|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق97/3/24: زبان بين المللي علم و فناوري
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3335
يك شنبه 16 دي 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3170 24/3/97 > صفحه 9 (علم) > متن
 
      


زبان بين المللي علم و فناوري


نويسنده: سارا ايزديار، علي هاديان

وقتي صحبت از زبان علم و فناوري باشد، چند سوال مطرح است كه فقط مربوط به زبان فارسي ما نيست بلكه جهاني است: زبان چه ارتباطي با تفكر بشري و چه تاثيري بر اكتشاف علمي دارد؟ اگر پيشرفت علمي امري اجتماعي است، آيا يك يا چند زبان مشترك بين دانشمندان لازم هست يا نه؟ آيا كساني تصميم مي گيرند كدام زبان براي اين منظور برگزيده شود يا اينكه برآمدن يك يا چند زبان به عنوان زبان علم حاصل فرايندي تاريخي و پيچيده و نتيجه عوامل مختلف است؟ در طول تاريخ علم بشري اين زبان ها چه بوده اند؟ اگر در هر دوره زبان خاصي بر علم حاكم بوده، چطور حاكم شده؟ زبان انگليسي كه الان بر حوزه علم تفوق دارد از چه زماني و در چه فرايندي و بر اثر كدام عوامل چنين برتري بي چون و چرايي فراچنگ آورده؟ الان كه زبان انگليسي به علم و فناوري مسلط است آيا اين اشكالي دارد؟ آيا اين موجب مي شود فرهنگ انگليسي زبانان به همراه علم و فناوري به مردم ساير نقاط جهان تحميل شود و به ساير فرهنگ ها و زبان ها آسيب بزند و قدرت ملل انگليسي زبان را در ساير حوزه ها مدام افزايش دهد و برتري شان را حفظ كند؟ اگر از جهات مختلف آسيب زاست ساير زبان ها چه بايد بكنند؟ اصلا آيا اين برتري يك زبان براي خود علم مشكل آفرين است يا نيست؟ الان در عمل ساير كشورها چه عكس العملي نشان داده اند؟ متفكران در سطح جهان در اين مورد چه فكري دارند؟ آيا در آينده هم اوضاع زبان شبيه گذشته خواهد بود يا تحولي بنيادين در راه است؟ متفكران حوزه زبان فارسي در اين موضوع به عنوان يك مسئله جهاني كه فقط مختص زبان فارسي عزيز ما نيست، چه مي انديشند و چه براي ارائه به مردم دنيا دارند؟ آيا زبان ما از اين جهت در خطر است يا نه، زبان ما در حال تعامل طبيعي با جهان امروز است؟ اگر هست در برابر آن چه كرده ايم و چه بايد بكنيم؟

همان طور كه مي بينيد موضوع دقايق بسيار دارد. به فكر افتاديم ببينيم صاحب نظران فارسي زبان درباره اين موضوع چه مي انديشند. پس به سراغشان رفتيم. فكر كرديم در موضوع زبان كه ديگر عقب افتاده و دست چندم نيستيم و قند پارسي را از فردوسي مي خوانيم و حافظ و سعدي را زمزمه مي كنيم و لابد حداقل وقتي موضوع زبان باشد، حرفي داريم بزنيم. در علم و فناوري هم كه عقب مانده ايم و 200 سال است حرف هاي ديگران را تكرار مي كنيم و مي دانيم وضعمان چگونه است. به خودمان گفتيم در اين زبان زيبا و دلنشين كه به يكي از بزرگ ترين تمدن هاي باستاني تكيه داده، حتما صاحب نظران و اهالي فكر و انديشه و كاركشته ها خوب به اين موضوع فكر كرده اند و الان به يك طرفه العين يك عالم نظرات بديع و كاربردي و دست اول و مبتكرانه همين دور و برها پيدا مي كنيم. خبط ما از اين جهت بود كه قبلا در موضوعات ديگري در حوزه علم ديده بوديم نه، فايده ندارد. كسي اين اطراف در راس هرم نيست كه حتي در جريان باشد الان در جهان چطور فكر مي كنند و جزئيات عميق موضوع چيست. ولي فكر كرديم در مورد زبان كه ديگر اوضاع اين گونه نيست.

ولي اشتباه مي كرديم. خيلي گشتيم و چون گشتن دنبال يك موضوع مشخصي را خوب بلديم و موضوع هم كه خدا را شكر راجع به نظر صاحب نظران فارسي بود و منابع به زبان خودمان و شد كه ولع نشان بدهيم و هرچه را در اين باب نوشته اند به راحتي بخوانيم و خودشان را هم فورا گير بياوريم و ببينيم در مغزشان چيست. نمي خواهيم آب و تاب بدهيم و هم نمي خواهيم رعايت حرمت بكنيم. دلتان نمي خواهد؟ ما هم دلمان نمي خواست. مي دانيد! يك عده آدمي ديديم كه زله شديم. يك مشت حرف تكراري شنيديم. افرادي ديديم همه در مسند سطح بالاي پژوهشي، عضو فلان فرهنگستان، رئيس بهمان پژوهشگاه، مدير فلان موسسه پژوهشي. يك تحقيق دست اول نديديم. نشنيديم يك پژوهش تجربي كرده باشند. دوزار آمار و ارقام جمع نكرده بودند. هر كدام 40، 50 سال بود همين كاره بودند. دلمان خون شد.

بگذاريد برگرديم به پاسخ ها. بعضي از مردم مي گويند زبان فقط وسيله تفكر نيست بلكه همان تفكر است؛ يعني اگر زبان نداشتيم فكر هم نمي توانستيم بكنيم. اين برداشت را كه دنبال كنيد، رد قوي آن را در تفكر فيلسوفان مخصوصا فلاسفه قاره اي مي يابيد. ممكن است نسخه ضعيفي از اين حرف درست باشد؛ يعني مثلا زبان با تفكر نوعي ارتباط نزديك داشته باشد و بر هم اثرات متقابلي بگذارند، ولي فعلا شواهد و مدارك علمي كافي براي اين ارتباط در دست نيست و از سازوكار آن چيز زيادي نمي دانيم. ما هنوز نمي دانيم ارتباط فيزيكي اين صد ميليارد سلول عصبي مغز ما چگونه منجر به ايجاد آگاهي و خودآگاهي و تفكر و زبان مي شود و چشم به راه يافته هاي عصب زيست شناسي هستيم كه پرده از اين راز بردارند. تفكر محض روي مبل راحتي و استدلال عقلي و شهود فلسفي بدون اتكا به شواهد تجربي، نه اينكه جواب اين سوال را نمي دهد بلكه تا به حال جواب هيچ سوالي را راجع به نحوه كار طبيعت نداده. ولي چه زبان همان تفكر باشد يا وسيله تفكر و... در هر صورت زبان بر فرايند اكتشاف علمي تاثير عميق دارد. حداقل اين است كه مي دانيم علم پديده اي اجتماعي است و با همكاري نزديك دانشمندان در يك اجتماع علمي پديد مي آيد و پايه اين همكاري تبادل اطلاعات يا گفت وگوي علمي است كه از راه زبان انجام مي شود. بعضي صاحب نظران ادعا كرده اند اگر زبان مردمي ابتدايي باشد، نمي توانند علم را بفهمند و در آن پيشرفت كنند. تقريبا همه متفق القول هستيم كه زبان پويا و رو به جلو لازمه پيشرفت علمي است.

بعضي افراد مي گويند اين طور نيست كه زبان مشترك در علم و فناوري حتما لازم باشد، چون ممكن بود تاريخ به سمتي برود كه دانشمندان به زبان مادري شان بخوانند و بنويسند و همه چيز به موقع ترجمه بشود. مثال آن در مقياس كوچك، اتحاديه اروپاست كه الان در آن مستندات مختلف، از جمله قوانين و مقررات به همه زبان هاي مربوط به سرعت ترجمه مي شود. اين فرض احتمالا غيرممكن نيست، ولي اگر عملي باشد مشكلاتي دارد. مثلا اينكه به منابع فراوان نياز دارد و وقت زيادي هدر مي رود، در ترجمه اختلاف نظر پيش مي آيد، به دليل نگارش اكتشافات علمي به انبوهي زبان مختلف ممكن است معلوم نشود كشف خاصي را چه كسي انجام داده و خيلي مشكلات ديگر. ولي در آينده اين ممكن است عملي بشود. با ترجمه هاي ماشيني كه بر اساس توسعه هوش مصنوعي به سرعت تكميل مي شوند احتمالا خيلي دور نخواهد بود روزي كه هر فردي به زبان خودش بنويسد و بخواند و كار علمي بكند و ماشين ها زبان ها را به يكديگر ترجمه بكنند.

اغلب صاحب نظران وجود يك يا چند زبان مشترك را در حوزه علم و فناوري ضروري مي دانند. بعضي مي گويند اين زبان مشترك بايد يك زبان فراساخته (مصنوعي) باشد، مثل ولاپوك يا اسپرانتو يا اينترلينگوا كه به دقت اختراع شده اند و برخلاف زبان هاي طبيعي بي قاعدگي و پيچيدگي و استثنا ندارند و فراگيري آنها نسبتا آسان است. شايد اگر يك زبان فراساخته جهاني در علم و فناوري رايج بود بهترين راه حل مي بود و كمترين مشكلات را داشت، ولي اگر جهاني خارج از ذهن ما وجود داشته باشد، در آن چنين اتفاقي نمي افتد.

در طول تاريخ زبان هاي متعددي در علم و فناوري البته در محدوده جغرافيايي خودشان مسلط بوده اند. در يونان باستان كتاب ها در سرزمين هايي گسترده كه به سوريه امروز هم مي رسيد، به زبان يوناني نگاشته مي شدند. بعدها در قرون وسطي زبان هاي عربي و لاتين براي علم آن روزگار زبان مشترك شد. حتي تا قرن نهم هجري/پانزدهم ميلادي علوم پزشكي در جنوب فرانسه به زبان عربي تدريس مي شد. در اروپا براي ساليان دراز از اولين سده هاي قرون وسطي تا اواسط قرن هفدهم لاتين زبان غالب علم بود. پس از رنسانس يا دوره نوزايي، گاليله اولين فردي بود كه كتاب مهم خود را به زبان مادري، يعني ايتاليايي نوشت و براي استفاده ساير مخاطبان آن را به لاتين هم منتشر كرد. كتاب مهم نيوتن و بسياري ديگر كتاب هاي پراهميت و تاثيرگذار در آن دوره به زبان لاتين منتشر شدند. در قرن هاي بعد لاتين از صحنه خارج شد و به تدريج سه زبان فرانسوي آلماني و انگليسي جايگزين آن شدند. در ابتداي قرن بيستم هر يك از اين سه زبان يك سوم مكتوبات علمي را شامل مي شدند. گرچه در بعضي علوم نظير شيمي زبان آلماني كاملا چيره بود. با شروع جنگ جهاني اول دانشمندان انگليسي فرانسوي و بلژيكي، دانشمندان آلماني و اتريشي را تحريم كردند و جلوي شركت آنها در گردهمايي هاي علمي و چاپ مقاله هايشان در مجلات اروپاي غربي را گرفتند و به تدريج دو جامعه علمي مجزا شكل گرفت؛ يكي در غرب اروپا به زبان انگليسي و فرانسوي و ديگري در حوزه حكمراني آلماني زبان در اتريش و آلمان. در سال هاي بعد وقتي مجامع بين المللي در رشته هاي مختلف شكل مي گرفتند زبان آلماني به حاشيه رفت. در همين دوران است كه آمريكا به عنوان قدرتي جديد سر برمي آورد و وارد جنگ مي شود و بدبيني شديدي كه نسبت به آلمان وجود دارد، باعث مي شود در آمريكا مقرراتي عليه آموزش و گسترش زبان آلماني وضع بشود. با اينكه مردم بعضي ايالات، آلماني زبان اند، صحبت به زبان آلماني در راديو و آموزش آن براي افراد زير 10 سال ممنوع مي شود. اين مقررات چند سال بعد از سوي دادگاه هاي عالي لغو مي شود، ولي اثرات آن در جامعه آمريكا ادامه مي يابد و زبان آلماني به همراه آموزش ساير زبان هاي خارجي در آمريكا تضعيف مي شود. آمريكايي ها مجامع علمي خودشان را تشكيل مي دهند و شروع مي كنند به كار علمي و مجامع علمي آمريكايي اعتبار جهاني مي يابند. نسلي از دانشمندان پرورش مي يابند كه زبان انگليسي همه نيازشان را برآورده مي كند. پس از جنگ جهاني دوم آمريكا قدرتي جهاني است كه موجب چيرگي كامل زبان انگليسي بر علم و فناوري مي شود.

الان زبان انگليسي تقريبا به طرزي انحصاري بر علم و فناوري مسلط است. برآورد شده كه 15 درصد از جمعيت جهان به انگليسي صحبت مي كنند كه پنج درصد از آنها زبان مادري شان انگليسي است، ولي عملا زبان 80 درصد مجلاتي كه در مراجع معتبر فهرست شده اند، انگليسي است. در هلند بين سال هاي 2008 تا 2011 به ازاي هر يك مقاله علمي به زبان هلندي بيش از 40 مقاله به زبان انگليسي نوشته شده است. در باقي كشورهاي جهان هم كم و بيش اوضاع همين طور است. نگاهي به نمودار پايين صفحه بيندازيد. استفاده از انگليسي در روسيه، ايتاليا و هلند در چهار سال منتهي به 2011 درمقايسه با دوره هاي چهارساله قبل از آن شديدا افزايش يافته. واضح است كه استفاده از زبان انگليسي به عنوان زبان بين المللي در علم كلي مزايا دارد. اين زبان در سطح جهان به طور گسترده به عنوان زبان دوم آموخته مي شود و در بازرگاني، پزشكي، مهندسي و ساير حوزه ها به كار مي رود. وجود يك زبان مشترك و بين المللي اثرات مهمي روي ارتباطات علمي دارد و موهبت بزرگي براي علم است. دانشمندان در اطراف جهان با فراگيري فقط يك زبان مي توانند يافته هاي ساير دانشمندان را ببينند و با آنها در ارتباط باشند و دستاوردهاي خودشان را در دسترس بقيه قرار بدهند و در علم مشاركت بكنند. در زمستان 1383/2004 دانشمندان چيني گونه اي خطرناك از آنفلوانزاي پرندگان يافتند كه مي توانست به خوك و سپس به انسان منتقل بشود و كشف آنها را در مقاله اي به زبان چيني منتشر كردند.

هشت ماه طول كشيد تا سازمان بهداشت جهاني از خطر شيوع بيماري مطلع شود و با عجله مقاله را ترجمه كند و به كشورها هشدار بدهد. مطالعات جديد نشان مي دهند كه چه شكاف عميقي مي تواند بين علم به زبان انگليسي و علم به ساير زبان ها شكل بگيرد و منجر به وضعيت هايي مشابه يا حتي خيلي وخيم تر از مورد آنفلوانزاي مرغي شود. در موضوع مخاطرات زيست محيطي و حفاظت از گونه هاي در معرض خطر اين شكاف عميق تر است. داده هاي مهمي كه در اين زمينه در سراسر جهان به زبان هايي غير از انگليسي منتشر مي شود، ممكن است از ديد پژوهشگران و نهادهاي بين المللي پنهان بماند. آخرين اطلاعات راجع به جمعيت گونه اي پرنده كوچك بومي آسيا كه به عنوان گونه آسيب پذير طبقه بندي شده، در برآورد اخير اتحاديه بين المللي حفاظت از محيط زيست از قلم افتاده بود.

بعضي از صاحب نظران مشكلي در اين نمي بينند كه انگليسي ، زبان انحصاري علم باشد. مي گويند زبان ها موجودات زنده و پويا هستند و راه خودشان را پيدا مي كنند. مي گويند هيچ اشكالي ندارد اگر در كشوري كلا زبان علم انگليسي باشد و زبان محلي بماند براي ساير حوزه ها، همان طور كه در بسياري از كشورها همين الان اين طور هست. اين را كه زبان با خودش چه چيزهايي مي آورد، از نگاه تبادل فرهنگي اجتناب ناپذير و بي ضرر مي دانند كه در طول تاريخ هميشه رخ مي داده و از ديدگاه عميق انساني اصلا هم بد نيست. مي گويند آن قدر كه يك زبان و فرهنگ محلي در موسيقي و سينما و كلا هنر از فرهنگ هاي ديگر تاثير مي گيرد، از علم و زبان علم تاثير نمي گيرد.

انجام كار علمي با زباني به غير از زبان مادري مشكلاتي دارد. بايد كلي وقت و هزينه اختصاص دهيد تا آن را ياد بگيريد و مدام خود را به روز كنيد. ممكن است كسي استعداد درخشاني در علم يا مهندسي داشته باشد، ولي همان اندازه استعداد يادگيري زبان نداشته باشد و جامعه علمي به او فضاي كافي ندهد. وقتي كسي در علم كاري انجام مي دهد، بايد كلي وقت بگذارد تا درباره آن به زبان انگليسي مقاله بنويسد. موقع بررسي مقاله براي چاپ در نشريات معتبر هرگونه ضعف در ادبيات انگليسي عملا امتياز منفي است. چون واژه ها و مفاهيم و اصطلاحات زبان به ريشه هاي فرهنگي و عوامل زمينه اي مربوطند يك دانشمند اساسا ممكن است نتواند به خوبي زبان مادري منظورش را برساند و امكان سوءتعبير يا بدفهمي وجود دارد. اگر متوجه اين نوع مشكلات باشيم و براي رفع آنها راه هاي مناسبي بيابيم، پيشرفت مان در علم تسريع مي شود.

اهل نظر اغلب معتقدند زبان ها در برابر چيرگي زبان انگليسي در علم و فناوري بايد مواظب خودشان باشند و از خود محافظت كنند. بايد زايا باشند و خود را غني كنند وگرنه محو مي شوند. اين مي تواند به خود علم هم آسيب بزند. دانشي كه از راه پژوهش هاي معمول دانشگاهي به دست نيامده همچنان ممكن است ارزش علمي داشته باشد. مثلا يك قبيله بومي در اندونزي در تاريخ شفاهي خودش راهي براي تشخيص علائم زمين لرزه داشت و اين در سونامي سال 1383/2004 كمك شان كرد تا به نقاط مرتفع فرار كنند. نمونه ديگر افسانه اي است بين بوميان استراليا راجع به «شيطان آتش» كه از خورشيد بر زمين مي تازد و الان زمين شناسان مي گويند وصف يك شهاب سنگ است كه چهارهزارو 700 سال پيش به زمين برخورد كرده است.

متفكراني كه واقعيت چيرگي زبان انگليسي بر علم و فناوري را پذيرفته اند و به اين فكر مي كنند كه ساير زبان ها در مواجهه با آن چه بايد بكنند، سه حوزه يعني توليد علم، گردش علم و آموزش علم را از هم جدا كرده اند. مي گويند توليد و آموزش علم به زبان محلي و گردش آن به زبان انگليسي. يعني در هر كشوري در جاهايي كه افراد به كار كشف علمي مشغولند، مي توانند با زبان خودشان كار كنند. وقتي نتايجي حاصل شد، به زبان انگليسي منتشر شود. علم هم چه در مدرسه و چه در دانشگاه به زبان محلي تدريس شود.

در حوزه زبان فارسي صاحب نظران معدودي بر اين عقيده اند كه ما براي اينكه از قافله پيشرفت عقب نمانيم، مثل بعضي كشورهاي ديگر بايد در علم و فناوري از زبان انگليسي استفاده كنيم. يعني دانشگاه ها انگليسي زبان شوند. ولي انديشه غالب كه در فرهنگستان هم پيگيري مي شود، عمدتا بر اين است كه گرچه تفوق انگليسي را بايد به عنوان يك واقعيت پذيرفت، ولي با استفاده از همه ظرفيت ها بايد با آن تعامل كرد. حتي اگر در آينده به ترجمه هاي ماشيني با كيفيت و دقيق برسيم، بايد زبان آماده و قابلي داشته باشيم تا آن را به ماشين ها ياد دهيم.

* و *

زبان بين المللي علم و فناوري


 روزنامه شرق، شماره 3170 به تاريخ 24/3/97، صفحه 9 (علم)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 20 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله بيماريهاي گوارشي شرق ميانه
شماره 1 (پياپي 35)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است