|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم97/3/23: قباد يا فرهاد؟ مساله اين است
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5135
يكشنبه سوم تير ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 5127 23/3/97 > صفحه 7 (فرهنگ) > متن
 
 


قباد يا فرهاد؟ مساله اين است
گزارش جام جم از «شهرزاد» به بهانه پايان دراماتيك اين سريال

نويسنده: اميد رحماني

«يکي بود يکي نبود. شهرزاد در هزارويکمين شب روايت خود گفت: اي ملک جوانبخت اکنون که احوال تو دگرگوني يافت و به درک رنج آدمي نائل شدي، آسوده باش که سبکبار شدي و پيراسته و نوبه قرار و آرامش توست و موعد خواب ابدي. خواب هاي طلايي که شايد همان روياهاي از دست رفته بيداري تو باشد.» اين آخرين جملات قصه اي است که شهرزاد بر بالين خونين قباد در سريال «شهرزاد» مي گويد. مجموعه اي که در قالب سه فصل و در مدت زماني سه سال، بخشي از جامعه را به دنبال خود کشيد و سرانجام در همين دوشنبه به نقطه پاياني رسيد.
    شهرزاد باوجود ايرادات و نقاط ضعفي در متن و ساختار، در مجموع موفق شد به دلايل متعدد، توجه بخشي از جامعه و علاقه مندان فيلم و سريال را به خود جلب کند و باعث شود آنها هر هفته با جديت و کنجکاوي، پيگير داستان و سرنوشت شخصيت ها باشند. شهرزاد در سال هايي که کيفيت و سطح توليدات مديوم هاي نمايشي در مجموع چندان بالا نبود، موفق شد عناصري جذاب براي تماشا به مخاطبان تشنه قصه هاي ديدني و شنيدني عرضه کند و تا حدي پاسخگوي نيازهاي آنها در اين زمينه باشد. اگر بخواهيم منصفانه و بدون حب و بغض به اين ماجرا نگاه کنيم، بايد توليد يک اثر استاندارد وطني را حالا در هر مديوم و از طريق هر رسانه قانوني و مجازي به فال نيک بگيريم و به ساخت آثاري از اين دست، اميدوار باشيم. چرا که شهرزاد به سهم و نوبه خود در حد بضاعتش، باعث شد بخشي از جامعه که به بهانه کم بودن فيلم هاي جذاب داخلي، همواره مترصد تماشاي سريال هاي سطح پايين و مبتذل شبکه هاي ماهواره اي فارسي زبان هستند، دست کم موقع عرضه هفتگي آن به آثار وطني دل ببندند و بر امتيازات آن صحه بگذارند. کاري که برخي سريال ها و برنامه هاي رسانه ملي همچون پايتخت، کلاه قرمزي، دورهمي و خندوانه هم در اين چند وقت اخير به نحو احسن آن را انجام داده اند و مانع توجه مخاطبان ايراني به فيلم و سريال هاي فريبنده اما در اصل مخرب ترکي و... شده اند. مسيري که سازندگان آثار تلويزيون و سينما و شبکه نمايش خانگي بايد بيش از اينها به آن اهتمام داشته باشند و در قالب فيلم و سريال ها و برنامه هايي جذاب، غني و پرمحتوا باعث جذب حداکثري مخاطبان شوند.
    شهرزاد اگرچه بويژه در آن اوايل پخش و فصل اول، کمي بيش از اندازه گول ظواهر فريبنده براي جذب برخي تماشاگران را خورد و تمرکز غيرمتعارفي روي برخي صحنه ها و نوع پوشش بازيگران براي جلب نظر مخاطبان گذاشت، اما در ادامه بيشتر به متن و قصه گويي فارغ از جذابيت هاي کاذب بسنده کرد و توانست به مسير متعارفي قدم بگذارد. در ابتدا فعاليت در شبکه نمايش خانگي اين تصور را براي سازندگان شهرزاد به وجود آورده بود که مي توانند از فضاي باز اين مديوم بهره برداري کنند و آن صحنه هايي که مغاير با نگاه رسمي است و به دليل احترام به باورها و اعتقادات مردم و جامعه جايي در رسانه ملي و سريال هاي تلويزيوني ندارد، را به مقدار لازم و حتي بيش از آن در سريال استفاده کنند. ولي مخاطبان در درازمدت ديگر روي خوشي به اين بهره برداري ها نشان نمي دادند و دوست داشتند يک قصه خوب و منسجم را دنبال کنند، نه ميخوارگيشخصيت ها و برخي صحنه هاي نامتعارف و هنجارشکن را.
    موفقيت همين سريال ها و برنامه هاي تلويزيوني بدون اين که ذره اي به اين تابوشکني هاي فرماليته و بي کاربرد قسمت هاي ابتدايي شهرزاد نزديک شود، حناي اين ترفند را بي رنگ و ثابت کرد براي جذابيت موثر نيازي به صحنه هاي اضافه و فريبنده نيست و اين متن و فيلمنامه است که حرف اول را در درام مي زند.
    
    دلايل موفقيت
    يکي از مهم ترين دلايل موفقيت را بايد به حضور حسن فتحي به عنوان کارگردان دانست. فيلمسازي که کارنامه درخشاني در تلويزيون دارد و به پشتوانه ساخت سريال هايي موفق و ماندگار در رسانه ملي همچون ميوه ممنوعه، پهلوانان نمي ميرند، شب دهم و مدار صفر درجه، اثر خوب ديگري به مجموعه کارهايش اضافه کرد و نشان داد راه ارتباط با مخاطب را خوب بلد است.
    يکي از دلايل ديگر موفقيت شهرزاد، ايده و خلاصه قصه جذاب آن است و مخاطبان شاهد يک خانواده ذي نفوذ و مافيايي ايراني بودند که بويژه براي تماشاگران اهل سينما شباهت هايي با «پدرخوانده» داشت. ضمن اين که مثلث عشقي در سريال هم عنصري تضمين شده براي ارتباط مخاطبان با اثر بود.
    مورد مهم ديگر کستينگ و انتخاب درست بازيگران نقش هاي اصلي و تعيين کننده سريال بود. در راس آنها بايد به انتخاب بسيار مناسب علي نصيريان به عنوان بازيگر نقش بزرگ آقا ديوانسالار اشاره کرد که با کوله باري از تجربه توانست نقشي به يادماندني و تماشايي خلق کند و تصويري ملموس و جذاب از يک پدرخوانده ايراني ارائه دهد. ترانه عليدوستي هم انتخاب مناسبي براي بازي در نقش شهرزاد بود و توانست بازي همدلي برانگيزي در طول قصه ارائه دهد. چون عليدوستي تاکنون سابقه بازي در هيچ سريالي را نداشت، بازي در يک اثر دنباله دار و طولاني چالشي اساسي براي او به حساب مي آمد که بخوبي از پس آن برآمد. شهاب حسيني که تاکنون در فيلم هايي چون درباره الي و فروشنده، تجربه همکاري خوبي با عليدوستي داشت، هم گزينه خوبي براي بازي در نقش قباد بود. حسيني موفق شد با درک درست نقش، فراز و فرودهاي کاراکتر قباد را به بهترين شکل بازي کند. مصطفي زماني هم گزينه مناسبي براي بازي در نقش فرهاد بود و موفق شد بخوبي ميان عشق و وظيفه گام بردارد. زماني پيشتر در فيلم «کيفر» حسن فتحي يکي از بهترين بازي هاي کارنامه اش را ارائه داده بود، براي همين فتحي با شناخت کامل از توانايي هاي زماني، نقش فرهاد را به او سپرده بود.
    پريناز ايزديار، مهدي سلطاني سروستاني، پرويز فلاحي پور، پانته آ پناهي ها، امير جعفري و ابوالفضل پورعرب هم از بازيگران موفق اين مجموعه بودند.
    
    فراز و فرود
    شهرزاد با اين که در مجموع سريال موفقي بود و رضايتمندي هايي به همراه داشت، اما شخصيت هاي نچسب و غيرجذاب، صحنه ها و ديالوگ هاي آبکي و غيرضروري و بيهوده و البته گاف هاي بامزه و خنده دار کم نداشت. سه فصل شهرزاد سطح و کيفيت يکساني نداشت و مرتب شاهد نوساناتي در قصه بوديم. شهرزاد شروع خوبي به لحاظ فضاسازي و قصه و شخصيت پردازي داشت و گره هاي خوبي ايجاد کرد، اما اين وضعيت پيوستگي نداشت و وقتي مخاطب به داستان دل مي بست و منتظر اتفاقات مهم ديگري در قصه بود، اتفاقا سريال کند و کشدار مي شد و هيچ اتفاق مهمي نمي افتاد و قصه در عرض پيش مي رفت.
    فصل دوم شهرزاد، بزرگ ترين ضربه را از غيبت نقش بزرگ آقا خورد و به نوعي ستون سريال فرو ريخت و قصه و شخصيت ها به نوعي دچار سرگرداني شدند. دليل اصلي اين وضعيت بجز شخصيت پردازي و نقش تعيين کننده بزرگ آقا، به بازي خوب و قدرتمندانه علي نصيريان مربوط مي شد. تفويض قدرت و اختيارات اين کاراکتر به خواهرش بلقيس ديوانسالار، بزرگ ترين اشتباه سريال در فصل دوم بود و حتي بازي خوب رويا نونهالي هم نتوانست نقش را نجات دهد و تاثير مثبتي در قصه ايجاد کند. حذف چنين شخصيتي علي رغم اين که بايد تاثيري در مخاطب ايجاد مي کرد، به نحوي بي کاربرد و خنثي پيش مي رود. برخي شخصيت هاي فرعي همچون هوشنگ به هيچ وجه براي تماشاگر مهم نيستند و زندگي خصوصي آنها چفت و بست محکمي با اثر و شخصيت هاي ديگر ندارد. نمک هاي شخصيتي فرعي مثل اصغري، سنخيتي با ديگر بخش هاي جدي درام ندارد و حتي در حد آنتراکت و استراحت قصه هم موثر نيست. سياهه شهرزاد در اين زمينه را تا سطرها مي توان ادامه داد.
    
    قباد يا فرهاد؟
    احتمالا ميزان فحش و ناسزاهاي تماشاگران بويژه خانم هاي محترم به فرهاد در پايان شهرزاد قابل شمارش نيست، بس که دوست داشتند قباد با همه شيادي و شارلاتاني و نقاط سياه شخصيتي اش به شهرزاد برسد. خيلي ها در آرزوهاي شهرزادي شان، خود را همدم و مونس هميشگي قباد مي ديدند و سرنوشت فرهاد کمترين اهميتي براي آنها نداشت، اما واقعا دلايل اين گرايش به نقش قباد چيست؟
    احتمالا بيش از هر چيز بايد به محبوبيت خود شهاب حسيني به عنوان بازيگر نقش قباد اشاره کرد. بسياري از تماشاگران همين محبوبيت را درباره قباد لحاظ کرده اند و باوجود اين که قباد به نوعي قطب منفي ماجراست، با او همذات پنداري کردند. نکته مهم ديگر شخصيت پردازي درست و پرفراز و نشيب نقش بود و قباد مسيري پرچالش را در قصه طي کرد و از يک شخصيت خبيث و سرتق به يک قرباني تنها و عاشق و دلخسته تغيير وضعيت داد. همه اينها به اضافه بازي خوب حسيني باعث شد قباد کاراکتر پرطرفدارتري نسبت به فرهاد باشد. ضمن اين که خاطرات خوبي که تماشاگران از همکاري هاي مشترک شهاب حسيني و ترانه عليدوستي داشتند، هم به اين گرايش تماشاگران به حسيني دامن مي زد و آنها دوست داشتند قباد و شهرزاد را در نهايت کنار هم ببينند و در اين زمينه ترجيح مي دادند، نقاط منفي شخصيت قباد را نبينند.
    در نقطه مقابل فرهاد با اين که قطب مثبت ماجرا بود، به اندازه قباد مسير پرفراز و فرود و پرچالشي را طي نکرد. سختي هاي زيادي که او در طول قصه متحمل شد، درست، اما شخصيت او بالا و پايين زيادي نداشت و مدام روي مرز عشق به يار و عشق به ميهن در قالب طرفداري و نجات دکتر مصدق حرکت مي کرد.
    راستش حسن فتحي و نغمه ثميني به عنوان نويسندگان اين سريال هم در اين زمينه مقصرند، چون وجه سياسي فرهاد را بيش از حد پررنگ و شعاري ترين و گل درشت ترين حرف ها را از زبان او جاري کردند، چيزي که بشدت دافعه ايجاد مي کرد و باب طبع تماشاگران عاشق پيشه نبود.
    ضمن اين که مصطفي زماني با همه تلاش خود براي بازي درست و متناسب با کاراکتر، پيش از اين سابقه بازي مشترک با ترانه عليدوستي را هم نداشت و از آن خاطره بازي ميان حسيني و عليدوستي هم محروم بود.
    
    قباد زنده مي شود؟
    وقتي کميسر مولدوان با بازي سرژيو نيکولايسکو در فيلم «کميسر متهم مي کند» بالاي آن تپه گير مي افتد و از همه طرف مورد اصابت گلوله هاي فراوان قرار مي گيرد، يقين داشتيم کارش تمام است، اما او به طور معجزه آسايي در قسمت دوم اين فيلم يعني «انتقام» از مرگ حتمي نجات پيدا مي کند و برمي گردد. علي الظاهر که کار قباد در شهرزاد هم تمام شد، اما وقتي حسن فتحي خبر از احتمال ساخت فصل چهارم شهرزاد و بازگشت قباد داد، گفتيم اي دل غافل، قباد همچون جان اسنوي «بازي تاج و تخت» هفت جان دارد و حالاحالاها بمير نيست! بله فتحي در صفحه شخصي اينستاگرامش متني نوشت که بخش آغازين آن اين است: «به پايان آمد اين دفتر حکايت همچنان باقي است... خانم ها، آقايان، تماشاگران محترم سه فصل سريال شهرزاد به پايان رسيد و اميد است در آينده نزديک امکان ساخت فصل چهارم آن که در آن شاهد بازگشت مجدد قباد، شهرزاد و فرهاد به متن قصه خواهيم بود، فراهم گردد!»
    
    جورج کلوني در شهرزاد چه مي کرد؟!
    حالا که «شهرزاد» بالاخره با تعيين تکليف قطعي قباد و سرنوشت فعلا بلاتکليف شهرزاد و فرهاد به پايان رسيد، بد نديدم زهر و تلخي قسمت شانزدهم و پاياني را با گاف بامزه قسمت پانزدهم و ما قبل پاياني تعديل کنم.
    اگر از خون چند رنگي بهبودي (رضا کيانيان) در سکانس مرگش بگذريم که انصافا هم نمي شود گذشت چون حتي دو باريکه خوني که از دهانش سرازير بود هم رنگ هاي متفاوتي داشت! نمي توانيم از سوتي مجموعه در صحنه ماقبل ملاقات شهرزاد و فرهاد در سالن تئاتر چشم پوشي کنيم.
    وقتي شهرزاد ماشين خود را جلوي عکاسخانه آلبرت پارک مي کند، روي ديوار عکاسي دو تابلو از بازيگران سينماي کلاسيک ديده مي شود؛ عکس بالايي قطعا تصويري از همفري بوگارت است و عکس پاييني هم ظاهرا و در نگاه گذرا کلارک گيبل.
    اما اگر عکس را با دقت ببينيد، متوجه مي شويد که اين عکسي از جورج کلوني است که تنها ژست گيبل را گرفته و در هيبت او ظاهر شده! طبيعي است که سن و سال کلوني به دوران گيبل و بوگارت و شهرزاد قد نمي دهد و سازندگان سريال در اشتباهي فاحش، کلوني را با گيبل اشتباه گرفته اند.
    هرکسي که در سريال مسئوليت اين کار را به عهده داشته، قاعدتا گروه صحنه يا شايد بزرگواران ديگري، يحتمل اسم کلارک گيبل را به فارسي در گوگل سرچ کرده اند و اولين عکسي را که در سمت راست ديده اند، انتخاب و آن را پرينت و قاب کرده اند و به ديوار عکاسخانه زده اند. اين نشان مي دهد که دوستان شهرزاد حتي زحمت يک جست وجوي ساده عکس گيبل به زبان انگليسي را به خود ندادند.
    تعجبم از حسن فتحي است که چطور گيبل را از کلوني تشخيص نداده، چون اگر يادتان باشد آقاي کارگردان در يکي از صحنه هاي سريال براي پسرش اميرحسين فتحي نوشابه باز مي کند و صابر عبدلي جلوي شيرين، خودش را به لحاظ خوش تيپي، کلارک گيبل مي پندارد.
    الان که شهرزادي ها جورج کلوني را به جاي گيبل رنگ و به ما قالب کردند، فکر مي کنم فتحي پدر بايد در آن سکانس، براي فتحي پسر مي نوشت که من جورج کلوني ام شيرين، گيبل کيلويي چند؟!
    قباد يا فرهاد؟ مساله اين است / گزارش جام جم از «شهرزاد» به بهانه پايان دراماتيک اين سريال
    


 روزنامه جام جم، شماره 5127 به تاريخ 23/3/97، صفحه 7 (فرهنگ)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 25 بار



آثار ديگري از "اميد رحماني"
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه پيام آزمايشگاه
متن مطالب شماره 110، ارديبهشت و خرداد 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است