|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/7/19: يك طلاق درباري
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6944
دو شنبه 19 آذر 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6897 19/7/97 > صفحه 17 (ايران جمعه (تاريخ)) > متن
 
      


يك طلاق درباري
طلوع تا افول ثريا اسفندياري

نويسنده: زهرا بهنام

ثريا اسفندياري بختياري (متولد اول تير سال 1311 در اصفهان) دختر بزرگ خليل اسفندياري و اوا كارل، دومين همسر محمدرضا پهلوي و ملكه دربار ايران به مدت هفت سال بود. پدرش خليل اسفندياري فرزند چهارم اسفنديار خان و برادر زاده سردار اسعد بختياري (از فرماندهان فاتح تهران در انقلاب مشروطه) بود.

با طلاق محمدرضا پهلوي و فوزيه، شاه ايران در صدد يافتن همسر جديدي براي خود برآمد. به شاه دختران بسياري معرفي مي شد اما او آنها را نمي پسنديد تا آنكه آوازه زيبايي ثريا به گوش شاه رسيد و او خواهر بزرگ خود شمس پهلوي را براي بررسي به اروپا فرستاد. شمس در ميهماني سفارت ايران در لندن ثرياي 18 ساله را پسنديد و موضوع را با او در ميان گذاشت. اما ثريا كه بيش از هرچيز در رؤياي هنرپيشگي و نقش آفريني در فيلم هاي سينمايي بود، با پدر شرط كرد كه اگر ازدواج وي با شاه صورت نگرفت، با ورود او به جهان سينما مخالفتي نكند.

نشريات مختلف داخلي و خارجي تصاويري رمانتيك از ازدواج شاه و ثريا در روز 23 بهمن سال 1329 و تصاويري درام از جدايي اين دو در 24 اسفند سال 1336 ارائه داده اند، در حالي كه حقيقت با تصويرسازي هاي رسانه ها به كلي متفاوت بود. آنها با رويكردي ژورناليستي و با محوريت عشق عميق بين آن دو و «فداكاري شاه و ملكه براي مصالح عاليه مملكت» ماجرا را تا جايي پيش بردند كه اين طلاق را «بزرگ ترين و بي سابقه ترين درام عشقي تاريخ ايران» ناميدند.

ثريا اسفندياري در صفحات متعددي از كتاب خاطرات خود به افسانه سرايي هايي از اين دست اشاره مي كند و آن را مشتي «اراجيف مبتذل و قصه هاي پر آب و تاب» مي نامد و مي گويد: «اصل رويدادهاي جهان در برابر كل شايعات شفاهي و كتبي پرآب و تاب ولي بي اساس، به فرع تبديل مي شوند.»

چرا كه علت اصلي طلاق شاه از ثريا نازا بودن او و فشارهاي تاج الملوك آيرملو مادر شاه بود. مشكلي كه براي حل آن به معاينات پزشكي در مجهزترين بيمارستان هاي امريكا و زير نظر بهترين متخصصان روي آوردند. با آنكه نظر پزشكان بر اين بود كه هيچ كدام شان مشكلي ندارند و تنها بايد منتظر گذر زمان باشند؛ نبود وليعهد، خانواده سلطنتي را دچار تشويش كرده بود.

فشارهاي مادر شاه به او بويژه بعد از مرگ عليرضا پهلوي تنها برادر تني شاه، كم كم موضوع جانشيني را به بحراني بزرگ در دربار و نقطه عطفي در روابط شاه و ثريا تبديل كرد. نااميد شدن شاه از اينكه ثريا بتواند فرزند پسري براي او بياورد، در كنار فشارهاي روزافزوني كه به ثريا وارد مي شد باعث شد تا آنها از چند ماه قبل درباره طلاق توافقي صحبت هايي داشته باشند. با رجوع به خاطرات ثريا مي توان دريافت كه شاه تصميم خود را از مدت ها پيش گرفته بود و تمام داستان سازي هاي بعدي عاري از حقيقت است. ثريا چنانكه بعدها گفت، پيشنهاد طلاق را خود وي به شاه داد و احتمالا انتظار داشت شاه با نشان دادن واكنش منفي به اين پيشنهاد، دوام زندگي شان را براي مدتي طولاني تر تضمين كند. ثريا آن پيشنهاد را قمار بزرگ زندگي خود مي دانست كه امكان داشت بابت آن همه هستي اش را ببازد «ولي حرف از دهانم پريده بود [...] اصلا نمي توانستم قبول كنم مجبور خواهم شد همه آنچه را به جانم بسته بود، به دليل گناهي كه مرتكب نشده بودم به يكباره از دست بدهم!»

به هر روي ثريا با تشريفات رسمي در 24بهمن سال 1336 تهران را به مقصد سنت موريتز ترك كرد تا منتظر تصميم شاه و دربار باقي بماند. وي مي گويد در تمام اين مدت سعي مي كرد موضوع را از اطرافيان پنهان نگاه دارد و در مجامع همواره شاد و لبخندزنان به نظر آيد. هرچند بعد از يك تماس تلفني با شاه و زماني كه از شاه درباره نتيجه جلسات پرسيده، با آنكه شاه به او گفت «هنوز جلسات ادامه دارد و من سعي خودم را مي كنم! شما هم بهتر است چند روزي صبر كنيد تا خودم به شما تلفن كنم.» اطمينان حاصل كرد كه ديگر هيچ اميدي نيست!

يك ماه بعد از خروج ثريا از كشور، تصميم شاه و دربار مبني بر طلاق به طور رسمي از طريق مجلس شوراي ملي اعلام شد. در بيانيه اي به اين مناسبت با ابراز «كمال تاسف و تالم و با تذكر اينكه ثريا پهلوي در تمام مدت همسري شاهنشاه از هيچ گونه خدمت و عطوفت و خيرخواهي نسبت به ملت ايران خودداري نفرموده و از هر حيث شايستگي مقام شامخ خود را داشته اند» اعلام شد حاضران در هر دو جلسه «به اتفاق آرا اظهار كردند كه وليعهد ايران بايد از نسل بلافصل شخص اعليحضرت محمدرضاشاه پهلوي باشد [محمدرضاشاه و ثريا با وجود] كمال علاقه و محبتي كه في مابين وجود دارد، تنها به خاطر مصالح عاليه كشور از احساسات شخصي خود صرفنظر كرده و تصميم به جدايي اتخاذ فرموده اند.»

روايت ثريا از ماجرا متفاوت است؛ وي مي گويد با توجه به برخوردهاي سرد شاه، مطمئن شده بود كه بازگشتي در كار نخواهد بود. با اين حال پيش از اعلان رسمي طلاق هياتي از طرف شاه به ديدار او آمدند تا آخرين راه حل را پيش پاي او بگذارند و از ثريا بخواهند «با ازدواج دوم شاه موافقت كند و همچنان ملكه اول كشور باقي بماند!» ثريا از اين پيشنهاد عصباني مي شود و مي گويد اين بهانه اي بيش نيست و شاه نيز خود مي دانسته كه او چنين پيشنهادي را نخواهد پذيرفت.

ثريا اسفندياري بعد از باخت در قماري كه خود پيشنهاد كرده بود به ايتاليا رفت و ضمن معاشرت با تني چند از ستارگان و دست اندركاران سينما در چند فيلم به بازي پرداخت. ملاحظات دربار درباره شهرت ملكه سابق باعث شد تا نسبت به حضور ثريا در سينما حساسيت هاي جديدي به وجود بيايد. گفته مي شود امتياز فيلم هايي كه او در آنها نقش آفريني كرده بود همگي توسط دولت ايران خريداري شد تا به نمايش عمومي درنيايد تا مبادا آن چهره اي كه رسانه ها درباره «ملكه اي با چشم هاي زمردين» ساخته بودند به كلي تغيير كند! به خود ثريا نيز مبالغ هنگفتي بابت مهريه و مخارج ديگر پرداخت شده بود هرچند توقعات او تمامي نداشت. طبق خاطرات اسدالله علم، ثريا در سال 1354 در نامه اي از شاه خواست كه آپارتماني در پاريس برايش خريداري شود و شاه نيز با آن موافقت كرد ولي يك سال بعد در آبان 1355 با تقاضاي مستمري ماهانه به مبلغ شش تا هفت هزار دلار از طرف او مواجه شد كه اين بار شاه را به خشم آورد!

ثريا هيچ گاه به ايران بازنگشت و با اين عقيده كه «حق دارم از موهبت زندگي لذت ببرم» به سير و سياحت بسيار در نقاط مختلف جهان پرداخت. سرانجام در سوم آبان 1380 در آپارتمان خود در پاريس از دنيا رفت. اموال او كه برآوردها آن را مبلغي بيش از 50 ميليون يورو نشان مي دهند طبق وصيت وي به سه سازمان خيريه فرانسوي حاميان حيوانات، حمايت از افراد ناتوان در فرانسه و صليب سرخ فرانسه اعطا شد تا به وضوح مشخص شود ايران و ايرانيان هيچ گاه بخشي از «همه آنچه به جان [او] بسته بود» نبوده اند.


*پژوهشگر تاريخيك طلاق درباري


 روزنامه ايران، شماره 6897 به تاريخ 19/7/97، صفحه 17 (ايران جمعه (تاريخ))

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 30 بار
    



آثار ديگري از " زهرا بهنام"

  يك پايان تلخ، يك آغاز اندوهبار / از انعقاد عهدنامه« گلستان» ميان ايران و روسيه 204 سال گذشت
زهرا بهنام*، ايران 4/8/96
مشاهده متن    
  فرنگي توش نشست رو به خدا رفت! / ورود بالون به ايران
زهرا بهنام*، ايران 30/3/96
مشاهده متن    
  سقفي فرو ريخت تا سقفي بنا شود! / سالگرد ريزش سقف فرودگاه مهرآبادو ايجاد اورژانس در ايران
زهرا بهنام، ايران 23/9/95
مشاهده متن    
  سرزمين نور
زهرا بهنامي فر، كيهان 21/12/86
  شور مدينه
زهرا بهنامي فر منطقه9 آموزش و پرورش تهران، كيهان 10/10/86
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله روانپزشكي و علوم رفتاري ايران
شماره 4 (پياپي 34)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است