|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان97/3/23: سراب سيراب نمي كند
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 22077
سه شنبه 27 آذر 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 21927 23/3/97 > صفحه 2 (اخبار كشور) > متن
 
      


يادداشت روز 
سراب سيراب نمي كند


نويسنده: محمد ايماني

1- اردوگاه دروغ پس از آشکار شدن خسارت هاي اعتماد يکطرفه به غرب، به هر دستاويزي چنگ مي اندازد تا واقعيت ملموس در زندگي مردم را پنهان سازد. عکس مذاکرات گروه هفت را که سران 6 کشور روبه روي ترامپ ايستاده اند، بزرگ نمايي مي کنند و مي گويند «ديديد! بين آمريکا و اروپا شکاف افتاد؛ اين هم عايدي برجام»! و توضيح نمي دهند که مگر آنها قبل از برجام اختلاف نداشته اند يا اختلاف و دعواي آنها بر سر برجام است؟ اختلاف سياسي و تجاري ديرپاي آنها چه دخلي به ايران دارد؟ يعني با اين شکاف، تحريم ها لغو مي شود؟ شرکت هاي اروپايي برمي گردند؟ يا لااقل، قطعنامه اي عليه آمريکا به شوراي امنيت مي برند؟!
    2- همين ها، با برجسته کردن مذاکرات کره شمالي و آمريکا که نتايج عملي و سرانجام آن در هاله اي از ابهام است، مي کوشند به منطق مرده اعتماد به آمريکا تنفس مصنوعي بدهند. کره شمالي و آمريکا تا به حال چند بار توافق کرده و هر بار زيرش زده اند. اما غربگرايان بايد پاسخ دهند آيا ادعاي آمريکا درباره دادن تضمين امنيتي به کره، مفيدتر از «معاهده نظامي» است که توني بلر نخست وزير انگليس با قذافي امضا کرد تا در صورت وقوع هر نوع حمله اي از ليبي دفاع کند اما انگليس، پيشگام حمله به ليبي بود؟! البته سخنگوي دولت به درستي گفت «کره شمالي با چه کسي مي خواهد مذاکره کند؟ آيا اين فردي که در هواپيما با يک توييت، نشست سران گروه هفت را دچار اخلال مي کند، قابل اعتماد است؟ ارزش وقت بيشتر از صحبت کردن با شخصي مانند ترامپ است».
    3- استخوان گير کرده در گلوي آمريکا، ايران است نه کره شمالي. طبق گزارش هاي متعدد محافل غربي، ايران هجدهمين قدرت اقتصادي، هشتمين قدرت نظامي، سيزدهمين قدرت سياسي دنيا و سرجمع، قدرتي است که توانسته ترمز آمريکا و اعوانش را در عراق و سوريه و لبنان و يمن بکشد و حتي روسيه منفعل در چند سال قبل را در سوريه پاي کار آورد. نشريه آمريکن اينترست يک سال قبل از قول استراتژيست ها نوشت «ايران در سال 2017 در کنار آمريکا، چين، ژاپن، روسيه ، آلمان و هند، هفتمين قدرت بزرگ دنياست». طي دهه اخير، بانک جهاني و صندوق بين المللي پول، اقتصاد ايران را هفدهمين يا هجدهمين اقتصاد بزرگ دنيا ارزيابي کرده اند. همچنين در نظرسنجي از 21 هزار نفر از سياستمداران، مديران و نخبگان آمريکايي که هرسال توسط US News انجام مي شود، جمهوري اسلامي ايران در رتبه 13 قدرتمندترين کشورها قرار گرفت. مراکز معتبر بين المللي، سرعت رشد علمي ايران را 13 برابر متوسط جهاني اعلام کرده اند و مقامات رژيم صهيونيستي مي گويند ايران پس از انقلاب 1979، بيست برابر سرعت اسرائيل، رشد فني و علمي داشته است.
    4- چالش و مشکل واقعي از آنجا آغاز شد که طيف هايي در اثر وسوسه و تهديد دشمن و برخي ريزش هاي روحي و اعتقادي، دشمن را قوي تر از آنچه هست ديدند و توانمندي هاي جبهه خودي را يا نديدند و يا به خاطر عمليات رواني دشمن، تهديد و زحمت و دردسر پنداشتند. در اين فرآيند، دولت با عدم اعتماد به نفس لازم و منفصل فکري از اقتدار جمهوري اسلامي پاي مذاکره رفت. وسوسه خناسان هم -مبني بر وقوع معجزه در صورت بستن با غرب- در اين روند معيوب موثر بود. اکنون بعد از 5 سال فرصت سوزي و آرزو انديشي، نسبت آرزو با واقعيت، همان مثال آيه 39 سوره نور است. «كَسَرَابٍ بِقِيعَهًْ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّي إِذَا جَاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا... مانند سرابي در بيابان بي آب که شخص تشنه، آن را آب پندارد؛ تا زماني که به آن رسيد، هيچ نيابد».
    5- امروز کمتر کسي در سراب بودن معامله با شيطان بزرگ ترديد دارد. اکنون حباب «رونق اقتصاد از مسير بي عملي و بستن با شيطان بزرگ” ترکيده است. واگذاري 95 درصد دستاوردهاي برنامه هسته اي به کنار؛ دلار 3300 توماني سال 92، ظرف چند ماه به 7 هزار تومان در اسفند 96 رسيد؛ سکه طلا که تابستان پارسال 2/1 ميليون تومان بود، به دو ميليون و چهار صد هزار تومان صعود کرد و قيمت مسکن ظرف يک سال، از صدقه سر برجام 35 درصد افزايش يافت. مديران ذيربط مي گويند تورم بازار مسکن و ارز و سکه و طلا و خودرو، حباب است. بله قطعا حباب است اما اين اعتياد رواني را چه کساني زير پوست جامعه تزريق کردند؟ و چرا امروز به جاي عمل به مسئوليت ، فقط تماشاچي شده اند و همه چيز را به حباب نسبت مي دهند؟ به ياد بياوريم نيش و کنايه هاي رئيس دولت را که در سفرهاي تبليغاتي انتخابات 96 مي گفت «صبح نمي دانستيم ساعت ۱۱ يا ۱۲ ظهر قيمت دلار چقدر مي شود (کف و سوت حضار:... دوسِت داريم). نمي دانستيم قيمت سکه چند مي شود». او پيش از انتخابات 92هم درباره افزايش قيمت ارز گفته بود «مشکل کجاست؟ مشکل، عدم مشورت، خودشيفتگي وعدم استفاده از ابزار علمي براي مديريت است».
    6- اکنون نه تنها از 150 ميليارد دلار پولي که بايد به کشور باز مي گشت، خبري نيست بلکه به واسطه اتکا به ديوار دشمن و تشجيع او به خباثت هاي جديد ، اقتصاد ملي با وجود ظرفيت هاي فراوان، آسيب پذير شده است. سراب يعني اينکه برخي مقامات دولتي تصور يا وعده مي کردند با برجام 200 ميليارد دلار سرمايه خارجي به کشور مي آيد اما طبق گزارش اخير روزنامه دولت (ايران) «سال گذشته 30 ميليارد دلار سرمايه از کشور خارج شد. طبق محاسبه صندوق بين المللي پول، رکورد خروج سرمايه سال 89، در سال 96 شکسته شد»! حباب يعني 7 هزار تومان شدن دلار به جاي روياي دلار 1000 توماني، دو برابر شدن قيمت سکه، افزايش 35 درصدي قيمت مسکن و بي سر و ساماني بازار خودرو در تاخت و تاز دلالان و محتکران غير دولتي و دولتي! آيا با تعليق دولت و تکاليف و مسئوليت هاي آن روبرو هستيم؟ يا بدخواهان مايلند با سرگرم کردن مديران اجرايي به حاشيه ها و رسيدگي نکردن به مشکلات، ضرورت ادامه روند واگذاري امتيازهاي يکطرفه و جديد به دشمن را ثابت کنند؟!
    7- زماني بحث بر سر اين بود که آيا برجام، عايدي براي کشور دارد يا نه؟ اما امروز بايد بررسي کرد خسارت هاي آن به کشور چه قدر بوده است؟ دم دستي ترين پاسخ، تصاعد انفجاري قيمت ها در يک سالي است که قرار بود باغ برجام به ثمر بنشيند و مردم شيريني ميوه آن را بچشند. اما عمق فاجعه آنجا بود که مديران و فعالان اقتصادي و توليد کنندگان و صاحبان سرمايه، به خاطر هيجان تبليغات برجامي، گرفتار بي عملي و تعليق و انتظار شدند و قدرت اقتصاد ملي به اعتبار کاهش تدبير و توليد و تجارت، دچار ضعف شد. تصور کنيد اگر از قهرمان دوي صد متر بخواهند هيچ حرکتي نکند و منتظر بماند -يا بترسانند و مجبورش کنند هيچ حرکتي نکند- آيا بعد از پنج سال مي تواند از جايش تکان بخورد؛ دويدن و مسابقه پيشکش؟! رخوتي که ظرف پنج سال اخير تزريق شد، چرخ کُند اقتصاد و توليد را از حرکت انداخت و روحيه و رمق تدبير و طراحي و توليد را تضعيف کرد. گشودن دروازه واردات براي طمطراق بخشيدن به بازار و پر کردن چشم مردم، ضربه بعدي را به اقتصاد ملي زد و ميليون ها شغل را از بين برد.
    8- در همين حيص و بيص که مردم انتظار تلاش شبانه روز براي گشودن گره هاي قابل حل اقتصاد و کسب و کار را دارند، خبر مي رسد هيئت دولت وقت گذاشته و محل هاي مناسب تجمعات را مشخص کرده است! آيا منطقا بايد براي تبديل مخالف و معترض به موافق تلاش کرد يا با بدعملي و کم توجهي به مطالبات توده هاي موافق نظام، آنها را ناراضي و معترض نمود؟! واقعا براي مسائل اولويت دار چاره انديشي کرده اند که تعيين مکان برگزاري تجمعات را اولويت مي دهند؟ در شرايطي که تقريبا به حال خود رها شده و دلالان حرف اول را مي زنند، آيا دولت، مشکلات کارمندان و کارگران و معلمان و کشاورزان و... را نمي داند و مي خواهد با تمهيد تجمعات مطلع شود؛ تجمعات که همواره بي مزاحمت داير بوده است؟!
    9- اکنون که بدعهدي هاي اروپا و اعلام بازگشت برخي شرکت ها علني شده، تکليف چيست؟ باز هم گردن کج کنيم و بازه زماني مهم ديگري را از دست بدهيم و به دشمن اجازه بدهيم زمان بخرد؟ يا اينکه بر مبناي نااميدي از غرب که منطقي واقع نگر دارد، اميد حقيقي را بارور سازيم؟ ما اگر در کره جنوبي و ژاپن هم زندگي مي کرديم، نسخه بي بديل، اقتصاد مقاومتي درونزا بود. از دولت سازندگي به اين سو هر وقت بحث احياي ظرفيت هاي معطل به ميان آمده، تکنوکرات هاي سهل انديش گفته اند کدام ظرفيت بالفعل وجود دارد که بتوانيم به خدمت بگيريم؟ همواره با روحيه آماده طلبي و حاضري خوري (نگرش فست فودي) که از بي طاقتي و نگرش نوک دماغي بر مي خيزد، به جذب محصول و سرمايه خارجي چشم دوخته اند. متاسفانه غالبا رويکرد چشم پرکن که در آن رونق بازار با واردات انبوه و بي زحمت کالا، حرف اول و آخر را مي زند، همواره بر درمان آميخته با زحمت بيماري اقتصاد طفيلي چربيده است.
    10- در حالي که 6-7 سال پيش چوب وابستگي خودرويي را در ماجراي بدعهدي شرکت هاي پژو و رنو خورده بوديم و بازار با آن کنار آمده بود، بلافاصله پس از برجام سراغ همان شرکت هاي فرانسوي رفتيم و بازاري را که مي توانست از وابستگي خود بکاهد ، مجددا معتاد کرديم تا جايي که تحريم دشمن به جاي اينکه در صورت درگير شدن با معيشت مردم، خود را نشان بدهد، از طريق بازار خودرو خودنمايي مي کند! به راستي چرا حتي يک قرارداد که دانش فني يا فعاليت هاي مبتني بر ارزش افزوده را به ايران بياورد، منعقد نشد اما آمريکا به فرانسه و ديگران اجازه داد در حوزه صادرات مصرفي به ايران، بي دريغ فعال باشند؟
    11- آلمان و ژاپن و کُره و هند براي بازسازي اقتصاد خود تا مدت ها درِ واردات را به ويژه آنجا که ارز و سرمايه و فرصت اشتغال را نابود مي کرد، بستند. بلکه همچنان پنجره واردات را با سخت گيري و به شکل محدود باز مي کنند. اما دو سه سال پيش خبرنگار نشريه اسپانيايي پس از سفر به تهران با تعجب نوشت «چه کسي مي گويد ايران تحريم است؟ من اثري از تحريم نديدم. مگر مي شود کشوري تحريم و دچار محدوديت منابع باشد اما جزو رکوردداران واردات لوکس مثل پورشه و لوازم آرايشي و انواع گوشي ها و ساعت هاي گران قيمت در خاورميانه قرار گيرد؟!».
    12- پروفسور هاجون چَنگ شهروند کره جنوبي که از سال ۱۹۹۰ دانشگاه کمبريج تدريس مي کند، درکتاب «نيکوکاران نابه کار» مي نويسد «صادرات کره جنوبي در دهه 1950 تنگستن و ماهي بود و شرکت سامسونگ ماهي و سبزيجات و ميوه صادر مي کرد... در مدارس به ما مي آموختند وظيفه ميهني ما حکم مي کند کساني را که سيگار خارجي مي کشند، گزارش کنيم. ارز به راستي خون و عرق جبين سربازان صنعتي ما در جنگ صنعتي بود. کساني که با خريد بيهوده ارز را هدر مي دادند، خائن به شمار مي رفتند.هزينه کردن غيرضروري ارز ممنوع بود، حتي خريد خودروهاي کوچک و نوشيدني و شيريني. اين کار از طريق اعمال ممنوعيت هاي وارداتي و عوارض سنگين گمرکي صورت مي گرفت. سفر خارجي جز با مجوز معامله تجاري يا تحصيل ممنوع شد... کره دهه ها از حمايت هاي تعرفه اي و يارانه اي استفاده کرد تا صنايع بتوانند در رقابت بين المللي دوام بياورند. دولت روي ارز کمياب کنترل مطلق اعمال کرد و تخلف از آن مي توانست مجازات مرگ در پي داشته باشد... ژاپن زماني خودروي بنجل توليد مي کرد و با شکست روبه رو شد. بسياري گفتند تويوتا بايد به همان توليد ماشين هاي ساده نساجي و ابريشم برگردد و بعد 25 سال ناتواني، توليد خودرو را رها کند. اما ديگران گفتند هيچ کشوري بدون ايجاد صنايع مهم به جايي نرسيده. حالا تويوتا نه تنها از ورشکستگي درآمده بلکه برند لکسوس در دنيا توليد مي کند... سرمايه گذاري خارجي به مثابه معامله با شيطان، بيش از آنکه مزايايي با خود بياورد، با خطرات همراه است و مي تواند توسعه را با مشکل مواجه کند». آيا عبارات يک پروفسور لائيک کره اي، رگ غيرت برخي مديران غافل ما را مي جنباند؟
    یادداشت روز: سراب سيراب نمي کند
    


 روزنامه كيهان، شماره 21927 به تاريخ 23/3/97، صفحه 2 (اخبار كشور)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 84 بار
    



آثار ديگري از "محمد ايماني"

  يكدل باش اگر با حسين(ع) ره مي سپاري...
محمد ايماني، كيهان 26/6/97
مشاهده متن    
  پاي درس رفتار مسئولانه حكيم انقلاب
محمد ايماني، كيهان 21/6/97
مشاهده متن    
  دولت مي تواند اگر بخواهد
محمد ايماني، كيهان 13/6/97
مشاهده متن    
  نيازي به سوال نمايندگان نيست!
محمد ايماني، كيهان 6/6/97
مشاهده متن    
  نيازي به سوال نمايندگان نيست!
محمد ايماني، كيهان 6/6/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
دو ماهنامه علوم و تكنولوژي پليمر
متن مطالب شماره 4 (پياپي 156)، مهر و آبان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است