|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 97/4/20: حس جسم
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3201
دوشنبه يكم مرداد ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3191 20/4/97 > صفحه 9 (ادبيات) > متن
 
      


حس جسم
شكل هاي زندگي: به مناسبت تجديد انتشار نمايش نامه «دون ژوان در جهنم» برنارد شاو

نويسنده: نادر شهريوري (صدقي)

فاوست افسانه اي نيست که گوته ساخته باشد، قبل از آن زبانزد خاص و عام بود: ماجراي مردي که روحش را به شيطان فروخت تا قدرتي مافوق انساني به دست آورد. افسانه دون ژواني نيز چنين است، افسانه آن به خيلي قبل تر، به قرون وسطي بازمي گردد.
    در تمامي قرون وسطي افسانه اي عامه پسند رواج داشت که روزي مردي جوان سرخوشانه از گورستاني عبور مي کند، جمجمه اي بر زمين مي بيند، با گستاخي به آن لگد مي زند و به شوخي مرده را به جشن عروسي اش دعوت مي کند. در بحبوحه جشن شبح در مي زند و پشت ميز مي نشيند، اما غذا نمي خورد و از مرد جوان دعوت مي کند در گورستان ميهمان او باشد. مرد گستاخ با ناباوري دعوت را مي پذيرد و به ميعادگاه مي رود و در نهايت بهت زدگي مي بيند که در کنار يکي از قبرها ميزي براي پذيرايي او در نظر گرفته شده است. شبح به نشانه سلام با مرد جوان دست مي دهد و سپس يکباره مرد جوان به قعر جهنم کشيده مي شود. در اين افسانه مضموني اخلاقي وجود دارد. گستاخي سرخوشانه مرد جوان در زيرپاگذاردن معيارها و تکاليف کلي اخلاقي سرانجام کيفر مي يابد.
    تنش ميان شخصيت اخلاقي يعني شخصيتي که خود را فدا مي کند تا نمودي از کليت باشد با شخصيت زيبايي شناسيک يعني شخصيتي که زندگي مي کند تا نمودي از کليت اخلاقي نباشد بلکه پراکنده و در ساحت احساسات شخصي خود باشد، اين بار در افسانه اي ديگر روايت مي شود. ماجراي جديدتر به صورت تئاتري افسانه اي با شرکت ماکياولي به اجرا درمي آيد. قهرمان اصلي نمايش کنت لئونس نام دارد که از مشاوره هاي مشاور مخصوص خويش ماکياولي بهره مي برد. او متاثر از آموزه هاي ماکياولي نه به ماهيت، نه به حقيقت يا جوهري متافيزيکي که برعکس به اموري ملموس و مادي در دايره حسيات باور دارد و در پي آن نوع زندگي کردن است، اما اين نوع زندگي کردن با مانعي مهم به نام اخلاق روبه رو است. کنت لئونس در نهايت با شبحي روبه رو مي شود که بيانگر امري اخلاقي است. شبح پدربزرگ اوست و مي خواهد حقيقتي را براي نوه خويش فاش کند و آن اينکه امور حسي و ملموس سطحي و گذرا هستند و تنها روح ناميراست و پايدار مي ماند. افسانه تئاتري کنت لئونس و مشاورش ماکياولي اگرچه متفاوت از افسانه قرون وسطايي است، اما به لحاظ مضمون واجد همان مضمون اخلاقي افسانه قرون وسطايي است.
    افسانه ها هربار تکرار مي شوند و بنا بر اقتضاي زمان چيزي به آنها اضافه يا کم مي شود و فرمي تازه به خود مي گيرند. اين بار ميشل دوبرانسکي رد «افسانه قرون وسطايي» را در افسانه هاي اسپانيايي پيدا مي کند. اين بار شخصيت زيبايي شناسيک، شخصيتي که «تجسم شور حيات و حس جسم»1 و نه روح است، دون ژوان نام مي گيرد و نويسنده آن راهبي اسپانيايي با نام مستعار تيرسو دومولينا است که درعين حال کمدي نويس چيره دستي است. او قهرمان داستاني خود را فريبکار و اغواگري چيره دست معرفي مي کند، اما درعين حال او را بسيار خوش مشرب و ظاهرفريب نشان مي دهد که اتفاقا وي را مستعد اغواگري مي کند و بنابراين مي تواند در چهره واقعي اش که اغواگر زنان است، نقش بازي کند.
    با مولير دون ژوان شهرتي جهاني پيدا مي کند و مانند ديگر اسطوره ها همچون اُديپ، تريستان، فاوست و... عالمگير مي شود. مولير کمدي خود را در سال 1664 و در پنج پرده مي نويسد و به آن عنوان بسيار قابل تامل «مهمان سنگي» مي دهد. «سنگ» به واقع سمبل است و مقصود از آن صلب و سخت و محکم بودن اصول و قوانيني است که تخطي از آن کيفري سخت در پي دارد. دون ژوان مولير اگرچه بنا بر مقتضيات زمانه خود را فردي آزادانديش نشان مي دهد، اما به واقع نيرنگ باز است و حتي فقط به نيرنگ بازي زنده است. دون ژوان مولير بلافاصله پس از ازدواج همسرش، الوير را ترک مي کند و «در همان حال که الوير و برادرانش در جست وجوي او هستند، دون ژوان سعي مي کند در آن واحد دو دختر روستايي را اغوا کند، مرد گدايي را تحقير مي کند... و مجسمه فرمانده را که به دست او به قتل رسيده به منزل خويش دعوت مي کند».2 اگرچه پدر دون ژوان و الوير تلاش مي کنند تا او را به راه راست بياورند، اما تلاش ها بي حاصل است. در دون ژوان مولير مانند افسانه هاي گذشته ناگهان مجسمه اي پديدار مي شود و مانند شبح افسانه قرون وسطايي دون ژوان را به ضيافت خويش مي خواند. هرچند دون ژوان در برابر مجسمه که نماد اخلاق است سعي مي کند خود را مردي زاهد نشان دهد، اما تلاش هايش بي نتيجه از کار درمي آيد و «هنگامي که مجسمه براي دومين بار پديدار مي گردد، چاره اي برايش نمي ماند جز آنکه همراه او به ميان شعله هاي سوزان دوزخ برود».3
    در 1778 موزارت اپراي دون ژواني را مي سازد. به واسطه موزارت دون ژوان از خاکستر خويش زنده مي شود و افسانه قرون وسطايي جاني دوباره مي گيرد. موزارت اپراي دون ژواني را درام شاد نام مي نهد، اما مضامين اصلي مانند گذشته اند: تنش ميان فرد زيبايي شناسيک با دنياي اخلاقي يا تنش ميان غريزه با عقل و... .
    در اپراي مهيج موزارت که کي ير کگور آن را حتي بزرگ ترين اثر هنري ممکن انسان معرفي مي کند* باز با مجسمه سنگي رو به رو مي شويم؛ مجسمه سنگي پدر زن مقتولي است که دون ژوان قصد فريبش را داشت، اما با ممانعت پدر رو به رو مي شود و در نهايت دون ژوان او را مي کشد و از مرگش شادي مي کند. فرد مقتول در گورستاني دفن مي شود و «روي گور يک مجسمه از او به هيئت برجسته اي برپاست، مجسمه روي گور، انگار نيروي شماتت و اخلاق خرده گيري عمومي»4 است. مجسمه هربار با ديدگاني بس غضب آلود به دون ژوان مي نگرد، گويي او را شماتت مي کند.
    دون ژواني موزارت نيز در نهايت به همان سرنوشتي دچار مي شود که فرد خاطي به آن دچار مي شود. موزارت در صحنه اي از اپراي خود کاخ دون ژوان را نشان مي دهد که در آن جشن پرشکوهي برپاست. «الويرا شتابان نزد دون ژوان مي آيد و به او اندرز مي دهد که از گناهان گذشته اش تا دير نشده پوزش بخواهد، اما دون ژوان او را مسخره مي کند و به عيش و نوش ادامه مي دهد».5 در اينجا مجسمه وظيفه خود مي داند که به عنوان نيروي اخلاق و تحکم به دون ژوان هشدار دهد، دون ژوان او را به کاخ دعوت مي کند و با او شام مي خورد اما «همين که تن دون ژوان به مجسمه مي خورد به سنگ مبدل مي شود».6 و چون از فرمان فرمانده (مجسمه) سرمي پيچد شعله هاي آتش زبانه مي کشد و کاخ دون ژوان در آتش مي سوزد.
    قرن ها بعد از اولين افسانه قرون وسطايي، برنارد شاو نمايش نامه کمدي «دون ژوان در جهنم» را تحت تاثير اپراي دون ژواني موزارت مي نويسد. اين بار مواجهه دون ژوان با بانوي اغفال شده و پدر وي (مجسمه سنگي) با شيطان در جهنم رخ مي دهد، مکاني که جايگاه ابدي دون ژوان است. برنارد شاو تنش هاي اجتناب ناپذير ميان دنياي زيبايي شناسي با دنياي اخلاقي در گفت و گوهاي بي نتيجه چهار پرسوناژ نمايش را در نظر مي گيرد: دون ژوان، آنا، مجسمه و شيطان. دون ژوان با بيان ايده اصلي خود که «همه لذت عشق درگذرابودنش است»7 هيچ شکلي به زندگي خود نمي دهد. شکل هاي زندگي دون ژوان و زيستن شبيه او بي شکلي است يعني پراکندن در ساحت حس.
    
    پي نوشت ها:
     *کي ير کگور در رساله «اين يا آن» اپراي موزارت را بزرگ ترين اثر هنري ممکن معرفي مي کند، اما اين به آن معنا نخواهد بود که از نظرش اين اپرا داراي ارزشي بالاتر است برعکس آن را در انواع سپهرهايي که برمي شمرد و آن را سپهرهاي زندگي مي نامد نازل به حساب مي آورد. دون ژوان زندگي فردي است که در سپهر زيبايي شناسي زندگي مي کند و اين سپهر پايين تر از سپهر اخلاقي و ديني است؛ اما به نظر کي ير کگور موزارت در اين اپرا توانسته به بهترين شکل ممکن خلق و خوي آدمي را که در سپهر زيبايي شناسي زندگي مي کند نشان دهد. تنوع طلبي و وفادار نبودن به يک عشق، ايده و... ويژگي هاي اصلي سپهر زيبايي شناسي است.
    1) مقدمه «دون ژوان در جهنم» به قلم ابراهيم گلستان
    2،3) مولير، ميشاييل زايدل، ترجمه کاوه ميرعباسي
    4،5،6) سه آهنگ ساز، رومن رولان، ترجمه حميد عنايت
    7) دون ژوان در جهنم، برنارد شاو، ترجمه ابراهيم گلستان
     در نوشتن اين متن از مقاله «اسطوره دون ژوان» نوشته ميشل دوبرانسکي با ترجمه محقق برجسته کشورمان جلال ستاري بهره برده ام.
    حس جسم / شکل هاي زندگي: به مناسبت تجديد انتشار نمايش نامه «دون ژوان در جهنم» برنارد شاو
    


 روزنامه شرق ، شماره 3191 به تاريخ 20/4/97، صفحه 9 (ادبيات)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 31 بار
    



آثار ديگري از "نادر شهريوري (صدقي)"

  ادبيات به وساطت فرويد
نادر شهريوري (صدقي)، شرق 27/4/97
مشاهده متن    
  ماكياولي همچون نمايشنامه نويس
نادر شهريوري (صدقي)، شرق 13/4/97
مشاهده متن    
  پاريس مجبور است
نادر شهريوري (صدقي)، شرق 4/4/97
مشاهده متن    
  من خودم نيستم
نادر شهريوري (صدقي)، شرق 30/3/97
مشاهده متن    
  وفاداران ساكت
نادر شهريوري (صدقي)، شرق 21/3/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
Traditional and Integrative Medicine
متن مطالب شماره 2 (پياپي 10)، Spring 2018را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است