|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد97/3/24: برخورد نزديك از نوعِ شاعرانه با «عيد فطر»
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4189
يكشنبه يكم مهر ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 4110 24/3/97 > صفحه 14 (غير قابل اعتماد) > متن
 
      


به همين مناسبت 
برخورد نزديك از نوعِ شاعرانه با «عيد فطر»
يك ارزيابي شتابزده و شوخ طبعانه

نويسنده: مجتبي احمدي


    حتما خودتان اين نكته را مي دانيد اما من هم بالاخره بايد نوشتن اين نوشته را از يك جايي شروع كنم: پس، از اينجا شروع مي كنم: همان طور كه «آدم»ها متفاوت اند، «برخورد»هايشان هم متفاوت است: حتي برخوردشان با يك چيزِ واحد. مثلا «غذا» را در نظر بگيريد: يكي مي خورد تا بتركد، يكي مي خورد تا سير شود، يكي سيرنشده دست مي كشد از خوردن، و يكي هم اساسا غذايي ندارد كه بخورد. پس مي بينيد كه برخورد آدم ها در رويارويي با يك چيز يا يك موضوع، به گونه هاي مختلف و متفاوت است. (البته اگر برخي ها درباره يك چيزهايي يا پاره اي از موضوعات، به تفاهم مي رسند و برخوردشان يكي مي شود، امري است علي حده و اصلا ربطي به متن ما ندارد، براي همين هم گذاشتيمش توي پرانتز.)
    حالا برسيم به اصل حرف مان كه درباره «شاعر»هاست. شاعران هم علي القاعده «آدم»اند، پس طبيعي و بديهي است كه برخوردشان با يك چيز يا يك موضوع، با هم متفاوت باشد. مثلا همان زندگيِ فوق الذكر را در نظر بگيريد: يكي مثل «حافظ شيرازي» در قرن هشتم، از «آب زندگي» و لب جوي و از اين قبيل مي گويد و اين سوال را مطرح مي كند: «معنيّ آبِ زندگي و روضه ارم/ جز طرف جويبار و مي خوشگوار چيست؟» اما شاعرِ هم روزگارش «خواجوي كرماني»، ضمن اين كه از يكي درخواست مي كند كه بيايد، درباره «زندگي ِ بي او» مي سرايد: «بيا كه بي تو ملولم ز زندگاني خويش/ كه در فراقِ رُخت، زندگي عذابِ من است» درحالي كه وضعِ «نظامي گنجوي» در قرن ششم، از اين هم بدتر است و «زندگي» را اين چنين ترسيم كرده: «به وقتِ زندگي رنجورحاليم/ كه با گرگانِ وحشي در جواليم.»
    اين ها تنها سه نمونه از برخوردِ متفاوت شاعران با يك موضوع بود: بايد خودتان برويد ديوان شعراي قرن هاي پيشين را ورق بزنيد تا ببينيد درباره چه موضوعاتي، چه ها كه نسروده اند!
    و اما موضوعي كه ما به سراغش رفتيم و كمي سعي كرديم ببينيم شاعران درباره اش چه ها سروده اند و برخوردشان با آن چگونه بوده، «ماه رمضان» و «عيد فطر» است. در اين زمينه هم، وضع همان است كه اشاره شد: يعني هريك از شاعران، به شيوه خودش از ماهِ روزه و روز عيد سروده است. البته منكر برخي شباهت ها هم در برخورد شاعران نمي شوم: مثلا همين تشبيه «ابروي دلدار» به «هلال عيد»، يا «ديدن روي يار» به «رويتِ هلال»، چنان كه شاعر فرموده: «بر سر بام بيا، گوشه ابرو بنماي / روزه گيران جهان منتظر ماه نواند»، و اين ها مضمون هايي رايج در شعر فارسي بوده است، هم چنان كه قدّ يار، سرو بوده و چشمش نرگس و مويش شب: يعني خلاصه هيچ جايش مثل آدمي زاد نبوده است! بگذريم.
    شاعران، از سويي به فراخورِ سبك زندگي و خلق وخو و حتي اعصاب و روان شان، و از سويي با توجه به شيوه شاعري و سخنوري شان، هركدام به نوعي با «ماه رمضان» و «عيد فطر» برخورد كرده اند. در ادامه، همان طور كه پروفسور «آلن هاينك»، برخورد با بشقاب پرنده را دو جور مي دانست و از «مشاهده از دور» و «برخورد نزديك» سخن گفت و بعد «برخورد نزديك» را به چند نوع تقسيم كرد و در همين راستا «استيون اسپيلبرگ» هم فيلمِ «برخورد نزديك از نوع سوم» را ساخت، ما هم مي خواهيم برخوردِ نزديكِ شاعران قديم با «عيد فطر» -و بالطبع با «ماه رمضان»- را به صورت گذرا و شتابزده بررسي كنيم و انواع واقعا مختلفش را براي نخستين بار در تاريخ، نشان بدهيم.
    
    ١. برخورد از نوعِ خداپسندانه
    برخي از شاعران، در رفتاري خداپسندانه، هم خيلي عارفانه با آمدن ماه رمضان برخورد كرده اند و هم خيلي مومنانه، با رفتنش! تا آنجا كه از تمام شدن ماه رمضان ناراحت اند و غم مي خورند كه فرصتِ ويژه بندگي را از دست داده اند. مثلا «سنايي غزنوي» در شعرهايش براي ماه رمضان و عيد فطر، «برخورد از نوعِ خداپسندانه» دارد:
    اي ماه صيام ارچه مرا خود خطري نيست
    حقا كه مرا همچو تو مهمان، دگري نيست
    از درد تو اي رفته به ناگه ز بر ما
    يك زاويه اي نيست كه پرخون جگري نيست
    اي داده به باد اين مهِ بابركت و باخير
    مانا كه ت از اين آتش در دل شرري نيست
    
    ٢. برخورد از نوعِ شاد
    برخي از شاعران، هم خيلي شاد با آمدن ماه رمضان برخورد كرده اند و هم خيلي شاد با رفتنش! البته انصاف داشته باشيم كه شادي و سرخوشي دوم، به خاطر فرارسيدن عيد است نه اتمام ماه صيام. سردمدار «برخورد از نوع شاد» با عيد مبارك فطر را بايد «جلال الدين مولوي» دانست كه خيلي شادمانه در اين زمينه سروده است. مثلا:
    عيد آمد و عيد آمد، وآن بخت سعيد آمد
    برگير و دهل مي زن، كآن ماه پديد آمد
    عيد آمد اي مجنون، غلغل شنو از گردون
    كان معتمد سدره، از عرش مجيد آمد
    مولاناي شادان، در غزلي ديگر، «تبريك گويي» را هم ضميمه شادي مي كند و براي عيد مي سرايد:
    عيد بر عاشقان مبارك باد
    عاشقان عيدتان مبارك باد
    
    ٣. برخورد از نوعِ صريح
    برخي شاعران در برخورد با ماه رمضان و عيد فطر، تعارف ندارند: يعني ضمن اين كه از رسيدن عيد خوشحال اند، درباره رفتن رمضان هم خيلي صريح اظهار نظر مي كنند. مثلا «منوچهري دامغاني» در شعرهايش، اين «برخورد از نوعِ صريح» را دارد:
    ماه رمضان رفت و مرا رفتنِ او بِه
    عيد رمضان آمد، المنّه لله
    آن كس كه بُوَد آمدني، آمده بهتر
    وآن كس كه بُوَد رفتني او، رفته بُده به
    
    ٤. برخورد از نوعِ منطقي
    برخورد برخي از شاعران با ماه رمضان و عيد فطر، بسيار منطقي است: به اين معني كه مي گويند هر آمدني، رفتني دارد و ماه مبارك رمضان هم –هرچند كه خوب و شايسته است- از اين قاعده مستثنا نيست. بعد هم خيلي منطقي به اين موضوع اشاره مي كنند كه رمضان، سال بعد دوباره مي آيد و ان شاءالله به شكل بهتري در خدمتش خواهيم بود. مثلا اين چند بيت را از «امير معزي» شاعر قرن پنجم بخوانيد كه حاويِ «برخورد از نوعِ منطقي» است:
    رمضان شد چو غريبان به سفر بار دگر
    اينت فرخ شدن و اينت به هنگام سفر
    بود شايسته، وليكن چه توان كرد چو رفت
    سفري را نتوان داشت مقيمي به حضر
    گرچه در حق وي امسال مقصر بوديم
    عذر تقصير توان خواست از او سال دگر
    
    ٥. برخورد از نوعِ خسته
    برخي شاعران در برخورد با ماه رمضان، خسته اند و وقتي هم مي خواهند درباره عيد فطر بسرايند، خسته وار به موضوع مي پردازند. مثلا «شمس گنجه اي» در يك رباعي، خستگي را به التماس آميخته و سروده است:
    اي روزه، اگر عمر عزيزي، به سر آي
    وي قدر، اگر مرگ تويي پيش تر آي
    گر خود اجلي مرا، تو اي عيد، برس
    ور جان تويي اي هلال شوال، برآي
    و از سويي، برخي شاعران هم براي اين اندازه از «خستگي» نسخه پيچيده اند و ضمن اين كه با شور و نشاط از فرارسيدن عيد فطر سخن گفته اند، براي رفع خستگي هم پيشنهاد خود را ارائه كرده اند. مثلا «عبيد زاكاني» در شعري چند بندي، اول چنين به استقبال عيد رفته است:
    بنمود عيد چهره و اندر رسيد باز
    خرم وصال دلبر و خوش بامداد عيد
    تشريف داد و باز اساس طرب نهاد
    اي صد هزار رحمت حق بر نهاد عيد
    و در ادامه، به «خستگي» اشاره كرده و خطاب به افرادي همچون خودش و «شمس گنجه اي»، توصيه و پيشنهادش را سروده است:
    هر خستگي كه از رمضان در وجود ماست
    آن را به جام باده صافي دوا كنيم
    
    ٦. برخورد از نوعِ عصباني
    تا از عبيد دور نشده ايم بگويم كه برخي از شاعران هم، برخوردي عصباني با ماه رمضان دارند! يكي همين عبيد كه البته عصبانيتش را بهتر است بيشتر معطوف به عملكرد برادران رياكار قرن هشتم بدانيم كه او هروقت فرصتش را داشته، آنها را مورد عنايت قرار داده است! مثلا در يك شعر چند بندي، ابتدا در چند بيت –با همان روحيه توصيه گر- اين گونه از رفتن رمضان و آمدن عيد فطر گفته است:
    هركه را آتشِ اين روزه سي روزه بسوخت
    مرهمش شمع و شراب است و دوا، چنگ و رباب
    وآن كه امروز عذاب رمضان ديده بُوَد
    من بر آنم كه به دوزخ نكشد بار عذاب
    باده در جام طرب ريز كه شوال آمد
    موسم وعظ بشد، نوبت قوال آمد
    و همين «موسم وعظ» كليدِ اين «برخورد از نوعِ عصباني» است و معلوم مي شود كه عبيد هم از وعظ كنندگانِ رياكار، دل خوشي ندارد: همان هايي كه «حافظ شيرازي» -شاعر هم عصر عبيد- با يك بيت ماندگار، ظاهرسازي و رياكاري شان را بدجوري رسواي عام و خاص كرده، آنجا كه فرموده: «واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مي كنند/ چون به خلوت مي روند آن كار ديگر مي كنند» و عبيد هم در ادامه شعر بالا، ضمن اعلام خبر عيد فطر و ماه شوال، مي گويد: «موسم وعظ بشد»، و چند بيت بعدش عصباني مي پرسد:
    چند روي تُرُشِ واعظِ ناكس بينيم؟
    چند بر قولِ پراكنده او گوش كنيم؟
    و اصلا، امان از هرچه پُرگوي بدخوي اخمو!
    
    ٧. برخورد از نوعِ حافظ!
    نوع برخورد «حافظ شيرازي» با خيلي از مقولات، خاص خود اوست و علماي ادبيات به آن، صفتِ «رندانه» مي دهند. اگر بسياري از شاعران با صراحت يا عصبانيت حرف شان را مي زنند، يا گاهي برخي دست شان را رومي كنند و عشرت طلبانه مي سرايند و خداي ناكرده ماه رمضان را مانع عيش و نوش مي دانند و فرارسيدن عيد فطر را رد شدن از اين مانعِ جان سوز! اما حافظ رندانه مي سرايد و هيچ جوره معلوم نمي كند كه مرادش از «قدح» همان قدحِ حاويِ «زهرماري»(!) در شعر برخي شاعران است يا سبوي شرابِ ناب الهي!؟ خودتان اين دو بيت را ببينيد:
    بيا كه ترك فلك، خوانِ روزه غارت كرد
    هلال عيد به دورِ قدح اشارت كرد
    ثواب روزه و حجِ قبول، آن كس بُرد
    كه خاكِ ميكده عشق را زيارت كرد
    خلاصه اين كه شاعر محترم، خيلي رندانه و هنرمندانه، حرف را در پشت پرده ابهام نشانده و به وادي تاويل پذيري كشانده، تا نه كسي او را عشرت جوي لاابالي بخواند و نه كسي او را هم قطارِ رياكارانِ زاهدنما بداند.
    
    
    به همين مناسبت: برخورد نزديك از نوعِ شاعرانه با «عيد فطر» / يك ارزيابي شتابزده و شوخ طبعانه
    


 روزنامه اعتماد، شماره 4110 به تاريخ 24/3/97، صفحه 14 (غير قابل اعتماد)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 19 بار
    



آثار ديگري از "مجتبي احمدي"

  خيلي شبيه خواني
مجتبي احمدي، اعتماد 22/6/97
مشاهده متن    
  پسرم! احتكار بايد كرد / در پندِ پدر، «آقازاده» را
مجتبي احمدي، اعتماد 15/6/97
مشاهده متن    
  توفيق، رفيقِ مردم بود / مروري بر آنچه در بزرگداشتِ «حسن توفيق» گذشت
مجتبي احمدي، اعتماد 3/6/97
مشاهده متن    
  گاز زدن به سيبِ سعدي! / اداي احترام به استاد «حسن توفيق»
مجتبي احمدي، اعتماد 25/5/97
مشاهده متن    
  با دغل، ناگهان بغل نكنيم! / براي «روز خبرنگار»
مجتبي احمدي، اعتماد 18/5/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله تحقيقات علوم قرآن و حديث
متن مطالب شماره 2 (پياپي 38)، تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است