|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق97/8/6: شناخت بحران هاي خاورميانه
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3309
پنج شنبه 15 آذر 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3279 6/8/97 > صفحه 1 (صفحه اول) > متن
 
      


يادداشت 
شناخت بحران هاي خاورميانه


نويسنده: دكتر احمد عظيمي بلوريان

خاورميانه صحنه زورآزمايي هاي قدرت هاي جهاني است. با وجود اينكه همه كشورهاي اين منطقه عضو سازمان ملل هستند، خود سازمان ملل را پنج ابرقدرت جهاني اداره مي كنند كه هريك در آن حق وتو دارند. وتو از سوي يكي از اين كشورها يعني داشتن حق مخالفت با تصميم هاي چهار ابرقدرت ديگر، حتي اگر همه اعضاي ديگر سازمان ملل با موضوع وتو شده موافق باشند. اهميت خاورميانه براي ابرقدرت ها از حدود صد سال پيش و استخراج نفت توسط انگليس ها در ايران اوج گرفت. ملي شدن نفت ايران در حدود 70 سال پيش موجب بازشدن پاي شركت هاي نفتي قدرت هاي ديگر به خاورميانه شد. از آن تاريخ تاكنون اقتصاد منطقه در عين حال كه موجبات ترقي كشورهاي نفتي را در تمامي زمينه هاي اقتصادي و اجتماعي فراهم آورد، به تدريج متكي به درآمد نفت شد، به گونه اي كه امروز همه كشورهاي نفت خيز منطقه عمدتا از اين راه امرار معاش مي كنند. تحولات گوناگون سياسي، افزايش جمعيت، جنگ ها و انقلاب ها ضمن درهم شكستن نظام هاي خودكامه و تغيير رژيم ها، اقتصاد اين كشورها را بيشتر وابسته به درآمد نفت كرد. مصادره اموال همراه با مهاجرت ثروتمندان و صاحبان صنايع، موجب تراكم ثروت در دولت و بزرگي حجم دولت ها شد. اندازه دولت در ايران در مقياس جمعيت كشور دست كم دو برابر دولت هاي غربي است و سهم اقتصاد دولتي در ايران به 80 درصد كل اقتصاد كشور رسيده است كه كلا از درآمد نفت ارتزاق مي كند. بحران هاي ناشي از محاصره اقتصادي اخير بسياري از واحدهاي توليدي دولتي و خصوصي را فلج كرده است. دولت هاي كنوني جمهوري اسلامي ايران با همه ظاهر آراسته اي كه دارند، به لحاظ ساختاري و حجم زياد كارايي چنداني ندارند؛ اما رقباي داخلي دولت ها اين ناتواني را به جاي اينكه به مجموعه ساختاري دولت نسبت دهند، به فرد فرد وزيران نسبت مي دهند. وزراي صنعت و انرژي و مسئول سازمان محيط زيست با همه خوش و بش و همنشيني اي كه در هيئت دولت دارند، به يك زبان صحبت نمي كنند. به دليل ارزان بودن انرژي، ميزان مصرف انرژي در توليدات صنعتي مانند خودرو و يخچال ساخت داخل 70 درصد بيشتر از همين گونه وسايل در ژاپن است. آلودگي ناشي از حركت خودروها و باركش ها در شهرهاي ايران، مردم را روانه گورستان مي كند؛ اما مسئول سازمان محيط زيست نمي تواند وزير صنعت را نسبت به كشتار مردم در نتيجه آلودگي هوا مجاب كند. آلودگي هوا نتيجه پايين بودن استاندارد قطعات به كاررفته در خودروها، مصرف بالاي انرژي هيدروكربوري و نبود سياست گذاري صحيح در امور حمل ونقل است، اما اگر از ناتواني عملكرد صنعتي مانند خودروسازي ايراد بگيريد، ضمن پذيرش انتقاد پاسخ خواهند داد كه تعطيلي كارخانه هاي خودروسازي موجب بي كاري صدها هزار كارگر خواهد شد. درست مانند اينكه از كشتار سرطان در تهران و شهرهاي بزرگ ايران ناله كنيد، اما به شما بگويند كاهش مرگ ومير ناشي از سرطان موجب بي كاري پزشكان و بيمارستان ها و خدمه بهشت زهرا خواهد شد. از سوي ديگر، مصرف كنندگان نفت در جهان صنعتي به ويژه كشورهاي غربي به تدريج با كشف انرژي هاي نو و بازيافتي (بادي، خورشيدي، امواج دريا و پيل هاي سوختي) و توسعه تكنولوژي هاي كارايي انرژي (صرفه جويي) در حال به دست آوردن استقلال خود در زمينه انرژي هستند، زيرا انرژي هاي نو علاوه بر كارايي بيشتر، وابستگي آنها را به نفت و گاز منطقه خاورميانه كاهش مي دهد. درعين حال، غرب با تحريك غرور كاذب كشورهاي نفت خيز كه با فروش نفت به نان و نوايي رسيده اند، مي خواهد هزينه انتقال از انرژي فسيلي به انرژي هاي بازيافتي را برگردن كشورهاي نفت خيز بيندازد و در نهايت همه آنها را در آينده اي نه چندان دور به مشتري هاي خوب كشورهاي توليدكننده انرژي هاي نو تبديل كند. در اين تلاش، سازمان ملل و بانك جهاني ابزار اين قدرت ها شده اند. امروز جزئيات و ريزه كاري هاي فني استفاده از انرژي ها نو در دسترس عموم قرار دارد و در نظام دولتي بيشتر كشورهاي خاورميانه انعكاس يافته است؛ اما اين كشورها به دليل بحران هاي مصنوعي كه براي آنها ايجاد مي شود، فرصت و امكان توسعه و پياده سازي و انتقال از انرژي هاي هيدروكربوري به انرژي هاي نو را نيافته اند، زيرا به صورت روزانه و حتي لحظه اي درگير بحران هاي مصنوعي هستند. ايران از اين قاعده مستثنا نيست. در تلاش براي درك ريشه مشكلات اقتصادي ايران، در سال 1382 وزارت امور اقتصادي ايران از اين نگارنده دعوت كرد كه آخرين گزارش بانك جهاني درباره اقتصاد ايران را براي استفاده متخصصان و مسئولان وقت به فارسي برگردانم. حاصل اين تلاش كتابي شد كه در سال 1383با عنوان «اقتصاد ايران از ديد بانك جهاني - گذار ايران در تبديل ثروت نفت به توسعه» از سوي سازمان بورس و اوراق بهادار تهران منتشر و ميان مسئولان و صاحب نظران توزيع شد. اين نگارنده در نگارش متن فارسي متوجه چند نكته حساس و كليدي در تفسير بانك جهاني شدم كه ممكن بود مسئولان وقت ايران را گمراه كند. از اين رو براي مقامي كه كمك خواسته بود، نامه اي نوشته، آمادگي خود را براي روشن كردن نكات گمراه كننده گزارش مورداشاره اعلام كردم؛ اما پاسخي دريافت نكردم. سه سال پس از آن، معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رياست جمهوري از نگارنده خواست كه كتاب ديگري را كه پال رابرتز در زمينه انرژي خطاب به جامعه آمريكا نگاشته بود، براي استفاده و آگاهي متخصصان برنامه ريزي ايران به فارسي برگردانم. اين كتاب در سال 1386 با عنوان «پايان نفت» از سوي معاونت مورداشاره منتشر شد و در اختيار مسئولان و پژوهشگران مربوطه قرار گرفت. تجربه پيشين از كتاب بانك جهاني به من آموخت كه مطالب پيچيده را نبايد به صورتي كه تدوين يافته به دست خوانندگان داد؛ هرچند آنها پرتجربه و دانشمند باشند. كتاب نخست پر از آمار و ارقام و جداول و منحني بود؛ اما از ديد واقعيت هاي توليدكنندگان انرژي نفت و گاز گمراه كننده بود و ذهن خواننده را از درك حقايق منحرف مي كرد. ازاين رو براي كتاب دوم ديباچه اي بالغ بر 40 صفحه نوشتم كه بازتاب دهنده مهم ترين نكات موردنظر نويسنده بود. اين كتاب برنده جايزه فصل شد و استقبال بسيار زيادي از آن شد. از نكات جالب نخستين كتاب اين بود كه منابع نفتي جهان بيش از 40 سال ديگر دوام نخواهند آورد. 

از آن تاريخ تاكنون حدود 15 سال گذشته است. به عبارت ديگر منابع نفتي خاورميانه، روسيه و آمريكاي مركزي تا 25 سال آينده به تدريج استخراج و به پايان مي رسند. اگر اقدامي براي جايگزيني آن نشود، جهان در 25 سال آينده بدون انرژي خواهد شد. كتاب «پايان نفت» مي گويد جهان صنعتي به دنبال انرژي هاي جايگزين است اما غربي ها با سياستي پيچيده، زيركانه و گمراه كننده كشورهاي نفت خيز را فريب مي دهند تا هزينه دوران انتقال مورداشاره را به آنها تحميل كنند. سازمان زمين شناسي آمريكا ذخاير نفتي كشورهاي نفت خيز را زيادتر از چيزي كه هست جلوه مي دهد تا از نگراني اين كشورها نسبت به تهي شدن منابعشان بكاهد و هرچه بيشتر نفت توليد كنند. كشورهاي عضو اوپك براي پذيرش اين سناريو حتي پا را از اين هم فراتر مي گذارند، به اين ترتيب كه چون طبق توافق اوپك سهميه صادراتي كشورهاي عضو متناسب با ميزان ذخاير آنهاست، اين كشورها ذخاير موجود خود را اغراق آميز جلوه مي دهند. از سوي ديگر، اين كشورها به دليل رقابت ميان يكديگر تلاش مي كنند نفت بيشتري استحصال كنند. اين امر حتي از طريق تزريق چاه هايي صورت مي گيرد كه در حال حاضر اوج توليد خود را پشت سر گذاشته اند. تا اينجاي قضيه، نه آمريكا و نه كشورهاي نفت خيز براي حفاظت از محيط زيست تره اي خرد نكرده اند. در اين ميان، كشورهاي صنعتي كه روي انرژي هاي پاك و بازيافتي پژوهش مي كنند، به دنبال دو هدف هستند. نخست اينكه با خريد زمان، توليد انرژي هاي پاك را به ميزان كافي براي تامين نيازهاي جهاني برسانند و همچنين تا آن زمان اجازه دهند كه سرمايه گذاري هاي قبلي شان در انرژي هاي هيدروكربوري (نفت و گاز) با حداكثر سود مستهلك شود. دوم اينكه با رسيدن به دروازه صدور انرژي هاي پاك، كشورهاي نفت خيز كنوني از صدور انرژي بازمانده و نيازمند واردكردن انرژي هاي نو شوند. به همين دليل غرب به كشورهاي نفت خيز كنوني اجازه فعاليت هاي هسته اي نمي دهد. از ديد معيارهاي زيست محيطي نيز با رواج انرژي هاي نو در جهان، كشورهاي صادركننده خود به صورت محافظ محيط زيست درآمده و مانع حركت ناوگان نفتي كشورهاي نفت خيز كنوني خواهند شد. اينكه آمريكا تاكنون به پيمان كيوتو و موافقت نامه پاريس بي اعتنايي مي كند، به دليل نرسيدن زمان مناسب است. 

همين اصل در زمينه صيانت از حقوق بشر نيز رايج است. آمريكا تاكنون عربستان را به خاطر نقض حقوق بشر ملامت نكرده بلكه به داشتن رابطه تنگاتنگ با آن كشور اصرار دارد. در زمينه بحران هاي سياسي، نارضايتي و تشديد بحران در خاورميانه موجب بالارفتن بهاي نفت خام مي شود. اين امر به سود شركت هاي غول آساي غربي است كه با تمام توان روي انرژي هاي نو كار مي كنند. اين گونه است كه آمريكا از بحران هاي خاورميانه سود مي برد؛ چه اين بحران ها سياسي باشند چه اقتصادي. ايران بايد چشم و گوش خود را بيشتر از اين باز كند.


*استاد پيشين مريلندشناخت بحران هاي خاورميانه


 روزنامه شرق، شماره 3279 به تاريخ 6/8/97، صفحه 1 (صفحه اول)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 28 بار
    



آثار ديگري از "دكتر احمد عظيمي بلوريان"

  انتخابات آمريكا و تبعات آن
دكتر احمد عظيمي بلوريان، شرق 21/8/97
مشاهده متن    
  آمريكا را بهتر بشناسيم
دكتر احمد عظيمي بلوريان، شرق 26/7/97
مشاهده متن    
  با آمايش مي توانيم
دكتر احمد عظيمي بلوريان، شرق 21/7/97
مشاهده متن    
  سرنوشت نيكسون و كلينتون براي ترامپ؟
دكتر احمد عظيمي بلوريان، شرق 22/6/97
مشاهده متن    
  برداشت هاي پرسش برانگيز از اقتصاد پولي ايران
دكتر احمد عظيمي بلوريان، دنياي اقتصاد 29/8/93
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله مطالعات روانشناسي تربيتي
متن مطالب شماره 31، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است