|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 97/3/23: خداحافظي شهرزاد با مخاطبانش
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3172
دوشنبه بيست و هشتم خرداد ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3169 23/3/97 > صفحه 10 (هنر) > متن
 
      


خداحافظي شهرزاد با مخاطبانش


نويسنده: بهناز شيرباني


    
    در سال هاي اخير تجربه سريال سازي در چند فصل، براي تلويزيون ايران خيلي موفقيت آميز نبوده است، شايد عمده ترين دليلش را مي توان در افت کيفي فيلم نامه و نبود جذابيت در فصول بعدي سريال جست وجو کرد، اما از اين ميان تنها مي توان به معدود سريال هايي اشاره کرد که بعد از چند فصل و البته با افت وخيزهايي باز هم توانستند مخاطبانشان را با خود همراه کنند. سريال «پايتخت» را مي توان از جمله سريال هايي دانست که با توجه به برخي انتقادها، سريال موفقي به لحاظ جذب مخاطب بود و از اندک نمونه هايي که شمارشان از انگشتان يک دست هم کمتر است. اما شبکه نمايش خانگي که سال ها پيش حوزه ناشناخته اي براي مخاطبان پيگير سينما و تلويزيون محسوب مي شد، به مرور جايگاهش را ميان مردم باز کرد و حتي به عنوان رقيبي براي تلويزيون ايران شناخته شد. حضور بسياري از کارگردانان و بازيگران مطرح سينما و تلويزيون در اين عرصه و توليداتي که گاه با شکست مواجه شدند، بسياري از سينماگران را متوجه اين موضوع کرد که مخاطبي که به ازاي پرداخت مبلغي به ديدن اين سريال ها مي نشيند، پيگير چه نوع توليداتي است؛ مي توان گفت سريال «شهرزاد» بسياري را متوجه اين موضوع کرد. نگارش قصه اي پرکشش و تمرکز روي کيفيت فيلم نامه و در کنارش حضور بازيگران و عوامل حرفه اي و هدايت آنها توسط کارگرداني که تجربياتش در تلويزيون نتيجه خوبي داشته باعث شد تا «شهرزاد» قدرتمند وارد عرصه شبکه نمايش خانگي شود، آن قدر که مخاطبانش پيگير ادامه اين سريال در فصول بعدي شوند. هرچند که نمي توان حواشي ريزودرشت اين سريال در روند توليد را انکار کرد و ناديده گرفت. حسن فتحي، کارگردان اين مجموعه، بعد از پايان فصل سوم سريال در صفحه شخصي اش به تجربه کار در اين حوزه و البته حواشي اي که بر کارش سايه انداخته بود اشاره کرد و نوشت: «همه اين سال ها کارگرداني براي من اکروباسي ميان اصولي چون استقلال، رفتار اخلاقي، شفافيت و البته يافتن بهترين نسبت با همين سه گانه بوده است و با سريال شهرزاد در بسياري از لحظات اين اکروباسي به قصد حفظ تعادل در معرض تهديد قرار گرفت. ترديدي نيست که صنعت سينما و فيلم با خلق و تخيل سروکار دارد و نيازمند خلوت و امنيت ذهني است. کاري است گروهي و موفقيتش در گرو همکاري و همبستگي ميان همه افراد گروه. با مخاطب سروکار دارد، به اين معنا که نه تنها بايد مورد پسند قرار بگيرد بلکه بايد نقاد ناروايي هاي فرهنگي و عادات عمومي هم باشد. به دليل نقش اجتماعي اش هميشه در تنش است با سليقه هاي متفاوت سياسي و نهايتا اينکه براي به سرانجام رساندن خود نيازمند پول است در عين اينکه بايد مستقل باشد. حفظ تعادل براي يک فيلم ساز در خلق و توليد يک اثر هنري، التزام به اين نکات است و متاسفانه چنين التزامي در جامعه ما همواره در معرض تهديد و ترديد قرار مي گيرد؛ ترديدي ميان منافع خود و ديگري، ميان اخلاق و مصلحت، ميان استقلال و ميل سياست به دخالت، ميان منطق سرمايه و جنس هنر، ميان افکار عمومي و نقد آن. اين تعادل هاي ضروري و الزامي متاسفانه از همان فصل اول سريال به واسطه ضرب و زور رسانه اي برخي سليقه ها در معرض آسيب و تهديد قرار گرفت. در تمام مدت من سعي کردم تا با ياري همکارانم، اين تنش ها و حاشيه ها را که گاه به افکار عمومي ربط پيدا مي کرد و گاه به سياست هاي رسمي و متوليان رسمي تاريخ معاصر و قرائت هاي مسلط از تاريخ، ناديده گرفته و کار را به انجام برسانم و البته استقلال عمومي مخاطبان متنوع و متعلق به اقشار مختلف در داخل و خارج کشور، پشت و پناه و نقطه اتکاي محکمي شد براي تداوم کار. فصل اول سريال شهرزاد با اعتماد، همدلي و اميدي که برانگيخت پاداش خود را گرفت. اما هم زمان با ازسر گيري فصول بعدي سريال، اثري که مباهات مي کرد به اعتمادي که در ميان مردم برانگيخته بود، ناگهان در معرض اتهام قرار گرفت. اين بار شايعه شبهات مالي بحران ايجاد کرد. بايد جواب مي داديم: سرمايه از کجا آمده است؟ از متولي قانون تا فعال مدني، از چپ و از راست، از رومي روم تا زنگي زنگ، ارکستروار، هماهنگ و پرسروصدا و گسترده، منابع مالي اين سريال را که مستقل بود و خارج از نهاد صداوسيما پخش مي شد به پرسش گرفت و اين بار با واردآوردن اتهام پول شويي و اختلاس، همه اعتماد عمومي را نشانه گرفت! چه بايد مي کرديم؟ تن مي داديم به شايعه و شبهه و بازار داغ جو سازي و کار را تعطيل مي کرديم؟ يا به رغم تهمت ها و افتراهاي ريزودرشت که علاوه بر حيثيت تهيه کننده سريال، آبروي من، همکار نويسنده ام و يکي دو نفر از بازيگران اصلي سريال را نشانه رفته بود و با اميد برطرف شدن شبهات و شايعه پراکني افرادي که با هر نيت و انگيزه توقف فيلم برداري شهرزاد را هدف قرار داده بودند، کار را ادامه مي داديم؟ صدالبته نقطه قوت هنرمند، استقلال اوست و براي او هميشه اين ترس و ترديد وجود دارد که مبادا بازيچه دست متوليان سرمايه و قدرت هاي موازي پشت پرده قرار گيرد. هنرمند دلگرم است به اعتماد مردم و نمي تواند فقط به منافع مادي خود بينديشد و طبيعي است که بايد بداند با کمک چه سرمايه اي مي تواند خلق را ممکن سازد. اگرچه در نهايت ما راه دوم را انتخاب کرديم و موازي آن، دروغ و واهي بودن شبهات و اتهامات نيز کاملا به اثبات رسيد، اما بي ترديد يکي از سخت ترين لحظات ساختن سريال شهرزاد همين انتخاب بر سر اين بزنگاه بود. انتخاب ميان افکار عمومي که گاه چون کشتي بي لنگر است و حقيقتي که براي اثباتش بايد مرام و معرفت حلم و صبوري دانست. اکنون در پايان ساخت و توليد و پخش، صحبت کردن از اين بزنگاه هايي که هربار کارگردان و ديگر دست اندرکاران سريال شهرزاد را در برابر انتخاب هايي خطير قرار مي داد به چندين کار مي آيد؛ بايد دانسته شود سريالي که موجب همدلي و هيجان و کنجکاوي نسبت به گوشه هايي از تاريخ معاصر در نزد مخاطبانش شده، به قيمت مديريت چه تنش ها و دست ودل لرزيدن هايي ميسر گشت. بايد دانسته شود تا افکار عمومي به سرعت بازيچه دست متوليان ثروت و منطق قدرت نشود و براي نفرين و آفرين گفتن، شتاب نکند و صبوري بياموزد و طمانينه پيشه کند. من در سال هاي حضور در اين عرصه، تنها به يمن همين اعتماد به مردم، اعتماد به روشنگري زمان و صبوري بوده است که از پا نيفتاده ام و مرارت ها را تاب آورده ام. اکنون در کلام آخر به نيابت از سوي يک به يک همکارانم، قدردان قدرشناسي و حسن توجه مردم عزيزي هستم که سريال شهرزاد را به رغم همه نقصان ها و کاستي هاي آن مورد حمايت و اعتماد خود قرار دادند».
    سريال شهرزاد با تمام حواشي و اتفاقاتي که درباره چگونگي ساختش؛ از تامين هزينه ها و دستمزدهاي بازيگران گرفته تا بسياري مسائل ديگر افتاد، تمام شد. فتحي در يادداشتش از احتمال ساخت فصل چهارم سريال نوشت و خبرگزاري فارس از تدارک ساخت سريالي توسط فتحي در نمايش خانگي نوشت؛ سريالي که قصه آن بر اساس رمان معروف «بامداد خمار» است و اين روزها فتحي با فتانه حاج سيدجوادي، نويسنده اين کتاب، جلسات متعددي براي نگارش آن دارد. به نظر مي رسد حوزه نمايش خانگي براي حسن فتحي به مراتب موفقيت آميزتر بوده و بايد ديد پروژه آينده اين کارگردان چه خواهد بود.
    
    
    بوي موفقيت آن به مشام مي رسيد
    احمد طالبي نژاد: سريال «شهرزاد» را جز در قسمت هاي اوليه ديگر دنبال نکردم، اما در جريان تداوم و سير تحولاتش بودم. سريالي که توزيع آن به صورت غيردولتي؛ يعني در مديومي به جز تلويزيون بوده و توانسته تا اين حد موفق ظاهر شود، قطعا مردم در آن چيزهايي ديده اند که باعث تداوم ساخت آن در سه فصل شد. در شرايطي که برخي سريال ها در همان فصل اول هم با افت مخاطب مواجه مي شوند و ادامه دارشدنشان در فصل هاي بعدي جذابيتي ندارد، اين سريال در هر سه فصل بازخوردهاي خوبي داشت. هرچند در اين ميان حواشي متعددي درباره سريال مطرح شد، ازجمله اينکه سرمايه گذاران سريال از صندوق ذخيره فرهنگيان پولي را برداشت کرده اند يا وام گرفته اند و هر چيزي که به اين صورت مطرح شد و شايد يکي از دلايلي که باعث شد براي ديدن اين سريال روي خوش نشان ندهم، همين موضوع بود که من هم يکي از بازنشستگان آموزش وپرورش هستم و کمي از اين موضوع دل چرکين شدم، اما قطعا اين سريال جذابيت هاي لازم را براي مخاطبانش داشته؛ قصه پرکششي که در بستري از تاريخ روايت شد که براي مردم نوستالژيک است و بخشي از تاريخ معاصر ايران را به تصوير کشيد و به گمانم بخشي از موفقيت اين سريال هم ناشي از همين فضا بود. بازي هاي خوب بازيگرانش، طراحي صحنه و لباس و... به نظرم از عناصري است که باعث موفقيت سريال شد. هرچند که شنيدم شايد اين سريال در فصل چهارم هم ادامه پيدا کند که به نظرم کار بيهوده اي است و بهتر است که چنين قصه جذابي در اوج تمام شود، اما به نظرم بايد به تلاش هاي حسن فتحي که تحصيل کرده تئاتر است و به خوبي از پس کارگرداني کار برآمده و در کنارش خانم ثميني که درام نويس خوبي است، اشاره کرد که تلاش هايشان به نتيجه رسيد و قصه اي نوشته شد که توانست با هر دو مخاطب خاص و عام ارتباط برقرار کند و از ابتدا بوي موفقيت آن به مشام مي رسيد.
    
    خداحافظي شهرزاد با مخاطبانش
    


 روزنامه شرق ، شماره 3169 به تاريخ 23/3/97، صفحه 10 (هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 21 بار
    



آثار ديگري از "بهناز شيرباني"

  فصل داغ فوتبال بر پرده سينما / خوشحالي سينماداران و مردم در نخستين تجربه نمايش بازي فوتبال در سينماها
بهناز شيرباني، شرق 27/3/97
مشاهده متن    
  همه چيز زندگي ام زندگي يك مهاجر است / گفت و گو با نويد محمودي و كوهيار كلاري
بهناز شيرباني، شرق 12/3/97
مشاهده متن    
  نخستين ستاره سينماي ايران به خانه ابدي تشييع شد
بهناز شيرباني، شرق 7/3/97
مشاهده متن    
  مردي كه در انتظار خودش بود / مسعود كيميايي در رثاي درگذشت ناصر ملك مطيعي
بهناز شيرباني، شرق 6/3/97
مشاهده متن    
  به قدرت هنر واقفم / گفت و گو با شيرين اسماعيلي به بهانه حضور در نمايش دودمان
بهناز شيرباني، شرق 5/3/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه مطالعات حقوق شهروندي
متن مطالب شماره 1، زمستان 1395را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است