|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق97/7/10: پانتوميم؛ جذاب فراموش شده
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3306
دو شنبه 12 آذر 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3257 10/7/97 > صفحه 9 (تئاتر) > متن
 
      


پانتوميم؛ جذاب فراموش شده
زهرا شايان فر از تجربه تئاتر كودك مي گويد


آخر هفته هاي عمارت نوفل لوشاتو به نمايش «جادوي پاهاي من»، تازه ترين اثر گروه تئاتر «صلح» با نويسندگي زهرا شايان فر و كارگرداني مشترك زهرا شايان فر و سياوش قلعه وردي اختصاص دارد و اين نمايش پنجشنبه ها و جمعه ها ساعت 16 در سالن شماره يك عمارت نوفل لوشاتو روي صحنه مي رود. اين نمايش كه مختص كودك و نوجوان آماده شده، داستان دختربچه اي با ذهن پرسشگر است كه هر مسئله ساده برايش معمايي پيچيده مي شود. او با همراهي تماشاگران در يك ماجراي پليسي به حل معما مي پردازد. به بهانه اين اجرا با زهرا شايان فر، نويسنده و كارگردان نمايش، گفت وگو كرده ايم.

 در «جادوي پاهاي من» شاهد فضايي فانتزي هستيم كه اين وجه از پرستيژ بازيگران تا برخي از شخصيت ها را دربر مي گيرد. چه ميزان مخاطبان كودك توانسته اند با اين فانتزي ارتباط برقرار كنند؟

بچه ها در مراحلي از زندگي به دوره جاندارپنداري مي رسند. يك كودك مي تواند به راحتي با تمام اشياي اطرافش ارتباطي مانند موجودات زنده داشته باشد. بسياري از آدم بزرگ ها هم اين احساس را دارند. اشيا براي اين افراد هويت دارند و حتي براي آنها نام در نظر مي گيرند و مانند يك شخص با آن اشيا رفتار مي شود. درواقع جاندارپنداري بخشي از روح و روان كودك است. همين مسئله سبب مي شود وقتي درباره اشيا تئاتر مي سازيم، به راحتي قبول كند كه برخي از اشيا زنده هستند. در نتيجه اصلا كار دشواري در پيش نداشتيم. اغلب نمايش هاي كودك هم از اين بخش روان شناسي كودك استفاده مي كنند و كودكان هم آن را مي پذيرند، باور مي كنند و از آن لذت مي برند. جهاني كه روي صحنه خلق كرده ايم، از فيلتر ذهني يك كودك گذشته است. ما تلاش كرديم بخشي از تخيل هاي جهان كودكي را به صورت اجراي صحنه اي نشان دهيم؛ از اين جهان به عنوان يك ابزار استفاده كرديم و روي صحنه به خيالات خورشيد جان داده ايم. اين رويكرد كاملا دست ما را باز گذاشت و اجازه داد در تمام بخش هاي نمايش موسيقي و رنگ و نور و طراحي ها به اين شكل نزديك شويم و شيريني كار را افزايش دهيم. به همين دليل است كه بچه ها به راحتي با خورشيد ارتباط برقرار مي كنند و با او همراه مي شوند و در نمايش مشاركت مي كنند. در نتيجه فانتزي باعث دورشدن بچه ها نشد، بلكه آنها به راحتي اين بخش را پذيرفتند و با خورشيد همراه شدند.

 در برخي از بخش هاي نمايش شاهد اجراي پانتوميم هستيم كه به ظاهر مجزاست، اما به مرور متوجه مي شويم اين بخش كاملا با داستان همراه است. با چه رويكردي اين بخش را به نمايش افزوديد؟

وقتي من و سياوش قلعه وردي درباره متن و شيوه اجرا با هم صحبت مي كرديم، متوجه شديم در نمايش بخش هاي ديالوگ محورمان كه با گپ وگفت با تماشاگر پيش مي رود بسيار زياد است و كمتر به خانواده و نشان دادن اعضاي خانواده پرداخته ايم. تصميم گرفتيم ماجرا تنها ميان آقاجان و خورشيد اتفاق نيفتد و تمام خانواده در اين داستان شريك باشند. ابتدا به اين فكر كرديم كه چگونه اعضاي خانواده را وارد بازي اي جذاب تر كنيم تا بيننده هم علاوه بر خورشيد از آن لذت ببرد. در زمان نگارش اين بخش حس كردم لازم نيست شخصيت ها حرفي بزنند و لازم است مقداري روي تصوير و مضمون كار كنيم. نخستين تابلويي كه در اين ژانر وارد شد، ايده سياوش قلعه وردي بود تا يك فضاي كاملا متفاوت از روند داستان براي اين شخصيت ها در نظر بگيريم و حتي مي توانيم شيوه اجرائي اين بخش را كاملا متفاوت از باقي فضاي داستان در نظر بگيريم. در جريان اتودهايي كه مي زديم، وقتي اتودهاي پيشنهادي را ديدم، حس كردم پانتوميم بسيار خوب است. از سويي ديگر شهرام نيك كار و فرهاد شكرالله زاده مسلط به پانتوميم هستند و در لحظات پانتوميم كاملا با يكديگر هماهنگ هستند.

 البته نوعي بحث آموزشي هم در اين بخش ديده مي شود.

دقيقا. تسلط اين افراد به پانتوميم و نمايش بدون كلام اين اعتماد را براي من ايجاد كرد كه داستان هاي كوتاهي را در راستاي اجرا و آموزه هايي كه به شرايط امروز مربوط است، همچون بخشي كه درگيري آدم ها را نشان مي دهند يا مبحث كم آبي كه امروز همه را درگير كرده است، براي اين دو شخصيت بنويسيم تا به صورت پانتوميم آنها را اجرا كنند. اين بخش ها بار آموزشي بيشتري دارند چون در اين داستانك هاي كوتاه نكاتي را كه درباره آنها بسيار صحبت شده اما براي كودكان گنگ است، به كودكان و بزرگ سالان بدون كلام يادآوري مي كنيم و از فضاي درس اخلاقي به كودك دادن به صورت مستقيم هم دوري كرده ايم. از دو بازيگر نمايش فرهاد شكرالله زاده و شهرام نيك كار بسيار متشكر هستم كه اين قطعات را با همكاري خوبي با يكديگر آماده كرده اند. اين دو همچون چرخ دنده هايي درهم قفل شده پيش مي روند و كاري زيبا و دوست داشتني را اجرا مي كنند. در اين زمينه خلاقيت بسيار زيادي داشتند. احساس مي كنم اين بخش از قسمت هاي ديدني كار است. يكي ديگر از دلايل انتخاب پانتوميم اين بود كه در كار كودك چندان از اين شيوه استفاده نمي شود و حس مي كنم نوعي ترس از اجراي بخش هاي بي كلام براي كودك وجود دارد. البته در كار بزرگ سال هم اين بخش بسيار كم است و انگار ديگر در كشور ما پانتوميم وجود ندارد. تئاترهاي ما يا براساس ديالوگ يا ريتم و حركت موزون و حركات فيزيكال بسيار شديد پيش مي روند. درحالي كه پانتوميم يكي از شيوه هاي بسيار جذاب نمايش است كه به ويژه براي بچه ها بسيار دوست داشتني است. هر كودكي بازي هاي متعدد نمايشي را تجربه كرده است كه بايد با ديدن پانتوميم كلمات را حدس بزنند. هر بار اين بازي را انجام مي دهيد، درمي يابيد همواره تعداد افرادي كه مي خواهند اين بازي را انجام دهند، افزايش مي يابد. كاركرد ديگر اين بخش اين بود كه به خانواده ها يادآوري كنيم كه مي توانند در كنار هم پانتوميم بازي كنند. اين بازي را يكي از وسايل دورهم بودن و شاد زندگي كردن قرار دهند.

 در نمايش «جادوي پاهاي من» شاهد پرسشگري يك نوجوان هستيم كه ذهن ساير كودكان و نوجوانان را هم درگير مي كند. آيا اين بخش مي تواند سبب شود بزرگ ترها احترام بيشتري براي كنجكاوي كودكان قائل شوند و اين وجه از شخصيت آنها را بپذيرند؟

اتفاقي كه متن براساس آن شكل گرفته است، توجه كردن به پرسشگري بچه هاست. نبايد سؤال هاي بچه ها را سهل بگيريم و بي تفاوت از كنار آنها رد شويم چون ذهن كودك جواب هاي خود را پيدا مي كند و اگر كودك براي هر سؤالش به سؤال ديگري برسد و كنجكاوي داشته باشد و ما بتوانيم هوشيارانه اين كنجكاوي و ذهن خلاق پرسشگر را تقويت و هدايت كنيم، مسلما او در آينده آدمي خواهد شد كه به راحتي هرچه مي شنود باور نمي كند چون ما فكركردن و تحليل كردن را به او ياد داده ايم و به او آموخته ايم كه همه اطرافش را با دقت ببيند. فكر نكند همه چيز را مي داند يا آنچه مي شنود، وحي منزل است. پرورش احتياج اصلي كودك از سوي والدينش است. وقتي خانواده هاي مختلف را اطرافمان مي بينيم با شيوه هاي مختلف رفتاري در مواجهه با پرسشگري كودك مواجه مي شويم؛ برخي كودك را سركوب مي كنند، برخي ديگر پاسخ واضحي نمي دهند. حتي برخي خانواده ها يك جواب يك جمله اي به كودك مي دهند و مي گويند همين را بايد بپذيرد ولاغير اما در اين ميان خانواده هايي هم هستند كه براي رسيدن به نتيجه با كودك همراهي مي كنند و نكات و جنبه هاي مختلف موضوع را با او مطرح مي كنند. او را ترغيب مي كنند صورت مسئله را از زاويه هاي مختلف ببيند و نكات اشتباه را پيدا كند و مرحله به مرحله پيش رود و به همه ابعاد مسئله فكر كند. اگر اتفاق به اين شكل رخ دهد و خانواده با اين شيوه پيش رود، كودك در آينده قدرت تجزيه وتحليل خود را از دست نخواهد داد و خواهد توانست منطقي فكر كند و پاسخ درست را پيدا كند.

 چه برنامه اي داشتيد كه اين آموزه ها گل درشت جلوه نكنند؟

من به عنوان كارگردان اصلا آثاري كه دستورالعملي را به مخاطب مي دهند و شعارمحور هستند، دوست ندارم. بيشتر تمايل دارم نمايش حرفش را در لايه هاي زيرين بزند. اول بچه بايد لذت ببرد و خانواده و كودك در كنار هم اوقات خوشي را داشته باشند و مطمئن هستم پس از خارج شدن از سالن و در گپ وگفت هاي خودشان به نكاتي كه مدنظر من بود، مي رسند و مي فهمند چه اتفاقي افتاده است و از آنها درس مي گيرند. وظيفه من درس دادن نيست، بلكه نشان دادن است. من نكاتي را نشان مي دهم و نتيجه، بازخورد و عكس العمل را برعهده تماشاگر قرار مي دهم. او مي تواند مسير را متوجه شود و تلنگري كه به او زده شده را مي فهمد. در دنياي امروز ما خانواده ها كمتر وقت دارند كنار هم بنشينند، گپ وگفت داشته باشند، كتاب بخوانند، درباره  كتاب ها و داستان هايي كه خوانده اند، حرف بزنند و نظر يكديگر را درباره كتاب يا داستان بدانند. فكر مي كنم در اين زمينه با داستاني كه نوشتم به مخاطبان بزرگ سال نشان مي دهم كه نمي توان با تنبيه  يا دعواكردن بچه ها آنها را از استفاده از موبايل و تلويزيون و... دور كرد، بلكه بايد براي آنها وقت صرف كرد. بچه بايد بدود، بازي كند، سؤال بپرسد، شيطنت كند، حرف بزند و... . اين طبيعت زندگي سالم و درست است و هرگاه از اين دور شويم، كمتر براي بچه وقت بگذاريم، از سمت ديگر آسيب را مي بينيم چون او بالاخره محل تخليه خود را پيدا مي كند. اگر كودك با خانواده خود اين رابطه را داشته باشد، مسلما اتفاق بهتر و سالم تري مي افتد.

 چگونه بخش كلام را براي كودكان مناسب سازي كرديد كه كودكان به درك درستي از اين كلمه ها برسند و درگير نمايش شوند و با بازيگر نوجوان وارد تعامل شوند؟

يكي از كارهاي سختي كه در مواجهه با كودكان بايد انجام داد اين است كه فكر كنيم تاثير حرفي كه مي زنيم چيست و آيا كودك منظور ما را مي فهمد و ما تا چه حد اجازه داريم مطلب را ساده كنيم و توضيح دهيم. چون زياد توضيح دادن يك مسئله مي تواند كودك را تحقير كند و پيچيده صحبت كردن او را گيج مي كند. اين مسئله يكي از نگراني هاي من بود. در بخش تعاملي هم اين مسئله مهم است كه به گونه اي برخورد كنيد كه بچه ها بتوانند راحت و با فراغ بال در گپ وگفت شركت كنند و از اينكه روي صحنه بيايند نترسند و روي صحنه همه جا بگردند و نگراني نداشته باشند. فكر مي كنم يكي از پوئن هاي مثبت اين بخش در كار ما حضور نوجواني 13 يا 14 ساله است. ما روي اين موضوع تمركز كرديم كه ماجرا براي نوجواني اتفاق مي افتد كه از لحاظ سني به مخاطبان نزديك است و خودش به تازگي از كودكي خارج شده و براي تعامل بسيار خوب است چون بچه ها احساس ناامني نمي كنند و حس نمي كنند در معرض برخورد آدم بزرگ ها قرار گرفته اند؛ بلكه احساس امنيت مي كنند و شخصيت را دوست دارند و وقتي مي بينند يك بچه روي صحنه راه مي رود و عكس العمل نشان مي دهد، آنها هم اجازه دارند روي صحنه بيايند و آنجا بچرخند و بگردند و كليدهاي ماجرا را پيدا كنند. البته هيچ جا سعي نكردم مفاهيم را ساده كنم و اين مفاهيم پيچيدگي ها و راز و رمز خاص خود را دارند؛ تنها كاري كه تلاش كرديم انجام دهيم نشان دادن آن مفاهيم بود. درواقع كلمات را تصويرسازي كرديم. اين تصويرسازي سبب مي شود كودكان ارتباط بهتري برقرار كنند. نشان دادن به جاي حرف زدن براي بچه جذاب است

  در اين نمايش از روان شناس كودك بهره برده ايد. چگونه با او تعامل داشتيد و آيا او توانست نمايش را به شرايط بهتري برساند؟

چون خانم نرسي با كودكان سروكار دارد، دورادور درباره ساخت عروسك هاي ويژه اتاق هاي بازي و اتاق هاي تست مشاوره با او كار كردم و برايش عروسك مي ساختم. نوع نگاه و تاكيدهايي كه به لحاظ روان شناسي درباره كودكان دارد، مي شناسم. او كارش را بسيار خوب بلد است و به ظرافت هايي كه براي ديگران ناملموس است، دقت مي كند. چند سال گذشته كه نمايش نامه «جادوي پاهاي من» نوشته شد، آن را براي خانم نرسي خوانده بودم و با هم مشورت كرده بوديم و برخي نكات را در متن در نظر گرفتيم. در اين پروژه هم وقتي پيش رفته بوديم و كار در روند تمرين شكل منسجمي گرفت، از خانم نرسي دعوت كرديم براي اجرائي كه مراحل نمايشي آن به پايان رسيده بود و بايد بخش تعاملي آن تمرين مي شد تا براي دريافت مجوز اجرا اقدام كنيم. خانم نرسي در اين بخش بسيار به ما كمك كرد و توانستيم برخي از مسائل بسيار ساده را كه اصلا تصور نمي كرديم مي تواند روي كودك تاثير منفي داشته باشد، از دل نمايش بيرون بكشيم و آنها را دور بريزيم. اول فكر مي كنيم به هر مدلي با بچه حرف بزنيم او مي فهمد و با ما همراه مي شود، درصورتي كه ظرافت هاي بسيار زيادي در نوع حرف زدن، دست دادن، شروع كردن جملات و... وجود دارد. يا استفاده از برخي كلمات روي شنونده و مخاطب چه تاثيري مي گذارد و آيا ترغيب مي شود به ما پاسخ دهد يا دوري مي كند و از ما فاصله مي گيرد. همه از او ياد گرفتيم.

 آيا حضور اين مشاوره را براي همه آثار كودك لازم مي دانيد يا چون اين نمايش تعاملي است بايد از مشاور بهره مي برديد؟

از ديد من همه كارهاي كودكي كه ساخته مي شود، بايد يك مشاوره روان شناس داشته باشند؛ چون ما به دليل پرورش درام و شكل دادن به موضوع چيزهايي مي نويسيم كه يا ضرورت ندارد يا اشتباه است و حتي مي تواند كودك را به مسيري هدايت كند كه جواب مناسبي را دريافت نكند. كودك رفتارها را مي بيند و ديد ن بيشتر از شنيدن روي او تاثير مي گذارد. بچه ها همه از يك جهان نمي آيند و خانواده هاي مختلفي دارند، يك بچه سريع اعتماد مي كند، ديگري مي ترسد و... در نتيجه وقتي در مرحله تعامل قرار مي گيريم بايد حرفي بزنيم كه كمتر واكنش داشته باشد و جامعيت را به دست بياورد. برخي از بچه ها در خانه مشكلاتي دارند و برخي بيماري دارند. پس بايد ياد بگيريم بدون شناخت از جزئيات زندگي افراد، آنها را در پروسه پرسش و پاسخ قرار دهيم تا بتوانند با لذت و اشتياق ادامه دهند و واكنش منفي نسبت به اثر نداشته باشند. تا الان نمايش نامه كودكي را ننوشته ام يا كارگرداني نكرده ام كه خانم نرسي در آن حضور نداشته باشد؛ همواره او يا متن ها را خوانده يا نمايش ها را ديده است. او از دوستان قديمي من است كه هر بار كاري انجام داده ام با او مشورت كرده ام. سال ها قبل كه دانشجو بودم، باهم كار مي كرديم و حتي او در نمايش من بازي كرده است.

پانتوميم؛ جذاب فراموش شده


 روزنامه شرق، شماره 3257 به تاريخ 10/7/97، صفحه 9 (تئاتر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 15 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله ساخت و توليد
متن مطالب شماره 75، 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است