|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق97/8/6: علم از مشاهده آغاز نمي شود؛ بلكه با حدس آغاز مي شود
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3309
پنج شنبه 15 آذر 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3279 6/8/97 > صفحه 8 (علم) > متن
 
      


علم از مشاهده آغاز نمي شود؛ بلكه با حدس آغاز مي شود
نظريه ابطال گرايي «كارل پوپر»، راهي براي رسيدن به عقلانيت انتقادي

نويسنده: فائزه اكبري

كارل ريموند پوپر (1902-1994) بي ترديد از بزرگ ترين فيلسوفان قرن بيستم است كه در زمينه هايي مانند فلسفه علم و فلسفه سياست صاحب نظريات بديع و تاثيرگذاري است. او در سال 1902 در وين چشم بر جهان گشود و در فضايي كاملا فرهنگي و سرشار از كتاب، نشو و نما كرد. بنا بر سخن او در زندگي نامه خودنوشتش، «كتاب ها پيش از آنكه بتوانم آنها را بخوانم، قسمتي از زندگي من بودند»1. وي در دانشگاه وين رياضيات، روان شناسي، فيزيك و فلسفه آموخت و پايان نامه دكتري خود را با عنوان «درباره مسئله روش در روان شناسي تفكر» ارائه كرد. پوپر در ضمن تحصيل، كار هم مي كرد. او زماني شاگرد قفسه سازي و مدتي هم مددكار اجتماعي كودكان بي سرپرست بود. پوپر از سال 1946 استاد مدرسه اقتصاد لندن شد؛ اما آنچه بيش از همه سبب شهرت او شد، ايده «ابطال پذيري» وي در فلسفه علم است. اين نظريه شالوده ساير نظريات او در زمينه معرفت شناسي و حتي زمينه هاي سياسي و فرهنگي است. علاوه بر اين، او آثار زيادي در زمينه فلسفه سياسي و اجتماعي دارد كه از مهم ترين آنها مي توان به جامعه باز و دشمنان آن و زندگي سراسر حل مسئله است، اشاره كرد. برخي از ديگر آثار او در زمينه فلسفه علم عبارت اند از: حدس ها و ابطال ها، جهان گرايش ها، شناخت عيني- برداشت تكاملي، منطق اكتشاف علمي، سرچشمه هاي دانايي و ناداني، اسطوره چارچوب: در دفاع از علم و عقلانيت و... . پوپر در حيات علمي خود، جوايز علمي و افتخارات زيادي كسب كرد كه از آنها مي توان به دريافت ده ها دكتراي افتخاري از دانشگاه هاي پرينستون، آكسفورد، كمبريج، وين و لندن اشاره كرد. همچنين ملكه اليزابت دوم در سال 1965 به پاس خدمات پوپر به او عنوان «سر» (SIR) داد و در سال 1982 وي را به لقب «مصاحب افتخاري» خويش ملقب كرد. اگرچه بيان آراي پوپر در اين مجال نمي گنجد؛ اما براي فهم روش مند و مضبوط نظرات وي در زمينه «فلسفه علم» با بيان مختصر تئوري استقراگرايي آغاز و سپس از تئوري ابطال پذيري پوپر سخن خواهيم گفت.

استقراگرايي كه نظريه اي درباره روش علمي است، از قرن 17 ميلادي توسط فرانسيس بيكن (1561-1626) مطرح شد و در قرن 19 به اوج شهرت خود رسيد؛ اما قرن بيستم، قرن نقد شديد استقراگرايي از سوي انديشمنداني مانند پوپر و دوئم بود. فرانسيس بيكن كه از نخستين بانيان انقلاب علمي اروپا به شمار مي رود، هدف خود را عمدتا پيشرفت تكنولوژي مي دانست و معتقد بود با انجام تحقيقات پايه اي در علوم طبيعي، پديدارهاي ناشناخته آشكار مي شوند و اين پديدارها مي توانند مبناي تكنولوژي جديد قرار گيرند. بيكن فقط بر انجام تحقيقات علمي تاكيد نكرد، بلكه روشي را پيشنهاد كرد كه به نظرش پيروي از آن باعث افزايش دانش ما به عالم طبيعت مي شد. اين رويكرد كلي بيكن كه هنوز مدافعاني دارد «استقراگرايي» يا «inductivism» ناميده مي شود.

انديشه اصلي استقرا گرايي اين است كه علم از مشاهدات جزئي آغاز مي شود و مشاهدات به تعميم ها و پيش بيني ها منجر مي شود. مقصود از «تعميم ها»، نظريه ها و قوانين علمي است و مقصود از «پيش بيني» يكنواختي طبيعت و تكرار اين مشاهدات در آينده يا به بيان آسان تر، كشف رفتار طبيعت است. شيوه معمول رويكرد استقرا گرايي اين است كه ابتدا داده هايي را گردآوري كرده و سپس از آنها، آنچه را رخ داده است استنتاج مي كند. نخستين مثالي كه براي توضيح روش استقرايي آورده شده، درباره پرندگان است. اين مثال مي گويد: مطابق روش استقراگرايي، تمام زاغ هايي كه تاكنون مشاهده كرده ايم، سياه هستند؛ بنابراين مي توان اين حكم كلي را مطرح كرد كه «همه زاغ ها سياه اند».

يك دانشمند تجربي، با پيروي از روش استقرايي، كارش را با مشاهدات كثير و دقيق آغاز مي كند؛ سپس از داده هايي كه جمع آوري كرده است، با احتياط، تعميمي استنتاج مي كند و شايد بر اساس اين تعميم، پيش بيني اي نيز بكند2. اين دو حكم كلي را در نظر بگيريد: 1- تمام زاغ ها سياه اند. 2- تمام قوها سفيدند؛ بنا بر نظر استقرا گرايان، حكم (1) با مشاهده تعداد زيادي زاغ و توجه به اينكه همه آنها سياه بوده اند، به دست آمده است. پس از آن استنتاج كرده اند كه «تمام زاغ ها سياه اند». درباره قوها هم به همين ترتيب بوده است؛ اما تفاوت جالبي ميان دو حكم وجود دارد. تا آنجا كه مي دانيم حكم (1) درست است. اروپاييان نيز حكم (2) را تا قرن هجدهم درست مي دانستند؛ اما نخستين سياحان استراليا به قوهايي برخوردند كه سياه بودند و اين حكم كلي كه «تمام قوها سفيدند» ابطال شد. تفسير استقراگرايان از اين ابطال، اين است كه استنتاجات علمي هيچ گاه به يقين منتهي نمي شوند. با وجود اين، آنها فكر مي كنند چنين استنتاجاتي مي توانند درجه بالايي از احتمال را براي ما به ارمغان آورند؛ اما همان طور كه در ادامه توضيح خواهيم داد، اين نقض يا ابطال براي پوپر مهم است.

به اعتقاد پوپر، اينكه تنها با مشاهده صرف، بدون هيچ چيزي از جنس نظريه آغاز كرد، نامعقول است؛ بنابراين نمي شود بدون پس زمينه اي نظري مشاهده اي را انجام داد. او معتقد است «مشاهده هميشه گزينشي است. لازمه مشاهده، وجود هدفي انتخاب شده، وظيفه اي مشخص، علاقه اي خاص، ديدگاه و مسئله است و لازمه توصيف مشاهده، زبان توصيفي با واژه هاي بيانگر خصوصيات است؛ توصيف مشاهده، لازمه اش تشابه و طبقه بندي است كه اين نيز مستلزم تمايلات، ديدگاه ها و مسائل است»3. به اعتقاد پوپر، ما مي توانيم بدون استنتاجات استقرايي به علم بپردازيم؛ بنابراين او روش علمي غيراستقرايي را پيشنهاد مي كند كه به نظريه «حدس ها و ابطال هاي پوپر» شهرت يافت.

هيوم، فيلسوف تجربه گرا، معتقد بود هيچ گاه نمي توانيم از طريق مشاهدات و منطق قياسي، صادق بودن يك حكم كلي را استنتاج (نتيجه گيري) كنيم، بنابراين ما هرچقدر هم كه قوي سفيد مشاهده كنيم، هيچ گاه نمي توانيم صدق حكم كلي «همه قوها سفيدند» را استنتاج كنيم، بلكه فقط مي توانيم «احتمال» صادق بودن آن را بپذيريم.

اما پوپر اظهار كرد هرچند مشاهدات و منطق قياسي نمي توانند صدق يك حكم كلي را اثبات كنند، اما مي توانند «كذبش» را اثبات كنند. به عبارت ديگر، حكم كلي را «ابطال» كنند. بنابراين با مشاهده يك قوي سياه، مي توانيم كذب اين حكم كلي را كه «همه قوها سفيدند» اثبات كنيم يا به بيان ديگر، حكم «همه قوها سفيدند» را ابطال كنيم. اين امر پوپر را به توضيح روش علمي بر مبناي حدس ها و ابطال ها يا «ابطال گرايي» (falsificationism) سوق مي دهد. بنابراين به اعتقاد پوپر، علم برخلاف آنچه استقرا گرايان ادعا مي كنند از مشاهده آغاز نمي شود، بلكه با حدس آغاز مي شود. اينكه اين حدس ها از كجا مي آيند اهميتي ندارد، بلكه مهم اين است كه وقتي پيشنهاد شدند بايد آنها را به سختي آزمود4. حدسي كه در برابر تعدادي آزمون سخت تاب بياورد، موقتا پذيرفته مي شود. «موقتا» به اين معناست كه ما هيچ گاه نمي توانيم به يك نظريه، قانون يا تعميم علمي، معرفت يقيني پيدا كنيم، زيرا كه ممكن است نظريه موردنظر در همان آزمون يا مشاهده بعدي در هم بشكند؛ مانند كشف قوهاي سياه در استراليا5.

بنابراين، پوپر استقراگرايي را از بن رد مي كند. از نظر او ما حق نداريم نظريه هاي علمي را صادق بدانيم، چون علم قابليت موجه سازي نظريات را ندارد و هرگز معرفت توليد نمي كند6. بنابراين نبايد به نظريه هاي علمي اعتماد كرد. نظريات علمي تا وقتي كه ابطال نشده اند، قابل پذيرش هستند، اما پذيرش آنها به معناي باوركردن صدق آنها نيست. پذيرفتن يك نظريه يعني آن را موقتا به كار ببريم با توجه كردن به اين نكته كه ممكن است هر آن، ناچار شويم از آن دست بكشيم.

در اين ميان وظيفه مشاهده، صرفا آزمودن اين حدس ها و فرض هاست. به اين سان مشاهده، جرياني است كه ما در آن نقشي «فعال» داريم؛ مشاهده اي ازپيش طراحي و آماده شده7، تا به كمك اين مشاهدات خطاهاي خود را بيابيم و آنها را از حوزه معرفتي خويش حذف كنيم. پوپر مانند پيشينيان خود بر جست وجوي نظريات درست تاكيد نمي كند، بلكه بر دست كشيدن دانشمندان از نظريات نادرست تاكيد دارد. نظريه وي را مكتب ابطال پذيري

(falsificationism) ناميده اند، زيرا پاسخ پوپر به اين سوال كه ملاك علمي بودن يك نظريه چيست اين است كه بتوان آن را ابطال كرد.

دانشمنداني كه در خلال كوشش علمي خود مرتبا با نظرياتي مواجه بوده اند كه غلط از آب درآمده اند، موضع پوپر را مي پسندند. تاكيد بر عنصر حدس در دستگاه پوپري نيز بسيار خوشايند آنان است. نكته جالب تر اين است كه فرايند نظريه پردازي هرگز در تعميم يافته هاي موردي خلاصه نمي شود و اين واقعيت با نظريه پوپر تطابق زيادي دارد. هرقدر هم كه كار مشاهده نمونه ها زياد باشد، هيچ گاه منجر به توليد نظريه نمي شود. حتما مداخله ذهن خلاق و تخيل گر انساني نيز لازم است. اصل ادعاي پوپر اين است كه استفاده از نظريات، موجه است نه ازآن رو كه نظريات درست هستند، بلكه به اين سبب كه هنوز دليلي بر نادرستي شان نيافته ايم8.

به اين ترتيب، پوپر مشكل استقرا را حل نمي كند، بلكه آن را بلاموضوع مي كند. او نشان مي دهد كه علم دچار مشكل استقرا نيست، چون دانشمندان اصلا از استقرا استفاده نمي كنند. دانشمندان از حدس خود استفاده مي كنند؛ يعني با تخيل خلاق خود نظريه هايي را ابداع مي كنند و آنگاه دست به تجربه ها و آزمون هايي مي زنند كه علي الاصول مي تواند به رد آنها منجر شود. سپس نظريه هاي تازه اي ابداع مي كنند و چرخه نظريه و ابطال به اين نحو استمرار مي يابد.

پوپر با نظريه ابطال گرايي خود، به رويكردي نقادانه مي رسد. وي اين رويكرد را در زمينه علم تجربي محدود نمي كند، بلكه با وسعت بخشيدن به اين نظريه، از آن پلي مي زند به چگونگي كسب معرفت در ساير معارف بشري. او خود دراين باره مي گويد: «با آنكه بايد بحث خود را به رشد شناخت در علم محدود كنم، ملاحظات من بدون تغيير فراوان بر شناخت پيش از علمي نيز قابل تطبيق است؛ يعني بر آن راه كلي كه در آن آدميان و حتي جانوران، شناخت واقعيت تازه اي درباره جهان كسب مي كنند.... تنها شناخت علمي، مورد توجه و علاقه من نيست، بلكه به نظريه شناخت به صورت عام و كلي آن نظر دارم. ولي به اعتقاد من، تحقيق در رشد و تكامل شناخت علمي پرثمرترين راه براي تحقيق در رشد شناخت به صورت كلي آن است. چه، رشد شناخت علمي را مي توان گفت كه همان رشد شناخت متعارفي بشري است»9. به اين ترتيب برخلاف ديدگاه پوزيتيويستي، همه حوزه هاي معرفتي علوم، خواه علوم تجربي و خواه علوم انساني و فرهنگي همين روش را به كار مي گيرند10، به اين معنا كه در هيچ معرفتي آدمي با ذهن خالي و آزاد از فرضيات دنبال كسب علم نمي رود. آدمي همواره با سوالي آغاز مي كند و اين سوال يعني اينكه او فرضيه يا نظريه اي در ذهن دارد كه آن نظريه از «افق انتظارات» وي خبر مي دهد11. «افق انتظارات» مجموعه تمامي توقعات يا انتظارات انسان است كه نقش يك چارچوب مرجع را بازي مي كند، به اين معنا كه «تجربه ها، اعمال و مشاهدات ما تنها با قرارگرفتن در اين چهارچوب است كه معنا يا اهميت پيدا مي كنند»12. فرضيه هايي كه به واسطه افق انتظارات شخص در ذهن او ايجاد شده اند، از طريق مشاهدات، تاييد، رد يا اصلاح مي شوند و به سطح بالاتري ارتقا مي يابند. روند تكامل معرفت، به همين ترتيب ادامه پيدا مي كند. اين جريان حتي مي تواند افق فكري نويني براي شخص به ارمغان آورد.

روشن است كه روش معرفت شناسانه پوپر با نوعي تئوري «تكامل معرفت» همراه مي شود كه مي توان آن را نتيجه طبيعي چنين تحليلي درباره شناخت دانست. از نظر او چنانچه جريان تكامل معرفت را به عقب برگردانيم، در نهايت به انتظاراتي مي رسيم كه نه تنها در آدمي بلكه در جانوران هم به نحو فطري وجود دارد13. بدين نحو او تئوري تكامل معرفت را با تئوري تكامل حيات هم مرز كرده و به نظريه خود وسعت جهان شناختي مي دهد. از نظر او شرح قصه حيات، از آميب تا اينشتين14 از طرح واحدي خبر مي دهد15. همه موجودات پيوسته سرگرم حل كردن مسائل هستند، سلسله متوالي اي از مسائل كه اولين مسئله آن، مسئله بقاست16. در پايان مي توان گفت كه روح حاكم بر تمامي آراي پوپر (چه آراي معرفتي و چه نظريات سياسي و فرهنگي) رويكرد عقلانيت انتقادي است. متناسب با چنين نگرشي، او معتقد است حقيقت امري نيست كه به سادگي قابل كشف و دستيابي باشد17، بلكه براي دستيابي به آن بايد شجاعانه حدس ها و فرضيه هايي عرضه كرد و به آزمون و نقد آنها پرداخت و در هر قدم اين جست وجوي ناتمام اميدوار به نزديك شدن به حقيقت بود18. بدين سان او به اين نتيجه مي رسد كه اساسا نمي توان صدق يك نظريه را نشان داد اما چنين رويكردي او را به شكاكيت19 و نسبي گرايي نمي رساند؛ زيرا معرفت علمي با وجود اينكه نمي تواند صدقش اثبات يا تاييد شود، مي تواند عيني و معقول باشد20. منظور از «عيني بودن» اين است كه نظريه هاي علمي صرفا حالت ذهني و شهودي ندارند و با صورت زباني اي كه به آنها مي دهيم، مي توانند موضوع انتقاد عقلاني قرار بگيرند21. «معقول» نيز به اين معناست كه مي توانيم آنها را با عقل و تجربه انتخاب كرده و محك بزنيم22. بنابراين عقلاني بودن علم در گرو چنين رشد و تكاملي است؛ رشدي كه از طريق نقد عقلاني انجام مي پذيرد.

پي نوشت ها:

1- جست وجوي ناتمام، كارل پوپر، ترجمه ايرج علي آبادي، ص15.

2- فلسفه علم در قرن بيستم، دانالد گيليس، ترجمه حسن ميانداري، ص22.

3- همان، ص46.

4- همان، ص53-54.

5- همان، ص48-49.

6- درآمدي بر فلسفه معاصر غرب، آنتوني آپيا، ترجمه حسين واله، ص209.

7- «كشكول و فانوس: دو نظريه پيرامون معرفت»، علم چيست، فلسفه چيست؟، كارل پوپر، ص191.

8- درآمدي بر فلسفه معاصر غرب، آنتوني آپيا، ترجمه حسين واله، ص210.

9- حدس ها و ابطال ها، كارل پوپر، ترجمه احمد آرام، ص268.

10- اسطوره چارچوب، كارل پوپر، ترجمه علي پايا، ص20.

11- «كشكول و فانوس: دو نظريه پيرامون معرفت»، علم چيست، فلسفه چيست؟، كارل پوپر، ص192.

12-همان، ص196.

13- البته بايد به اين نكته توجه داشت كه پوپر علم فطري (به معاني كانتي و دكارتي آن) را نمي پذيرد. از نظر او علم فطري همچون تصورات فطري عقل گرايان و نيز همچون صور پيشيني كانتي نيست كه امري ضروري و همگاني باشد، بلكه او از انتظارات فطري يا واكنش ها و پاسخ هاي فطري ياد مي كند كه با مسامحه، آنها را علم فطري نيز مي داند، زيرا از نظر او ميان انتظار و علم رابطه نزديكي وجود دارد. بنابراين چنين علم فطري اي به طور «پيشيني» اعتبار ندارد زيرا انتظار فطري ممكن است به خطا نيز برود و انتظارات فرد را نيز برآورده نگرداند. پوپر، بريان مگي، ترجمه منوچهر بزرگمهر، ص72-73.

14- از نظر پوپر تفاوت ميان عمل آميب و اينشتين در اين است كه اينشتين آگاهانه به حذف خطا مي پردازد، اما عمل آميب ناآگاهانه است و گويي فرضيه ها جزئي از او هستند. آميب خطا را دوست ندارد، اما خطا اينشتين را برمي انگيزد تا آگاهانه به جست وجوي خطاهاي خود بپردازد و با حذف آنها چيز جديدي بياموزد. اسطوره چارچوب، كارل پوپر، ترجمه علي پايا، ص78.

15- پوپر، بريان مگي، ترجمه منوچهر بزرگمهر، ص84-85.

16- همان، ص73.

17- پوپر ازجمله متفكران متاثر از كانت است. وي به تبع سوب^ك^~تيويسم كانتي بر اين باور است كه نظريه حاصل عمل و فعاليت ذهن است و نه محصول تاثير محض واقعيت بر ذهن ما. همچنين وي اين آموزه كانت را كه شناخت ذات و حقيقت في نفسه اشيا(نومن ها) مقدور نيست، پذيرفته و تاكيد مي كند كه ما هيچ گاه به معرفتي ناب و كامل دست نمي يابيم. بنابراين نظريه هاي علمي ما هميشه غيرقطعي و غيرموجه خواهند بود. جست وجوي ناتمام، كارل پوپر، ترجمه ايرج علي آبادي، ص99 و ص72-73.

18- اسطوره چارچوب، كارل پوپر، ترجمه علي پايا، ص22.

19- همان گونه كه مي دانيم شكاكيت داراي مراتب يا درجات است. يكي از مراتب شكاكيت اين است كه معرفت عيني راه به جايي نمي برد. به عبارت ديگر حتي اگر بتوان به شناختي دست يافت، نمي توان آن را به ديگران منتقل كرد.

20- مجموعه فيلسوفان بزرگ غرب-1 (كارل پوپر)، مارك آمادئوس نوترنو، ترجمه محمد سعيدي مهر، ص17-19.

21- جست وجوي ناتمام، كارل پوپر، ترجمه ايرج علي آبادي، ص168.

22- مجموعه فيلسوفان بزرگ غرب-1 (كارل پوپر)، مارك آمادئوس نوترنو، ترجمه محمد سعيدي مهر، ص19.


*دانش آموخته فلسفهعلم از مشاهده آغاز نمي شود؛ بلكه با حدس آغاز مي شود


 روزنامه شرق، شماره 3279 به تاريخ 6/8/97، صفحه 8 (علم)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 14 بار
    



آثار ديگري از " فائزه اكبري"

  حيوانات سر راهي / جام جم به مناسبت روز مبارزه با خشونت عليه حيوانات گزارش مي دهد
فائزه اكبري، جام جم 20/6/97
مشاهده متن    
  رد پاي پول روي صورت و مو / گزارش جام جم ازپديده عجيبي كه اين روز ها در بعضي آرايشگاه هاي زنانه رواج پيدا كرده است
فائزه اكبري، جام جم 12/6/97
مشاهده متن    
  جمع خانواده تفريق مي شود / خانواده ايراني تحت تاثير مسائل اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كوچك تر شده است
فائزه اكبري، جام جم 26/4/97
مشاهده متن    
  از فراغت فارغ نشويم / با آغاز تعطيلات تابستاني مدارس، چگونگي پر كردن اوقات فراغت فرزندان دغدغه جدي خانواده ها است
فائزه اكبري، جام جم 31/3/97
مشاهده متن    
  پايان تكدي گري با فرهنگ كمك به خيريه ها
فائزه اكبري، جام جم 25/2/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه حقوق پزشكي
متن مطالب شماره 46، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است