|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم97/8/15: بالاخره حرفه اي يا غيرحرفه اي؟
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5244
سه شنبه 15 آبان 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

خدمات سايت




 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 5244 15/8/97 > صفحه 1 (صفحه اول) > متن
 
      


بالاخره حرفه اي يا غيرحرفه اي؟
حواشي اين روزهاي پانته آ بهرام و سريال دلدادگان، قهر و غيبت فريبرز عرب نيا از سكانس نهايي «چ» را يادآوري مي كند


«هنرپيشه نقش اصلي ما در فينال حاضر نمي شود و اين اصلا كمدي است. هنرپيشه به همين راحتي به هر دليلي تصميم مي گيرد سر صحنه نيايد. هر مشكلي هم كه باشد بايد بازيگر سركارش حاضر شود و مشكلات را بعدا حل كند. سينماي ايران، سينماي ايران ، سينمايي است كه براي آن زحمت كشيده شده و زندگي ها پاي آن گذاشته شده و هيچ بازيگري حق ندارد فينال يك فيلم را تعطيل كند و بعد ادعا داشته باشد. مساله پول و مالي حل مي شود، اما با اين رفتار كه سنگ روي سنگ بند نمي شود. اين است كه مي گويم اين سينما به تعليم و تربيت نياز دارد.» نه نه! اشتباه نكنيد! زود هم قضاوت نكنيد! برچسب هم نزنيد! اين حرف ها مربوط به الان نيست. مربوط به پانته آ بهرام و سريال دلدادگان هم نيست. اينها را سعيد آقاي راد گفته است، بازيگر سال هاي دور و نزديك سينماي ايران. تاريخ انتشارش هم باز مي گردد به فروردين 1393 يعني چهار سال قبل! روزهايي كه نه خبري از منوچهر هادي بوده و نه سريال تلويزيوني دلدادگان و نه دعواهاي پانته آ بهرام و تهيه كننده. داستان اما خيلي شبيه داستان و حواشي اين روزهاي سريال دلدادگان است.

يك سال قبل تر از انتشار اين مطلب در روزنامه قانون و خبرگزاري دانشجويان ايران، تازه فيلم سينمايي «چ» وارد مراحل توليد شده بود. بگويي نگويي خرده اختلافات فريبرز عرب نيا با ابراهيم حاتمي كيا به بيرون درز كرده بود. هر دو هم از شاخ هاي آن روزگار و حتي همين الان بودند و هستند. حاتمي كياي كاربلد كه نيازي به توصيف و تشريح و تفسير ندارد. عرب نيا هم با مختارنامه براي خودش اسم و رسم و پرستيژي به هم زده بود كه از حق نگذريم دور از جايگاه و توانايي هايش نبود. او با آن چهره سرد و مصممش، نه فقط در ايران بلكه در كمتر كشور عربي منطقه بود كه ناشناخته مانده باشد. اندام ورزيده اش در مختارنامه پوشيده در لباس و دشداشه مشكي عربي با دستاري بر سر و سوار بر اسب مشكي چابك و راهوار، تصويرش را تبديل به نماي سمبوليك و نماديني از يك عرب اهل عراق كرده بود كه تا همين الان -كه چند سالي از آن مي گذرد- مي شود آن را بالاي سر موكب هاي عراقي مراسم اربعين هم ديد. الغرض كه طرف مقابل نزاع به حاتمي كياي بزرگ، چنين شخصيتي بود.

 علت دعوا؟ مهم نيست

خرده اختلافات آقاي بازيگر با آقاي كارگردان هر چه بود، اهميت زيادي ندارد. اهميت ندارد كه فريبرز از شخصيتي كه نقش آن را بازي مي كرده تحليل داشته و ابراهيم ستاره كش، اما تن به اين دخالت ها نمي داده، مهم نبود به روايت آن روزهاي رسانه ها، اين دو شخصيت چند بار با هم شاخ توي شاخ شده و حتي در يكي از صحنه ها از خجالت هم در آمدند و دوباره در كمال حرفه اي گري سر صحنه آمده و كار را جلو بردند يا حتي اين كه در نهايت تفاوت برداشت در قرارداد و مسائل مالي باعث ريختن بنزين نهايي روي اين آتش زير خاكستر شد و دعواي بازيگري-كارگرداني پروژه را علني كند. هر چه بود اما خروجي نهايي اين اتفاقات منجر به غيبت كاراكتر اول و البته قهرمان اصلي فيلم در يكي از سكانس هاي نهايي كار شد تا دست آقاي كارگردان بماند در پست گردو.

قهر عرب نياي با سواد و خوش صحبت سينماي ايران با شروع جشنواره فجر سال 92 و غيبت معنادارش در جشنواره آن سال، ديگر نقل و حرف و حديث خيلي ها بود. عرب نيا براي گرفتن حال تهيه كننده و كارگردان پروژه از حضور در سكانس هاي نهايي فيلم خودداري كرده و در ادامه هم فرآيندهاي تبليغاتي فيلم را كه معمولا با كمك بازيگران آن انجام مي شود هم با اختلال مواجه كرده بود. حالا و در اين روزها كه اختلافات پانته آ بهرام و عوامل يك سريال تلويزيوني دوباره روي چوب رسانه ها آمده است ما به ياد كنش و واكنش هاي چند سال قبل كارگردان و بازيگر شاخ سينماي ايران مي افتيم. هرچند بعضي تلاش ها سعي داشت اين مشكل را كدخدا منشانه حل كند و رسانه ها هم خيلي به آن آب و تاب نمي دادند.

 اشتباه كردي آقاي پرستيژ

نه تنها كمپيني براي فشار به حاتمي كيا تشكيل نشد، بلكه در نقطه مقابل، بعضي حرف و حديث هاي درگوشي مبني بر حرفه اي نبودن كار عرب نيا هم به گوش مي رسيد. در نهايت اما اين سعيد راد يكي از بازيگران همان فيلم بود كه اين انتقادات را علني كرد. حالا شايد خواندن دوباره انتقادات سعيد راد از عرب نيا خالي از لطف نباشد، آن هم در زماني كه يكي از بازيگران يك سريال تلويزيوني - كه مخاطب ميليوني مردمي هم پيدا كرده- به دليل اختلافاتش با عوامل پروژه، سرنوشت نهايي كار را با غيبت و حضور نداشتن اش تغيير داده و در ادامه هم ارتش چهره هاي شناخته شده در صفحات اينستاگرامي شان به خط مي شوند و با حمايت يكپارچه از خانم بازيگر، عوامل سريال و در ادامه هم، صدا و سيما را تحت فشار بگذارند. اجازه بدهيد بدون جهتگيري و قضاوت صرفا حرف هاي آن روز سعيد راد درباره عرب نيايي را با هم مرور كنيم كه كسي در حمايت از قهرش با كارگردان و تهيه كننده «چ»، پشت او نايستاد:

سينماي ما به تعليم احتياج دارد. هنرپيشه نقش اصلي ما در فينال حاضر نمي شود و اين اصلا كمدي است. به همين راحتي هنرپيشه به هر دليلي تصميم مي گيرد سر صحنه نيايد. هر مشكلي هم كه وجود داشته باشد بايد بازيگر سركارش حاضر شود و مشكلات را بعدا حل كند، سينماي ايران سينمايي است كه براي آن زحمت كشيده شده و زندگي ها پاي آن گذاشته شده و هيچ بازيگري حق ندارد فينال يك فيلم را تعطيل كند و بعد ادعا داشته باشد. مساله پول و مالي حل مي شود، اما با اين رفتار كه سنگ روي سنگ بند نمي شود. اين است كه مي گويم اين سينما به تعليم و تربيت احتياج دارد... اصلا فيلم پايان ندارد. جدا آقاي حاتمي كيا بسيار انسان بزرگي است و دل بزرگي دارد. من ايشان را تحسين مي كنم به دليل اين همه بزرگواري و صبري كه نشان دادند. با سعه صدر و صبر ايوب وار كه نشان داد، اجازه نداد به هيچ كس بربخورد. حتي اگر فيلم همه آن چيزي كه مي خواست، نشد. بالاخره سينما يك حرمت هايي دارد. اين كه گردن كلفت هستي، دانشمندي، روشنفكري، فيلسوفي، بايد در فينال فيلم حاضر باشي. نمي شود با همه اين ادعاها فينال يك فيلم را تغيير داد يا خراب كرد. من نوعي كه نمي شود با اين همه ادعاها و با اين مصاحبه هاي تلويزيوني در قامت بازيگر مردمي ظاهر شوم و بعد به اين راحتي در فينال فيلم حاضر نشوم و ادعاي روشنفكري و مردمي بودن داشته باشم. مردم ما بسيار باهوش هستند متوجه فرق اين گونه اداها و رفتار واقعي آدم ها مي شوند... من درك نمي كنم چطور براي پول مي شود صحنه فيلم را ترك كرد؟ اين بازيگر اصلا هنرمند نيست و حق ندارد از هنر حرف بزند... من اين بازيگر را دوست داشتم و سه ماه باهم زندگي كرديم و با هم ورزش مي كرديم اما نمي توانم بگويم چقدر از اين رفتار تعجب كردم. قرار نبود ما به سينماي ايران لطمه بزنيم... بازيگري كه مختار بازي كرده و حالا دارد چمران بازي مي كند بايد رفتار متفاوتي داشته باشد. آقاي حاتمي كيا واقعا انساني در اين فيلم ورود كردند و من مي گويم هر اختلافي هم باشد نبايدبه سينما آسيب برساند. 

بالاخره حرفه اي يا غيرحرفه اي؟


 روزنامه جام جم، شماره 5244 به تاريخ 15/8/97، صفحه 1 (صفحه اول)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 136 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه پيام سبزانديشان
متن مطالب شماره 27 (پياپي 803)، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است