|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 97/3/23: آنان در صورت حيات حامي برجام بودند
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3172
دوشنبه بيست و هشتم خرداد ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3169 23/3/97 > صفحه 5 (گفت و گو) > متن
 
      


آنان در صورت حيات حامي برجام بودند
گفت وگو با فريبا هشترودي

نويسنده: سروش اكبرزاده

فريبا هشترودي فرزند پروفسور محسن هشترودي معتقد است اگر راسل و پروفسور هشترودي در قيد حيات بودند امروز آنان و بنياد صلح راسل به صورت جدي از برجام حمايت مي كردند و مقابل زياده خواهي ترامپ مي ايستادند. بنياد پروفسور محسن هشترودي كه در شرف تاسيس است از جمله NGOهايي است كه قصد دارد با حضور انديشمندان و روشنفكران، در تعامل با دولت اين اقدامات را پيگيري كند.
    
     لطفا از پروفسور محسن هشترودي بگوييد.
    همان طور که مي دانيد يکي از مسائل مهم جامعه و حوزه روشنفکري ما بحث هويت است و خاستگاه اصلي هويت در سنت قرار دارد؛ يعني مهم ترين عامل هويتي مردم اين سرزمين سنت هايي است که دارند. البته خيلي از اين سنت ها ممکن است عقلاني و برخي ديگر نيازمند بازتعريف شدن و به روزشدن باشند. اصولا بايد دانست که جامعه و مردم ايران در اتمسفري تنفس مي کنند که آن سنت است. بخش اعظم اين سنت ها قابل اتکاست و مولفه هويتي قوم و مردم ايران به شمار مي رود و بخش هايي هم نياز به بازنگري عقلاني دارند. اين بازنگري ها و بازتعريف ها که در نسبت با دنياي مدرن و ارزش هاي مدرنيته معني مي يابند، تحت گفت وگويي برقرار مي شوند که منجر به جمع بندي و خروجي مي شوند؛ يعني اصولا و به طورکلي سنت هاي هر جامعه در ديالوگ با ارزش هاي مدرنيته منجر به رسوب گذاري هايي مي شوند که عبارت اند از سنت هاي نو يا بخش هايي از سنت که به روز شده اند. من بر اين باورم که نقش امثال پروفسور محسن هشترودي را بايد در تاثيرگذاري بر اين فرايندها جست وجو کرد.اينکه بيوگرافي ايشان چه بوده، نه اينکه مهم نباشد ولي امروزه با زدن چند دکمه مي توان آن را جست وجو کرد و معرفي پروفسور دوبوك، رياضي دان و فيلسوف فرانسوي كه در انجمن مفاخر گوياي اهميت محسن هشترودي در جامعه بين الملل است. امثال هشترودي پاسدار سنت هاي هويت ايراني و روشنفکراني بوده و هستند که به منزله رائد قبيله، خطرها را به جان مي خريدند تا پيشرو باشند و از قبيله خود در برابر خطرهايي که در معرض تهديد آنها قرار دارند، پاسداري کنند. آنها حرکت مي کردند؛ فراتر از قبيله خود حرکت مي کردند تا آينده را ببينند و براي مقابله گذشته و حال با آينده محتوم چاره اي بينديشند و پيشنهادهايي ارائه دهند.من عمده زندگي خود را در پاريس گذراندم، دو کليسا در پاريس داريم که در يکي از آنها سنگ يادبود رنه دکارت، فيلسوف و رياضي دان مشهور، نصب شده است و در ديگري سنگ يادبود بلز پاسکال. تفاوت اين دو فيلسوف در آن بود که يکي جامعيت داشت و جامع نگر بود و ديگري فقط از دريچه رياضي به جهان مي نگريست و به تعبيري تک بعدي و جزئي نگر بود. پدرم با آنکه يک رياضي دان بود، اما مثل دکارت جزئي نگر نبود. دکارت براي آنکه پديده ها را تجزيه و تحليل کند، آنها را به تصورات واضح و متمايزي که تشکيل دهنده آن کل هستند، تقسيم مي کرد و شناسايي را چنين تعريف مي کرد. آري کيمياگري او در نجات از شکاکيت هاي فزاينده اين بود که آنها را به تصورات بسيط تر و جزئي تر تقسيم کند و اين امر جوهره «کوژيتوي دکارتي» را تشکيل مي داد. اما پروفسور محسن هشترودي مانند پاسکال بينشي گشتالتي داشت.
    
     تفکيک درستي ميان جهان بيني کلي امثال پاسکال و جهان بيني دکارتي که دنياي متجدد در دوره مدرنيسم راه او را انتخاب کرده است، قائل شديد. بايد سوال کنم ناهنجاري هاي جامعه مدرن تا چه اندازه وامدار اين انتخاب است؟
     اجازه دهيد ابتدا بحث پيشين را به جايي برسانم و سپس به اين سوال شما بپردازم که دغدغه اصلي مرحوم هشترودي نيز بوده است.
    پروفسور محسن هشترودي همان طور که گفتم تک بعدي نبود. اگرچه رياضي دان نابغه اي بود و شايد چنان که گفته شده در اين زمينه در ايران حرف اول را مي زد، اما هم زمان اديب و شاعر نيز بوده است. اصولا ادبيات به انسان جامعيت مي بخشد. کار اصلي من نويسندگي است و اين را خوب مي دانم که در ادبيات همه چيز نهفته است و امکان ندارد کسي با شعر و نويسندگي و رمان سروکار داشته باشد و جهان بيني کلي اي به عالم پيدا نکند. اديبان و شاعران ايراني عموما جهان بيني را در گرو جان بيني دانسته اند. مولانا، حافظ، سعدي، سنايي، عطار و... همه همين طورند. هيچ يک از آنها جزئي نگر و تک بعدي نبوده اند. محسن هشترودي هم ميراث بر و محافظ همين سنت بوده است. اما سوال اخيرتان درباره ناهنجاري هاي جامعه مدرن! در عصر خردگرايي، غرب با قاطعيت مسير دکارت را برگزيده و به راه او رفته است. خردگرايي مشخصه اصلي قرن هفدهم و عصر روشنگري است، تکنولوژي هم ثمره اي است که بر همين شاخسار روييده است. عقلانيت به مفهوم دکارتي بسيار محاسبه گر است و تجلي اصلي اين مفهوم را مي توان در نظام هاي سرمايه داري ديد. من منکر دستاوردهاي خردگرايي دکارتي و کارتزين ها نيستم چراکه انکار آن به انکار دموکراسي و اومانيسم و تکنولوژي و بسياري از دستاوردهاي بشري خواهد انجاميد. بلکه تمامي سخن آن است که اگر غرب راه پاسکال را مي پيمود و همه چيز را نمي خواست از دريچه دو دو تا چهار تا ببيند، شايد امروز ما شاهد بحران محيط زيست، بحران هاي روحي و معنوي بشر، بحران هاي دوره اي سرمايه داري و فروپاشي روابط انساني و هزاران مشکل کوچک و بزرگ ديگر نبوديم. مدرنيسم براي ماندگاري و به روز کردن خود به پست مدرنيسم انجاميد. شايد اگر به جاي بينش دکارتي غرب و انديشه غربي که به نوعي تفکر پيشتاز در سده هاي اخير بوده است راه جامع نگرتري را مي پيمود، امروزه اين عوارضي را که براي جامعه مدرن برمي شمريم، وجود نداشتند. بايد آن معنويت گرايي و جوهره بينش شرقي به نوعي در تعامل و ديالوگ با خردگرايي متصلب غربي قرار مي گرفت. اما با وجود غناي انديشه شرقي، غلبه در سده هاي اخير با بينش غربي بوده است چراکه آن بينش توانست براي بشر رفاه و اقتصاد همراه بياورد و شرق با كج روي هاي خرافي و انحرافي از معنويت خود دور شد.سخن گفتن جامع در اين خصوص مجال موسعي مي طلبد و فرصت تامل بيشتري نياز دارد که اقتضاي طرح در يک مصاحبه را چندان ندارد. ولي اين مقدمات را مطرح کردم تا بگويم پروفسور هشترودي ديدي جامع داشت و به واسطه غرق بودن در فضاي ادبيات و همچنين هنر در کنار تفکر رياضي به ديدي جامع و جامعيتي رسيده بود که باعث مي شد از جزميت فاصله بگيرد. اگرچه يکي از القائات تفکر رياضي، نوعي جزميت گرايي است.
    
     اتفاقا مباحث بسيار مهمي را طرح کرديد. ولي اگر صادقانه بگويم بايد اذعان كنم که بيشتر کلي گويي کرده ايد.
    شايد تعلق شما به جامع نگري باعث طرح اين مباحث شده است. ضمن آنکه بنده هم بر اين ديدگاه صحه مي گذارم. اما مثال هاي مشخص و ملموسي هم بايد براي خوانندگان زده شود. به طور مشخص مي خواهم سوال کنم که کدام عمل يا نظر پروفسور محسن هشترودي مي تواند مويد ديدگاه شما باشد. موارد بسياري را مي توان در اين خصوص مطرح كرد. از خصلت هاي شخصي و شخصيتي او گرفته تا مضامين اشعار و مکاتباتش که كتاب آقاي عابدي به خوبي به آنها پرداخته و گواه آن است اما يکي از موارد روشن اين طرز تفکر، نوع برخوردي بود که با مسئله جنگ و خونريزي در عالم داشت. ايشان توليد تسليحات مدرن خاصه سلاح هاي اتمي را از عوارض جامعه مدرن مي دانستند و بر همين اساس نيز برتراند راسل رياضي دان و فيلسوف برجسته انگليسي از ايشان براي حضور در بنياد صلح خود که هدف آن بسيج جامعه بين المللي عليه خطر انتشار و توسعه سلاح هاي اتمي خاصه در حوزه کشورهاي منطقه مديترانه بود، دعوت به عمل آورد. راسل به تنها کسي که در خاورميانه نامه نوشت و از او دعوت و استمداد طلبيد که با او در زمينه غيراتمي کردن منطقه خاورميانه و منطقه مديترانه همکاري کند، پروفسور محسن هشترودي بود. اين نامه راسل به پدرم و پاسخ مرحوم پدر به ايشان در آرشيو دانشگاه تهران موجود است. راسل در اين نامه نوشت: ما درصدد آن هستيم که براي اين بنياد و کنفرانس هايي که برگزار مي کند شخصيت هاي ممتاز و برجسته جهاني را دعوت کنيم تا صداي رساي اين افراد جهت صلح جهاني در سراسر جهان طنين انداز شود.
    راسل و هشترودي بر اين باور بودند که مسابقه سلاح هاي اتمي در جهان و خاورميانه بايستي متوقف شود. راسل در متن نامه اشتياق خود را براي شنيدن پاسخ مرحوم پدر به درخواستش به وضوح آشکار كرده و پروفسور هشترودي نيز به ايشان نظر مثبت خود را اعلام مي دارد و اين دغدغه همچنان تازه است. گويي هشترودي امروز زنده است و نظراتش بايد شنيده شود.
    با تلاش دولت روحاني در قضيه برجام قدم هاي اساسي جهت امنيت ايران عزيز و کل منطقه برداشته شد. فکر مي کنم پدرم اگر در قيد حيات بود، از حاميان جدي «برجام» محسوب مي شد.
    فرق ندارد اينکه مي توانست با وجود تنگ نظري هايي که وجود دارد در اينجا باشد يا نه! اما از آنجا که يک ايراني دلسوز هر جا که باشد دغدغه وطن و خاک ميهن دارد، وظيفه داريم که از هر اقدامي به منظور آرامش ايران در بحران ها حمايت کنيم و پدرم با شناختي که از او داشتم اين کار را با صداي رسا انجام مي داد. از يکي از دوستان شنيدم که حضرت علي فرموده اند: هنگام فتنه همچون شتر دوساله باش كه نه پشتي دارد تا سوارش شوند و نه پستاني تا شيرش دوشند. به راستي با «برجام» ما به همين فرموده ايشان عمل کرديم! مسئولان نظام همواره اعلام کرده اند که ما به دنبال ساختن بمب اتمي نبوده و نيستيم. بر اين اساس پذيرفتن برجام و توافق با قدرت هاي جهاني در چارچوب هاي تعريف شده را بسيار اقدام مثبتي ارزيابي مي کنم و آن را نوعي اجرائي کردن توصيه هاي پدر در راستاي تحقق صلح جهاني خاصه در منطقه
     خاورميانه مي دانم.
    يقينا اگر راسل و پدرم (پروفسور محسن هشترودي) در قيد حيات بودند، امروز ايشان و بنياد صلح راسل به صورت جدي از برجام حمايت مي کردند و مقابل زياده خواهي هاي ترامپ مي ايستادند.
    البته ما هم نبايد کار را تمام شده تلقي کنيم. دموکرات هاي آمريکا و بسياري از چهره هاي تاثيرگذار اروپا و حتي دولت هاي اروپايي با برجام موافق اند و آن را تضمين كننده صلح خاورميانه و جهان مي دانند.
    نبايد باب مذاکره و تعامل را با آنها بست، اگر همه مثل ترامپ فکر مي کردند، بله من هم موافق آن بودم که روبه روي زياده خواهي هاي او بايستيم اما همه مثل او نمي انديشند.
     هنر ما در ديپلماسي بايد چانه زني جهاني به منظور افزايش موافقان باشد. نه تبديل موافقان به مخالفان. ما بايد با برخورد منطقي و عقلاني و مبتني بر صداقت اعتماد جهاني را جلب کنيم و ترامپ را به گوشه رينگ ببريم.
    بله موافقم. من دوستان زيادي در بين سياست مداران کشور فرانسه دارم که دوست دارند به ايران کمک کنند و از برجام حمايت مي کنند. به اعتقاد من فقط با حضور سياست مداران و چانه زني آنها مسائل حل نمي شود. بايد از حضور انديشمندان و دانشمندان نيز بهره ببريم.
    چرا راسل بنياد صلح تشکيل داد و نخبگان عالم را دعوت کرد؟ چرا ما فرصتي براي روشنفکران و پيش قراولان فکري جامعه حتي اگر از منتقدين پروپاقرص باشند ايجاد نكنيم تا در راستاي تحکيم برجام عمل کنند. بنده به سهم خود در رايزني با مسئولان کشور فرانسه و پارلمان آن کشور آمادگي خود را به مسئولان اعلام کرده اما هيچ پيامي دريافت نکرده ام. بنياد پروفسور محسن هشترودي که در شرف تاسيس آن هستم در کنار ساير ان جي اوهايي از اين دست مي تواند جايگاه مناسبي باشد تا با گردهمايي انديشمندان و روشنفکران در تعامل با دولت چنين اقداماتي را پيگيري کنند.
    يقين بدانيد مجامع جهاني به دانشمنداني چون مرحوم پروفسور محسن هشترودي و پروفسور مجيد سميعي که يک افتخار ملي هستند يا همين دکتر صادق زيباکلام که اخيرا يك جايزه جهاني را برده اند و... بسيار احترام مي گذارند و در خيلي از مواضع، اين چهره ها مي توانند نقش هاي کليدي داشته باشند و به عنوان کاتاليزور عمل کنند.
    ما در بحث «برجام» همان طور که در انتخابات سال 96 اعلام شد، نيازمند يک اجماع ملي هستيم و مي بايست از همه ظرفيت ها استفاده کنيم. حتي آنان که با نظام و دولت داراي فاصله هستند بايد از ايشان نيز دعوت شود تا براي فرداي بهتر ايران و آرامش اين سرزمين و جوانان اين مرز و بوم كه دغدغه اصلي محسن هشترودي بود وارد صحنه شوند و به حاکميت مدد برسانند.
    آنان در صورت حيات حامي برجام بودند / گفت وگو با فريبا هشترودي
    


 روزنامه شرق ، شماره 3169 به تاريخ 23/3/97، صفحه 5 (گفت و گو)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 14 بار
    



آثار ديگري از "سروش اكبرزاده"

  ٢٩ ارديبهشت، روز استفتاح
سروش اكبرزاده *، اعتماد 2/3/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه تهويه مطبوع
متن مطالب شماره 181، ارديبهشت 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است