|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق97/10/9: چرا من، من هستم؟ كس ديگري نيستم؟
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3335
يك شنبه 16 دي 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3329 9/10/97 > صفحه 10 (هنر) > متن
 
      


چرا من، من هستم؟ كس ديگري نيستم؟
نگاهي به تئاتر «تجزيه» به نويسندگي صبا نجاتي و كارگرداني مرتضي جليلي دوست در تالار مولوي

نويسنده: دكتر طلايه رويايي

آيا ما خودمان هستيم؟ چرا ما كس ديگري نيستيم؟

اين هويت يكپارچه اي كه از خود تصوير كرده ايم و در ذهنمان متصور است، كيست؟ من چند نفر ديگر مي توانستم يا مي توانم باشم؟

تئاتر دانشجويي و تجربي «تجزيه» درباره امكان هاي ديگر بودن است؛ امكان زيست و هويت هاي ديگر حقيقي و زماني و مكاني.

ديگري كه به طور بالقوه شايد در ما يا هم زمان با ما هست يا مي توانست و مي تواند باشد، اما هركدام ما به قالب فعلي مان محدود شده است و ما هم اين محدوديت را به عنوان تنها امكان بودنمان پذيرفته ايم يا بهتر بگويم اين هويت محدودشده را تنها حقيقت مطلق وجودمان تلقي مي كنيم...

ديدن اين حجم از تفكر و پيچيدگي انديشه در يك كار دانشجويي، برايم بسيار شگفت انگيز بود (هرچند اين توقع هميشگي و مبنايي از تئاترهاي دانشجويي است كه متاسفانه به ندرت محقق مي شود)، به خصوص در دنيايي كه هنر هم مانند هر پديده ديگري، به سمت آسان فهمي حركت مي كند و از دشوار و طولاني شدن روند ادراك مي پرهيزد. «تجزيه» را از اين نظر مي توان اثري فرماليستي ناميد؛ از نظر دشواركردن فهم و طولاني كردن ادراك و دعوت به انديشه در حين تماشا.

اين مسئله به زعم من، مهم ترين ويژگي برجسته يك اثر هنري ناب است. فارغ از آنكه آيا در ارائه اثر به شكلي زيبا و تاثيرگذار موفق بوده يا نه؟

در وهله نخست آنچه مخاطب (و در حقيقت بهتر است بگويم، مخاطب حقيقي يك اثر هنري ناب) را به دنياي خود وارد مي كند، دعوت به انديشه اي وراي انديشه هاي قالبي يا معمول يا حتي متفكرانه است كه دعوت به لايه هاي پيچيده تر ذهن و امكانات انديشه اي بسيار پنهان تر و عميق تر است كه شايد در زندگي روزمره مواجهه با آن هرگز اتفاق نيفتد و حتي اگر اتفاق بيفتد، به عنوان يك كابوس يا خيال محال يا هر چيزي كه آب ورنگ عقلاني ندارد، بلافاصله و به طور اتوماتيك، از ذهن پس زده مي شود.

شايد بتوان تنها گاه وبيگاه و به ندرت در روياها و خواب ها با چنين سطحي از بودن و انديشيدن، مواجه شد، در ناخودآگاه... كه البته همين هم در بسياري از موارد پس از بيداري و با حجم حمله كننده واقعيت به ذهن، اغلب در همان لحظه، به نهان ترين چاه هاي ذهني فرومي رود و فراموش مي شود و بسيار كمتر پيش مي آيد كه در يادهاي ماندگارتر ما باقي بماند و اگر هم باقي بماند، قطعا وقتي آن را براي خود بازآفريني مي كنيم، با صورت ها و قالب هاي انديشه پذيرفتني و معقول، به آنها سامان مي دهيم و حقيقتشان را از آنها مي گيريم؛ مثلا مي گوييم خانه ما بود، اما مي دانيم كه خانه ما نبود، درواقع شكل ديگري از آن مكان بود يا مي گوييم مادرم... مي دانيم كه در خواب آن زن كاملا منطبق با مادر من نبود يا هر حركت و هر عمل ديگري كه في نفسه امكان هاي ديگر بودن و حركت كردن و زيستن است، اما در واقعيت، امكان پذير نيستند و حتي معقول...

و باز بايد تكرار كنم كه «تجزيه» را مي توان اثري فرماليستي ناميد كه علاوه بر دشواركردن و طولاني كردن روند ادراك، آشنايي زدايي هم مي كند.

مادر، تبديل به پدر مي شود. مادر، مرد مي شود. كس ديگري مي شود. دو مادر، در مقابل هم قرار مي گيرند. سه پدر، در برابر هم و همه مدعي هستند كه خودشان هستند و بچه ها در مقابل اين هويت هاي متكثرشده، هيچ مي شوند و وقتي كه دوباره به صحنه بازمي گردند، خودشان هم در هويت ديگري، دوباره تكرار مي شوند.

شخصيت هايي كه متكثر مي شوند. زن، مرد مي شود. پدر، مادر مي شود . مادر، پدر مي شود. خواهر، برادر مي شود و برادر خواهر مي شود و هر هويت واحد، گاه به چندين هويت تقسيم مي شود و هيچ كدام، ديگري را نمي شناسد و قبول ندارد.

بچه ها در مقابل علت خودكشي مادرشان در رودخانه، گيج و سردرگمند. وقتي از پدر سوال مي كنند، از نظر آنها پدر، آن پدر سابق نيست و جوابي قطعي ندارد. در عين اينكه مرد ديگري مدعي است كه پدر آنهاست و از طرفي، باز مرد ديگري كه در رودخانه خودكشي كرده و آنها هرگز او را نديده اند، مدعي است كه مادر واقعي آنهاست.

همه در مقابل مدلي ديگر از خود قرار مي گيرند. هويت ها كاملا مخدوش مي شوند.

اين وضعيت در مورد مكان نيز تكرار مي شود. آيا اين مكان همان خانه آنهاست؟ همان خانه اي كه در آن زندگي مي كردند؟ با همسايه عجيبي كه هرموقع بخواهد وارد و هرموقع بخواهد خارج مي شود؟ درحالي كه امكان ورود و خروج براي خود آنها نيست، اگر ورود و خروجي هم اتفاق مي افتد، هر شخصيت با قالب ديگري وارد مي شود.

در حقيقت، مكان؛ مكاني كه آنها با يكديگر مواجه مي شوند، مانند خود شخصيت ها، يك ويژگي شگفت انگيز و جادويي دارد، به اين مفهوم كه تابع قوانين معمول ورود و خروج نيست (اين قسمت از نمايش، مرا ياد فيلمي از بونوئل انداخت كه وقتي جماعتي در يك ميهماني، قصد ترك محل را داشتند، ابدا نتوانستند از آن خارج شوند و همه تا مدت ها در آن محل اسير بودند، به طوري كه مردم عادي، به تماشايشان مي آمدند).

در پايان همچنان اين پيچيدگي درهم تنيده شده در شخصيت ها و مكان هاي نمايش، به جاي گره گشايي، بر ابهام داستان مي افزايد.

درواقع شخصيت هاي اصلي كه پدر، مادر، دختر و پسر هستند، مرتب تكرار و به ديگري تبديل مي شوند، با پرسش ها و مسائلي كه لاينحل باقي مي مانند...

و من به شخصه از ميان تمام امكان هاي زيستي متعددي كه در تئاتر «تجزيه»، ارائه مي شود، مرد مدعي مادربودن را كه در رودخانه خودكشي كرده بود حقيقي تر و حضورش را غم بارتر ديدم، به اين دليل كه اين فكر به ذهنم رسيد كه آيا تمامي اين شخصيت ها، زاييده ذهن انسان يا مردي نااميد نيستند كه دوست داشت مادري باشد و جبر زيستن او را از اين امكان محروم كرده بود؟

البته كه اين صرفا يك برداشت شخصي است، ولي آيا هنر قرار است به يك برداشت و تحليل واحد برسد؟

اين تئاتر را به دعوت و اصرار پسرم كه اكنون دانشجوي تئاتر است، ديدم؛ كسي كه وقتي تنها چهار سال داشت پرسشش دائم اين بود: «من چرا من هستم و كس ديگري نيستم؟» و حالا ديدم كه همچنان اين پرسش ذهن اوست و البته همه ما... «تجزيه» اين پرسش را از نهانگاه هاي ذهن ما بيرون مي كشد و آن را تقويت مي كند؟ آيا ما مي توانستيم كسان ديگري باشيم؟ و آيا نخواهيم بود؟


*عضو هيئت علمي پژوهشگاه ميراث فرهنگيچرا من، من هستم؟ كس ديگري نيستم؟


 روزنامه شرق، شماره 3329 به تاريخ 9/10/97، صفحه 10 (هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 4 بار
    



آثار ديگري از "دكتر طلايه رويايي"

  عبور از تنگ نظري ها / درباره نمايش عمل كشتن
دكتر طلايه رويايي *، شرق 15/6/96
مشاهده متن    
  وقتي شاعري شعر خود مي شود
دكتر طلايه رويايي*، ايران 10/10/94
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه علوم دارويي
شماره 4 (پياپي 78)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است