|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم97/7/18: 5 پليس خاطره ساز
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5244
سه شنبه 15 آبان 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 5222 18/7/97 > صفحه 19 (حوادث) > متن
 
 


5 پليس خاطره ساز
يك گزارش ويژه از ماموران پليسي كه با جانفشاني و خدمات خود در يادها ماندني شدند


فداكاري كردند، پاكدست بودند و در باران پاي انجام وظيفه ماندند. گاهي نيز از جان گذشتند تا دلاوري هايشان ماندگار بماند. اسارت را تحمل كرده و رشوه ميلياردي را رد كردند تا اثبات كنند در هر شرايطي سرباز وطن هستند و براي حفظ امنيت از جان مايه مي گذارند. به مناسبت هفته ناجا، سراغ پنج ماموري رفتيم كه در يك سال گذشته با فداكاري خود، چهره هاي فضاي مجازي شدند. سرگرد شادلو، مامور پليس مرزباني كه رشوه شهرام جزايري را رد كرده بود جزو اين فهرست بود كه به خاطر مسائل حفاظتي حاضر به مصاحبه نشد.

ساعتي براي شناسايي مامور وظيفه شناس

چند روز بود كه فرماندهان راهور تهران در جست وجوي اين افسر فداكار بودند. سرانجام يكي از همكارانش از روي ساعتش، او را شناسايي كرد تا هويت مامور راهور كه عكسش در حال جارو كردن خيابان در صحنه تصادف منتشر شده بود، شناسايي شود. ستوان يكم فريدون جاونگر، پيش از اين هم سابقه كمك به مردم را داشت اما اين بار شكار عكسش و انتشار آن شبكه هاي اجتماعي او را به عنوان ماموري فداكار مطرح كرد. درباره ماجراي آن عكس مي گويد: آ ن در روز به ما اعلام شد كه سه خودرو در بزرگراه شهيد باقري با هم تصادف كرده اند. خودم را به آنجا رساندم. تصادف تلفات جاني نداشت. براثر تصادف شيشه خودروها شكسته بود و در بزرگراه ريخته بود. خرده شيشه ها باعث انحراف خودروها و تصادف دوباره و پنچري بعضي از ماشين ها مي شد. به همين خاطر با جارويي كه در ماشين داشتم شروع به جارو كردن خيابان كردم تا تردد به حالت عادي برگردد. در آن زمان مردم ابراز محبت و لطف مي كردند اما متوجه نشدم كه چه كسي عكس گرفت.ستوان يكم جاونگر، از شبكه هاي اجتماعي استفاده نمي كرد و نمي دانست به چهره شبكه هاي اجتماعي تبديل شده تا اين كه يكي از دوستانش او را از روي ساعتش شناسايي كرد و بعد از آن رئيس پليس راهور تهران از مامور فداكار تشكر كرد.

گفتند مصاحبه نكن

خبر كوتاه بود و شوكه كننده. «9 سرباز و مامور پليس مرزباني با حمله تروريست ها به شهادت رسيدند.» در ادامه مشخص شد يكي از سرباران به نام سعيد براتي در ميان شهدا و مجروحان نيست. هيچ اطلاعي از سرنوشت او در دست نبود تا اين كه تروريست ها اعلام كردند او را به گروگان گرفته اند. آنها همچنين در تماس با خانواده سعيد براي آزادي او پول خواستند تا اين كه بعد از 476 روز، در عملياتي، ماموران پليس مرزباني از مخفيگاه تروريست ها رها شد و به كشور بازگشت. سعيد دو بار به چهره فضاي مجازي تبديل شد.يك بار بعد از ربوده شدن و يك بار پس از آزادي. ابتدا كاربران در توضيح عكسش مي نوشتند، «براي آزادي اش دعا كنيد.» بعد هم نوشتند «خدا رو شكر كه سالم به كشور بازگشت.» سعيد بعد از آزادي گفت: ششم ارديبهشت تروريست ها به ما حمله كردند و من سه گلوله خوردم. يكي كتف، يكي پا و يكي هم نزديك گردنم. وقتي فهميدند زنده ام مرا با خود بردند و 15 ماه در كپر بودم و اجازه نداشتم بيرون بيايم.» سعيد حالا در زادگاهش است و مي گويد: «به من گفته اند با كسي مصاحبه نكنم به همين خاطر ديگر نمي توانم جوابگوي خبرنگاران باشم. وي درباره وضعيتش مي گويد: كارت پايان خدمتم را گرفتم و به دنبال كار مناسبي هستم. هنوز كميسيون جانبازي ام تشكيل نشده و منتظر آن هستم. بعد از اين ماجرا در آشخانه، زادگاهم شناخته شده ام و همه مرا مي شناسند و به من احترام مي گذارند. خودم هم علاقه اي به مصاحبه ندارم و سعي مي كنم براي آينده برنامه ريزي كنم.

دهه هفتادي شجاع

يك دهه هفتادي شجاع و بي باك كه عاشق دفاع از امنيت كشور بود و به همين خاطر از سال 92 و هنگامي كه 18 سال داشت، وارد نيروي انتظامي شد. مرتضي كارجاني اهل اراك بود و در مدت پنج سال خدمت توانست توانايي هايش را اثبات كند و بتازگي به عنوان رئيس پليس مبارزه با موادمخدر سيب و سوران منصوب شده بود. روزي كه قرار شد به سيستان و بلوچستان بيايد، در پستي نوشت؛ برحسب وظيفه توفيق پيدا كردم و عازم مناطق عملياتي شرق كشور مي شوم... باشد تا توفيق پيدا كنيم كه در مسير شهدا گام برداريم...سرانجام روز دوشنبه و در چهارمين روز هفته ناجا به آرزويش رسيد و هم مسير همرزمان شهيدش شد. صبح دوشنبه مطلع شد كه قاچاقچيان با دو دستگاه پژو 405 و وانت قصد جابه جايي مواد افيوني را دارند. ظهر آنها را در روستاي سيب شناسايي كردند و درگيري آغاز شد. دو نفر از قاچاقچيان به هلاكت رسيدند و افسر 23 ساله مجروح شد كه توسط همكارانش به بيمارستان منتقل و در آنجا براثر شدت جراحات به درجه رفيع شهادت نائل شد.

ايستاده در باران

تا زانو داخل سيل در خيابان ايستاده بود و سعي مي كرد ترافيك را روان كند. عكسش در حالي كه مسير عبور خودروها را با دست نشان مي داد، در فضاي مجازي منتشر شد و خيلي زود به چهره اي مجازي تبديل شد و كاربران با عنوان «ايستاده در باران و سيل» بابت از خود گذشتگي اين مامور وظيفه شناس تشكر كردند.استوار دوم بهروز نصيري 29 سال دارد و در راهنمايي و رانندگي ايلام خدمت مي كند. ماموري جوان و پر انرژي كه بسختي درباره اين عكس مصاحبه مي كند و مي گويد: من وظيفه ام را انجام دادم و همر ماموري جاي من بود اين كار را مي كرد.ماجراي اين عكس مربوط به آخرين شب هاي فروردين امسال است. بارش شديد باران و عمليات عمراني در چهارراه رسالت ايلام باعث شد در آنجا سيل راه بيفتد. نصيري درباره آن شب مي گويد: يادم است چهارشنبه شب بود. بارش شديد باران در ايلام آغاز شده و در خيابان ها ترافيك ايجاد شده بود. همراه رئيس پليس راهور ايلام به چهارراه رسالت رفتيم. از روز قبل عمليات زيرگذر آنجا شروع شده و حجم ترافيك بالا بود. مشغول انجام وظيفه شدم و نمي دانم چه كسي از من عكس گرفت و در شبكه هاي اجتماعي منتشر كرد. از طريق دوستانم و همكارانم متوجه ماجرا شدم. از اين كه عكسم در فضاي مجازي منتشر شدند خوشحال شدم و نه ناراحت. بايد به وظيفه ام كه خدمت به مردم است عمل مي كردم.نصيري يك هفته بعد از سوي فرمانده استان ايلام مورد تجليل قرار گرفت تا به درخواست كاربران شبكه هاي اجتماعي براي تشويق مامور وظيفه شناس توجه شود.

ماجراي كيف 145 ميلياردي

14 ميليارد و 500 ميليون تومان پول و تراول براي وسوسه شدن كافي است. با اين پول زندگي از اين رو به آن رو مي شود و ديگر نيازي نيست صبح تا شب خودت را درگير كار كني. اما اين پول، سروان محمدرضا صالحي، جانشين فرمانده پليس فرودگاه رامسر را وسوسه نكرد . وقتي با آن همه پول و چك و تراول در كيف رو به رو شد بيشتر مصمم شد تا صاحب كيف را پيدا كند.سرانجام هم مسافري كه اين كيف را در سالن فرودگاه جاگذاشته بود، شناسايي شد و وقتي شنيد كيفش توسط مامور پاك دست فرودگاه پيدا شده خود را به آنجا رساند. مي خواست به اين مامور مژدگاني بدهد كه با مخالفت مامور پليس فرودگاه رو به رو شد.سروان صالحي درباره اين ماجرا مي گويد: بعد از جابه جايي مسافران متوجه كيفي شدم كه روي يكي از صندلي هاي سالن جا مانده بود. وقتي داخل آن را بررسي كرديم متوجه شديم مقدار زيادي پول، تراول و چك داخل آن است. با بررسي مدارك شماره صاحب آن را پيدا كرديم و وقتي به فرودگاه آمد، متوجه شديم 145 ميليارد ريال داخل كيف بوده است. بعد از صورتجلسه اين كيف را تحويلش داديم.مامور پاك دست ادامه داد: هميشه قسمي كه در دانشگاه پليس خوردم را به ياد دارم و خوشحالم كه از اين امتحان الهي سربلند بيرون آمدم.

5 پليس خاطره ساز


 روزنامه جام جم، شماره 5222 به تاريخ 18/7/97، صفحه 19 (حوادث)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 28 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه خط
متن مطالب شماره 14-15، فروردين و ارديبهشت 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است