|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان97/4/20: چند جمله حرف حساب درباره جنجال اينستاگرامي
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 21957
شنبه سي ام تير ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 21949 20/4/97 > صفحه 2 (اخبار كشور) > متن
 
      


يادداشت روز 
چند جمله حرف حساب درباره جنجال اينستاگرامي


نويسنده: جعفر بلوري

يک دختر نوجوان در صفحه اينستاگرام، تصاوير رقصش را منتشر مي کند. مسئول يا مسئولين مربوطه با طي مراحل قانوني، ايشان را احضار مي کنند. تلويزيون مستندي با عنوان «بيراهه» پخش کرده و چند دقيقه اي از زمان نيم ساعته اين مستند را هم به «ابراز پشيماني» اين خانم نوجوان که در حال گريه است، اختصاص مي دهد. اين تمام آن اتفاقي است که افتاده. نه قتلي صورت گرفته، نه تجاوزي رخ داده، نه کسي را به دار آويخته اند و نه به کسي سيلي زده و شکنجه اش کرده اند. فقط يک دختر گريه کرده و از روي ترس يا از ته دل گفته، از انتشار تصاوير رقص هايش پشيمان است.
     اما اين اتفاق، طي يکي دو روز گذشته تبديل به «مهم ترين مسئله کشور» و حتي يکي از مسائل مهم دنيا! شده است. شايد باورش سخت باشد اما اکنون که در حال مطالعه اين وجيزه ايد، سي ان ان، آسوشيتدپرس، ديلي ميل، بي بي سي، يورو نيوز، تايم، اينديپندنت، راديو فردا، دويچه وله، کلمه و دهها رسانه خارجي ديگر در کنار تمام رسانه هاي مدعي اصلاحات (در فضاي مجازي و کاغذي) در حال حمله به صدا و سيما، جمهوري اسلامي ايران و مسئولين کشورمان هستند. حتي، کنگره آمريکا وارد ميدان شده و با اشاره به گريه اين خانم نتيجه گرفته، بايد ايران را تحريم کرد! انگار نه انگار همين حالا 2500 کودک (از چندماهه بگير تا چندساله) در قفس هاي آهنين و جدا از والدينشان در آمريکا مثل حيوان نگهداري و شپش زده به خانواده هايشان بازگردانده مي شوند.
    سوال؛ چرا اين اتفاق «بد» اما «کوچک»، در ميان مشکلات ريز و درشت کشور به ويژه در حوزه اقتصاد ناگهان اين قدر «درشت» شد؟ آيا واقعا «نوع و اندازه واکنش ها با آنچه اتفاق افتاده» متناسب است؟ آيا اين همه هجمه براي چنين موضوعي، «عادي» است؟ چرا چنين مسائلي در کشور ما اين طور برجسته و تبديل به مسئله يک کشور مي شوند؟ و سوال آخر اينکه، آيا اقدام صدا و سيما قابل دفاع است؟
    با توجه به ماهيت «واکنش دهندگان»، پاسخ اين سوال ها متفاوت است. واکنش دهندگان را اگر به چهار گروه «کشورهاي خارجي و دشمن»، «سلبريتي ها»، «مدعيان اصلاحات» و«قشر متدين جامعه» تقسيم کنيم، پاسخ ها نيز متفاوت خواهد بود.
    تکليف کشورهاي خارجي و دشمن مشخص است. آنها از هيچ فرصتي براي ضربه زدن به جمهوري اسلامي ايران نمي گذرند. اين دسته از واکنش دهندگان هيچ ابايي ندارند در يمن، غزه، عراق، سوريه و... زن و کودک و پير و جوان را سلاخي کنند، مردم اين کشورها را به موش هاي آزمايشگاهي براي آزمايش سلاح هاي غيرمتعارف خود تبديل کنند، آل سعود، پدر جد تروريست هاي تکفيري را (که به صدها هزار زن و کودک تجاوز کردند و سرشان را از تن جدا کردند و زنده زنده در آتش سوزاندند) روي کرسي رياست حقوق بشر سازمان ملل بنشانند، پرونده سياهي در تجاوز به زنان حتي در راهروهاي پارلمان داشته باشند(اعتراف هاي جرمي کوربين، رئيس حزب کارگر انگليس)، ميزبان قاتلان وحشي
    17 هزار شهيد ايراني باشند و همزمان مدعي شوند، از گريه کردن يک نوجوان 17 ساله، وجدانشان به درد آمده است! تصورش را بکنيد، کشوري خواستار تحريم ايران به خاطر گريه اين دختر شده که رئيس جمهورش جزو زن ستيزترين و فاسدترين هاي دنياست!
    اين دسته از «واکنش دهندگان» ممکن است همزمان نيم نگاهي هم به وضعيت اقتصادي و سياسي کشورمان داشته باشند. به هر تقدير مسئولين کشور در سه قوه حرکت ديرهنگام اما بسيار خوبي را براي برخورد با تروريست هاي اقتصادي و مفسدان و فتنه گران آغاز کرده اند که در صورت ادامه مي تواند، بخشي از مشکلات را حل کند. شمار زيادي از متخلفان و فتنه گران اقتصادي دستگير و در چنگال قانون گرفتار شده اند و علائم اوليه «اتحاد» بين مسئولين کشور براي عبور کردن از اين شرايط سخت ديده مي شود. برجسته کردن غيرعادي اين گونه مسائل و جابه جا کردن اصل با فرع مي تواند ضمن گرفتن انرژي و توان جامعه و مسئولين و ضربه زدن به اين اتحاد، در ادامه روند مثبتي که آغاز شده، اختلال ايجاد کند تا در نتيجه به زعم آنها، تاثير تحريم هاي ترامپ را که در راهند، بيشتر کند. در شرايط امروز، هيچ چيز مثل اتحاد و اولويت بندي مسائل، مهم نيست و هيچ چيز مثل رفتن به جاده فرعي، مضر نيست.
    تکليف سلبريتي ها هم معلوم است. همان طور که در ماجراي زلزله کرمانشاه هم ديديم، عده اي از آنها (نه همه آنها)، عطش ديده شدن دارند، برخي شان تحت تاثير جو هستند و همواره «جو گيرند»، برخي قدرت تحليلشان همين قدر است و مهياي سواري دادن به دسته اول پاسخ دهندگانند. اما دور از انصاف خواهد بود اگر تمام اين قشر را با يک چوب بزنيم. عده اي از اين قشر ممکن است واقعا از روي دلسوزي موضع گرفته باشند... الله اعلم.
    زنجيره اي ها اما اهداف «ويژه اي» را از اين واکنش هاي «غير عادي شان» دنبال مي کنند. هرچه باشد، آنها متهمان رديف اول به وجود آمدن شرايط اقتصادي امروزند. بخشي از آنها، همان اهداف دشمن را دنبال مي کنند چون پادوهاي آنها هستند. شايد اگر دولت نفوذي ها را از خود دور کرده بود، امروز گرفتار چنين وضعي نبود. به صفحات اول روزنامه هاي مدعي اصلاحات اگر نگاه کنيد (حتي قبل از وقوع اين حادثه) متوجه اين خواهيد شد که، هيچ حرف حسابي براي گفتن ندارند، جز برجسته سازي حواشي و جابه جايي اصل و فرع. هنوز خبر تکذيب شده لغو فلان کنسرت تيتر يکشان است! پيش از اين هم گفته ايم، «حاشيه سازي» براي اين قماش از نان شب هم واجب تر است. آنها بايد پاسخگوي وضع موجود باشند لذا براي فرار از اين پاسخگويي، حاشيه مي سازند.
    برجسته کردن غيرعادي يک رويداد در رسانه ها مي تواند نقش نارنجک صوتي يا دودزا را ايفا کند. توقف روند برخورد با تروريست هاي اقتصادي مي تواند هدف از اين سروصدا و غبارآلود کردن فضا باشد. درست عکس آنچه مدعي اند و در تريبون هايشان فرياد مي زنند، آنها نگران برخورد با مفسدان اقتصادي اند اما مي گويند، چرا به جاي برخورد با يک دختر نوجوان خام که اشتباه کوچکي مرتکب شده، با مفسدان دانه درشت اقتصادي برخورد نمي شود؟
    اولا اين قماش جزو همان هايي هستند که مفسدان بزرگ اقتصادي را که در دادگاه ها محاکمه شده و به زندان افتاده اند «استيو جابز» و«کارآفرين» جا مي زدند. ثانيا چنين سروصدايي در بحبوحه بگير و ببند مفسدان دانه درشت اقتصادي به راه مي افتد! ثالثا، اينکه يک دستگاه مسئول مثلا نيروي انتظامي وظيفه خود را در برخورد با يک تخلف ولو کوچک درست انجام مي دهد و دستگاه ديگر مثلا قوه قضائيه نه، پس نتيجه مي گيريم که، با دستگاهي که وظيفه اش را به درستي انجام داده، نبايد برخورد شود؟!
    مخلص کلام اينکه، اين قماش سابقه دادن گراي تحريم ها را هم در پرونده شرم آورشان دارند، همان اهدافي را از اين «جابجايي اصل و فرع» دنبال مي کنند که، گروه اول يعني «دشمن» دنبال مي کند.
    واکنش قشر متدين و مردم به اين حادثه اما کاملا از سر «دلسوزي» است. اين قشر از جامعه حق دارند از وضعيتي که به خاطر بي در و پيکري شبکه هاي مجازي و اينترنتي بر سر جوانان و نوجوانانمان آمده ناراحت شوند و به صدا و سيما خرده بگيرند و از اين بدسليقگي، گله نمايند. صدا و سيما با آن عريضي و طويلي به قول رهبر انقلاب که خطاب به کارکنان قوه قضائيه فرمودند بايد در حوزه رسانه «هنرمندانه» فعاليت کند، در اين مستند، «غيرهنرمندانه» وارد شد و «بدسليقگي کرد.» انتخاب آن قسمت از صحبت هاي دختر نوجوان که گريه کنان ابراز پشيماني مي کند براي مستند، دل هر انساني را مي رنجاند و همين حس گاهي، براي پيدا شدن سر و کله «کفتارهاي سياسي» که نه انسانيت سرشان مي شود نه حقوق زن و دختر مي فهمند کافي است. آنها مترصد فرصتند تا در جامعه «بحران آفريني» کنند. صدا و سيما با اين بدسليقگي براي اين کفتار ها فقط خوراک تبليغاتي مهيا کرد.
    یادداشت روز: چند جمله حرف حساب درباره جنجال اينستاگرامي
    


 روزنامه كيهان، شماره 21949 به تاريخ 20/4/97، صفحه 2 (اخبار كشور)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 160 بار
    



آثار ديگري از "جعفر بلوري"

  آيا به روسيه مي توان اعتماد كرد؟
جعفر بلوري، كيهان 27/4/97
مشاهده متن    
  آيا استيضاح جواب مي دهد؟
جعفر بلوري، كيهان 10/4/97
مشاهده متن    
  همه اين اتفاقات طي3 روز رخ داد!
جعفر بلوري، كيهان 29/3/97
مشاهده متن    
  جلوي آن روزنه ها را بگيريد!
جعفر بلوري، كيهان 12/3/97
مشاهده متن    
  بازي «اون» با ترامپ و تنها راه حل بحران آمريكا و كره شمالي
جعفر بلوري، كيهان 5/3/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه كنترل كيفيت
متن مطالب شماره 91، تير 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است