|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق97/10/9: همكاري مادر و پسر در قتل پدر خانواده
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3335
يك شنبه 16 دي 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3329 9/10/97 > صفحه 11 (حوادث) > متن
 
      


همكاري مادر و پسر در قتل پدر خانواده



شرق: پسر جواني كه به خاطر اختلاف پدرومادرش و بي كاري پدرش او را به قتل رسانده است، بعد از محاكمه در دادگاه كيفري استان تهران به قصاص محكوم شد.

به گزارش خبرنگار ما، سه سال قبل خبر گم شدن مردي ميانسال به ماموران پليس داده شد. همسر و فرزند مقتول به ماموران گفتند خبر ندارند كيوان كجا رفته است؛ اما از وقتي كه از خانه بيرون رفت، ديگر برنگشت.

چند روز بعد از اين ماجرا پليس جسد مردي را كه با مشخصات كيوان هم خواني داشت، پيدا كرد. بعد از تاييد هويت جسد مشخص شد اين مرد همان كيوان است. همچنين براساس نظريه پزشكي قانوني معلوم شد متهم بر اثر واردشدن ضربات جسمي سنگين بر سرش جانش را از دست داده است.

نحوه كشته شدن كيوان نشان مي داد او قرباني يك انتقام گيري شده است. با توجه به مدارك به دست آمده كارآگاهان جنايي از خانواده كيوان بازجويي كردند. گفته هاي متناقض فرزند و همسر مقتول ظن پليس را برانگيخت و ماموران اين دو را بازداشت كردند.

بعد از چندين جلسه بازجويي سرانجام مهرداد، فرزند كيوان، لب به اعتراف گشود و گفت: پدرم چند سال بود كه بي كار بود و در خانه مي ماند. او هيچ وقت از خانه بيرون نمي رفت؛ مگر اينكه مادرم كاري داشت يا قرار بود ميهماني براي مادرم بيايد. اختلاف بين آنها زياد شده بود؛ به همين دليل هم مادرم تصميم به قتل پدرم گرفت.

 او مدت ها بود كه درباره قتل پدرم با من صحبت مي كرد و مي گفت هيچ راهي براي رهاشدن ما وجود ندارد؛ مگر اينكه پدرت را بكشيم. زماني كه اين مسئله مطرح شد، من اول ناراحت شدم؛ اما آن قدر مادرم از اينكه پدرم بد است، براي من گفت تا اينكه راضي شدم مادرم را كمك كنم. روز حادثه مادرم گفت پدرت خوابش سبك است؛ بنابراين بايد ضربه را كاري بزني. او دمبل را روي دست من بست. پدرم خواب بود. من با دمبلي كه روي دستم بود، چند ضربه پشت سر هم به سر پدرم زدم. مادرم گفت آن قدر بايد ضربه بزني كه پدرت ديگر نتواند بلند شود.

 بعد از اعتراف اين جوان ماموران از مادر او بازجويي كردند. اين زن گفت: من در قتل شوهرم نقشي نداشتم. من فقط مي خواستم كاري كنم پسرم گير نيفتد. پسرم خودش با پدرش اختلاف داشت. شوهرم به همه گفته بود مي خواهد پسرمان را به خارج از كشور بفرستد تا او آنجا زندگي كند و همين هم باعث شد كه پسرم ناراحت شود. او نمي خواست به خارج برود. زماني كه تصميم گرفت پدرش را بكشد، من خبر نداشتم و بعد از قتل بود كه فهميدم چه اتفاقي افتاده و كمك كردم پسرم جسد را خارج كند؛ چون نمي خواستم او به دردسر بيفتد.

زماني كه ماموران خانه متهمان را بررسي كردند، مقداري اسيد و سرنگ نيز پيدا كردند. مهرداد به ماموران گفت: مادرم اسيد خريداري كرده بود تا جسد را با اسيد از بين ببريم و اگر لازم شد اسيد به پدرم تزريق كنيم؛ اما ديگر براي اين كار نه زمان داشتيم و نه اصلا لازم شد كه اسيد را استفاده كنيم.

بعد از تكميل تحقيقات و صدور كيفرخواست براي اين مادر و پسر، پرونده براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. در ابتداي جلسه رسيدگي كه در شعبه 10 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد، نماينده دادستان كيفرخواست را خواند؛ سپس پدر و مادر مقتول به عنوان ولي دم در جايگاه قرار گرفتند و خواستار مجازات متهمان شدند. آنها گفتند حاضر به گذشت از نوه شان نيستند و خواستار مجازات عروس شان هم هستند.

در ادامه مهرداد در جايگاه قرار گرفت. او گفت: قبول دارم پدرم را كشتم؛ اما واقعا نمي دانم چرا اين كار را كردم. مادرم مدام مي گفت تو بايد پدرت را بكشي و وقتي گفتم من نمي توانم اين كار را بكنم، گفت كه به كس ديگري اعتماد ندارد و فقط به من اعتماد دارد. اگر به كس ديگري بگويد كه پدرم را بكشد، ما را لو مي دهد. او آن قدر درباره اين موضوع گفت كه من را قانع كرد اين كار را بكنم.

متهم درباره اينكه چرا دمبل را به دستش بسته و سپس ضربات را به پدرش زده است، گفت: مادرم گفت خواب پدرت سبك است و اگر دستت بلرزد، پدرت بيدار مي شود و نقشه لو مي رود؛ به همين خاطر هم دمبل را به دستم بست تا از دستم نيفتد. او اسيد هم خريده بود كه وقتي پدرم بيهوش شد، اسيد به بدنش تزريق كنيم كه البته كار به آنجا نرسيد و قتل انجام شد. بعد هم جسد را داخل گوني گذاشتيم و از خانه خارج كرديم.

در ادامه زن جوان به عنوان متهم رديف دوم در جايگاه قرار گرفت. او اتهام معاونت در قتل را رد كرد و گفت فقط براي اينكه كمكي به پسرش كرده باشد، در انتقال جسد با او همكاري كرد.

اين متهم گفت: شوهرم من را اذيت مي كرد؛ اما تحمل مي كردم. موضوع اين بود كه مدام مي گفت بچه را مي خواهد به خارج بفرستد كه من و پسرم با اين كار مخالف بوديم.

قضات با پايان گفته هاي اين زن و وكلاي مدافع متهمان وارد شور شدند و متهم رديف اول را به قصاص و متهم رديف دوم را به 18 سال حبس محكوم كردند.

همكاري مادر و پسر در قتل پدر خانواده


 روزنامه شرق، شماره 3329 به تاريخ 9/10/97، صفحه 11 (حوادث)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 13 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه شبكه
متن مطالب شماره 212، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است