|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/7/19: گفت و گوي «ايران» با يكي از مددجويان موفق كميته امداد امام خميني(ره) مددجويي كه كارآفرين شد
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6944
دو شنبه 19 آذر 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6897 19/7/97 > صفحه 11 (ايران جمعه (داستان جامعه)) > متن
 
      


گفت و گوي «ايران» با يكي از مددجويان موفق كميته امداد امام خميني(ره) مددجويي كه كارآفرين شد


نويسنده: مريم جهان پناه

برگشتن به خاطرات 17 سال پيش براي ليلا كه از15 سالگي به اصرار پدرو مادرش به زور روانه خانه بخت مي شود يعني برگشتن به ته بدبختي. آنقدر كه حاضر نمي شود حتي يك كلمه هم از جزئيات آن روزهاي سخت زندگيش را دوباره در ذهنش يادآوري كند، خيلي قبل تر ها سرنوشت او را به يكباره از ميدان رسالت مي برد به يكي از روستاهاي دورافتاده اسلامشهر و اعتياد همسر و ترك زن و سه بچه قد ونيم قدش او را مي كند يكي از مددجويان كميته امداد. آنطور كه خودش مي گويد: «هنوز هم وجدان مادرش براي تصميم عجولانه اي كه براي بخت و آينده تاريك او گرفته در عذاب است.» اما حالا ليلا همان دخترك 21 ساله اي كه مجبور مي شود براي سير كردن شكم بچه هايش سالها كارگري كند، زندگي متفاوتي از گذشته را كه براي هر روزش تاوان سنگيني داده است تجربه مي كند. با ليلا گفت و گويي انجام داده ايم كه مي خوانيد:

همسرت را مي شناختي؟

نه اون موقع سنم كم بود و معني ازدواج را نمي دانستم ولي به زور مرا به عقد مردي درآوردند كه از قبل معتاد بود.

كي همسرت خانه را ترك كرد؟

والله همسرم اعتياد شديد داشت يه روز از خونه رفت بيرون و ديگه برنگشت.

هنوزم خبري از همسرت نداري؟

 نه تا به امروز خبري ازش ندارم حتي از خانواده همسرم هم خبر ندارم البته نه خودم و نه بچه هايم كه اون موقع 5، 6 و 9 ساله بودند علاقه اي نداريم كه همسرم برگرده چون سختي هاي زيادي كشيديم وهمسرم هيچ وقت كنار من و بچه ها نبود.

چند تا بچه داري؟

سه تا، 21 سالم بود كه بچه آخري بدنيا اومد. دو دختر دارم كه الآن ازدواج كردند و يه پسر كه اونم ازدواج كرده است.

يعني الآن تنها هستي؟

بله سه سالي ميشه كه تنها شدم.

درس خوندي؟

تا راهنمايي خوندم خيلي علاقه داشتم درسم رو ادامه بدم ولي همسرم نگذاشت ومانع پيشرفت من شد الآن اگه درس خونده بودم حتما موقعيت خوبي داشتم چون اگر بخوام كاري كنم حتما انجام ميدم.

چطورتونستي زندگيتو بچرخوني؟

با بدبختي، خب همسرم، من و بچه ها رو تنها گذاشت و رفت و من تو يكي از روستاهاي اسلامشهر كه كل جمعيتش به 30 نفر نمي رسيد يك سال تو يه خونه خيلي كوچيك بدون يخچال ، تلويزيون و... با حداقل امكانات زندگي كردم.

وقتي همسرت معتاد بود چرا بچه دار شدي؟

خب فكر مي كردم اگه بچه دار بشم دست از اين كاراش برمي داره ولي نشد حتي بعد رفتنش منتظرش موندم بياد ولي ازش خبري نشد.

از كي كار كردي؟

ما 8 خواهرو برادر بوديم به همين خاطر پدرو مادرم نمي تونستن از من حمايت كنن حتي پدرم مخالف بود من بچه ها رو بزرگ كنم ولي من به هر قيمتي حاضر نبودم بچه ها رو از دست بدم به همين خاطر بايد كار مي كردم. من از بچگي خياطي رو دوست داشتم و مي تونستم با چند تكه پارچه خياطي كنم. اولش رفتم يه كارگاه و به عنوان يه كارگر با چرخ هاي صنعتي كه اصلا كار كردن با اون رو بلد نبودم مشغول به كار شدم. حدود يك سال ونيم من از 6 صبح تا 12 شب پا به پاي 15 مرد كارگري مي كردم، چون محله ما كوچك بود و من ديروقت به خونه مي اومدم پسرم رو هم با خودم سر كار مي بردم.

اذيت نمي شدي اين همه كار مي كردي؟

چرا ولي ناچار بودم كار كنم خيلي براي كرايه خونه و خرج زندگي بدهكار بودم. پدرم هم كمكم نمي كرد و تنها بودم.

چطور مددجوي كميته امداد شدي؟

فكر كنم سال 80 بود، هزينه تحصيل بچه ها، خونه و... خيلي زياد بود حتي يه ماه جا نداشتيم بمونيم يه اتاق كرايه كرده بودم كه فقط من و دو تا دخترم تو اون جا مي شديم و پسرم تو نمازخونه مدرسه مي خوابيد. بعد رفتم كميته امداد تا كمك حالم بشه و شدم مددجوي كميته امداد، اونجا تسهيلات خوبي به من مي دادند اگر چه كم بود ولي خيلي كمكم مي كرد.سال 81 از كميته وام گرفتم و اين وام انگيزه و جرقه خوبي براي من شد تا پيشرفت كنم و زن توانمندي بشم و اين شد كه سال 83 شدم جوان ترين و موفق ترين كارآفرين.

تا كي تحت حمايت كميته امداد بودي؟

حدود سال 85 بود كه از چرخه حمايتي كميته امداد خارج شدم البته خودم گفتم نمي خوام ديگه تحت پوشش باشم چون هم توانمند شده بودم هم مستقل و لازم نبود تا از اونها كمك بگيرم.

چطوري تونستي با اين همه بدهي رو پاي خودت بايستي ومستقل بشي؟

وقتي مددجو بودم يه خيري به من زمين 160 متري تو يكي از شهرك هاي نزديك چهاردانگه وقف كرد كه اون زمين را با كمك پسرم با بدبختي ساختم، حتي پسرم كه تو مدرسه تيزهوشان درس مي خوند درسش رو به خاطر اين قضيه رها كرد تا كمك حال من باشه. وقتي مي خواستم بسازم شهرداري  جواز ساخت نداد و مجبور شدم غيرقانوني و غيراصولي دور زمين رو ديوار بكشم و يه سر پناهي براي خودم بسازم تا زندگي كنم حتي حاضر بودم چادر بزنم و زندگي كنم. تنها تفريح من و بچه هام رفتن به خونه مادرم بود؛ يه روز كه رفتيم خونه مادرم يادم نبود كه فيتيله چراغ نفتي رو تميز كنم و اون باعث شد تا خونه اي كه بسختي ساخته بودم از 5 غروب تا 4 صبح تو آتيش بسوزه. وقتي صبح اومدم خونه و ديديم همه داراييم سوخته جفت زانوهام رو زمين ميخ شد. باورتون نميشه انگار رسيده بودم ته دنيا. از مادرم خواستم 10 روز بچه ها رو نگه داره تا بتونم خودم رو جمع و جور كنم، دوست نداشتم بچه ها خونه سوخته رو ببينن. تو اين 10روز سعي كردم وسايل خونه رو قسطي بخرم و ببرم خونه اي كه تا كچ هايش سوخته بود بذارم. سر 10 روز وسايل رو با بدبختي تهيه كردم و دوباره رفتم سر زندگيم. بعد با كلي دوندگي مسئولان اومدن و وقتي وضعيت زندگي منو ديدند با درخواست مجوز ساخت من موافقت كردند. آخه بهشون گفتم كه من مي تونم علاوه بر اينكه خودم را از ته بدبختي بكشم بالا سفره اي هم پهن كنم تا چند نفر از اون سفره نون بخورن. بالاخره به من جواز ساخت دو طبقه  دادند و بعد از 6 ماه با هزينه 138 ميليون تومن تونستم دو طبقه بسازم كه الآن تو يه طبقه دارم زندگي مي كنم و فضاي پاركينگ رو هم كردم كارگاه.

چه كاري؟

كارم توليد لباس كار مردانه است.

چند تا كارگر داري؟

22 كارگر دارم پسرم هم كنار من كار مي كنه.

مثلا چقدر لباس توليد مي كني؟

هفته اي حداقل هزار و 500 دست لباس تحويل مي دم.

گفتي دخترات ازدواج كردن چطور تونستي هزينه جهيزيه اونها رو تامين كني؟

 وقتي من كارگري مي كردم يه مقدار پس انداز كردم بعد از اينكه شريك صاحبكارم جدا شد و رفت من پيشنهاد شراكت دادم اولش صاحبكارم باورش نمي شد بتونم ولي بهش اطمينان دادم كه مي تونم از عهده كارا بربيام و همين طور هم شد، شبانه روز كار كردم و قرض هامو دادم. چون خودم خيلي سختي كشيدم سعي كردم بهترين جهيزيه رو براي دو دخترم آماده كنم.

براي ازدواج اونها به مشكل برنخوردي؟

چرا براي ازدواج دخترام نياز به اجازه پدرشون بود ولي اونها پدر نداشتند و نمي دونستيم كجاست به خاطر اين مجبور شدم كلي هزينه كنم تا بتونم از طريق دادگاه اجازه بگيرم. خيلي دوست دارم يه روزي ما زن ها به قانوني كه وجود داره اعتراض كنيم كه اين همه زحمت بچه ها رو مي كشيم ولي قانون براي ازدواج اونها فقط اجازه پدر رو مي خواد. مثلا من چقدر براي بزرگ كردن دخترام زحمت كشيدم اونم بدون پدر ولي وقتي پاي ازدواج و اجازه گرفتن ميشه دادگاه و قانون فقط پدر رو مي شناسه و نقش مادر ناديده گرفته ميشه. باور كنيد من شب هاي زيادي رو گرسنه سرم رو گذاشتم زمين تا بچه هام سير بخوابن. همه دغدغه من درس، جاي خواب و سير كردن شكم بچه هام بوده و جز اينها به چيز ديگه اي فكر نمي كردم.

برنامه اي براي آينده ات داري؟

بله اگه خدا كمك كنه دوست دارم كارم رو توسعه بدم الآن يه سري مشكلات دارم. خب قيمت ها بالا رفته و درآمدم مثل قبل نيست.

به كسي هم كمك مي كني؟

بله. البته من به صدقه دادن اعتقادي ندارم ولي كمك هاي زيادي به مردم مي كنم. ببينيد اين گذشته من بود كه باعث شد من به اينجا برسم. زندگي سالم و آبرومندي داشتم و اجازه ندادم كسي وارد حريم خصوصي من بشه حتي به ازدواج هم فكر نمي كنم چون احساس مي كنم مثل يه مرد شدم و روزگار باعث شده تا خلق وخوي مردونه پيدا كنم.

سؤال آخر اينكه الآن از زندگيت راضي هستي؟

خدا رو شكر الآن يه خونه، يه كارگاه و يه ماشين خوب دارم و اينكه با همه سختي هايي كه در زندگي است بازهم راضي ام.

گفت و گوي «ايران» با يكي از مددجويان موفق كميته امداد امام خميني(ره) مددجويي كه كارآفرين شد


 روزنامه ايران، شماره 6897 به تاريخ 19/7/97، صفحه 11 (ايران جمعه (داستان جامعه))

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 22 بار
    



آثار ديگري از " مريم جهان پناه"

  معاون زنان و امور خانواده رياست جمهوري در گفت و گو با «ايران»: نگاه هاي تبعيض آميز و منفي به زنان كمتر شده است
مريم جهان پناه، ايران 12/6/97
مشاهده متن    
  دبيركميسيون قانون انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات در گفت و گو با «ايران»: هيچ بهانه اي مانع عدم انتشار اطلاعات نخواهد بود
مريم جهان پناه، ايران 17/5/97
مشاهده متن    
  انتظامي در نشست هم انديشي ظرفيت هاي قانوني انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات: ثبت نام 5 هزار نفر در سامانه گردش آزاد اطلاعات
مريم جهان پناه، ايران 15/5/97
مشاهده متن    
  اوباش يا قهرمان؟! / ميزگرد «ايران» درباره افزايش پرخاشگري و باز توليد خشونت در جامعه با حضور مسعود كوثري ، محمدعلي اردبيلي و حسين ايماني جاجرمي
مريم جهان پناه، ايران 10/5/97
مشاهده متن    
  گفت و گوي «ايران» با يكي از نخبگان بهزيستي: به كسب مدال طلاي جهاني فكر كردم نه به گذشته ام
مريم جهان پناه، ايران 3/5/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه روند اقتصادي
متن مطالب شماره 83، مهر و آبان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است