل را شکل مي دهند، مهارت هايي که کارمندان شما نياز خواهند داشت و آموزشي که به آنها ارائه مي دهيد، خلاقانه تر فکر کنيد.
    هم اکنون با در نظر گرفتن مشاغل در سازمان تان شروع کنيد. با تفکيک آنها به وظايف جدا از هم شروع کنيد. سپس تعيين کنيد که چه وظايفي براي انسان ها ايده آل هستند و کدام يک براي ماشين ها مناسبند. هر کدام از اين مشاغل کنوني در شرکت شما مي توانند به اين روش دوباره ارزيابي شوند.
    به عنوان مثال، شما به رانندگان کاميوني نياز نخواهيد داشت تا صرفا يک وسيله نقليه را از يک نقطه به نقطه ديگر هدايت کنند. اما در جهاني که شرکت ها به طور فزاينده بر مبناي کيفيت تجربه اي که براي مشتري ايجاد مي کنند قضاوت مي شوند، شما به کارمنداني نياز خواهيد داشت که بتوانند مهارت هاي يک ارگان خدمات به مشتري، بازارياب، و فروشنده را ترکيب کند تا در آن کاميون ها بنشينند و وقتي ارسال ها را انجام مي دهند با مشتريان تعامل داشته باشند.
    برخي از آگاه ترين شرکت ها، دولت ها و اتحاديه هاي کار فقط بر ارائه مقدار بيشتري از آموزش تاکيد نمي کنند؛ بلکه هدفشان افزايش کارآيي آن نيز هست. کنگره اتحاديه معاملات (Trades Union Congress) که يک سنديکاي مرکزي در انگلستان است ابتکاري به نام Unionlearn بر مبناي يک مدل آبشاري۲ دارد و بيش از ۳۰ هزار «نماينده يادگيري اتحاديه» را آموزش داده است که آنها نيز در عوض به بيش از ۲۲۰ هزار نماينده ديگر مشاوره مي دهند.
    در شرکت Salesforce (يک شرکت رايانش ابري در کاليفرنيا) نيز نياز به انجام اين کار را احساس مي کنيم؛ ما يک پلت فرم رايگان و به شکل بازي به نام Trailhead ايجاد کرديم که به همه افراد اجازه مي دهد تا رويکردهاي سيلزفورس را همراه با مهارت هاي وسيع تر کسب و کار ياد بگيرند. ما آن را براي مشتريان مان باز کرديم تا مسير هاي يادگيري هدايت شده خودشان را براي کارمندان شان ايجاد کنند.
    همه اين برنامه ها بر تکنولوژي جديد متکي هستند تا فرآيند يادگيري را بهبود بخشيده يا سرعت ببخشند. ابزارهاي جديد به سرعت در حال ظهور هستند که بر مبناي بيولوژي عصبي، پارادايم هاي محاسباتي جديد و يادگيري ماشيني قرار دارند؛ اين ابزارها قادر به تسريع و بهبود توانايي افراد براي يادگيري هستند. در بسياري از موارد، تکنولوژي هاي مشابه که به نظر مي رسد در حال حذف مشاغل هستند، ابزارهاي ايجاد مهارت هاي جديد خواهند بود که افراد را شاغل نگه خواهند داشت.
    امروزه بازآموزي افراد براي يک محيط جديد نسبت به آنچه بايد باشد، دشوارتر شده است. به عنوان يک جامعه، اگر ما شروع به تسهيل آموزش و بازآموزي مهارت ها نکنيم، آنگاه شکاف بين افراد غني و فقير را گسترش مي دهيم و بي ثباتي اقتصادي و سياسي را در سراسر جهان افزايش خواهيم داد. من نمي توانم ادعا کنم که آموزش في نفسه مشکلات اقتصادي ما را حل خواهد کرد؛ اما افزايش کارآيي آموزش يک پيش نياز براي انجام چنين کاري است.
    افرادي که هشدار مي دهند روبات ها در حال مسلط شدن بر ما هستند، از تهديد اشتباهي مي ترسند. ايجاد فرهنگي که در آن يادگيري مداوم اصل اول است به ما مي آموزد که چگونه از اقتصاد امروز به يک اقتصاد جديد حرکت خواهيم کرد؛ اقتصادي که در آن به اکثر افراد فرصتي براي پيشرفت داده مي شود.
    بسيار مهم است که بدانيم مسووليت ارائه اين آموزش تنها بر دوش دولت ها نيست. در يک محيط به سرعت در حال تغيير که يادگيري مداوم بسيار مهم و تعيين کننده است، کسب و کارها نقشي کليدي ايفا خواهند کرد. اما آيا شرکت شما آماده چنين چيزي هست؟
    
    
پي نوشت:
    ۱. نويسنده و آينده پژوه آمريکايي که براي آثارش در زمينه انقلاب ديجيتال و انقلاب ارتباطات شناخته مي شود.
    ۲. cascade model ارائه آموزش از طريق لايه هاي آموزش دهندگان است؛ تا زماني که به گروه هدف نهايي دست يابد.
    تعريف جديد از کار در عصر هوش مصنوعي / حتي در دنياي روبات ها، آموزش مداوم مي تواند اشتغال افراد را حفظ کند
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4349 به تاريخ 23/3/97، صفحه 28 (مديران)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 16 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
پژوهشنامه علوم سياسي
متن مطالب شماره 1 (پياپي 49)، زمستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است