|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 97/4/20: نويسنده اي كه بايد برود
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3240
دوشنبه نوزدهم شهريور ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3191 20/4/97 > صفحه 8 (ادبيات) > متن
 
      


نويسنده اي كه بايد برود



«لسر در تک آينه اتاقش نگاهي سرسري به خود انداخت. از فکر تمام کردن کتابش بيدار شده بود. بوي زمين زنده را در چله زمستان احساس مي کرد. ناله شيپور کشتي اي که از بند رخت برمي بست از دوردست به گوش مي رسيد. آه، اي کاش مي توانستم با کشتي بروم. تقلا کرد تا دوباره به خواب برود ولي نتوانست. پريشان حالي مثل اسبي او را با پاهاي بسته از تخت بيرون کشيد. بايد بلند شوم و بنويسم، وگرنه آرام نمي گيرم. جز اين هيچ چاره اي ندارم. خداي من، اين همه سال. پتو را کنار زد و لرزان کنار صندلي لقي که لباس هايش روي آن آويزان بود ايستاد و شلوار سردش را به تن کرد. روز از نو روزي از نو. لسر با بي ميلي و حيرتي ياس آور، لباسش را پوشيد، چراکه با شوقي آتشين براي نوشتن صبحگاهي به رختخواب رفته بود. براي فردا افکاري شيرين داشت و ناشکيبا بود...».
    آن چه خوانديد سطرهايي بود از رمان «اجاره نشين ها» اثر برنارد مالامود که با ترجمه ميلاد شاليکاريان در نشر چترنگ منتشر شده است. شخصيت اصلي اين رمان، چنان که از همين سطرهاي اولش پيداست، نويسنده اي است به نام هري لسر؛ نويسنده اي که در گيرودار نوشتن يک رمان با اتفاقات تازه اي در زندگي اش مواجه مي شود. لسر ده سال است که مشغول نوشتن يک رمان است. اين رمان به فصل هاي پاياني اش نزديک شده اما درست در اين لحظه حساس که رنج ده ساله نويسنده مي رود که به نتيجه برسد، به لسر خبر مي رسد که بايد خانه اي را که سال ها در آن به نوشتن مشغول بوده ترک کند و به جايي ديگر برود. اين يعني به هم خوردن عادتِ چندين وچندساله در يک مکان خاص که به آن خو گرفته اي نوشتن و ترکِ عادت براي لسر دشوار است. لسر در برابر آن چه او را به ترک خانه مجبور کرده مقاومت به خرج مي دهد و نمي خواهد خانه اي را که به آن انس داشته ترک کند، چراکه ترکِ اين خانه مُخل کار نوشتن اش خواهد بود. در همين گيرودار ماجراي ديگري اتفاق مي افتد؛ داستان از اين قرار است که مهمان ناخوانده اي از راه مي رسد. اين مهمان ناخوانده نيز مانند لسر يک نويسنده است؛ يک نويسنده سياهپوست که حضورش در زندگي لسر، ادامه داستان را رقم مي زند.
    برنارد مالامود (1986- 1914) از نويسندگان مطرح آمريکايي قرن بيستم بود که به واسطه آثارش جوايز مختلف ادبي، از جمله جايزه پوليتزر، جايزه ملي آمريکا و مدال طلايي براي يک عمر دستاورد هنري را از آن خود کرد. از مالامود علاوه بر رمان «اجاره نشين ها»، که تازه ترين رماني است که در ايران از او منتشر شده، آثار ديگري نيز قبلا به فارسي ترجمه و منتشر شده است. اين آثار عبارتند از: فريب خوردگان بزرگ، قهرمانان واقعي، تاج نقره اي و فروشنده. از مالامود همچنين گزيده اي از داستان هاي کوتاهش با ترجمه اميرمهدي حقيقت و با عنوان «کفش هاي خدمتکار» در ايران منتشر شده است.
    آن چه در ادامه مي خوانيد سطرهاي ديگري از رمان «اجاره نشين ها»ست: «در اين صبح سرد زمستاني که رادياتور زنگ زده مثل مهماني صميمي تق تق مي کرد و گرماي نحيفي بيرون مي داد، وقتي برف سفت بيست سانتي متري از ديروز روي خيابان سفيد نشسته بود و از ميانش بخاري آشنا به بيرون مي تراويد، هري لسر، مردي مصمم، ساعتش را دور مچش انداخت – زمان آزارش مي داد – و شش طبقه ساختمان کاملا متروکه، استيجاري با آجرهاي جسيم رنگ پريده و ساخته شده در سال 1900 را به سمت پايين دويد. اينجا زندگي مي کرد و مي نوشت. سي وپنج خانواده ظرف نُه ماه گذشته بعد از دريافت اخطاريه هاي تخريب تخليه کرده بودند، به جز لسر که سر جايش مانده بود. وقتي با علامت چراغ راهنما از خيابان سوم گذشت، وسط گل ولاي خيابان يادش آمد گالش هايش را زير لگن ظرفشويي جا گذاشته بود. با کتاني هاي خيس، پريد داخل مغازه تا نان، شير و نيم دوجين سيبش را بخرد. همين طور که دوان دوان به سمت خانه برمي گشت زيرچشمي به چپ و راست نگاه انداخت، بعد محتاطانه به عقب برگشت تا ببيند مبادا صاحبخانه يا يکي از جيره خوارهاي قانوني اش دم در آب گرفته خانه کسي منتظر باشد يا پشت سقف برف گرفته ماشيني قوز کرده باشد. بيهوده بود چون کاري از دستشان برنمي آمد جز اينکه باز مخش را بزنند، و در اين مورد خاص مخش زده نمي شد. لونسپيل مي خواست او از ساختمان برود تا بتواند آنجا را بکوبد و ساختمان ديگري علم کند ولي در بد مخمصه اي گير افتاده بود. ساختمان تحت پوشش قانون اجاره قرار داشت، و لسر از طريق دفتر اجاره ناحيه – که او را به خوبي مي شناختند – فهميده بود که مستاجري قانوني است و حق و حقوقي دارد. بقيه همسايه ها پول تخليه صاحبخانه را قبول کرده بودند ولي لسر براي مدتي مانده بود و بعد از آن هم مي ماند تا بتواند کتابش را همان جايي تمام کند که نوشتنش را آغاز کرده بود. نه که احساساتي باشد، اما طبق عادت زندگي مي کرد؛ اين طوري وقت تلف نمي شود. افکار منجمد ماليخوليايي درباره لونسپيل را رها کرد و با سرعت در ميان برف به سمت خانه دويد. خانه همان جاست که کتابم است».
    نويسنده اي که بايد برود
    


 روزنامه شرق ، شماره 3191 به تاريخ 20/4/97، صفحه 8 (ادبيات)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 18 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه دانش پيشگيري و مديريت بحران
متن مطالب شماره 3 (پياپي 803)، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است