|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم97/8/15: گفت و گو با علي محمد قاسمي ، كارگردان سريال «زندگي از نو»: در هيچ زمينه اي قحط الرجال نداريم
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5244
سه شنبه 15 آبان 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

خدمات سايت




 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 5244 15/8/97 > صفحه 6 (رسانه (راديو و تلويزيون)) > متن
 
      


گفت و گو با علي محمد قاسمي ، كارگردان سريال «زندگي از نو»: در هيچ زمينه اي قحط الرجال نداريم


نويسنده: محمدرضا مرادي، علي محمد قاسمي

 علي محمد قاسمي سال ها به عنوان فيلمبردار سينما فعاليت مي كرد در حالي كه در نيمه نخست دهه 80 فيلم جنجالي «يادداشت بر زمين » را ساخته بود وقتي نام او را در عنوان سريال «زندگي از نو» ديدم بسيار تعجب كردم.  همين تعجب و شناخت و دنبال كردن كارگردان زمينه اي را فراهم آورد كه پس از يك دهه سكوت، پس از سال ها فيلمسازي (فيلم كوتاه)، مستندسازي و چند فيلم اكران نشده باهم به گفت وگو بنشينيم.  قاسمي اخيرا سريال دكتر ماهان را براي سيمافيلم به پايان  رسانده استو سريال زندگي از نو او هم چند شب پيش از شبكه 5 سيما به پايان رسيد با او در مورد اين سريال و نگاهش به فرهنگ  گفت وگو كرديم. 

زندگي از نو اولين همكاري سريالي شما با تلويزيون است. زمينه اين همكاري چطور فراهم شد؟

با آقاي مهدي شفيعي (تهيه كننده) چند سال قبل يك تله فيلم ساختيم. مدتي به خاطر نوع نگاهي كه در تلويزيون وجود داشت تمايلي براي كار با تلويزيون نداشتم. در دو زمان مختلف من با تلويزيون كار كردم و حس كردم احتمالا مي توانم كارهايي بكنم و حس كردم شرايط براي احترام متقابل وجود دارد.

براي پول نبود؟

نه! من بيرون از سازمان از نظر مالي كاملا تامين هستم. من براي كارگرداني سريال دكتر ماهان فيلمبرداري سه فيلم سينمايي را رد كردم. به هرحال من را به عنوان مدير فيلمبرداري مي شناسند و امورات من با مديريت فيلمبرداري مي گذرد. پول بي تاثير نيست، اما عامل اصلي هم نيست. 

چقدر باحال! زندگي دوگانه علي محمد قاسمي! (اشاره به اسم فيلم زندگي دوگانه ورونيكا)

(خنده)، زحمتي كه در سينما براي فيلمبرداري مي كشي ماندگارتر از تلويزيون است. تلويزيون زمان ندارد به تو بدهد كه تو فرصت داشته باشي بابت كار خلاقانه وقت و انرژي بگذاري. البته منظورم در روند فيلمبرداري است.

فرصت نيست.

بله، همه به دنبال قصه هستند. اما در سينما اگر بخواهي به برداشت نهايي برسي فرصت داري. يعني فرصت داري تا نور درستت را بدهي يا بازي خوبي از بازيگرانت بگيري. اما در تلويزيون مثلا در قراردادت ذكر شده روزي شش يا هفت دقيقه بايد بگيري و اين مساله يكي از گزينه هاي كارگرداني در تلويزيون است. من سريال زندگي از نو را پذيرفتم، چون تهيه كننده به من اعتماد داشت و من به تهيه كننده اعتماد داشتم. متاسفانه آدم هايي وارد تهيه كنندگي تلويزيون شده اند كه به نظر من در جايگاه واقعي خودشان نيستند، عملكرد درستي نسبت به تهيه كنندگي ندارند و صرفا واسطه مالي هستند.

ايشان هم طرح اولشان بود و يك رفاقت 30 ساله بين ما بود و همديگر را مي شناختيم و مهم تر از همه اين كه اعتماد متقابل بين ما وجود داشت. اگر اين اعتماد متقابل باشد مي توان كار كرد اگر نباشد آن وقت تو بايد انرژي خود را صرف چيزهايي كني كه صرفا بر باد دادن زندگي ات است. طرح از نظر محتوا نزديك به موضوعاتي بود كه من دوست داشتم در آن زمينه كار كنم. طرح با كارگردان ديگري شروع شده بود، يكي دو ماهي هم پيش توليد كرده بودند و اتفاقا مكاني هم در منطقه گرگان انتخاب كرده بودند، ولي درنهايت به نتيجه نرسيده بودند و طرح در مرحله پيش توليد مانده بود. بعد آقاي شفيعي با من صحبت كردند. من عكس هاي محل گرگان را كه ديدم خيلي دوست نداشتم و حس كردم در منطقه تالش فضاهاي خيلي جذاب تري مي تواند وجود داشته باشد. با توجه به شناخت بيست و چند ساله اي كه از اين منطقه داشتم تصميم گرفتيم سري به آنجا بزنيم و آقاي شفيعي محل را از نزديك ببينند. در يك سفر دو روزه كل مكان هاي منطقه تالش را بستيم. چون من تمام مكان هاي دريا و جنگل را مي شناختم. يك سفر كوتاه رفتيم مكان هاي اصلي را ديديم و به نتيجه رسيديم.

سرعت كارتان در پيش توليد خيلي خوب بود. آيا در كارگرداني هم همين طور بوديد؟

فكر مي كنم دو هفته بعد رفتيم براي فيلمبرداري.

 مردم كه از ديدن بازيگران تكراري خسته شده اند. يك تعداد بازيگر مشخص از اين شبكه به آن شبكه از اين سريال به آن سريال مي روند. شما پنج شش بازيگر اصلي سريال تان اصلا تكراري نيستند. اتفاقا آن چهره هايي كه هميشه تكرار مي شوند در سريال شما بازيگر مهمان هستند.  

ببينيد در بخش فرهنگي خارج از محيط تلويزيون، فضايي را به وجود آورده اند كه گويي قحط الرجال است! من مي دانم كه برخي مديران بازيگر تعيين مي كنند. يعني سفارش بازيگر را مي كنند. در سريال شما ديدم 

«ژيلا آل رشاد» و «خيام وقار» چه تركيب خوبي دارند. كاري كه شما در اين سريال انجام داديد بايد ده سال قبل در تلويزيون انجام مي شد.

واقعيتي وجود دارد كه استعدادهاي بسيار زيادي در گوشه گوشه اين مملكت وجود دارد اما مديريت ناشايست فرهنگي همه آنها را له مي كند. اگر هم چهار نمونه از اينها در چهار سريال ديده مي شوند يك اتفاق است نه يك برنامه! علي محمد قاسمي دوست داشته و خواسته. اين كه آدم ها پيدا مي شوند و كشف مي شوند سيستم و برنامه مديريتي روي آن نيست بلكه صرفا بر اساس اتفاق و شانس است و ما خيلي از استعدادها را با نديدن هايمان له مي كنيم و از بين مي بريم. فكر مي كنيم كه بازيگر براحتي و يكشبه به دست مي آيد. فكر مي كنيم يك فيلمساز، يك كارگردان، يا يك متخصص در هر زمينه اي يكشبه ساخته مي شود و شكل مي گيرد و با تجربه مي شود. مثلا همان كاراكتر «محبت» (محبت قاسمي) را در يكي از فيلم هاي سينمايي خودم پيدا كردم و ديدم بسيار بااستعداد است و بسيار روي كار خودش تمركز دارد. من هيچ وقت برداشت هاي چندمم روي محبت نبود بلكه براي بازيگران ديگر بود. به هرحال مافيايي هم وجود دارد؛ مافياي بين مديريتي، مافياي بازيگرها، مافياي پخش چه در سينما و متاسفانه حتي در تلويزيون كه اينها شرايطي را فراهم مي كنند كه تو كمتر بتواني با استعدادها را كشف كني و به كار بگيري. آدم هاي دم دستي و آدم هاي بي استعداد را مي فرستند و به  زور مي خواهند از آنها يك كاري بيرون بكشند. اتفاقي كه در اين سريال افتاد واقعا بابت آن خوشحال هستم. آقاي خيام و قار كاشاني از بازيگراني بود كه من در فيلم خسرو معصومي ديده بودم كه چند سكانس بازي كرده بود.

اين موضوع را مي توانيم به وضعيت سلبريتي هايي ربط بدهيم كه خاصيتي ندارند.

به هر حال برخي سلبريتي ها عقده هاي پنهاني دارند كه سعي مي كنند آن را از راه هاي ديگر يا مسيرهاي ديگر جبران كنند يا شايد عقده گشايي كنند. 

حين تدوين از پروژه جدا شديد؟ 

مراحل اوليه تدوين «زندگي از نو» را در ايام عيد انجام داديم، زيرا عجله بود كه ابتداي تابستان به پخش برسد. آقاي شفيعي به من گفتند كه اين تدوين خيلي مورد نظر شبكه نيست و بايد دوباره تدوين شود، همزمان قرار شد براي بخش شمال سريال دكتر ماهان من در خدمت آقاي خوش رزم باشم .

مي خواستند ريتم تندي داشته باشد؟ 

نه، بحث ريتم تند نبود چون در هنگام فيلمبرداري خيلي مراقب ريتم داخل پلان بودم. عمده مساله لزوم جابه جايي سكانس براي رسيدن به قصه اي روان و مناسب تلويزيون بود. در تدوين جديد كه از تلويزيون پخش شد عمده تغيير در جابه جايي سكانس ها بود تا خرد كردن پلان ها. صحبت هاي اوليه درباره شكل و تم موسيقي را با آقاي عظيم نژاد انجام داديم، براي تصحيح رنگ با آقاي وفايي به نتيجه رسيديم و قرار شد آقاي ابوالصدق صداگذاري را پيش ببرند، براي من مهم رضايت شبكه و آقاي شفيعي بود،نسخه نهايي حاصل تلاش همه دوستان است كه صادقانه تلاش كردند به كاري خوب و قابل دفاع برسيم.

من با كلي سوال درباره فيلمنامه «زندگي از نو» آمدم. سوالات را مطرح كنم يا اين كه خود شما بدون هيچ چالشي علت ضعف هاي فيلمنامه را توضيح مي دهيد.

 قصه هاي سريال خيلي سريع نوشته شدند. قصه هاي اوليه اي كه نوشته شده بود به نظرم روايت هاي پيش پا افتاده اي بودند. زمينه خوبي داشتند اما درست پيش نمي رفتند. حس كردم نويسنده ها چندان شرايط محيطي را نمي شناسند. خيلي اتفاقاتي كه در آن محيط رخ مي دهد را نمي شناسند. جنگل را نمي شناختند. منابعشان احتمالا خيلي دم دستي و اينترنتي بوده و شايد تحقيق ميداني در آن مورد نكرده بودند و شناخت و درك درستي از جنگل و كوهستان و طبيعت نداشتند.

اين عدم شناخت در فيلمنامه هنوز هم در نسخه نهايي سريال وجود دارد.

عرض مي كنم. قرار شد بازنويسي شود، چون به هرحال دو سه ماهي هزينه كرده بودند و مشكلاتي ايجاد شده بود و به لحاظ مالي قرار شد سريع فيلمبرداري كار را انجام دهيم تا جبران هزينه ها بشود و هزينه ها تصاعدي بالا نرود. براساس شناختي كه من از منطقه تالش داشتم، رفتيم و شروع كرديم. نويسنده بعدي خانم مريم اميني با فرصت كمي كه داشت همزمان با ما قصه را بازنويسي مي كرد، يعني اگر هنوز ضعف هايي وجود دارد به دليل ناتواني خانم اميني نيست بلكه به دليل زمان كمي است كه در اختيار ايشان بود. به هرحال اين قطار حركت كرده بود و زماني كه شروع به حركت كند، هزينه ها رو به افزايش خواهند بود.

پس وجود ضعف در فيلمنامه را نمي پذيريد؟

 ممكن است ضعفي باشد، اما اين ضعف را نمي پذيرم؛ چون خانم اميني هم در يك شرايط خاصي كار را انجام داد. شما زماني مي تواني به يك ايده آل برسي كه اول هزينه كني، دوم زمان كافي داشته باشي. يعني زمان، بودجه و توانايي آدم ها سه عاملي است كه نهايتا كيفيت كار را تضمين مي كند. تو نمي تواني يكي از اين سه عامل را حذف كني و همچنان انتظار كيفيت كار را داشته باشي. وقتي كار تمام مي شود همه به كار نهايي فكر مي كنند اما هيچ كس توجه نمي كند چه شرايطي در زمان توليد حاكم بود. من مي گويم خانم مريم اميني واقعا در اين فيلمنامه زحمت كشيد تا از صفر اگر نگوييم به صد اما به 60 رساند. در ضمن من به عنوان كارگردان اين شرايط را پذيرفته ام و قول داده ام در يك تايمي قصه ها را پيش ببرم و انجام دهم؛ حالا با همياري دوستان بازيگر و عوامل گروه در واقع قصه ها را آداپته مي كرديم. در واقع كمي هم در زمان اجرا آداپته مي شد كه قصه واقعي تر و درست تري داشته باشيم. اما خانم اميني زحمت زيادي كشيد؛ دوم اين كه من به عنوان كارگردان آنجا حضور دارم و تابع شرايطي هستم. به من مي گويند اين مقدار پول داري با اين قصه ها. من عاملي هستم كه اين قصه را در زماني كه دارم به بهترين كيفيت بيان بصري تبديل كنم.

 آيا تهيه كننده دخالتي در كار شما كرد؟

تهيه كننده در حيطه كاري خودش عمل كرده است و كارگردان هم سعي كرده كه كار خودش را انجام بدهد. اگر آقاي شفيعي تدوين را هم عوض كرد با نظر من بود؛ يعني آقاي شفيعي نظر من را به دست آورد. خروجي و برآيند و كليت كار را به نسبت سريال هايي كه در تلويزيون مي بينم به نظرم سريال خوبي است. سريال متفاوتي است. فضاهاي خوبي در آن اتفاق مي افتد. اگر قصه ها كشش بيشتري داشتند طبيعتا مي توانست تاثير بيشتري داشته باشد. خب شما اگر پول پرايد بدهي مي تواني پرايد بخري. اگر پول بنز بدهي مي تواني بنز سوار شوي. تو نمي تواني با پول پرايد سوار بنز شوي.

درست است كه فيلمسازان ما تلاش مي كنند، اما الان انتظار مردم از تلويزيون بالاست.

همه جاي دنيا همه درجه يك ها براي تلويزيون ها كار مي كنند. براي اين كه يك امكان و يك فرصتي خاص است. تلويزيون ما اين را نمي خواهد بفهمد، نمي خواهد از همه استعدادهاي موجود در مملكت استفاده كند. 

بايد در مديريت تلويزيون كمي هوشيارانه تر عمل شود. با توجه به اين كه الان اين همه ماهواره و اينترنت وجود دارد، اگر بخواهم بدون تعارف صحبت كنم بايد بگويم كه تلويزيون بايد خيلي جدي تر از اين عمل كند.  وقتي حرف خودي، ناخودي مي شود، طبيعتا آدم هاي درجه يك به سمت تلويزيون نمي روند. تلويزيون بايد مديريت هوشيارانه تري نسبت به عوامل خود داشته باشد و از استعدادها و توانايي هايشان استفاده كند. در غير اين صورت آدم هاي درجه دو و سه كه خود من به وفور مي شناسم و هيچ جاي ديگري هم نمي توانند كار كنند مي آيند تلويزيون كار مي كنند. خروجي آن مي شود كارهاي مبتذل و پيش پا افتاده و كارهايي كه صرفا وقت پر كن مي شود. تلويزيون نبايد به دنبال پر كردن زمان شبكه هايش باشد، تلويزيون بايد به دنبال بهترين كيفيت ها باشد. 

به نظرم تلويزيون امكان و فرصتش را دارد و بايد از توانايي همه هنرمندان چه در عرصه ادبيات چه در صنعت سينما استفاده كند. چرا آدم هاي درجه يك هيچ وقت نمي آيند با تلويزيون مصاحبه كنند؟ مميزي تلويزيون آزاردهنده است. چون اين اتفاق بارها براي اين هنرمندان خاص تكرار شده، بنابراين دلزده شده اند و ديگر نمي آيند. افراد درجه دو مي آيند، آدم هاي درجه سه مي آيند. 

ولي انحصارگرايي هم نبايد در تلويزيون وجود داشته باشد. 

دقيقا. در هيچ زمينه اي قحط الرجال نداريم. الان اگر نگاه كني، مي بيني خيلي از مديران سينما فقط جاهايشان تغيير مي كند. از حوزه رفتند ارشاد. از ارشاد رفتند فارابي، از فارابي رفتند تلويزيون، يك طيف از مديران ما چرخشي هستند.

براساس كي وزيدن و كجا وزيدن باد چرخشي عمل مي كنند. اسامي هم كاملا مشخص است، شما بهتر از من مي دانيد اين افراد هرگز از چرخه فرهنگ خارج نشدند و از جايي به جايي ديگر انتقال پيدا مي كنند. در پايان تشكر مي كنم از همه بچه هاي گروه موسيقي، صداگذاري، تدوين، گروه نويسنده، عوامل توليد و عوامل فيلمبرداري، گروه كارگرداني و تمام بچه هايي كه همراه و همدل ما بودند و شرايطي را فراهم كردند تا بتوانيم يك كار آبرومندي را ان شاءا... داشته باشيم و يادي كنم از زنده ياد قسمت خاني كه صداي ماندگارش ياد تالش را براي هميشه در ذهن من باقي گذاشته است.

گفت و گو با علي محمد قاسمي ، كارگردان سريال «زندگي از نو»: در هيچ زمينه اي قحط الرجال نداريم


 روزنامه جام جم، شماره 5244 به تاريخ 15/8/97، صفحه 6 (رسانه (راديو و تلويزيون))

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 38 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه خانواده و پژوهش
متن مطالب شماره 40 (پياپي 1503)، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است