|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/4/20: عمليات ناشيانه براي فروپاشي
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6832
يكشنبه سي و يكم تير ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6823 20/4/97 > صفحه 14 (پايداري) > متن
 
      


عمليات ناشيانه براي فروپاشي
نگاهي تازه به اهداف و پيامدهاي كودتاي «نقاب» در پايگاه هوايي نوژه همدان

نويسنده: اسماعيل علوي


    
    19تيرماه سال 1359 رسانه ها خبر از کشف کودتايي دادند که هدف آن سرنگوني نظام تازه تاسيس جمهوري اسلامي ايران از طريق بمباران مراکز حساس کشوربود. به همراه اين خبر نام چند نظامي بازنشسته وابسته به رژيم قبل وچهره هاي فراري همچون شاپور بختيار به عنوان مرکزيت آن منتشر شد که ارزيابي اوليه از ماهيت و سمت و سوي کودتا را ممکن مي ساخت. اين عده که نام «نقاب» (نجات قيام ايران بزرگ) را براي حرکت خود برگزيده بودند، پايگاه هوايي شاهرخي، معروف به پايگاه شهيد محمد نوژه، در 60کيلومتري همدان را براي آغازکودتا انتخاب کرده بودند که قبل از هر اقدامي دستگير و يا متواري شدند. پايگاه هوايي شهيد نوژه به علت دوري از مناطق شهري، نقطه شروع مناسبي محسوب مي شد و به دليل روي باند پرواز قرارداشتن حداقل 20 الي 30 جت فانتوم آماده و مجهزبه طور دائم، مي توانست انجام کودتا که با بمباران مراکزي همچون محل سکونت امام خميني(ره)، صدا و سيما، مجلس وساير مراکزحياتي ديگرآغاز مي شد را تسهيل کند.
    
    هدف کودتا
    قصد کودتاگران به اعتراف عوامل اصلي آن، در وضعيت حداکثري، بازگرداندن حاکميت پيشين و روي کار آوردن شاپور بختيار ودرحالت حداقلي، اعلام دولت آزاد دراستان نفت خيزخوزستان بود. بنابراين علاوه بر نيروي هوايي که ساختار کودتا در آن شکل گرفت، افرادي از يگان هاي نيروي زميني نيز با آن همراه شدند. عناصررژيم گذشته با کمک حاميان خارجي خود، از طريق افرادي که سرپل آنها در داخل بودند توانستند شبکه اي را در درون يگان هاي رزمي از جمله لشکر 92 زرهي اهواز، بويژه تيپ 2 دزفول، واحدهايي از لشکر گارد سابق و حدود 300 نفر ازپرسنل تيپ نوهد سازماندهي کنند.برخي از نفرات اين واحدها در گذشته در مناطقي همچون، ظفار و نواحي کردنشين شمال عراق حضور داشته و با عمليات چريکي و ضد چريکي آشنايي کامل داشتند و مي توانستند به عنوان پياده نظام کودتا عمل کنند. گروهي از خلبانان و نيروهاي عملياتي قرار بود يک روز قبل از آغاز کودتا در پارک لاله تهران جمع شوند و از آنجا با اتوبوس به سمت مقصد حرکت و در نزديکي پايگاه شهيد نوژه به نيروهايي که از اصفهان و ساير نقاط مي آمدند بپيوندند، سپس به عنوان ميهمان به داخل پايگاه رفته و با همکاري عده اي از داخل، آنجا را تصرف کنند و عمليات کودتا آغاز شود. به موازات اين اقدام بنا بود عناصرنفوذي در تيپ 2 لشکر 92 زرهي اهواز گلوگاه خوزستان را بسته و جمعي ديگرازعوامل کودتا هم در تيپ 3، خطوط مواصلاتي استان را به تصرف درآورند. کودتاي نقاب 2ماه قبل از آغاز جنگ تحميلي به اجرا درآمد و رژيم بعث عراق نيز به طور کامل از آن حمايت مي کرد. حداقل نفع عراق از اين حرکت، تضعيف ارتش ايران و بازماندن اين رکن امنيت بخش در حفظ مرزها و تماميت ارضي در آن شرايط بود. از اين رو اغلب کارشناسان مستقل، کودتاي نقاب را اقدامي پيشاحمله در جهت تامين اهداف توسعه طلبانه رژيم عراق ارزيابي مي کنند.
    آنچه بر اين گمانه صحه مي گذارد اظهارات ژنرال عراقي، وفيق السامرايي قبل از آغاز جنگ است که از برتري نيروي هوايي ايران و توان بازدارندگي نيروي زميني ارتش بويژه لشکر 92 زرهي اهواز سخن به ميان مي آورد و بر لزوم تضعيف ارتش ايران تاکيد مي نمايد! ارتش ايران در آن مقطع 400 هزار نيرو داشت که با جمعيت 180 هزار نفري نيروي ژاندارمري توان نظامي قابل توجهي درمنطقه محسوب مي شد. اين توان در قالب 8لشکر و 5تيپ مستقل شکل گرفته و با داشتن 2500 دستگاه انواع تانک، 1500 نفربر، 750 عراده انواع توپ هاي صحرايي، بيش از 500 فروند انواع هواپيماهاي پيشرفته، قريب به 750بالگرد از انواع مختلف مي توانست سد محکمي در برابر تجاوز خارجي باشد. در آستانه تحميل جنگ از سوي عراق به کشورمان بر اثر دامن زدن به تبليغات سوء عليه ارتش، نفرات آن به 250 هزار نفر تقليل يافته و از توان رزمي آن به نحو قابل توجهي کاسته شده بود. (روند جنگ ايران وعراق،دکتر حسين علايي،جلد اول،ص64)
    از اين روکارشناسان نظامي اجراي کودتاي نقاب را بازي برد - برد دشمنان بشمار آورده و هدف از اجراي آن را تضعيف قدرت نظامي کشور در برابر تجاوز خارجي بشمار مي آوردند.
    
    نسبت ارتش با کودتا
    اميرمسعود بختياري از کارشناسان نظامي در گفتگو با «ايران» مي گويد:« اساساً ظرفيتي براي کودتا در ارتش ايران وجود نداشته و ندارد چراکه سه چهارم ساختار ارتش ايران را نيروهاي وظيفه و موقت تشکيل مي دهند و اين جمعيت کثير انگيزه اي براي کودتا به نفع يک جريان سياسي نداشته و ندارد، کما اينکه قبل از انقلاب نيزطرح کودتاي تيمسارقرني به دليل عدم حمايت از طرف بدنه ارتش ناکام ماند.» وي مي افزايد: «براي موفقيت کودتاي نقاب حداقل بايستي دو لشکرپاي کار مي آمدند که چنين امکاني نه در آن شرايط و نه در هيچ شرايط ديگري مقدور نبوده ونيست.چون انسجام لازم ميان طبقات ارتش يعني افسران، درجه داران و سربازان وجود ندارد، بنابراين کودتا در عمل تنها به تضعيف ارتش انجاميد و ايده کودتا کودکانه واز ابتدا شکست خورده بود.» امير بختياري در همين ارتباط مي افزايد؛ «اين چه کودتايي بود که دو نفر از افراد موثر آن – سرهنگ خادم و قرباني فر به طور فاش با پاريس تماس مي گرفتند و در رابطه با برنامه هاي کودتا شور ومشورت مي کردند!»
    
    کودتايي که خيلي ها از آن خبر داشتند
    قرائن زيادي وجود دارد که سازمان هاي جاسوسي و اطلاعاتي کشور هاي بزرگ از جمله انگليس و شوروي از اجراي اين کودتا باخبر بودند. همين منابع از جلسه اي با حضورحامد الجبوري وزير تشريفات عراق، شاپور بختيار، تيمسار اويسي و صدام خبر مي دهند که به صدام گفته مي شود؛ «ارتش ايران از هم پاشيده و بهترين زمان براي حمله به ايران است.»
    در 19 تير ماه که ارتش عراق از لو رفتن کودتا خبرنداشت، طبق قرارقبلي در موعد مقرر دست به عمليات در منطقه مرزي زده و هم زمان با آن جنگنده هاي عراقي ايستگاه فرستنده نخجير ايران را بمباران مي کنند. بنا بود در صورت موفقيت کودتا در کشور حکومت نظامي اعلام شود و يک سيستم سوسيال دموکرات در کشور شکل گيرد. اخيراً يکي از عناصر کودتا در گفت و گو با يکي از شبکه هاي ماهواره اي سعي کرد تا وانمود کند بخش کوچکي از کودتا چيان شناسايي و دستگير شدند و ساير عناصر آن دست نخورده باقي ماندند! حال آنکه عناصر اصلي کودتا به غير از سرهنگ محمد باقر بني عامري و يکي دو نفر ديگر که با حمايت شبکه هاي جاسوسي توانستند به پاکستان گريخته واز آنجا به اروپا بروند. بقيه عناصر آن از جمله سرتيپ آيت محققي و سپهبد سعيد مهديون به همراه ساير نفرات اصلي کودتا دستگير و به مجازات رسيدند. درفاز بعدي کودتا پس از کشف، آن دو نفر از افراد تشکيلات نفوذ منافقين به نام هاي کشميري و غديري به ستاد خنثي سازي کودتا راه يافتند و با کمک نفوذي ديگري از همين تشکيلات به نام رضوي خط تصفيه واعدام هاي بي حساب و کتاب دنبال شد. در نتيجه اقدامات اين ستاد 115 نفر اعدام وقريب 10 هزار نفر از پرسنل کارآمد ارتش تصفيه شد. غديري بعدها شناسايي و دستگير شد ولي کشميري توانست پس از انفجار دفتر نخست وزيري و به شهادت رساندن شهيدان رجايي و باهنر از کشور بگريزد. مارک کازيروفسکي کارشناس مسائل نظامي در کتاب خود «سياست خارجي شاه و امريکا»، مي گويد: «کودتاي نوژه با تحريک عراقي ها انجام گرفت و مقدمه اي براي شروع جنگ بود.»
    در هرحال کشف کودتاي نقاب روندي که نسبت به ترميم چهره ارتش آغاز شده بود را مخدوش و به جو بدبيني دامن زد و بار ديگر بحث تصفيه ارتش از سرگرفته شد.دامنه اين جو تا بدانجا گسترش يافت که جمعي از نمايندگان مجلس با تهيه طوماري از مسئولان خواهان برخورد شديد و پاکسازي وسيع ارتش شدند. اما امام خميني(ره) با هوشياري نسبت به اين موضوع برخورد کرده و باتوجه به موقعيت ارتش در آن مقطع و در پاسخ به درخواست شهيد جواد فکوري فرمانده وقت نيروي هوايي ارتش دستور مي دهد تا به مسائل رفاهي خانواده اعدام شدگان رسيدگي شده حتي مبالغي به عنوان وام براي تامين مسکن در اختيارآنان قرار گيرد. با شروع جنگ نيز تمام افرادي که به جرم همکاري با کودتاگران زنداني بودند مورد عفو قرار گرفته، آزاد و عازم جبهه ها شدند. در اين ميان تعدادي از خلبانان نيروي هوايي با جانفشاني در عمليات هاي هوايي از حيثيت سربازي خود دفاع کرده وبعضاً به شهادت رسيدند و موجب شدند تا اعتماد به پرسنل ارتش بويژه نيروي هوايي بازگردد.
    سرهنگ سيد محمدعلي شريف النسب از نظاميان باسابقه حضور در روزهاي سخت دفاع مقدس ضمن گفت گو با «ايران» نيز طرح کودتا را بازي برد- برد دشمنان دانسته و مي گويد:«بعد از 17 شهريور 1357 و فاجعه جمعه سياه که به کمک گروهک ها براي درگير ساختن ارتش با مردم و منحرف ساختن مسير انقلاب تدارک شده بود. ارتش امريکا « هايزر» ژنرال چهار ستاره بازنشسته خود را فرستاده تا به کمک فرماندهان رده بالا با يک کودتا همانگونه که عليه دکتر محمد مصدق اقدام شد، قدرت را در رژيم شاهنشاهي حفظ کند. هايزر در نشست هايي که با فرماندهان داشت، به او گفتند ما هيچ نفوذي روي طبقه جوان ارتش نداريم و از ما فرمان نمي برند. امريکايي ها هم از کودتا به نفع شاه مايوس شدند.»
     وي در ارتباط با رابطه پرسنل ارتش با امام مي افزايد:«از دو سه ماه قبل از انقلاب تمامي ارتش با دورانديشي و برخوردهاي حکيمانه حضرت امام جذب انقلاب شده بود و با حادثه تيراندازي عاشوراي 1357 در ناهارخوري گارد آخرين اميدهاي شاه و رژيم به ادامه حيات از دست رفت. اين اواخرارتش آنچنان دچار تحول شده بود که در تشريف فرمايي رهبر کبير انقلاب به ميهن اسلامي از جان و دل همگامي و همراهي نشان داد. اگر قرار بود ارتش در طول سال هاي بحراني انقلاب در مقابل ملت بايستد بارها جوي خون راه افتاده بود، حال آنکه همه شاهد بوديم که ارتش صبح پيروزي نهضت، بازوي امام بود و حراست از مرزهاي کشور و دستاوردهاي انقلاب به شهيد بزرگوار سپهبد ولي قرني رئيس ستاد ارتش سپرده شد.» وي با اشاره به مصاديق همراهي ارتش با انقلاب مي گويد: «اولين حادثه اي که براي انقلاب پيش آمد، محاصره پادگان سنندج بود. روز 24 بهمن 57، سرگرد کتيبه از هسته هاي مقاومت از طريق راديو فرمانده لشکر شد و سنندج را حفظ کرد. اگر اين پادگان به دست ضد انقلاب مي افتاد، سراسر کردستان به آتش کشيده مي شد. دشمن مانده بود ارتشي که سربازهايش به فرمان حضرت امام خدمت را رها کرده و فرماندهانش از ترس گروهک ها در جايگاه خود نيستند چگونه پا گرفته است.»
    سرهنگ شريف النسب پيرامون نحوه دشمني با ارتش مي گويد:«گروهک ها به انحلال ارتش مي انديشيدند و با تبليغات مسموم بخشي ازجامعه را با خود همراه کرده و هر روز فتنه اي مي آفريدند. اما ارتش صبورانه ضربه ها را يکي پس از ديگري دفع کرد و با وجود حمايت هاي مداوم حضرت امام، شيطنت هاي خارجي و داخلي براي درهم شکستن اين سنگر بزرگ دفاعي بلا اثر شد ودرستي اين خط در حضور قدرتمندانه ارتش درجريان جنگ تحميلي مقابل ارتش عراق به اثبات رسيد.» ايشان در رابطه با کودتاي نقاب و تاثير آن بر ارتش مي گويد: «بزرگترين حادثه اي که در مقابل ارتش و براي درهم شکستن آن شکل گرفت کودتايي بود که به نحوي خام انديشانه انجام گرفت و آخرين حلقه از زنجيره توطئه هاي آشکار و پنهان عليه ارتش و نظام بود.
    رده اصلي کودتا گران که کمتر از ده نفر مي شدند و نيمي از آنان قبل از افشاي قضيه ميدان را رها کرده و از مرز خارج شدند، از نظر شخصيتي واخورده ترين و بي کفايت ترين افراد يگان هاي مختلف بودند. توجه عمده طراحان کودتا روي توانايي هاي نيروي هوايي بود که در آن موقع با وجود همه مشکلات و کمبودها و به هم خوردگي ها هنوز هم در صدر نيروهاي منطقه و شاخص در جهان قرار داشت.
     برنامه کودتاگران اين بود که از پايگاه نوژه همدان چند فروند هواپيماي مسلح به سمت تهران پرواز دهند و چند نقطه حساس را بمباران کنند و بعد از تصرف راديو و تلويزيون، بازگشت بختيار را اعلام کنند. طراحان کودتا گفته بودند تا زماني که امام زنده هستند مردم با يک اشاره ايشان به خيابان ها مي ريزند و کودتا را عقيم مي کنند. اين بود که در برنامه آنها حمله به جماران مرکز ثقل عمليات بود. آنان در تشکيلات خود دو نفر ژنرال به نام سپهبد سعيد مهديون و سرتيپ آيت محققي جاي داده بودند. اولي را فرمانده نيروي هوايي مي نامند، در حالي که روزهاي 23 و 24 بهمن 57 که نيروي هوايي هنوز خودش را پيدا نکرده و هرکس زودتر مي رسيد حاکم بود، دو روز اسماً فرماندهي کرده بود. يا سرتيپ آيت محققي که قرار بود در شروع کودتا در پايگاه همدان فرماندهي را عهده دار شود و هواپيماها را پرواز دهد هيچ موقعيت و اعتبار و پذيرشي در نيروي هوايي و در ميان همکارانش نداشت و به صرف اينکه پيش از پيروزي انقلاب در آن پايگاه فرماندهي داشته اين ماموريت را به او داده بودند. سايرين هم يکي از ديگري بي کاره تر و بي مايه تر بودند.
    معمولاً در هر نظام و تشکيلاتي يک عده بي اعتقاد و بي هويت و فرصت طلب وجود دارند. طراحان اصلي کودتا به کمک سرهنگ محمد باقر بني عامري که از نظاميان فاسد و بي مايه زمان شاه بود و پايان خدمت خود را در ژاندارمري و درشرق کشور گذرانده بود و به کمک دو سه نفر افراد کلاهبردار و دغل، مانند ستوان يکم ناصر رکني که بنا به موقعيت شغلي با کارکنان نيرو آشنايي داشت افرادي را با نيرنگ و فريب و مبلغي که بازگو کردن آن شرم آور است جذب کرده بودند.
     از يکي دو ماه قبل از کودتا، رفتار و برخورد ضد انقلاب نشان مي داد که خبرهايي در پيش است. آن روزها گروهک ها آزاد بودند و همه مي توانستند براحتي حرفشان را بزنند. در برخي از يگان هاي نظامي عوامل کودتا به همديگر مي گفتند «ميعادگاه بعدي ما پايگاه همدان خواهد بود» و اين نشان مي دهد خيلي ها از اين ماجرا اطلاع داشته اند.
    عوامل فريب خورده کودتا از منطقه تجمع اوليه يعني پارک لاله توسط کلاه سبزهاي تيپ نيروهاي ويژه به فرماندهي سرلشکر شهيد حسين شهرام فر و معاونت سرتيپ جانباز احمد دادبين که در درجات سرواني و ستواني بودند دستگير و جمع آوري مي شوند. تعداد باقي مانده قبل از اينکه به پايگاه نوژه برسند همگي دستگير مي شوند.
    وقتي شرح حال کودتا را از زبان کودتاگران مي خوانيم درمي يابيم که کودتا کاري ابلهانه بوده است. سرتيپ محققي در بازجويي مي گويد:« ما گز نکرده مي خواستيم پاره کنيم. کارمان بچگانه بود و ضعيف ترين سازماندهي ها هم از ما قوي تر بود. همديگر را نمي شناختيم و به هم اعتماد نداشتيم.»
    عناصر اجرايي کودتا بايد براحتي مي فهميدند، کشوري که انقلاب کرده با داشتن ارتشي قدرتمند و مردمي فداکار و در صحنه ديگر کودتا بردار نيست.اگرچه طراحان اصلي کودتا اين واقعيت را بخوبي درک کرده بودند و موفقيت خود را در افشاي کودتا جست و جو مي کردند.»
    
    استمرار کودتا در قالبي جديد
    سرهنگ شريف النسب در ارتباط با پيامدهاي کودتا مي گويد:«با کمال تاسف اولين موفقيت کودتا در نيروي هوايي محقق شد. نيروي هوايي ما که با داشتن کارکنان و همافران انقلابي هنوز هم در کمال قدرت و صلابت بود، در اين ماجرا تعداد زيادي از بهترين خلبان ها و کادرفني خود را از دست داد. اما در شرايطي که دشمن تصورمي کرد نيروي هوايي با برچسب کودتا کاملاً فلج و از چرخه عمليات خارج شده است در روز اول جنگ تعدادي عمليات موثر و فرداي آن روز عمليات تحسين برانگيز کمان 99 توسط پرسنل نيروي هوايي به اجرا در آمد.
    يگان هاي لشکر 21 حمزه که نوروز 58 با سخنراني نخستين فرمانده نيروي زميني سرلشکر شهيد ولي فلاحي، با استقبال از شهادت به سنندج رفته وخوش درخشيده بودند اولين شهدا را تقديم نظام و انقلاب کردند.
    از همه مهم تر شيردلاور و سپر دفاعي ارتش ايران لشکر 92 زرهي بود، که ضربه کاري تر و سخت تري ديد. قدرت و صلابت لشکر 92 زرهي آنچنان بود که در رژيم گذشته وقتي تيپ دزفول براي مانور از پادگان خارج مي شد، ارتش عراق آماده باش مي داد که نکند راهشان را کج کنند و پايشان به بغداد برسد.
    اما وقتي تعدادي از پرسنل لشکر را با لباس زندان در ميدان صبحگاه حاضر مي کنند و پس از بالا بردن پرچم و مراسم نيايش جلوي چشم همرزمانشان به رگبار مي بندند روحيه لشکر درهم مي شکند. اگر شرق و غرب و صدام جنايتکار همه فکرهايشان را روي هم مي گذاشتند محال بود بتوانند چنين سناريوي ويرانگري را براي ارتش پياده کنند و اين در حالي بود که امام در روز ارتش فرموده بودند: امروز ارتش، ارتش اسلامي است. اينها برادرهاي شما هستند. تعهد دارند براي مملکت شان، براي اسلام شان فداکاري کنند. به آنها محبت کنيد کسي حق اهانت به ارتش را ندارد. به طور خلاصه مي توان گفت تلاش و عملکرد آگاهانه نفوذي ها نقشه برد- برد دشمن را کامل کرده و به ثمر رسانيد. لذا بايستي از پيامدهاي اين حادثه تلخ، درس ها بياموزيم و تجره بيندوزيم تا بار ديگراينگونه حوادث مشابه در کشورمان تکرار نشود.
    
    
    
    عمليات ناشيانه براي فروپاشي / نگاهي تازه به اهداف و پيامدهاي کودتاي «نقاب» در پايگاه هوايي نوژه همدان
    


 روزنامه ايران، شماره 6823 به تاريخ 20/4/97، صفحه 14 (پايداري)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 11 بار
    



آثار ديگري از "اسماعيل علوي"
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله تحقيقات سلامت
متن مطالب شماره 2 (پياپي 702)، Apr- Jun 2018را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است