|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 97/7/10: روايتي از عصر انقلاب
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3268
دو شنبه 23 مهر 1397



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3257 10/7/97 > صفحه 8 (تاريخ) > متن
 
      


روايتي از عصر انقلاب



گروه انديشه: انقلاب فرانسه در كنار دو انقلاب بريتانيا و نيز جنگ هاي استقلال آمريكا خالق عصر انقلاب است. بااين حال، انقلاب فرانسه متاثر از دو انقلاب ديگر تا حدي پديده تاريخي جدايي بود كه مفهوم مدرن انقلاب را ضرب كرد، انقلابي كه انقلابيون افراطي آمريكا خود را در آن ميانه رو يافتند. اگر در پي انقلاب صنعتي بريتانيا راه آهن، كارخانه، ماشين بخار و مواد منفجره براي دگرگوني عصر سنتي اجتماعي و اقتصادي جهان فراهم شد، انقلاب سياسي فرانسه نظم قديم را از بنياد منهدم كرد، پرچم هاي سه رنگ را به نماد ملت- دولت هاي نوظهور بدل ساخت، عصر بالزاك را جاي عصر مادام دوبواري نشاند، ارتش آن كل اروپا را درنورديد و سياست آن را از 1789 تا 1917 به مبارزه يا حمايت از اصول 1793 گره زد. كافي است جهان را بدون اشيا، مفاهيم و نام هاي سياسي تصور كنيد كه انقلاب هاي صنعتي بريتانيا و سياسي فرانسه به وجود آورده اند تا پي به اهميت اين انقلاب ها ببريد. بي ترديد تسلط كامل سياسي و نظامي اروپا بر جهان محصول عصر انقلاب است، اگرچه براي مردم اين جهان و جهان غيراروپايي شرايط و وسايل پاتك را نيز فراهم كرد. جهاني كه با نخستين كارخانه دنياي جديد در لانكاشاير، بناي نخستين شبكه راه آهن و فتح زندان باستيل آغاز شده بود به انقلاب هاي 1848 رسيد، به كمون پاريس و شبح كمونيسم كه همه اروپا را درنورديد. گزارش ها و تحليل هاي بسياري تاريخ عصر انقلاب را روايت كرده اند. شايد يكي از مهم ترين آثار در اين زمينه از آن اريك هابزبام، تاريخ نگار بريتانيايي، است. اما يكي از جديدترين گزارش ها از عصر انقلاب كه ترجمه فارسي آن نيز در دسترس است، روايت رابرت جيلديا در كتاب «فرزندان انقلاب» است كه در قاب انقلاب فرانسه - از پايان جمهوري اول تا آغاز جنگ اول جهاني - به بازخواني عصر انقلاب مي پردازد. وجه تمييز اين روايت نسبت به تاريخ نگاري هاي ديگر نگاه متفاوت تاريخ نگار به نمونه هاي فردي در بستر اجتماعي و موقعيت هاي جمعي است. اين كتاب كه در سال 2008 منتشر شد و با ترجمه خواندني اكبر معصوم بيگي در دسترس است مي كوشد تقريبا همه جنبه هاي زمانه اي پرجوش و خروش و در حال دگرگوني و نيز همه جنبه هاي زندگي مردماني را كه در اين دوره زندگي كرده اند، به دقت روايت و بررسي كند.

جيلديا پنج نسل را گزارش و خاطره انقلاب را نسل به نسل روايت مي كند. اين پنج نسل را در دوره اي تاريخي كه براي كتاب تعيين كرده دنبال مي كند. نخست از نسل كساني مي نويسد كه حدود سال 1760 متولد شدند. آنها يا در رخدادهاي 1789 و پس از آن شركت داشتند يا هم عصر آن بودند. دوم به نسل آنهايي مي پردازد كه حول وحوش سال 1800 به دنيا آمدند و تصور و تجربه اي از انقلاب قبلي نداشتند، با اين حال فرزندان شان نسل سوم را تشكيل مي دهند كه در حدود سال 1830 متولد شدند و كودكي شان هم زمان بود با شورش هاي ژوئن 1848. چهارم نيز نسل كساني است كه حول وحوش سال 1860 چشم به جهان پس از انقلاب گشودند و طي جنگ فرانسه و پروس و حكومت كمون پاريس در فاصله 1870 تا 1871 كودكي خود را گذراندند.  و نسل آخر مدنظر جيلديا نسل متولدان حدود 1890 است كه دور از خانه جان دادند. جيلديا مواجهات و مشاهدات پنج نسلي را كه هم پوشاني داشتند تاريخ عصر انقلاب مي نامد: كساني كه فروپاشي سلطنت خاندان بوربن را ديدند، تاسيس و شكست جمهوري اول، ظهور و افول ناپلئون اول، بازگشت سلطنت، برآمدن جمهوري دوم و سوم و از همه مهم تر دوره اي را ديدند كه هنوز به رؤياهاي ما شكل مي دهد. ماحصل اين كتاب را  مي توان آشنايي با تاريخ جديد مردماني بدانيم كه بيشترين نقش و تاثير را در شكل دادن به عصر ما داشته اند.

كتاب با كشتار بزرگ بعد از انقلاب آغاز مي شود و تقريبا صد سال بعد با كشتار بزرگ تري كه در جريان جنگ اول رخ مي دهد به پايان مي رسد. آنچه در اين فاصله 105ساله روايت مي شود تاريخ قرن خونين نوزدهم فرانسه است كه در آن هر نسلي از «فرزندان انقلاب» جنگي يا انقلابي ديده است. فرانسه قرن نوزدهم از يك سو، از جمله سرمشق هاي بزرگ و فراگير فرهنگي در سراسر جهان است، با ادبيات، فلسفه، هنر، شعر و فناوري مدرني كه جهان را تحت تاثير خود قرار داد، و از سوي ديگر، سرزمين انقلاب و شورش عليه ستم و نامردمي، سرزمين هرج ومرج هاي سياسي و اجتماعي هم هست و هر نسل از فرزندان انقلاب بزرگ فرانسه دستخوش جنگ ها، انقلاب ها و وحشت هاي خاص خود بوده اند. روايت جيلديا از رويدادهاي فرانسه قرن نوزدهم كه شامل انبوهي از اطلاعات تاريخي، سياسي، فرهنگي، ادبي و اقتصادي است نشان مي دهد چگونه بورژوازي فرانسه با كنارزدن سلطنت و عقبه هاي آن و سركوب خونين حكومت كارگران در كمون پاريس، سرانجام توانست تحت لواي هويت ملي و متحدكردن فرانسه همه موانع را از سر راه بردارد و بر رقيبان خود پيروز شود و منافع يك طبقه را منافع همه طبقات اجتماعي جلوه دهد. او نشان مي دهد كه چگونه انقلاب، فرانسه را به دو اردوي آشتي ناپذير تقسيم كرد: يك اردوگاه خيال بازگرداندن رژيم سابق را در سر داشت، سلطنت را تقديس و سلطنت از آن محافظت مي كرد و از انقلاب متنفر بود و اردوگاه ديگر باور داشت كه انقلاب براي سرنگون ساختن رژيم سابق كه از اصلاح خود سر باز مي زد و حق هر انساني را در برخورداري از آزادي و خودفرماني زير پا مي گذاشت ضرورت داشت. جيلديا در روايت خود نشان مي دهد نظم نويني كه انقلابيون آغاز كرده بودند به همه بخش هاي زندگي فرانسوي راه يافته بود. مثلا نشان مي دهد كه انقلابيون به جاي تقسيم فرانسه به استان ها و انبوهي از ديگر حوزه هاي قضايي، آن را به هشتاد وسه برزن يا بخش كم و بيش برابر تقسيم كردند كه به دست مجريان محلي برگزيده اداره مي شد. همچنين مي توان به فروش زمين هاي كليسا براي حل بحران مالي دولت اشاره كرد كه ملك داري را در جامعه فرانسه گسترش داد، يا زنان از طريق قانون طلاق و نيز انحلال جلسه ها رهايي يافتند و به عنوان مبلغ وارد عرصه هاي سياسي شدند، آزادي مطبوعات و تئاتر بحث سياسي را در مقياسي بي سابقه آزاد كرد.

رويكرد تاريخ نگاري جيلديا در كتاب حاضر برخلاف تاريخ نگاري از بالا كه سلطه اي طولاني در تاريخ نگاري جهان داشته، تاريخ نگاري اجتماعي و از پايين است و مي كوشد تاريخ حاشيه ها، گروه ها و طبقات پايين جامعه فرانسه را از 1799 تا 1914 روايت كند: از تاريخ جنبش هاي اجتماعي اين گروه ها و طبقات و نقش آنها در فرايند تكوين جامعه فرانسه و اروپاي قرن نوزدهم، گرفته تا تاريخ فعاليت هاي اجتماعي- سياسي مردم. تاريخي كه جيلديا در اين كتاب روايت مي كند عامليت تاريخي را نه منحصرا به فرادستان و نهادهاي اجتماعي و سياسي بلكه بيشتر به نقش مردم در تحولات اين دوره مي دهد و نقش سياست و مردم را در فرايند دگرگون كردن ساختارها نشان مي دهد. به همين دليل دامنه سوژه هاي تاريخي كتاب حاضر بسيار گسترده است: از دهقانان تا كمونارها، از انقلابيون و سربازها تا كشيش ها، از فمينيست ها تا چهره هاي ادبي مثل بالزاك، هوگو، استاندال، فلوبر و زولا. در چنين زمينه اي است كه روايت جيلديا از تاريخ فرانسه سده نوزدهم، تاريخ «فرزندان انقلاب» فرانسه است.

روايتي از عصر انقلاب


 روزنامه شرق ، شماره 3257 به تاريخ 10/7/97، صفحه 8 (تاريخ)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 10 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه سفينه
متن مطالب شماره 59، تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است