ورود اعضا [Sign in]  
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/4/20: كمال الملك چه تصوري از نقاشي در ذهن مردم ساخت؟
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6943
يك شنبه 18 آذر 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6823 20/4/97 > صفحه 12 (تجسمي) > متن
 
      


كمال الملك چه تصوري از نقاشي در ذهن مردم ساخت؟
فرهنگ عامه و تاثيرات آن بر نقاشي دوره قاجار

نويسنده: محمود مكتبي


    
    نوشتن از فرهنگ عامه و تاثيرات آن بر هنرهاي تجسمي شايد تا سال هايي نه چندان دور آنچنان که بايد به آن توجه نمي شد و فرهنگ عامه به نوعي چندان جدي گرفته نمي شد، بخصوص در بحث از يک هنر رسمي و پيشرو؛ اما در جهان امروز نگاه ويژه اي به اين فرهنگ برآمده از يک عموميت و قدمت مي شود.
    البته اين تاثيرات را بايد به طور کلي در نقاشي مدرن غربي به صورت يک نوع بدوي گرايي به عنوان تجربه اي عام از مدرن شدن ديد، تجربه اي که بواسطه آن هنرمندان مدرن در مقابل جامعه جديد يا همان جامعه بورژوايي موضع گيري کرده و با دروني کردن اين تجربه به بيان شخصي خود مي پرداختند. بياني که بواقع به يک پويش فرهنگي مي انجامد، اما در حقيقت اين تجربه براي هنرمندان مدرن، يک تجربه واقعي و مربوط به زندگي رايج خودشان نيست و با آن همچون يک نوستالژي و امري عاميانه که در مقابل فرهنگ رسمي قرار مي گيرد نگاه مي کردند. اين نوع نگاه را مي توان در مورد نقاشان مدرنيست ايراني که مابين دهه هاي بيست تا پنجاه خورشيدي کار مي کردند و جنبشي همچون نقاشان سقاخانه اي ديد. اين نقاشان برخلاف آموزه هاي کمال الملکي که توسط شاگردان او تا اين زمان نيز باقي مانده بود، علاوه بر تغيير در تکنيک و سبک کاري، جست و جوي خود را در زمينه فرهنگ عامه به گونه اي پيش مي گيرند که بسيار متفاوت از نقاشان پيش از خودشان است. تاثيرات فرهنگ عامه در آثار اين نقاشان بيش از آنکه در موضوع يا مفهوم خود را نشان دهد، در قالب فرم و بافت به کار گرفته مي شود و به بياني ديگر نقاشان مدرنيست ايراني نيز به تجربه اي دست مي زنند که برآمده از رفتارها و کنش هايي متعلق به فرهنگي دورتر و مربوط به باورها و اعتقادات مردمي متفاوت از خودشان است. در حالي که اگر به تاثيرات اين فرهنگ در آثار نقاشي مانند کمال الملک توجه کنيم، اين نقاش موضوعات نقاشي هاي خود را آنچنان برگرفته از موضوعات عاميانه انتخاب مي کند که مي توان اينگونه پنداشت اين نقاش، خود از جنس مردم و نقاشي هايش داراي همان اعتقادات و باورهاست.
    
    

    
    نقاشي در دوران قاجار
    «کمال الملک و سپس شاگردان او چنين تصوري را از نقاش و نقاشي در اذهان مردم عامه برانگيختند که نقاش عکاسي است که به جاي دوربين قلم مو به دست دارد- تصوري که تا به امروز همچنان ثابت مانده است- سه نمايشگاه دوسالانه اخير نقاشي در تهران (نمايشگاه هاي برپا شده در سال هاي 1370، 72 و 74) که عرصه نمايش آثار پير و جوان او و شيوه کمال الملکي بودن شاهدي است بر اين مدعا.» 1 آنچه که دليل پرداختن به تاثيرات فرهنگ عامه بر نقاشي دوران قاجار است، تاثيرات فراوان و متنوعي است که فرهنگ عامه بنابر جريان هاي پيش آمده در اين دوره مانند جريان مشروطه، بر نقاشي ها مي گذارد. اين دوره که با تاجگذاري آغامحمدخان قاجار، در سال 1210 ه.ق (1170ه.ش)آغاز مي شود تا 1344 ه.ق (1304 ه.ش) ادامه مي يابد و اين دوره تاريخي نسبتاً طولاني آبستن حوادث گوناگوني است. نقاشي در اين دوران در ادامه نقاشي دوره افشار و زند و تاثيرات هنر غربي که از اواخر دوره صفويه آغاز شده بود، به شکلي نه چندان متفاوت با اين دوران به کار خود ادامه مي دهد اما در طول حکومت 134 ساله قاجار تغييراتي مي يابد که در نهايت به جريان کمال الملک ختم شده و در دوره هاي بعد و پس از مرگ اين نقاش معروف قاجاري در سال 1319، توسط شاگردان وي اين جريان تاثيرات خود را به نسل هاي بعد انتقال مي دهد. نقاشي و به طور کلي هنر دوران قاجار برخلاف ادبيات اين دوره که کمتر مورد توجه و پسند منتقدان قرار گرفته و از آن با عنوان دوره بازگشت ياد مي کنند، امروز يکي از پر ارجاع ترين منابع تصويري است که نقاشان به بازسازي و خلق آثاري برپايه هنر اين دوره مي پردازند و شايد اين دوره به سبب آنکه در نهايت تاثيرات هنر غربي را که از چند سده پيش از دوران قاجاريه آغاز شده بود، به صورت رسمي و مشخصي به يک سرانجام مي رساند و پايه اي براي نقاشي هاي مدرن دوره هاي بعدي مي شود، براي هنرمندان و هنرشناسان مختلف از اهميت فراواني برخوردار است. اما درباره تاثيرات فرهنگ عامه بر اين نقاشي ها بايد گفت که هرچند نقاشان قاجاري به مانند شاعران و نويسندگان اين دوره با شور و حس فراوان به جريان مشروطه و آگاه سازي مردم از طريق آثار خود نمي پردازند اما به هر صورت تاثيرات فرهنگ عامه زمان خود را به صورت موضوعي و نوع نگاه موجود در آثار به نمايش مي گذارند.
    دوره قاجار پيش از مشروطه در مورد ادبيات و اصولاً بسياري موارد ديگر يک دوره کسالت آور را مي گذراند اما دوره مشروطه حاصل تغيير و دگرگوني هاي سياسي-اجتماعي و زيربنايي است که به وسيله روزنامه، ترجمه و به دست برخي فرنگ رفته هاي آن زمان صورت گرفته و به آگاهي بيشتر مردم منجر مي شود. شايد خود مردم آن زمان هم از طرز زندگي شان و اوضاع نابسامان مملکت به ستوه آمده بودند؛ چنانکه ميرزا رضا کرماني پس از کشتن ناصرالدين شاه در 1313 ه.ق مي گويد: «چنين شجر را بايد قطع کرد که ديگر اين نوع ثمر ندهد!»2
    با آغاز سلطنت ناصرالدين شاه قاجار (1264 ه.ق) و تقارن اين عصر با بسط استعمار اروپايي و شکل گيري تغييرات اجتماعي و فرهنگي بنياني، نقاشي قاجاري هم از اين دگرگوني تاثير گرفت و مراجعت نقاشان تحصيلکرده در اروپا-ابوالحسن خان صنيع الملک و مزين الدوله و ديگران- زوال سبک و مکتب نقاشي فتحعليشاهي آغاز شد. نقاشي رسمي و درباري عصر ناصرالدين شاه قاجار هرچند در ابتدا هنوز از شيوه هاي فني و اجرايي استادان پيشين برخوردار بود، اما از دهه 1280 هجري قمري به بعد، نسل جديدي از هنرمندان ظاهر شدند و اوج گرفتند که ديگر چندان در بند وفاداري به شيوه هاي گذشته خود نبودند. از ميان اينان -و شايد مهم ترين شان- بايد از محمد غفاري (کمال الملک) ياد کرد که جز در بعضي موضوع ها و تناسب هاي رنگي به کار گرفته شده در آثارش، اصلاً به سنت استادانش وابسته نماند.3
    
    

    
    محمد غفاري، کمال الملک
    آثار بسيار ديگري وجود دارد که بازتاب فرهنگ عامه را مي توان در آنها مشاهده نمود(مانند آثار محمودخان ملک الشعرا و نمونه آثار اين هنرمند) اما به دليل مشابه بودن در نوع تاثيرات و همچنين گستردگي مطالب مورد نظر در اين بخش، به کمال الملک پرداخته و روند آثار اين نقاش معروف قاجاري را در آثار شاگردان و ادامه آن در دانشکده هاي هنري مورد بررسي قرار مي دهيم. کمال الملک به زعم بسياري از منتقدين تاثيرگذارترين نقاش دوره قاجاريه و نخستين نقاشي است که به طور کامل از سنت هاي گذشته خود در نقاشي ايراني فاصله گرفته و آنچه که به عنوان تاثيرات هنر غرب از دوره صفويه به اين سو در حال رشد بوده است، در آثار کمال الملک به نتيجه رسيده و ديده مي شود.
    «روي آوردن کمال الملک و ده ها نقاش آن دوره، به شيوه نقاشي غربي، گواه اين حقيقت است که نقاش و به طور کلي هنرمند، در هر حال آيينه تحولات و سليقه ها و جهت گيري هاي عصر خود است و در عين نوآوري، از حرکت کلي جامعه اش هم به ناگزير پيروي مي کند. پس منصفانه نيست اگر تنها کمال الملک را آغازگر نقاشي اروپايي در ايران بدانيم و جهت گيري صدها هنرمند ايراني ديگر به همان سمت و سو، ناديده گرفته شود. کمال الملک، تبلور نقاشي دوره ناصرالدين شاه است و نمايانگر وضعيت و نمونه حقيقي هنرمند آن دوران است.»
    برخي ديگر کمال الملک را هنرمند زمانه خويش نمي دانند و معتقدند که اين نقاش با آنکه در زمانه امپرسيونيست ها به فرانسه مي رود، با گرايشي ديگر که به نسبت سبک هاي روزآمد آن زمان، گرايشي قديمي بوده است به ايران بازگشته و به ترويج آن مي پردازد.
    اما به هر صورت کمال الملک با تمام نوآوري هايش بازهم به حال و هواي ايراني خود نزديک است و اين مساله را جداي از آثاري که براي دربار کار کرده است، در انتخاب موضوعات نقاشي هايش مي توان ديد. موضوعاتي همچون منظره پردازي هاي با سبک و سياق عامه پسند، کمتر مي تواند تحت تاثير عکاسي باشد که همانگونه که پيشتر گفته شد در اين دوره، بيشتر مختص به عکاسي از صحنه هاي خاص و انسان هاست تا منظره. موضوعات ديگري که در آثاري مانند تکيه دولت، فالگير يهودي، ميدان کربلاي معلا، زرگر بغدادي، رمال، عمو صادق شيرازي و کهنه فروشان يهودي مي شود ديد نيز حاکي از نوع نگاه عامه پسند اوست که در برخورد و گزينش موضوعات نقاشي مورد استفاده قرار داده است. با توجه به زندگي درباري کمال الملک، برخورد با افراد سرشناس زمانه، نقاشي هاي بي شمار او از دربار و شاه و رجال سياسي، همچنين سفرهاي او به اروپا و آگاهي که از طريق يادگيري زبان فرانسه و خواندن کتاب هاي فرانسوي زبان و مواردي اينچنيني به دست آورد نمي توان او را با نقاشان قهوه خانه اي مانند قوللر آغاسي يا مدبر مقايسه کرد.
    قهوه خانه اي ها بر اساس اعتقادات و باورهاي مردمي نقاشي مي کردند که خودشان هم از همان بافت فرهنگي بودند اما انتخاب موضوعات کمال الملک بيشتر بر اساس يک نوع نگاه خارج از فضاي موضوع صورت مي گيرد و شايد اين موضوعات انتخابي از سوي کمال الملک يک جور برآمده از نگاه عامه پسند او و همچنين خواست و اقتضاي زمانه او باشد. البته اينگونه نيست که کمال الملک را به طور کلي بريده از سنت هاي نقاشي ايراني بدانيم و اگر به طور دقيق تري به آثار او توجه کنيم «هنرمندان آن دوره به روال فرهنگ ايراني تا اندازه اي هنوز بر اينگونه عمل نموده اند که فرهنگ بيروني را در خود مستحيل سازند، نه خويشتن را در آن؛ و اين از ارزشمندترين رويکردهاي هنر دوره قاجار است. همين روش مستحيل شدن فرهنگ و تکنولوژي بيگانه در بافت اثر را در آثار دوره اول کمال الملک مي بينيم، چنانچه با وجود استفاده ظاهري از پرسپکتيو(در حدي نه چندان دقيق) و ايجاد فضاي سه بعدي بر پرده تصوير، روح کلي نقاشي هاي او بسيار متفاوت است با منظر اروپايي. مناظر و فضاهاي داخلي اين دوره کمال الملک را نگاه کنيد؛ سرخه حصار- حياط کاخ گلستان، آبشار دوقلو، شهرستانک، تالار آينه و حوض خانه صاحبقرانيه.
    کمال الملک علاوه بر تاثيرات فراواني که در نقاشي زمانه خود مي گذارد ، با تاسيس مدرسه صنايع مستظرفه بهترين شاگردان خود را مي پروراند و داراي سجايا و ويژگي هاي اخلاقي بوده است که بخصوص در اواخر عمر، با توجه به اتفاقاتي که براي او مي افتد و مجبور به ترک مدرسه و رفتن به نيشابور مي شود، او را نزد ايرانيان تبديل به يک قهرمان ملي مي کند. به همين صورت «نقاشي و به طور کلي هنرهاي تجسمي ايران، در سه دهه نخست حکومت پهلوي، بيش از هر عامل ديگري، از کمال الملک و شاگردان او متاثر شد. «مکتب کمال الملک» اصطلاحي است براي توصيف آثار شاگردان کمال الملک و پيروان راه و روش او در نقاشي و به اين گونه نقاشي «هنر آکادميک» نيز مي گويند. فعاليت «مدرسه صنايع مستظرفه»، 10 سال قبل از کودتاي رضاشاه، آغاز شده بود و در آن عده اي نقاش و مجسمه ساز در مکتب کمال الملک پرورش يافتند که بيشتر آنها، بعدها نيز در کار هنري و تدريس، روش کمال الملک را دنبال کردند.»4
    پس از کناره گيري کمال الملک از مدرسه صنايع مستظرفه، اسماعيل آشتياني جانشين او مي شود که بعدها نيز به پاس ارادتي که نسبت به کمال الملک داشته هنرستاني را به نام او برپا مي کند که در آن شاگردان کمال الملک، همچون محمدعلي حيدريان، به آموزش و تعليم هنرجويان مي پردازند. مدرسه صنايع مستظرفه نيز به «هنرستان عالي» بدل مي شود. هنرستان ديگري نيز با نام «هنرستان ملي ايران» زير نظر حسين طاهرزاده بهزاد تاسيس مي شود که در آن بيشتر زري بافي، خاتم کاري و نگارگري پرداخته مي شود. با وجود آنکه از سال 1300 به اين سو کشور دچار يک خفقان سياسي مي شود و حتي آن ادبيات پر شر و شور مشروطه نيز به خاموشي مي گرايد و بسياري نيز به قتل رسيده(مانند ميرزاده عشقي يا فرخي يزدي) يا به کنج انزوا مي روند. اما شاگردان کمال الملک «راه او را ادامه داده و تا دهه دوم بعد از جنگ جهاني دوم نيز هنرهاي تجسمي ايران را زير نفوذ خود نگاه داشتند. براي مثال مرحوم «علي محمد حيدريان» (1370-1275) يکي از شاگردان کمال الملک، تا 1345 که بازنشسته شد، سرپرستي رشته نقاشي و معاونت دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران را به عهده داشت. شعار و عملکرد پيروان کمال الملک و آنچه تا امروز از خود باقي گذاشته اند اين بود که نقاشي يعني «تقليد» زيبايي هاي طبيعت و به تعبيري تقليد از طبيعت.
    بدينسان، نقاشي ايراني در زماني به طبيعت گرايي صرف نزديک گشته و شبيه به عکس شد که هنرمندان نوجوي اروپايي، مرزهاي نوين هنر ضد آکادمي را مي گشودند. امپرسيونيسم، در حال تکوين بود و نقاشان در جست و جوي در هم شکستن فرم ها. بنابراين وقتي که شاگردان کمال الملک معلومات خود را به نسل جديدي از هنرجويان انتقال داده بودند، ديگر دوران کوبيسم هم کم و بيش سپري شده بود.» تاثيرات فرهنگ عامه در آثار شاگردان کمال الملک نيز به مانند نمونه آثار بررسي شده از او، بيشتر به لحاظ موضوعي و نوع نگاه عاميانه و عامه پسندشان بوده است. آثار خلق شده در مکتب کمال الملک در اين دوره جديد و سپري شدن مشروطه و قاجار و حتي نمونه آثاري که در دوره قاجار کار شده اند، نوعي نگاه عاميانه را نسبت به نقاشي آشکار مي سازند که شايد ته مانده هاي آن را امروز در آموزشکده ها و فرهنگسراهاي شهرهاي کوچک و بزرگ مي بينيم. نقاشي براي اين افراد به معناي توانايي و مهارت فني لازم براي کشيدن اشيا و انسان در حالات مختلف به شکلي کاملاً واقع گرا و به دور از هرگونه ابهام و پيچيدگي است. موضوعات انتخابي هم بيشتر از زندگي روزمره گرفته مي شود که براي همه افراد از پيش آشناست و نقاش آنقدر در نقاشي زحمت به خرج مي دهد که پيش پا افتاده ترين موضوعات را به زيباترين شکل نشان دهد. به طور مثال حسين شيخ در جايي مي گويد: «نقاشان مدرن، نقاشي قاجار را هم خراب کرده اند. حيف از بوم، حيف از رنگ، آنها برمي دارند و چهره يک زن قاجاري را خيلي خوب مي کشند. بعد، به جاي پايش دو تا خط کج مي کشند. درست است که هنرمند بايد ابتکار داشته باشد و خيالي هم چيزهايي اضافه کند؛ اما به اين شرط که مثلاً اگر زني را مي بيند و او را مي کشد، لباس قشنگي تنش کند!»5
    
    
    

    
    
    منابع:
    
    1- گودرزي(ديباج)، مرتضي، جست و جوي هويت در نقاشي معاصر ايران، چاپ نخست، انتشارات علمي و فرهنگي، 1380، ص 8.
    2-آرين پور، يحيا، از صبا تا نيما، جلد اول، چاپ پنجم، شركت سهامي كتاب هايِ جيبي، تهران،1357، ص 225.
    3- آغداشلو، آيدين، «مقدمه اي بر نقاشي قاجاري»، فصلنامه حرفه:هنرمند، شماره 13، پائيز 1384، ص 90.
     4- افشار مهاجر، کامران، هنرمند ايراني و مدرنيسم، چاپ اول، دانشگاه هنر، تهران، 1384، ص 130 و 176
     5-شيخ، حسين، «شيخ به روايت شيخ»، فصلنامه هنر، شماره 21، تهران، زمستان، 1370، بهار 1371، ص 123.
    
    
    کمال الملک چه تصوري از نقاشي در ذهن مردم ساخت؟ / فرهنگ عامه و تاثيرات آن بر نقاشي دوره قاجار
    


 روزنامه ايران، شماره 6823 به تاريخ 20/4/97، صفحه 12 (تجسمي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 26 بار
    



آثار ديگري از "محمود مكتبي"

  پاول كله؛ شاعر رنگ ها / اثري سمبليك در هنر مدرن جهان
محمود مكتبي*، ايران 22/6/97
مشاهده متن    
  زيستن به رسم يك هنرمند / گفت و گو با روي استاب، از پيشگامان هنر محيطي
محمود مكتبي*، ايران 21/6/97
مشاهده متن    
  ادعاي گران هنرمند بودن! / نگاهي به نمايشگاه نقاشي هاي تهمينه ميلاني در گالري ايوان
محمود مكتبي*، ايران 19/6/97
مشاهده متن    
  جكسون پولاك، روايتگر بي داستان / اثري ويران كننده با قيمتي نجومي
محمود مكتبي*، ايران 15/6/97
مشاهده متن    
  مي خواهم تصويرگر زندگي واقعي باشم / گفت و گو با «رِكا سابو» هنرمند مجار درباره نمايشگاه «فراتر از درون» در گالري ژاله
محمود مكتبي، ايران 7/6/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه انسان و محيط زيست
متن مطالب شماره 3 (پياپي 57)، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است