|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/4/20: خطر تمركزگرايي در اينترنت
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4381
دوشنبه يكم مرداد ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4371 20/4/97 > صفحه 25 (بازار ديجيتال) > متن
 
 


خطر تمركزگرايي در اينترنت
اقتصاد شركت هاي بزرگ كل فضاي مجازي را مي بلعد

برگرفته از: اكونوميست

گوگل امروزه يک چهارم کل ترافيک اينترنت را مديريت مي کند
    سيمين عزيزمحمدي دنياي اقتصاد : اثر شبکه اي در علم اقتصاد و کسب وکار تاثير مثبت استفاده يک کاربر از يک کالا يا خدمات بر ارزش آن است. به عبارت ديگر، وقتي اثر شبکه اي وجود داشته باشد، ارزش يک محصول با افزايش تعداد کاربرانش بيشتر مي شود.
    نمونه کلاسيک اثر شبکه اي، تلفن است به طوري که توسعه استفاده از آن در بين افراد باعث شد، اين وسيله ارزشمند شده و به يک کالاي ضروري تبديل شود. همين رويکرد نيز درباره کامپيوتر به وجود آمد که با ارائه برنامه هاي بيشتر، کاربران بيشتري جذب کرد، يا اينکه هر چه افراد بيشتري در يک شبکه اجتماعي عضو شوند، ارزش آن شبکه براي ساير کاربران کنوني و آينده بيشتر مي شود. در واقع، اين ايده در دو دهه گذشته به مردم کمک کرده تا قدرت مايکروسافت و نرم افزار ويندوزش را دريابند و اينکه فيس بوک، گوگل و ساير غول هاي تکنولوژي به بازيگران اصلي اقتصاد جهان تبديل شوند. اصطلاح «اثرات شبکه اي» را کارل شاپيرو (Carl Shapiro) و هال واريان(Hal Varian)، نويسندگان کتاب «قوانين اطلاعات» به عنوان يکي از بهترين کتاب هاي حوزه اقتصاد ديجيتال، رواج دادند.
    با اين حال، هال واريان از اينکه مي بيند چطور فرزند معنوي او مورد استفاده يا سوءاستفاده قرار مي گيرد، خوشحال نيست. وي در کنفرانسي در بروکسل اواخر سال ۲۰۱۶ گفت: «تنها چيز خطرناک تر از يک اقتصاددان، يک اقتصاددان آماتور است و اقتصاددانان آماتور زيادي وجود دارند که دوست دارند در مورد اثرات شبکه اي صحبت کنند.» به اعتقاد وي، برخي شرکت ها، به ويژه مايکروسافت و فيس بوک، از اثرات شبکه اي سود برده اند. در اين ميان، آمازون و گوگل کمتر برخوردار شدند. اما از نظر منتقدان، اين ارزيابي هال واريان کمي خودخواهانه است، چرا که وي از سال ۲۰۰۲ اقتصاددان ارشد گوگل است. اما حق با او است. اگرچه اينترنت به عنوان چرخ هاي محرک اقتصادي نقش مهمي ايفا کرده، با اين حال، داستان چگونگي متمرکز شدن آن همچنان پر از ابهام است. در واقع، اين ابهام بيشتر درباره اثرات جانبي تمرکز اينترنت است تا اثرات شبکه‎اي.
    
    کاوش عميق
    براي درک تاريخ اخير اينترنت نبايد فراموش کرد که اينترنت نيز مانند بسياري از سيستم هاي ديجيتالي در چندين لايه طراحي شده است. در پايين ترين لايه، پروتکل هايي است که به انواع مختلف شبکه ها و دستگاه ها اجازه مي دهد تا اطلاعات يا اينترنت را تبادل کنند. در اين سطح که هنوز هم عمدتا غيرمتمرکز است، هيچ شرکت واحدي اين پروتکل ها را کنترل نمي کند(هرچند تعداد شرکت هاي ارائه دهنده اينترنت به شدت کاهش يافته؛ اکثر آمريکايي ها تنها دو گزينه براي انتخاب دارند). لايه بعدي و بالاتر، يعني هر چيزي که در راس خود اينترنت اتفاق مي افتد، متمرکزتر شده است. اين تمرکز در مورد وب و ساير کاربردهاي اينترنتي صادق است. به ويژه بخش هايي که شامل اکثر خدمات مصرفي، از جست وجوي آنلاين گرفته تا شبکه هاي اجتماعي مي شود.
    تمرکز در آنچه به عنوان «لايه سوم» اينترنت ناميده مي شود نيز شايع است. اکثر مردم يکي از دو سيستم عامل موبايل، iOS اپل يا اندرويد گوگل را دارند. رايانش ابري ميدان مسابقه سه جانبه بين آمازون، گوگل و مايکروسافت است. در مورد داده ها نيز اين رقابت وجود دارد. آمازون، فيس بوک و گوگل نه تنها بر بازار اصلي خود مسلطند؛ بلکه نسبت به ساير شرکت هاي آنلاين در غرب، اطلاعات ديجيتال بيشتري را جمع آوري کرده اند. در واقع، اين شرکت ها يک پايگاه داده اي در مقياس جهاني هستند که اطلاعات را براي فروش تبليغات هدفمند و به کارگيري خدمات هوش مصنوعي ذخيره مي کنند. با وجود اين، پس چرا لايه هاي مختلف اينترنت، ويژگي هاي مختلف آن را توسعه دادند؟ اساس اينترنت براي انتقال داده ها و انتشار اطلاعات طراحي شده بود، بنابراين پروتکل ها آنچه را که پيش از اين از طرف کسي ارسال شده بود ثبت نمي کرد. در واقع، به گفته آلبرت ونگر(Albert Wenger)، از شرکت سرمايه گذاري يونين اسکوئر ونچرز(Union Square Ventures) که سرمايه گذار اوليه توييتر هم بود، اينترنت بدون حافظه ساخته شد.
    گروه هايي مانند کارگروه مهندسي اينترنت(IETF) و کنسرسيوم وب جهان گستر(W۳C) که پروتکل هاي اصلي را توسعه دادند، توانستند به کتاب قوانين اضافه شوند. اما آنها کاري نکردند، در واقع تنها با تاخير انجام دادند. يکي از دلايل ثبت نکردن دلايل ايدئولوژيک بود: بسياري از پيشگامان اينترنت معتقد بودند پروتکل ها براي جلوگيري از تمرکز کافي است. دليل ديگر اين بود با اينکه آنها سريع تر از بدنه تنظيمات استاندارد متعارف حرکت مي کردند، هنوز هم کند بودند.
    به هر حال، کمبود حافظه داخلي در وب ارائه برنامه هاي خاصي را سخت مي کرد. به عنوان مثال، فروشگاه هاي آنلاين هيچ راهي براي دانستن آنچه مشتري قبلا به آنها سفارش داده بود، نداشتند. البته براي حل اين مشکل، شرکت نرم افزاري Netscape، راهکار «کوکي ها» را ارائه کرد. کوکي در واقع بسته اي از اطلاعات است که در قالب يک فايل متني از طريق وب سايت ها روي کامپيوتر کاربر ذخيره مي شود تا از طريق آن کاربر شناسايي شده و مثلا بدون نياز به ورود نام کاربر و رمز عبور همواره در سايت لاگين باقي بماند. در واقع، ايجادکنندگان وبگاه ها کوکي ها را مي سازند تا امکان دسترسي بهتر به سايتشان را فراهم کنند.
    اين تغييرات فني ظريف فرصتي براي تعدادي شرکت براي تبديل شدن به حافظه اينترنت به وجود آورد. در اصل، گوگل ليستي از وب سايت ها و پايگاه داده اي از تاريخچه هاي جست وجوي افراد است. فيس بوک هويت کاربران و ارتباطات بين آنها را رديابي مي کند. آمازون شماره کارت اعتباري و اطلاعات رفتاري خريداران را جمع آوري مي کند. با اين حال، مخزن چنين اطلاعاتي بودن به طور کامل توضيح نمي دهد که چگونه اين شرکت ها بر بازارهاي خود تسلط يافتند. اين جايي است که اثرات شبکه اي وارد مي شوند. اينترنت اساسا اقتصاد محتوا، از اخبار گرفته تا ويدئو، را تغيير مي دهد. در جهان آفلاين، قدرت و سود به شرکت هايي تعلق مي گيرد که توزيع، مانند چاپ و شبکه هاي کابلي را کنترل مي کنند. اما در وضعيت آنلاين، توزيع اساسا رايگان بوده و بخش سخت آن جمع آوري محتوا، يعني يافتن بهترين و عرضه آن به مشتريان است.
    بنابراين اولويت نخست، جذب کاربران زياد تا جايي که ظرفيت و امکان آن وجود دارد، است. به عنوان مثال، گوگل توانست Alta Vista (موتور جست وجوي پيشرو در اواخر دهه ۱۹۹۰) را شکست دهد، زيرا جست وجوهايش سريع تر و نتايجش دقيق تر بود. هنگامي که چنين مزايايي ايجاد شد، گوگل انواع مختلفي از خدمات را راه اندازي کرد. خدمات کاربراني را جذب مي کرد و به واسطه آنها توليدکنندگان محتوا(سايت هايي که نام آنها در جست وجوي گوگل مي آيد) را جذب مي کردند، که اين روند به نوبه خود تجربه کاربر را بهبود مي بخشيد. به طور مشابه، افراد بيشتري از سرويس جست وجوي گوگل استفاده مي کنند، گوگل نيز اطلاعات بيشتري جمع آوري کرده و کمک مي کند تا نتايج بيشتري را مرتبط سازند.
    در حال حاضر شرکت هاي فناوري تعداد زيادي مراکز داده در سراسر جهان و ميليون ها سرور را مديريت کرده و از شبکه هاي خصوصي پرسرعت استفاده مي کند. گوگل، به عنوان بزرگ ترين شرکت، حدود يک چهارم کل ترافيک اينترنت را مديريت مي کند. همچنين اين شرکت براي توسعه کسب و کارهاي رايانش ابري، در حال ساخت سه کابل جديد فيبر نوري زير آب در امتداد سطح اقيانوس از اقيانوس آرام تا درياي شمال است. چنين سرمايه گذاري رقابت را براي سايرين سخت تر مي کند.
    گرچه گوگل اهميت حق تجربه کاربر را از ابتدا متوجه شد، با اين حال يافتن راهکاري براي کسب درآمد از جست وجو، طول کشيد. تلاش گوگل براي فروش تکنولوژي اش به شرکت ها و به تبع آن براي تبليغات، بعدها از سوي فيس بوک و ساير شرکت هاي بزرگ اينترنت نيز دنبال شد. اين انتخاب به اين معني بود که آنها مجبور بودند اطلاعات بيشتري در مورد کاربرانشان جمع آوري کنند. اگر آنها اطلاعات بيشتر داشته باشند، تبليغاتشان را بهتر هدف گذاري کرده و پول بيشتري کسب مي کنند. طبق گفته سايت پژوهشي eMarketer، يک گروه اطلاعاتي بين فيس بوک و گوگل اکنون نزديک به ۶۰درصد از درآمد تبليغات آنلاين آمريکا را جمع آوري مي کند.
    به گفته گلن ويل(Glen Weyl)، اقتصاددان مرکز تحقيقات مايکروسافت و استاد دانشگاه ييل، بزرگ شدن جمع آوري کنندگان داده ها براي اهداف تبليغاتي، آنها را براي تغيير شکل مثلا تبديل شدن به شرکت هاي هوش مصنوعي آماده مي کند. آنها نه تنها حجم عظيمي از داده ها دارند، بلکه از استعدادهاي مهندسي و زيرساخت هاي محاسباتي لازم براي تبديل اطلاعات ديجيتالي خود به انواع خدمات شناختي، از تشخيص چهره و گفتار گرفته تا نرم افزار براي پهپاد و خودروهاي خودران، بهره مند هستند. اما از طرفي منتقدان فناوري هاي بزرگ مانند جاناتان تاپلين(Jonathan Taplin)، مدير سابق آزمايشگاه نوآوري دانشگاه کاليفرنياي جنوبي، نگران است که هوش مصنوعي مي تواند دور ديگري از تمرکز را ايجاد کند. ترس بزرگ اين است که در آينده يکي از غول هاي آنلاين به نوعي به «استاد هوش مصنوعي» تبديل شود و نه تنها در جهان آنلاين، بلکه در بسياري از صنايع ديگر نيز حکمراني کند. در حال حاضر، اين يک داستان علمي تخيلي بوده و ممکن است هرگز تحقق نيابد. اما در عين حال روياي تغيير قوانين اقتصادي اينترنت براي رسيدن به ريشه هاي غيرمتمرکز آن، به شدت از سوي تعداد زيادي از استارت آپ ها و فعالان بلاک چين دنبال مي شود.
    خطر تمرکزگرايي در اينترنت / اقتصاد شرکت هاي بزرگ کل فضاي مجازي را مي بلعد
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4371 به تاريخ 20/4/97، صفحه 25 (بازار ديجيتال)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 8 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
Chronic Diseases Journal
متن مطالب شماره 1 (پياپي 601)، 2018را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است