|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد97/3/23: اطوار كتاب نخواندن
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4162
پنجشنبه بيست و پنجم مرداد ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 4109 23/3/97 > صفحه 16 (صفحه آخر) > متن
 
      


نگاه آخر 
اطوار كتاب نخواندن


نويسنده: سيد محمد بهشتي

جمعيت كثيري در جهان هستند كه دانستن موضوع شان نيست يا براي دانستن، آخرين جايي كه سراغش مي روند كتاب است. يعني كتاب مشغوليت كسر كوچكي از جامعه جهاني است. البته مطالعه يكسره منوط به كتاب خواندن نيست و بسيارند كساني كه كل زندگي براي شان عرصه مطالعه و داناتر شدن است. حتي در جوامعي كه سطح سواد بالاترست باز احتمالا اقليتي از جامعه سروكار با كتاب دارند. اما همه كساني كه به نوعي با كتاب سروكار دارند را نمي توان «اهل كتاب خواندن» شمرد. چه بسيار كساني كه با وجود كتاب خواندن و حتي بسيار كتاب خواندن، مصداق كتاب نخواندن اند يا بهتر است بگوييم چه فراوان كتاب نخواندن هايي كه در ظاهر كتاب خواندن جلوه مي كند: كتاب خواندن هايي براي پنهان كردن كتاب نخواندن.
    
    اينگونه كه بنگريم كتاب نخواندن اطواري دارد:
    ۱. وقتي براي آسودن از كتاب خواندن، كتاب مي خوانيم. كتاب هايي همچون رازهاي موفقيت، چگونه شاد زندگي كنيم و... يا كتاب هايي كه در بساط كتابفروشان كنار خيابان مكرر ديده مي شود مثل دو قرن سكوت، خواجه تاجدار، دايي جان ناپلئون و... من را عجيب ياد رژيم هاي لاغري اي مي اندازد كه وعده لاغري را با خوردن مي دهند. بسته هاي مطالعاتي اي كه قصد عرضه شان نه ايجاد عطش دانستن در مخاطب بلكه آسوده كردن خيال او از اين بابت است كه منشا همه گرفتاري ها را فهميده و ديگر نيازي به مطالعه ندارد. كتاب خواندن هايي كه اشتهاي دانستن را كور مي كند. اي بسا نويسندگان اين آثار كتاب شان را به چنين قصدي ننوشته باشند ولي متاسفانه شيوه عرضه شان چنين سرنوشتي براي شان رقم مي زند. اين بسته ها هر كجا كه باشد در قفسه كتابخانه هاي شخصي، در قفسه هاي كافه ها و... به سراب شباهت دارد و همچون راهزنان بر سر راه كساني كه ممكن است زمينه كتاب خواندن داشته باشند، قرار گرفته و آنها را گمراه مي كنند.
    ۲. وقتي از روي تكليف و ناچاري كتاب مي خوانيم. شايد سخت ترين طورِ كتاب نخواندن نيز همين باشد: مثل وقتي كه تشنه نيستيم و آب مي نوشيم. كسي در گوارايي آب شكي ندارد ولي عدم تشنگي اين آب زندگي بخش را نامطلوب مي كند. عموم كتاب هاي درسي و دانشگاهي كه بخش مهمي از بازار نشر و فروش كتاب در ايران را به خود اختصاص داده متاسفانه موضوع چنين مطالعه اي قرار مي گيرد. اين كتاب ها مثل غذايي است كه شخص مي خورد و در بدن او به جاي آنكه تبديل به عضله شود، در شكل چربي زيرپوست انباشته مي شود. هرقدر كسي به اقتضاي ارتقا در سطح تحصيلات بيشتر گرفتار چنين مطالعه اي شده باشد، به جاي آنكه ورزيده تر شود، چاق تر شده و البته بيشتر بايد نگرانش بود. در عين اينكه خلاصي از اين چاقي دشوار است.
    ۳. وقتي براي پر كردن وقت كتاب مي خوانيم، كتاب هايي كه سرسري خوانده ايم يا به تورق شان بسنده كرده ايم. چنين مطالعه اي همچون جويدن آدامس رفع گرسنگي نمي كند و اي بسا به سوءهاضمه بينجامد. اگر خيلي بخواهيم به كتاب احترام بگذاريم آن را رفيق تنهايي مان مي شمريم ولي تلويحا اشاره داريم كه آن چيزي كه مهم است تنهايي ما است و به محض مرتفع شدن اين تنهايي كتاب نيز اهميتش را از دست مي دهد.
    ۴. وقتي سوداگرانه كتاب مي خوانيم: همچون تاجري كه قصدش از سفر به سرزمين هاي ديگر نه ملاقات و آشنايي حقيقي با آنجا و اهل آنجا، بلكه همراه آوردن تحفه هايي سودآور براي فروش است. چنين تاجري هرقدر كه آورده اش ذي قيمت باشد باز سودي به حال خودش نخواهد داشت. چنين كساني مصداق بارز اين بيت خيام اند: من در عجبم ز مي فروشان كايشان/ زان به كه فروشند چه خواهند خريد.
    ۵. اما متداول ترين طورِ كتاب نخواندن، كتاب نخواندن از روي بي دردي است. كساني كه معمولا بهانه شان براي كتاب نخواندن كمبود وقت است و با اين بهانه تلويحا بيان مي كنند كه وجود مبارك شان مستغني از دانستن است. كساني كه هيچ وقت گرسنه و تشنه نمي شوند و لاجرم لذت خوردن و آشاميدن را نيز درك نخواهند كرد. مسلما لذت نبردن از زندگي آن را به زنده بودن فرومي كاهد.
    همه اطوار كتاب خواندن فوق، همچون خواندن نامه اي است كه اشتباهي به دست ما افتاده. البته نامه را مي خوانيم ولي خواندنش اثري بر ما ندارد و احساسي در ما برنمي انگيزد چون ما خود را «مخاطب» واقعي آن نمي دانيم، بلكه مشغول استراق سمع شده ايم. اي بسا در نامه مطالب بسيار حياتي اي نوشته شده باشد ولي از همه اينها آنچه دستگيرمان مي شود چندان سودي به حال مان نخواهد داشت و دير يا زود هم فراموش خواهيم كرد. احساس مخاطب نبودن تبعاتي دارد: وقتي خود را مخاطب شخصيتي نمي دانيم، هرقدر هم او محترم و متنفذ باشد لزومي به رعايت ادب نمي بينيم. به جا نياوردن ادب البته از شان او نخواهد كاست وليكن سبب مي شود ما توفيق تقرب به آن را پيدا نكنيم، ضمن اينكه نزد كساني كه متوجه اين شان مي شوند احمق جلوه خواهيم كرد. به عبارت ديگر در اين حالت ما با گوهر كتاب ملاقات نمي كنيم. اين كتاب خواندني است كه به جاي رفع حجاب، حجابي ضخيم تر ميان ما و دانستن ايجاد مي كند.
    نگاه آخر: اطوار كتاب نخواندن
    


 روزنامه اعتماد، شماره 4109 به تاريخ 23/3/97، صفحه 16 (صفحه آخر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 20 بار
    



آثار ديگري از "سيد محمد بهشتي"
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله آموزش پرستاري
متن مطالب شماره 2 (پياپي 702)، خرداد و تير 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است