|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/8/15: ايرج نعيمايي از مولفه هاي موسيقي آئيني و مذهبي مي گويد: موسيقي يادآور خانه ازلي انسان است
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6924
پنج شنبه 24 آبان 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6918 15/8/97 > صفحه 12 (ايران فرهنگي (پرونده اي براي هنر و ادبيات آييني)) > متن
 
      


ايرج نعيمايي از مولفه هاي موسيقي آئيني و مذهبي مي گويد: موسيقي يادآور خانه ازلي انسان است



دكتر ايرج نعيمايي، استاد نام آشناي موسيقي و خوشنويسي و رئيس سابق انجمن موسيقي ايران، بر اين اعتقاد است كه موسيقي يادآور حقيقت و بيانگر جدايي انسان از اصل خود و يادآور ازل است. در واقع موسيقي به ياد انسان مي آورد كه از كجا آمده است. خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران  با او درباره اينكه آيا موسيقي آييني ، همان موسيقي عزاداري است و اصولا چه نوع موسيقي هايي را مي توان موسيقي آييني برشمرد و يك اثر موسيقايي مذهبي بايد داراي چه مولفه هايي باشد، به گفت وگو نشسته است كه در ادامه تلخيصي از آن را  مي خوانيد.

چه مولفه هايي بايد وجود داشته باشد كه يك اثر موسيقايي را به عنوان موسيقي آييني بپذيريم؟

هر اثري كه به پرسش و باور انسان نسبت به مبدا و خداوند توجه داشته باشد در اين حوزه قرار مي گيرد؛ همچنين آن آثاري كه رويكرد به معنويت دارد. ضمن آنكه بايد به اين مساله توجه داشته باشيم كه اگر كسي خدا را پرستش مي كند، بايد رويكرد معنوي نيز به اين موضوع داشته باشد و در واقع اين مساله شرط اصلي اين پرستش هاست. از طرفي در بحث پرستش اين مساله مطرح است كه انسان نبايد به ماده رويكرد داشته باشد و نگاهش به مخلوق بايد متعالي باشد. از طرف ديگر، «تقرب» نيز بايد مورد توجه قرار بگيرد؛ يعني پرستش براي نزديك شدن به حق در مقابل دوري و فاصله است كه اين عمل براي رضاي خدا صورت مي گيرد، نه نفسيات خود. باز از طرفي «تعالي» مطرح است. يكي از اهداف خداوند در خلق بشر آن بوده كه خودش را از آن مرحله بالا ببرد و به مرحله ديگري ارتقا يابد. از طرفي گشتن، گرديدن و تسبيح گفتن حق گاهي به ذكر، توبه، طواف و سجده رخ مي نمايد و عاشق مي خواهد خود را در معشوق حل كند و با او يكي شود. مثل قطره اي كه به دريا وصل مي شود؛ يعني با انتهايي كه وصل به بي انتها مي شود و وجودش را از امكان به لايتناهي مي رساند. اگر قرار است موسيقي اي براي پرستش داشته باشيم، بايد واجد اين قابليت ها باشد. اين قابليت ها نيز در دو شكل تحقق پيدا مي كند كه عبارت است از فواصل و ساختار دروني موسيقي و همچنين محتوايي كه بيان مي شود؛ يعني اگر اين دو بخش وجود داشته باشند، مي توان گفت كه اين موسيقي، موسيقي آييني است.

 كلام اين نوع از موسيقي بايد چه ويژگي هايي داشته باشد؟

در اين بخش نيز تكليف مشخص است. ذكر يا كلام بايد بار معنوي خاصي را بيان كند تا هركس آن را مي شنود، منظور را درك كند. مشكل اما در بحث فواصل موسيقايي است و در اين زمينه تخصص موسيقي دانان و تجارب آنها به همراه يك سابقه تاريخي مي تواند راهگشا باشد. در گذشته براساس مكاشفه و رياضت اهل معنا بوده كه صورت هايي از پرستش در قالب موسيقي بيان و بدين ترتيب بشر به ناكجاآباد انتهاي ذهن خود دعوت مي شده است. يعني موسيقي آييني مي تواند انسان را از ممكن رها كند و به نهايت خيال ذهني اش ببرد. اين فواصل را اصطلاحا موسيقي آييني مي گويند. در اين بخش كه ما اين نسبت ها را پيدا مي كنيم، كار بسيار سختي رخ مي دهد و تشخيص آن برعهده كساني است كه در طول تاريخ مكاشفه كرده و اين نسبت ها را پيدا كرده اند. اين نسبت ها فقط در موسيقي نيست؛ در تزئينات معماري كليساها و مساجد و كليه بناهايي كه با پرستش انسان همراه است نيز وجود دارد، چرا كه اين بناها همه رويه واحدي را پيش گرفته اند و به ساختاري نزديك مي شوند كه مشتركات زيادي با يكديگر دارند. در خانقاه، كليسا و مسجد مي توان ارتفاع بالا و نگاه انساني رو به بالا را مشاهده كرد؛ يعني كل فضاي معماري به وحدت رسيده است، چراكه انسان در اين مكان ها آمادگي مفهوم پرستش را دارد و معماران از جهت فرم به اين نتيجه رسيده اند كه بتوانند شكلي را بيافرينند كه مومن در آنجا احساس پرستش كند. حتي اگر به كاشيكاري مساجد دقت شود، مي توان مفاهيم تعالي، وحدت، كثرت، بي نهايت و رنگ هاي غيرمادي را در آن مشاهده كرد. فرم، رنگ و شكل همگي مبين مساله پرستش است كه اينها با «شهود» رخ مي دهد و اين خود به خود يعني كشف و رياضت و همچنين حالاتي كه الهام مي شود. همين مسائل را بايد در موسيقي نيز داشته باشيم. هنگام تلاوت قرآن هيچ گونه پيچيدگي موسيقايي نمي توان مشاهده كرد، اما بعد معنويت در ذات آن وجود دارد و حتي اگر كودكي آن را بشنود، احساس مي كند كه به پرستش دعوت شده است. هيچ كس از شنيدن قرآن ذهنيت مادي پيدا نمي كند. يك اثر موسيقايي علاوه بر كلام بايد مانند مسجد و نقوش معماري، مبين مفاهيم معنوي باشد. مي دانيم كه هر قالبي مبين اين معناست و براي يك منظوري به كار مي رود. اين در هنر تقريبا اثبات شده است و در كاربرد معنايي نيز بايد به آن توجه كرد.

موسيقي آييني لزوما بايد از چه ساختاري بهره بگيرد؟

 ساختاري كه با آيين تناسب داشته باشد و اگر با كلام مقدس و عرفاني و كلامي كه بار معنوي دارد همراه شود، موسيقي آييني شكل كامل خود را نشان داده است و اگر از هر طرف نقص داشته باشد، نمي توانيم آن را موسيقي آييني بدانيم.

 به نظر مي رسد كه در سال هاي اخير آن بخشي از موسيقي آييني كه حالت حزن گونه دارد بيشتر مورد توجه و استفاده قرار گرفته است؛ اصولا ذات موسيقي آييني محزون است؟

الزاما حزن انگيز نيست. مثلا «سماع» بخشي از موسيقي آييني است كه نه تنها هيچ غم و حزني در آن مشاهده نمي شود، كه داراي حركات ريتميك نيز هست. البته اين براي دعوت به شادي نبوده و تحرك و حماسه اش بسيار متفكرانه است. در موسيقي ذكر، وجد و حال وجود دارد و اشعارش نيز همين خصوصيت را دارند و انسان را به وجد دعوت مي كنند. فرم غزل ها نيز انسان را به همين مساله ترغيب مي كند، يعني ريتم آنها بسيار محرك است و از حالت سكون خارج مي شود. بنابراين موسيقي آييني لزوما به معناي غم نيست؛ اگرچه به خاطر حوادث تاريخي در قبل و بعد از اسلام چون سوگ سياوش و شهادت امام حسين(ع) اين وجه از موسيقي آييني پررنگ تر شده، است.

شما به اين مساله اشاره داشتيد كه موسيقي آييني دو بخش كلام و فواصل را دارد؛ كدام يك از اين دو وجه پررنگ تر است؟

به هر روي چون دلالت كلام معين است، مي توان كلمات مقدس را جدا كرد؛ اما اين مساله در فواصل موسيقي بسيار سخت است؛ يعني كار مشكلي است كه هنرمند بتواند فواصلي را تعيين كند كه كاربرد معنايي داشته باشد. اين اتفاق البته در موسيقي سنتي ما افتاده است. «ني نوا»، اثر عليزاده بيان فراق انسان از خلقت است. اين اثر از آنجا كه از بار معنايي بالايي برخوردار است، به عنوان يك موسيقي آييني مطرح است. مقام هايي نيز در اين رابطه ساخته شده اند كه از جمله آنها مي توان به «الله مدد» در موسيقي خراسان اشاره كرد. اينها بر اساس فواصل اين معاني را بيان مي كنند.

چرا گنجينه ما در اين شكل موسيقي تا اين اندازه فقير است؟

به خاطر سخت بودن آن است. مگر آنكه ساز و آواز با هم گره بخورند، نكته مشكل آنجاست كه صرفا ساز وجود دارد و ما مي خواهيم يك مقام معنوي را بيان كنيم. هنرمند بايد با اتصال به خير مطلق و توانايي خود آثاري بيافريند كه خودش آماده پذيرش اين مفهوم شود. در اين صورت اين هنرمند موفق بوده است. به هر حال صرف ادعا كافي نيست و بايد نسبت ها به شكل دقيقي رعايت شوند.

آهنگسازان ايراني در اين سال ها به شكل بسيار اندكي وارد اين حوزه شده اند، در حالي كه آهنگسازان بزرگ غربي آثار بسيار زيادي در اين زمينه خلق كرده اند؟

هر هنرمندي مافي الضمير خود را بيان مي كند كه آن هم چيزي نيست جز حس دروني يك شخص كه ناخودآگاه بيان مي شود و ناخودآگاه نيز چيزي نيست جز تفكرات و تخيلات. اگر قسمت اعظم آثار باخ مراثي است، به خاطر شخصيت متفكر او و تسلطش بر تمام انجيل است كه مي تواند آن را به زبان موسيقايي بيان كند. اگر در موسيقي ما نيز آثاري يافت مي شود كه مي تواند جايگاهي بيابد، مربوط به حس دروني خالقان آنهاست كه نياز به ادعا ندارد. بنابراين مي توانيم براساس مقبوليت آثار، هنرمندان را طبقه بندي كنيم و به اين نتيجه برسيم كه چه هنرمندي كارش آييني است و چه هنرمندي نيست. هر هنرمندي براساس احساس و دركي كه از معاني و مفاهيم دارد، اثر خود را بروز مي دهد. از قرن چهارم تا نهم افراد بسيار بزرگي در حوزه ادبيات وجود دارند كه مفاهيم متعالي عرفان را به بهترين شكل بيان مي كنند؛ اما از قرن دهم تاكنون هيچ شخص بزرگي هم پايه حافظ، مولوي، سنايي و... وجود ندارد. اين را در موسيقي، هنرهاي تجسمي و معماري مي توان مشاهده كرد. كساني كه در نسبت با حق قرار گرفته اند مي توانند آن را از طريق فواصل هنري بيان كنند، كه موفقيت اصلي با اين گروه است و بقيه بر اساس ميزان درك معمولي خود يا تكنيك و تجربه چيزي را ساخته اند كه به قطع ماندگار نخواهد شد. در واقع آن دسته از آثار ماندگار مي شود كه آن جهاني باشند.

انحرافاتي كه هم اكنون در موسيقي آييني ما وجود دارد و وجه بارز آن را مي توان در مراسم عزاداري سالار شهيدان مشاهده كرد، به چه علت رخ داده است؟

هم اكنون در مراسم مذهبي از چيزهايي استفاده مي شود كه مبين آن حقيقت نيست؛ در نتيجه هيچ تاثير معنوي اي نمي توان در آن مشاهده كرد. در ايام محرم، در اقصي نقاط ايران مراسم عزاداري برپا مي كنند، اما اين كه تا چه ميزان تاثيرگذارتر است، بحث ديگري است. اعمال ما هيچ تناسبي با مدينه فاضله و انسان هايي كه در جهت تعالي گام برمي دارند، ندارد. اين در حالي است كه رسانه هاي ايران به شكل جامعي به پوشش دادن مسائل معنوي مي پردازند، اما نتيجه اي موثر به دست نمي آيد؛ چرا كه ما در بيان حقيقت دچار مشكل هستيم و لااقل در بخش هنر نتوانسته ايم آن را بيان كنيم. چون در موسيقي مذهبي كه تحت عنوان مرثيه استفاده مي شود، تناسب كامل از لحاظ فرم، شكل و نسبت هاي هنري وجود ندارد.

ايرج نعيمايي از مولفه هاي موسيقي آئيني و مذهبي مي گويد: موسيقي يادآور خانه ازلي انسان است


 روزنامه ايران، شماره 6918 به تاريخ 15/8/97، صفحه 12 (ايران فرهنگي (پرونده اي براي هنر و ادبيات آييني))

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 10 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه رشد معلم
متن مطالب شماره 316، مهر 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است