|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم97/4/20: تيك آف در مسير تدمر - ديرالزور
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5226
دو شنبه 23 مهر 1397



خدمات سايت




 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 5149 20/4/97 > صفحه 7 (فرهنگ) > متن
 
 


تيك آف در مسير تدمر - ديرالزور
با ابراهيم رشيد بيشتر آشنا شويم افسري كه در عمليات مستشاري در سوريه به شهادت رسيد

نويسنده: محمدصادق عليزاده

برف سنگين ميانه هاي زمستان خيلي ها را بهتزده کرده بود. از همه بيشتر مسافراني که در اتوبان تهران قم در تردد بودند. حالا بارش سنگين برف، اين شاهراه حياتي جنوب تهران را قفل کرده بود. قضيه اما فقط محدود به اتوبان تهران قم نماند. اتوبان غرب پايتخت در مسير قزوين - زنجان هم وضعيت مشابهي داشت. گير کردن دوازده سيزده ساعته مردم در برف براي خودش تبديل به خاطره اي شد و در راه ماندگان علاوه بر آن که با تماس هاي تلفني دنبال دادن خبر سلامتي خودشان بودند، تصاوير شکار کرده را هم راهي اينستاگرام و ديگر شبکه هاي اجتماعي مي کردند. شايد زودتر از همه خبر به نيروهاي تيپ 20 مکانيزه رمضان رسيد. يکي از تيپ هاي رزمي نيروي زميني سپاه که از قضا، محل استقرارشان همان بيخ اتوبان و نزديک راه است. همين هم شد که يگان زرهي و موتوري تيپ، استارت بخورد از در پادگان بزند بيرون. لندکروزهاي 24 سوپاپ و خاکي رنگِ دو ديفرانسيل سپاه، زده بودند توي دنده کمک و افتاده بودند پي امداد مسافراني که حالا وسط برف گير کرده بودند. از معدود دفعاتي بود که حضور نفربرهاي زرهي يک نيروي کلاسيک نظامي وسط اتوبان نه تنها کسي را متعجب نکرد که برعکس، براي خيلي ها تبديل شده به فرشته نجات! ماشين آلات سنگين تيپ هم افتادند به جان برف هاي تلنبار شده اتوبان! نيروهاي تيپ مکانيزه 20 رمضان چه آن زمان که در سال 65، علي شمخاني دبير فعلي شوراي عالي امنيت ملي و فرمانده وقت نيروي زميني سپاه، نامه انتقال آنها را قرارگاه قدس به قرارگاه کربلا صادر کرد و چه بهمن 96 که ادوات زرهي و نظامي شان را کشانده بودند روي اتوبان آسفالته تهران قم يک هدف را مد نظر داشتند. شايد خيلي ها همان زمان هم نمي دانستند که بعضي از همين نظامياني که الان براي کمک به زن و بچه در راه مانده مردم روي جاده بالا و پايين مي روند، يا خود يا همکاران شان دستي هم در نبردهاي چند هزار کيلومتر آن سوتر از مرزهاي رسمي کشور دارند. ابراهيم رشيدي معروف به رشيد يکي از همين ها بود.
    تيپ مکانيزه رمضان که در سال 65 يک گردان زرهي بيش نبود حالا بعد از سه دهه تبديل به يک ارکان رزمي نيروي زميني سپاه تبديل شده بود. نيروهايي به آن اضافه شده بودند که نه تنها روزهاي سخت و کشدار جنگ را در دهه 60 تجربه نکرده بودند بلکه خيلي هايشان در آن روزها کودک و نوجواني بيش نبودند. تقدير اما اين بود که گردان زرهي رمضان بماند و خودش بشود محل رشد و تربيت آدم هايي که هرچند جنگ را نديده اند، اما جنگاور هستند.
    
    روستايي در حاشيه اتوبان قم کاشان
    خانواده رشيد اهل قم بودند. هنوز هم هستند. واقعيتش را بخواهيد اهل يکي از روستاهاي اطراف قم به نام صرم. طبق اطلاعاتي که از اين روستا در اينترنت وجود دارد، روستايي کوچک از توابع بخش کهک شهرستان قم است. همان جايي که چند صد سال قبل ملاصدرا هم روزگاري را در آن گذرانده بود. اگر قم را به سمت کاشان برانيد، اين روستا در سمت راست جاده قرار دارد. روستايي تاريخي با قدمت 3000سال قبل که اين روزها خشکسالي، نفس ش را تنگ کرده. حدود 2400 نفر هم هنوز در آن سکونت دارند. ابراهيم هم سال ها بعد مسير برادرش ابوالقاسم را ادامه داد و به سپاه پاسداران پيوست. او شده بود تخريب چي و مختصص در طراحي و خنثي کردن تله هاي انفجاري.
    
    ابراهيمِ در مسابقه «ضدگلوله»
    تخصص خاص ابراهيم باعث شد تا در بعضي برنامه هاي تلويزيوني که با انفجار و توپ و ترکش همراه است، بشود مشاور نظامي. اگر اسم برنامه «ضدگلوله» به گوش تان خورده شايد جالب باشد که بدانيد،ابراهيم يکي از مشاوران نظامي اين برنامه بود. او حدود 14 ماه با اين برنامه همکاري کرد. روايت يکي از خبرنگاراني که دي ماه گذشته براي پوشش خبري از مرحله نهايي اين برنامه به شهرک سينمايي دفاع مقدس رفته بود، خواندني است. عليرضا خوب بخت، خبرنگار خبرگزاري تسنيم ابراهيم را اين گونه روايت کرده است:
    «سيزدهم دي ماه پارسال سازمان اوج از ما دعوت کرد تا براي پوشش مراسم اختتاميه مستند مسابقه ضد گلوله به محل ضبط اين برنامه در تيپ مکانيزه 20 رمضان سپاه برويم. تعدادي خبرنگار و عکاس خبرگزاري هاي ديگر هم همراه ما بودند. زماني که به تيپ رمضان رسيديم، سردار پاکپور هم لحظاتي پس از ما براي سخنراني و اهداي جوايز نفرات برتر اين مسابقه در محل تيپ حاضر شد. پس از دقايقي، شرکت کنندگان مسابقه و همه حاضرين براي آغاز مراسم اختتاميه به سالن برگزاري اين مراسم رفتيم. من هم بر روي يکي از سکوهاي سالن نشستم که از قضا در فاصله کمي با فرد لاغر اندام پر تحرکي که لباس نظامي کويري پوشيده بود و خنده اي روي لب داشت نشستم. بعداً فهميدم او را رشيد صدا مي زنند.»
    
    هدف: خنثي کردن تله هاي انفجاري
    با بالا گرفتن بحران در سوريه و عراق، پاي نيروهاي ايراني هم به اين کشورها باز شد. عراق همسايه ايران بود و هرگونه تلاطم در وضعيت امنيتي آن، خواه ناخواه روي کمربند امنيتي ايران هم تاثير مي گذاشت. سوريه هم از قديم الايام متحد سنتي جمهوري اسلامي محسوب مي شد و حتي در روزهاي جنگ و مجادله صدام با جمهوري اسلامي هم جانب ايرانيان را گرفته بود. رشيد و امثال رشيد به عنوان متخصص تخريب از کساني بودند که حضورشان اهميتي حياتي در منطقه داشت. استفاده از تله هاي انفجاري براي تلفات گرفتن از نيروهاي مقاومت از شگردهاي تکفيري ها بود. هرچند در اين ميان از کمک هاي مستقيم و غيرمستقيم اسرائيلي ها هم بي بهره نبودند. در چنين وضعيتي بود که حضور ابراهيم و همکاران او براي خنثي کردن چنين شگردهايي اهميت دوچندان پيدا مي کرد.
    ابراهيم در يکي از معدود مصاحبه هاي تصويري که از او بر جاي مانده اعلام مي کند که حدود 300 تله انفجاري را خنثي کرده است. آنقدر در اين حوزه اعتماد به نفس پيدا کرده که روبه رو شدن با تله هاي انفجاري برايش به يک موضوع عادي و پيش پا افتاده تبديل شود و به شوخي و خنده بگويد اگر قرار است شهيد شود بهتر است با گلوله مستقيم دشمن به شهادت برسد تا اين که پاي يک تله انفجاري راهي عالم ديگر شود. انگار رويايي مستقيم با دشمن، براي او شيريني ديگري داشت. تقدير اما اين بود که ابراهيم در کنار يکي از همين تله هاي انفجاري، خدا را ملاقات کند.
    
    تير 97؛ جاده تدمر - ديرالزور
    طبق معمول رفته بود براي خنثي کردن يکي از همين تله هاي انفجاري. طبق گفته خودش نبايد چندان هيجان زده شده بود. کسي که خنثي کردن بيش از 300 تله را در کوله بار تجربياتش دارد نبايد از روبه رو شدن با يک تله انفجاري مثل همه تله هاي ديگر هيجان زده شود. با اين حال گويا سرنوشت ديگري براي او رقم خورده بود. آفتاب دهم تيرماه در حال غروب بود که خبر شهادت يکي ديگر از نيروهاي مستشاري ايران به دفتر فرماندهي نيروهاي ايراني در سوريه مخابره شد. بالاي برگه خبر در کنار نام رزمنده جوان ايراني نوشته بود: ستوان يکم پاسدار، اعزامي از تيپ 20 مکانيزه رمضان!
    
    خانواده رشيدها
    خانواده رشيد خانواده عجيبي هستند. آنها رشيد قبل از اين يک پسرشان را هم تقديم انقلاب کرده بودند. ابوالقاسم برادر بزرگ تر ابراهيم از رزمندگان قمي بود که در همان روزهاي سخت و کشدار جنگ در دهه 60، روانه جبهه شده بود. هرچند خبر شهادتش به خانواده رسيده بود اما پيکرش تا شش سال بعد از اتمام جنگ بازنگشت. در نهايت اما سال 73 در تفحص هايي که در مناطق عملياتي صورت مي گرفت، پيکر ابوالقاسم شناسايي شد و به خاک ميهن بازگشت. ابراهيم هشت ساله بود که بقاياي پيکر برادر شهيدش را دفن کردند.
    
    يک شهيد دهه شصتي
    ابراهيم از نسل قبل رزمندگان نبود. او مثل خيلي از ماها دهه شصتي بود. متولد 1365. زودتر از خيلي از ماها ازدواج کرده بود. دو فرزند هم داشت. دوازدهم تيرماه وقتي پيکرش را به ايران آوردند، همسر و دو فرزندش در کنار هم آخرين تصوير خانوادگي را گرفتند. با اين تفاوت که برخلاف همه تصاوير خانوادگي ديگر، پدر اين مرتبه در تابوتي پيچيده در پرچمي سه رنگ دراز کشيده و چشمانش را بسته بود. تصويري که در شبکه هاي اجتماعي بازخورد زيادي داشت و خيلي هم دست به دست شد.
    
    مراقب همسرم باشيد!
    ابراهيم در وصيت نامه اي که بهمن 1396 نوشته دست روي بعضي مسائلي گذاشته که خواندن سطرهايي از آن خالي از لطف نيست: در اين زمان که اينجانب جسماً کنارتان نيستم بخاطر تمام ضعف ها و کمبودهايم حلاليت مي طلبم... در ديدگاه کلان، نوع مسئوليت مهم نيست، بلکه انجام صحيح آن اهميت دارد و جزءترين نيروها و مسئوليت ها با سهل انگاري و سستي ممکن است بزرگ ترين ضربه را بزنند: به خاطر ميخي نعلي افتاد**به خاطر نعلي، اسبي افتاد* به خاطر اسبي، سواري افتاد** به خاطر سواري، جنگي شکست خورد* به خاطر شکستي، مملکتي شکست خورد** و همه اينها به خاطر کسي بود که ميخ را محکم نکوبيده بود. دقت داشته باشيم خدايي نکرده روزي اين متن گوياي حال ما نباشد و ان شاء ا... همه رزمندگان اسلام در هر نقطه و مسئوليتي که هستند به نحو احسن کار خود را انجام مي دهند و انقلاب و اسلام هميشه سربلند مي شود و هست و پرچم انقلابمان توسط نائبش به صاحب اصلي آن مي رسد. خانم سميه عسگري فرزند علي همسر اينجانب مي باشد و تمام حق و حقوق اينجانب به ايشان مي رسد.
    دوستان و خانواده عزيزم هيچ وقت همسرم را تنها نگذاريد و نگذاريد تنها بماند...
    تيک آف در مسير تدمر - ديرالزور / با ابراهيم رشيد بيشتر آشنا شويم افسري که در عمليات مستشاري در سوريه به شهادت رسيد
    


 روزنامه جام جم، شماره 5149 به تاريخ 20/4/97، صفحه 7 (فرهنگ)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 11 بار



آثار ديگري از "محمدصادق عليزاده"

  بانك هايي كه فيلم در مي آورند / به مناسبت اكران يك فيلم جديد با سرمايه بانك ملت سرمايه گذاري بانك ها در سينما را مرور كرده ايم
محمدصادق عليزاده، جام جم 22/7/97
مشاهده متن    
  دو ديفرانسيل بامعرفت / سراغ وانت تويوتاي اف جي 40 رفته ايم كه برخلاف شركت سازنده اش خدمات زيادي به ايراني ها در طول جنگ كرد
محمدصادق عليزاده، جام جم 5/7/97
مشاهده متن    
  بچه هاي آسمان / 5 روايت از سابقه كودك كشي از «طاها» تا «قانا»
محمدصادق عليزاده، جام جم 3/7/97
مشاهده متن    
  5 پرده از حماسه / حادثه تروريستي در اهواز از زاويه اي متفاوت
محمدصادق عليزاده *، جام جم 1/7/97
مشاهده متن    
  تركش هاي دوستانه يك گزارش
محمدصادق عليزاده *، جام جم 26/6/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه مطالعات معماري ايران
متن مطالب شماره 13، بهار و تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است