|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/3/24: دو قلوهايي كه سد راه طلاق شدند
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6804
دوشنبه بيست و هشتم خرداد ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6802 24/3/97 > صفحه 18 (حوادث) > متن
 
      


دو قلوهايي كه سد راه طلاق شدند


نويسنده: بهمن عبداللهي


    
    زوج جواني که به مرز جدايي رسيده بودند، در روز دادگاه تصميم ديگري گرفتند، تصميمي متاثر از دوقلوهايي که در خانه انتظار آنها را مي کشيدند.
    در ساعات پاياني فعاليت دادگاه هاي مجتمع قضايي ونک، شعبه 264 همچنان محل رفت و آمد مراجعاني بود که در هواي گرم خرداد به دنبال طلاق و مهريه و پرونده هاي خانوادگي بودند. در اين ميان زن و مردي وارد دادگاه شدند آنقدر جوان بودند که کسي نمي توانست حدس بزند آنها والدين دختر و پسري خردسال هستند. در کنار زن و شوهر جوان پدرها هم حضور داشتند، اما قاضي «غلامحسين گل آور» به آنها اجازه ورود به جلسه رسيدگي نداد. روي پرونده اي که مقابل قاضي قرار داشت نوشته شده بود: «دادخواست صدور گواهي عدم سازش از طرف زوج.»
    قاضي که در حال مطالعه پرونده بود، نام «فرشيد» را به عنوان خواهان و «راضيه» را به عنوان خوانده بيان کرد. سپس نگاهي به آنها انداخت و رو به زن گفت:«مي دانيد که دادخواست همسر شما به معناي طلاق است؟»
    زن آهي کشيد و جواب داد:«وقتي که پاي زن و شوهري به دادگاه باز شد، معلوم است که کارشان به طلاق کشيده مي شود.»
     قاضي لبخندي زد و گفت:«هميشه هم اين طور نيست، خيلي از زن و شوهرها همين جا آشتي مي کنند. حالا از اين حرف ها گذشته بفرماييد چه مشکلي پيش آمده که همسرتان چنين درخواستي ارائه کرده است؟»
    راضيه به همسرش اشاره کرد و گفت: «اين آقا معتقد است که من ديوانه شده ام و بايد بستري شوم...»
    فرشيد که تا آن لحظه سکوت کرده بود به حرف آمد و گفت: «من چنين چيزي نگفتم. فقط گفتم بيا پيش روانپزشک برويم، اما تو قبول نکردي.»
     سپس رو به قاضي کرد و ادامه داد: «از 5 سال پيش که زندگي مشترکمان را شروع کرده ايم با بروز هر مشکلي زود عصباني مي شود و نمي تواند جلوي خودش را بگيرد. از وقتي بچه هايمان به دنيا آمده اند بدتر هم شده است. آخرين بار که با دوستانمان به يک سفر کوتاه رفته بوديم يکي از چمدان ها را از روي فراموشي در مسير جا گذاشتم. اما چنان جنجالي راه انداخت که مجبور شدم تک تک از همه همراهانمان عذرخواهي کنم. متاسفانه آن سفر به کام همه تلخ شد و بعد از آن تصميم گرفتم هر طور شده همسرم را نزد متخصص اعصاب و روان ببرم، اما هرگز راضي به اين کار نشد. از بزرگترها هم کمک خواستم اما آنها هم کاري از پيش نبردند. خب چه کار مي توانستم بکنم؟ بنابراين دادخواست دادم شايد اين مشکل در دادگاه رفع شود.»
    قاضي خواست چيزي بگويد که راضيه گفت: «اين را هم بگو که با يک زن رابطه داشتي...»
     فرشيد حرف همسرش را قطع کرد و گفت: «اين موضوع متعلق به سه سال پيش است و من هم بارها بابت آن از شما عذرخواهي کردم. خودت هم مي داني که رابطه خاصي بين ما نبود و من از آن خانم که از همکلاسي هاي دوران دانشگاهم است فقط مشورت مي گرفتم تا بتوانم زندگي ام را حفظ کنم.»
    از حرف هايي که بين زن و شوهر جوان رد و بدل مي شد مشخص بود که هر دو تحصيلکرده هستند و طي يک ازدواج سنتي زندگي مشترک خود را شروع کرده اند. مرد کارمند يک اداره بود و بعد از تولد دختر وپسر دوقلويشان، قرار گذاشته اند که زن از محل کارش استعفا داده و به امور بچه ها بپردازد. وضع مالي متوسطي دارند و هيچ مشکل بزرگي در زندگي آنها نيست، جز آنکه راضيه زودرنج است و هرگز نمي تواند در هنگام بروز مشکلات بر اعصابش مسلط باشد. در مقابل فرشيد هم مردي ايده آل گراست که دوست دارد فرزندانش در آرامش بزرگ شوند و نگراني از اينکه فرزندانش در آينده به افرادي عصبي و بدخلق تبديل شوند او را به دادگاه کشانده است.
    قاضي گل آور احساس مي کرد زن و شوهر جوان مدت هاست با هم گفت و گو نکرده اند. براي همين اجازه داد حرف هايشان را با هم بزنند و در عين حال ماجراي دادگاه آمدنشان هم روشن شود. او بعد از چند دقيقه به آنها گفت:«حالا انتظار داريد چه حکمي درباره اين پرونده صادر کنم؟ واقعاً حيف نيست آن دو فرشته را در خانه گذاشته ايد و آمده ايد اينجا از جدايي و طلاق حرف مي زنيد؟ اگر چند ساعت اينجا بمانيد مي بينيد که دلايل طلاق و اختلاف ديگران چقدر عميق و تلخ است. مسائلي مثل اعتياد، ضرب و جرح، فقر فرهنگي، کلاهبرداري، خيانت، مسائل مالي و غيره را در ميان پرونده ها مي توانيد ببينيد، اما خوشبختانه شما مشکل پيچيده و عجيبي نداريد. تنها مشکل تان اين است که با صبر و گذشت مسائل را رفع نکرده ايد.» فرشيد حرف قاضي را قطع کرد و گفت:«خب اين مشکل را چطور بايد از سر راه برداريم؟ غير از اين است که براي هر مشکلي بايد به سراغ متخصص آن برويم. من هم ممکن است مشکلات رواني داشته باشم. آيا بايد پيش مادر و خاله ام بروم يا پيش يک روانپزشک؟ خب طبيعي است بايد به يک روانشناس، روانپزشک يا مشاور خانواده مراجعه کنم.»
     قاضي سرش را به علامت تاييد تکان داد و گفت: «حرف شما کاملاً درست است، اما پسرم بايد توجه کنيد که مشکل برداشتني نيست، بلکه کم کردني است. ما هر کاري کنيم مشکلاتي در زندگي ما پيش مي آيد. فکر مي کنم همسرتان شما را دوست دارد و دلش نمي خواهد با طلاق زندگي اش را خراب کند. به نظرم لازم است در اين شرايط او را تنها نگذاريد و کمکش کنيد.»
    فرشيد سکوت کرد و از پنجره اتاق به دوردست ها خيره شد. اما راضيه خودش را به همسرش نزديک کرد و دستش را روي دست او گذاشت و گفت:«همسر من هم خطاهايي داشته و کارهايي کرده که من نمي پسندم، با اين حال گذشت کردم. الان هم بايد بگويم دوستش دارم و عاشق بچه هايم هستم. باور کنيد در همين دو سه ساعت دلم برايشان تنگ شده...» فرشيد دست همسرش را فشرد و خواست چيزي بگويد که قاضي گفت:« پس هرچه زودتر به خانه برگرديد، اينجا جاي شما نيست.»زن و شوهر به هم نگاهي کردند و با عجله بلند شدند تا دادگاه را ترک کنند. قاضي خنديد و در حالي که به پرونده اشاره مي کرد گفت: قبل از رفتن بايد صورتجلسه را امضا کنيد. سپس پرونده را بست و به منشي دادگاه داد تا به بايگاني بسپارد. وقتي که راضيه داشت از در خارج مي شد، قاضي او را صدا زد و گفت:«حالا ديديد که همه کساني که اينجا مي آيند طلاق نمي گيرند؟» راضيه جواب داد:«ممنون» سپس به فرشيد اشاره کرد که زودتر به خانه برگردند.
    
    دو قلوهايي که سد راه طلاق شدند
    


 روزنامه ايران، شماره 6802 به تاريخ 24/3/97، صفحه 18 (حوادث)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 23 بار
    



آثار ديگري از "بهمن عبداللهي"

  داماد نمك نشناس
بهمن عبداللهي، ايران 20/3/97
مشاهده متن    
  جايزه فيلمنامه به جعفر پناهي رسيد، نخل طلا به هيروكازو / گزارش «ايران» از مراسم پاياني بزرگترين جشنواره سينمايي جهان
بهمن عبداللهي*، ايران 31/2/97
مشاهده متن    
  زن ميانسال بعد از طلاق هم فرزند خوانده اش را رها نكرد
بهمن عبداللهي، ايران 31/2/97
مشاهده متن    
  نام يك ايراني در ميان جوايز قبل از مراسم پاياني / گزارش «ايران» از آخرين روز برگزاري جشنواره كن 2018
بهمن عبداللهي*، ايران 30/2/97
مشاهده متن    
  نخل طلا را چه كسي به خانه مي برد؟ / گزارش «ايران» از آخرين روزهاي بزرگ ترين جشنواره سينمايي جهان
بهمن عبداللهي*، ايران 29/2/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله ميكروب شناسي ايران
متن مطالب شماره 2 (پياپي 46)، April 2018را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است