|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/4/20: ياد محله نمدمال ها بخير
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6904
شنبه 28 مهر 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6823 20/4/97 > صفحه 9 (گزارش) > متن
 
      


ياد محله نمدمال ها بخير
گشتي در كارگاه هاي نمد مالي و كلاه مالي شهركرد

نويسنده: محمد مطلق


    
    «اون زمان بگذشت بابا! اون زمان که محله نمدمالا برو بيايي داشت. اينجا همه يا نمدمال بيدن يا کلامال، گيوه دوز و جل دوز و آ تختکش، آهنگر و مسگر و نجارم بيدن تک و توک. عصري که مي شد، آب و جارو مي زدن، کترياي گَل ديفار پر آب جوش با چوغ چايي درست مي کردن، آخ که چه صفايي داشت. پاک از اون ته دلُم مي گما بابا! اون زمان بگذشت؛ شب که مي شد، کاسباي محل که خونه مي رفتن، يه لامپا بيد يا نفت نداشت يا فتيله. يه چرخ چاه بيد و هرکي کلکي خودش رو آتيش مي زد. نه پول برق بيد نه پول آب. پاييز که مي شد، کرسي مي هشتن تو حياط، پنجاه تا استنبولي دود مي رفت هوا. تو يه خونه 40 تا بچه بيد. خوراکشون يا عدسي بيد يا سيرابي اما مهر و محبت زياد بيد بابا. همه تو حياط، نمد مالش مي دادن و کلاه. ننه مون با چوغه لباس مي شست. يا صابون خشتي بيد يا گِل و کتيرا. مثل حالا نبيد که آقا بره حموم نرم کننده بماله و فرق وا کنِد. اون زمان بگذشت بابا!»
    محمود رفيعيان تنها گيوه دوز شهرکرد چنان با حسرتي عميق، فلکه نمدمال هاي شهرکرد را توصيف مي کند که لحظه اي خودم را در 50 – 40 سال پيش اين محله حس مي کنم، که همه ساکنانش يا در خانه يا در مغازه، نمدمالي و کلاه مالي مي کردند. گيوه دوزها هم بودند البته؛ عده اي رويه را با قلاب مي بافتند، عده اي برايش با کرباس و متقال زيره درست مي کردند، عده اي تختکشي و آخر سر هم دوزنده ها که کار را تمام مي کردند. اما حالا از آن همه، تنها دوزنده اي مانده که زيره و رويه را آماده از اصفهان مي خرد و در ميدان فردوسي يا محله قديم نمدمال ها به هم مي دوزد. زيره هاي پلاستيکي را 150 هزار و «ملکي» يا همان زيره هاي کرباس و متقال را 300 هزار تومان مي فروشد.
    محمدرضا طاهرپور کارشناس صنايع دستي در مورد محله نمدمالان شهرکرد و نحوه تغيير آن، اين طور توضيح مي دهد: «خيلي از اين کارگاه ها از بين رفتند و آنهايي که ماندند به خاطر اضافه شدن دستگاه هاي پر سر و صدا مجبور شدند جا به جا شوند.» به گفته وي ،هنوز در شهرکرد حدود 30 کارگاه نمدمالي سرپا مانده است. يکي از کارگاه هاي سرپا مانده در محله نمدمال ها که بدون دستگاه و با همان شيوه قديمي مالش نمد با دست و ساعد کار مي کند، کارگاه نادر امينيان دهکردي است؛ جواني که هنوز جواز کسب پدربزرگش را بر ديوار کارگاه دارد: «رضا امينيان مجاز است يک باب مغازه در تصدي خودش داشته باشد.» تاريخ جواز به 55 سال پيش برمي گردد. زماني که نمد پرکاربرد بود؛ خانه ها زيرمنقلي و روکرسي و پادري مي خواستند و چوپانان کولجه يا کوله و شنلي که بتوانند بي هراس از سرما يا دندان تيز خرس در کوهستان بخوابند.
    نادر هنوز هم شنل درست مي کند. بعضي از شنل ها آستين ندارد اما طوري تا خورده اند که آستين دار به نظر برسند: «هم جلوي نفوذ سرما را مي گيرد هم گرما. زمستان از کيسه خواب هم گرم تر است. مي شود با اين شنل نمدي شب تا صبح توي برف خوابيد. به آستين دارها کپَنَک مي گوييم. بعضي هم کوتاهش را دوست دارند.» يک شنل آستين دار از «اشگل» آويزان است. خوب که نگاه مي کنم مي بينم سرآستين جايي براي بيرون آوردن دست ندارد. با خودم مي گويم چوپان با اين شنل چطور چوب دستش مي گيرد؟ راستش را بخواهيد شنل نمد، آنقدر سنگين هست که نشود از رخت آويز آويزان کرد. براي همين آويز مخصوصي هم دارد که با چوب و چرم درست مي کنند و به آن اشگل مي گويند. طاهرپور مي گويد: «نه گلوله از شنل نمدي رد مي شود و نه دندان خرس.» نکته جالب تر اينکه نمد را چون با صابون مي مالند، هرگز آن را نمي شويند چون نرم مي شود مخصوصاً شنل که ديگر به تن چوپان بيچاره زار مي زند، اما اگر کيف يا يک تکه پادري نمدي داريد و با نرم شدنش مشکلي نداريد مي توانيد تميز شست و شويش دهيد.
    خب اشگل را که ياد گرفتيد، يکي ديگر از ابزار مربوط به اين شغل «پنجه» است که با آن پشم را پخش مي کنند. چيزي شبيه دست با 6 انگشت. مي گويم اينکه 6 انگشت دارد چرا اسمش را گذاشته ايد پنجه؟ نادر مي خندد و مي گويد تا حالا به اين موضوع فکر نکرده. او هر شنل را 350 هزار تومان مي فروشد و اگر کسي 3 گوني پشم خوب برايش بياورد و
    50هزار تومان هم بالايش بدهد، حاضر است يک شنل دلخواه برايش درست کند يا هرکدام را که پسنديده، بردارد.
    نمدمال هاي شهرکرد، کارهاي معمولي را با پشم محلي و کارهاي فانتزي را با پشم وارداتي مرينوس درست مي کنند. اما نکته مهم اينکه کلاه مال ها نه با پشم بلکه با کرک بز، کلاه درست مي کنند که تعداد آنها هم کم شده و حالا در خيابان فردوسي يکي دو کلاه مال بيشتر نمي شود پيدا کرد. يکي از آنها مهدي شيخ شاهرخ پيرمرد 75 ساله اي است که هنوز هم در ميان ايلات و عشاير دور و بر کلاه او ارج و قربي دارد: «من و بهزاد مانده ايم. بهزاد هم يک روز هست يک روز نيست.» شيخ شاهرخ با کيسه حمام سياهي که رنگ کلاه را به خود گرفته، دارد پرداخت مي دهد. تابه و چراغش هم سياه است. تابه، برعکس ساجي که قديم روي آن نان مي پختند، گود است اما از اينکه بگذريم، در نگاه اول آدم را ياد همان ساج هاي آهني مي اندازد که از زير گرم و آماده مي شد براي پخت نان. کلاه مال کرک را در تابه گرم مي کند و صابون به خوردش مي دهد تا وقتي که فرم گرفت بعد قالب مي کند که معمولاً کله اي از چوب گردوست. شيخ شاهرخ به قالب بزرگي اشاره مي کند و مي گويد: «ديگر کله از اين بزرگتر نداريم.» کله ها آنقدر کلاه به سر گذاشته اند که انگار چيزي انساني در آنها باقي مانده است. آنها در قفسه اوستا شيخ شاهرخ به قطار ايستاده اند و به گفت و گوي ما گوش مي دهند:
    «هر طايفه اي يک جور کلاه را مي پسندد. بازفتي ها کلاه کوتاه و مشکي، نجف آبادي ها يک جور، کوهرنگي ها يک جور. بعضي ها سفيد، بعضي قهوه اي و بعضي سياه. هر طايفه اي کلاه خودش را دارد.»
    مي خواهم به يکي از کارگاه هايي که با دستگاه کار مي کنند هم سري زده باشم. کارگاه حبيب الله احمدپور در شهرک صنعتي نيمه تعطيل شهرکرد. او حدود 70 سال سن دارد و خيلي دير به اين شغل روي آورده يعني از 50 سالگي اما نمدمالي در شهرکرد چيزي نيست که آموزش پيچيده اي نياز داشته باشد. آنها اگر از بچگي و در خانه هم اين صنعت را نديده باشند، حتماً دور و بر خود آدم هاي زيادي را ديده اند که نمدمالي مي کنند.
    دستگاهي که از آن حرف مي زنند درواقع کاري نمي کند جز کوبيدن نمد که آن هم لااقل بايد 20 بار خاموش کرد، عيب کار را گرفت و دوباره لاي دو لبه آهن گذاشت تا کوبيده شود. با اوستا حبيب الله حرف مي زنم اما همچنان نگران دو پسر او هستم که يکسره دستشان را لاي دستگاه فرو مي کنند تا قبل از کوبش بعدي، لوله نمد را سرجاي درستش بگذارند: «از پشم محلي روکش صندلي و کمربند طبي و اين چيزها مي سازيم و از مرينوس هم نمد کيف و کفش. قبلاً که محله نمدمال ها بوديم خيلي سفارش مي گرفتيم ولي الان کم شده. اگر کسي بود که اين روکش هاي صندلي را رد کند خارج خوب بود. خارج خريدار دارد ولي کسي نيست رد کند.» روکش نمد حتي جلوي آفتاب هم نمي گذارد صندلي داغ شود و در فصل سرد هم بدن راننده را گرم نگه مي دارد.
    وحيد پسر حبيب الله دو سال بيشتر نيست که وارد اين شغل شده اما خلاقيتش زبانزد است. او با الهام از پنجره هاي ارسي، زيراندازهايي ساخته که تنه به تنه فرش مي زند. حتي ياد گرفته نمد را لايه لايه روي هم بگذارد و طرح را به شکل سه بعدي درآورد. در بازارچه صنايع دستي شهرکرد، کيف و کفش هاي نمدي، کلاه مکزيکي ها رنگ به رنگ نمدي و زيراندازها و پادري هاي نمدي چنان چشم نوازي مي کنند که حد ندارد. اينجا مي شود کار را تمام شده ديد؛ باب سليقه مشکل پسندها و به شکل باورنکردني امروزي. با نمد چه چيزها که نمي شود ساخت؛ کوله و شنلي براي چوپان، کمربندي براي بيمار، روکشي براي صندلي، کلاهي براي شاليکار، کفشي براي ميهماني و فرشي براي تزئين خانه زوج امروزي.
    
    ياد محله نمدمال ها بخير / گشتي در کارگاه هاي نمد مالي و کلاه مالي شهرکرد
    


 روزنامه ايران، شماره 6823 به تاريخ 20/4/97، صفحه 9 (گزارش)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 19 بار
    



آثار ديگري از "محمد مطلق"

  ديگران كاشتند و ما خشكانديم / گزارش تحقيقي و مشاهدات ميداني خبرنگار «ايران» از تاثير اجتماعي خشكسالي بر اصفهان و چهارمحال و بختياري
محمد مطلق، ايران 11/6/97
مشاهده متن    
  نسل خاطره، نسل نرم افزار
محمد مطلق*، ايران 15/5/97
مشاهده متن    
  چرا ايران جوان؟
محمد مطلق*، ايران 8/5/97
مشاهده متن    
  عمارتي كه در آن امثال و حكم زاده شد / گشتي در «چالشتر» شهركرد
محمد مطلق، ايران 2/5/97
مشاهده متن    
  13 كيلومتر نحس / گشتي در جاده هاي چهار محال و بختياري
محمد مطلق، ايران 27/4/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه پردازش علائم و داده ها
متن مطالب شماره 2 (پياپي 36)، 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است