|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/10/20: وقتي كسي مواظب ديگري نيست!
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7026
سه شنبه 28 اسفند 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6971 20/10/97 > صفحه 11 (ايران جمعه) > متن
 
      


وقتي كسي مواظب ديگري نيست!
نگاهي به پيامدهاي كاهش شاخص هاي همبستگي و شادي اجتماعي

نويسنده: رضا فرخي

شادي اجتماعي يكي از جمله مقولاتي است كه هميشه مورد توجه آسيب شناسان بحران هاي اجتماعي قرار داشته است. به باور مجموعه پژوهش هاي روانشناسي و جامعه شناسي، موضوع شادي اجتماعي رابطه معكوس با جرايم اجتماعي دارد. به اين ترتيب كه هر چه شادي اجتماعي در بين شهروندان بيشتر شود و آنها با آينده اي اميدوارانه تر و فضايي نزديك تر به يكديگر روبه رو باشند، جرايم اجتماعي كاهش مي يابد.

در سوي مقابل جامعه اي كه از شادابي اجتماعي كمتري برخوردار است بيشتر به سمت مرتكب شدن جرم اجتماعي سوق پيدا مي كند. در همين زمينه بايد توجه داشت كه كارشناسان نسبت به كاهش شاخص هاي شادي اجتماعي در جامعه ايراني در چندين سال گذشته هشدارهاي پياپي مي دهند.

از سرنوشت مشترك تا اهميت يك ادراك

برهمين اساس يكي از مسائلي كه مي تواند در رشد شادي اجتماعي اهميت ويژه داشته باشد ميزان حمايت عمومي شهروندان از يكديگر است؛ حمايتي كه خود را در امورات روزمره شهروندان و بويژه هنگام بروز مشكلات نشان مي دهد. به طور مشخص حمايت عمومي را مي توان در چند نماد تفكيك كرد؛ نمادهايي كه با سنجش ميزان برجستگي آنها در جامعه قطعا فضاي كلي وضعيت شادي اجتماعي در اختيار كارشناسان قرار مي گيرد. اول مهم بودن سرنوشت شهروندان براي يكديگر، دوم ميزان تلاش شهروندان براي كمك به يكديگر در هنگام بروز مشكلات آني و سوم ميزان ادراك شهروندان از به هم پيوسته بودن سرنوشت عمومي.

سرنوشت تو براي من مهم نيست

با نگاهي به اين روزهاي جامعه ايران مي توان متوجه شد كه در همه اين شاخص ها با مشكلات جدي روبه رو هستيم. در موضوع اول در چند سال اخير همه كارشناسان به اتفاق بر اين مساله تاكيد دارند كه جامعه ايراني دچار نوعي گسست در سرنوشت شده است. يعني بسياري از شهروندان نسبت به آينده عموم جامعه بي تفاوت هستند. نمونه بارز اين مساله را مي توان در به هدر دادن انرژي و آب از سوي شهروندان ديد. مساله اي كه در جوامع توسعه يافته در راستاي ساخت آينده بهتر مورد توجه نسل امروز اين جوامع است. بر همين اساس مي توان گفت وقتي سرنوشت اجتماعي براي شهروندان جامعه از اهميت چنداني برخوردار نباشد آنها به سمت نوعي تفكر روزمره گرايش پيدا مي كنند كه اين مساله يكي از عوامل افسردگي اجتماعي است. به باور كارشناسان روزمرگي رفتار اجتماعي گام اول مكانيكي شدن جامعه و دور شدن جامعه از وضعيتي خواهد بود كه درآن تلاش براي ايجاد وفاق به چشم مي خورد. به اين ترتيب اعضاي جامعه تنها در آن به اين دليل زيست دارند كه نيازهاي خود را برطرف سازند. در چنين فضايي ضرب المثل معروف «كلاه خودت سفت بچسب، باد نبره» حرف اول و آخر را مي زند.

تماشاي مشكلات ديگري با تم تنهايي

نماد دومي كه بايد به آن توجه كرد كاهش تمايل شهروندان به كمك به يكديگر در هنگام مشكلات و بحران هاي عمومي است. اين مساله نياز به اشاره ندارد كه در چند سال اخير فيلم گرفتن به جاي كمك در لحظات بحراني به يكي از عادات منفي شهروندي در جامعه ايران مبدل شده است! موضوعي كه از سوي كارشناسان نشانه آشكار كاهش همكاري شهروندي براي مواظبت از همديگر در عموم جامعه محسوب مي شود. همين مساله تبعات رواني هم براي بسياري از شهروندان به دنبال داشته است. آنچنان كه شهروندان به اين مساله باور پيدا كردند كه در زمان به وجود آمدن بحران و مشكل، كسي از عموم جامعه به آنها كمك نخواهد كرد. اين وضعيت سبب ايجاد حس تنهايي در بين شهروندان و در كنج عزلت خزيدن آنها شده است و قطعا شكل گيري اين فرآيند منفي در روحيه عمومي بسيار تاثيرگذار است. چرا كه هر شهروندي با وجود چنين فضايي هر روز با يك نوع احساس تنهايي گام در خيابان ها مي گذارد و دائما اين مساله را با خود تكرار مي كند كه بايد در مواظبت خود حد اعلاي وسواس اجتماعي را نشان دهد چرا كه كسي به او در زمان بحران كمك نخواهد كرد.

اين در حالي است كه در بسياري جوامع توسعه يافته و به طورمثال ملاك هاي يك جامعه سالم، شهروندان با حس كمك به يكديگر يا اينكه حمايت مي شوند قدم در خيابان هاي شهر مي گذارند. با مقايسه اين وضعيت با وضعيت بالا مي توان تفاوت جدي و محسوسي را دريافت. در جامعه اول شهروندان هم اجتماعان يا بهترين همشهري هاي خود را از جنس خود نمي دانند و دائما سعي مي كنند كه به يكديگر نزديك نشوند. اما در وضعيت دوم شهروندان به همديگر به چشم يك همراه و دوست مي نگرند كه در صورت بروز هرمشكلي به ياري يكديگر مي شتابند و با اين شرايط شهروندان جامعه اول هر روز با مشكلات رواني بيشتري كه ناشي از حس بي اعتمادي  است روبه رو مي شوند كه در نهايت افسردگي فراگير اجتماعي را در پي دارد.

دركي كه نيست، زنجيره كار خودش را مي كند

نمادسومي كه در بالا به آن اشاره شد موضوع ادراك شهروندان از سرنوشت عمومي است. به اين معني كه شهروندان چه توصيفي از تاثير رفتار خود در سرنوشت عمومي دارند. درباره اين موضوع بايد نگاهي به  اين مساله داشت كه در چند وقت اخير تجمل گرايي و به رخ كشيدن دارايي هاي مالي به يك موضوع اصلي در فضاي مجازي مبدل شده است. اين مساله حتي در بين حساس ترين بخش هاي جامعه همچون سياستمداران و سلبريتي ها ديده مي شود.به اين معني كه حتي آنها هم نسبت به تبعات نمايش عريان تجمع گرايي در روحيه ديگر شهروندان بي تفاوت هستند. قشري كه طبيعتا بايد شاخك هايش رو اين مساله نسبت به ديگر اقشار حساس تر باشد درك درستي از تاثير زنجيره وار در جامعه ندارد. به عقيده كارشناسان يكي از پيش نيازهاي يك جامعه با نشاط دقيقا همين مساله است كه اقشار فرهيخته يا برجسته آن به اين درك از سرنوشت اجتماعي دست يابند؛ دركي كه بيانگر يك تصوير جمعي از كليت افراد يك جامعه است. وقتي ادراك شهروندان از سرنوشت جمعي به اين برسد كه هر گونه موج رواني منفي و انرژي منفي در جامعه مي تواند روي همه تاثير بگذارد آنگاه همه به اين فكر مي كنند كه چگونه بايد اين امواج منفي را اصلاح كنند. به عنوان نمونه از نمايش هايي كه قشر پايين جامعه را آزار مي دهد خودداري مي كند. يا اينكه اين را مي پذيرد كه با دروغ گفتن به يكديگر يا فريب هم در موضوعات مختلف به دليل اتصال زنجيره اي خودش آسيب خواهد ديد. اگر چنين اتفاقي رخ دهد آن جامعه خواه ناخواه به سمت نشاط اجتماعي خواهد رفت. چرا كه شهروندان در يك تصميم جمعي مي خواهند كه در مقابل هر گونه انرژي منفي بايستند و در اين امر بشدت از رفتارهاي تشنج زا خودداري مي كنند. چرا كه ادراك آنها از سرنوشت جمعي به آنها دائما گوشزد مي كند كه هر گونه ناراحتي ديگر مي تواند روي هم اثر بگذارد. دور نيست سال هايي كه كارشناسان تاكيد مي كردند كه جمع شدن عقده هاي رواني در افراد جامعه مي تواند دامن كل جامعه چه اقشار پايين دست و چه بالادست را بگيرد و امروز به شكل آشكار و عرياني شاهد اين موضوع هستيم، يعني حوادث و مسائل منفي تاثير خود را با زنجيره اجتماعي به تمام آن منتقل مي كند.

والدين مشق دوري مي زنند

بايد توجه داشت كه وقتي بخواهيم به ريشه هاي مختلف اين موضوع مراجعه كنيم بايد به درون خانواده ايراني رجوع كرد. جايي كه يك پدر و مادر هميشه از دوران كودكي اين مساله را به فرزندان خود گوشزد مي كنند كه هميشه بايد سرگرم زندگي خودش باشد تا بتواند به اصطلاح آنها گليمش را از آب بيرون بكشد. فرزندان ايراني برخلاف بسياري از كشورها از همان دوران حضور در مقطع دبستان از سوي والدين دعوت به خودخواهي و عدم كمك به همكلاسي مي شوند و به نوعي از سوي خانواده اين مساله به آنها تلقين مي شود كه كمك به ديگران برايش دردسر ايجاد مي كند، پس بهتر است از اين مساله دوري كند. وقتي چنين موضوعي از كودكي در ذهن كودك ايراني بتدريج نهادينه مي شود ديگر نمي توان انتظار داشت كه او در جواني عزم جدي براي كمك به ديگران در هنگام بروز مشكلات و بحران ها داشته باشد.

اين محورهاي خطرناك

كارشناسان دراين زمينه توصيف هاي گوناگوني از آموزش كودكان در خانواده هاي ايران بيان مي كنند كه مجموع آنها را مي توان در چند موضوع دسته بندي كرد.

اول اينكه از همان بچگي اين مساله به فرزندانشان آموزش مي دهد كه تا مي تواند خودش را از مشكلات ديگران دور كند و تنها به فكر حل مشكلات خودش باشد.

دوم اگر كسي را دچار مشكل ديد خيلي زود يا با او قطع رابطه كند يا كلا ارتباطش را كم رنگ كند.

سوم حتما نيازي به حضور در بازي هاي گروهي نيست بلكه مي توان به صورت فردي بازي كرد و حتي در هر بازي بايد سعي كند كه خودش به تنهايي پيروز شود.

كودكي كه براي جامعه اش تربيت نمي شود

مجموع اين محورها را وقتي در كنار هم قرار مي دهيم متوجه مي شويم كه كودكان ايراني براي حضور فعال در عرصه جامعه و كمك به همديگر تربيت نمي شود. بلكه با اين محورها او يك فرد فرصت طلب بار مي آيد و تنها ماهي گرفتن از آب گل آلود را بلد است نه ياري رساندن به ماهي هايي كه در آب گل آلود گير كرده اند. از منظر روانشناسان اين اتفاق خشونت را در وجود كودكان پرورش مي دهد. يعني حتي والديني كه نمي خواهند فرزندي خشن داشته باشند با گفتن اين گونه جملات او را به سمت نوعي برتري جويي سوق مي دهند. برتري جويي كه گاهي با رها كردن ديگران در مشكلاتشان به وجود مي آيد. به شكلي كه اين افراد در جواني احساس مي كنند اگر به كسي كه در بحراني اسير شده كمك نكنند مي توانند از آن فرد سبقت گرفته و از موقعيت هاي ناشي از محروميت آن فرد براي پيشرفت خود استفاده كنند. اين يعني يك جامعه خشن كه بشدت فرصت طلب است و اگر از راه صحيح هم فرصت را به دست نياورد قطعا سعي مي كند از طرق نادرست اين فرصت ها را حتي به قيمت محروم كردن ديگر ان به دست مي آورد.

جامعه شناسان براين مساله تاكيد دارند كه تزريق حس انزواطلبي و به نوعي خودداري از كمك به ديگران توسط والدين به كودكان تبعات جدي براي كليت جامعه دارد.

1-همان كودكي كه امروز تمايلي به كمك ندارد، ديگر درآينده نمي تواند در بزنگاه ها انتظار كمك به خود را از سوي افراد ديگر جامعه داشته باشد.

2-چنين جامعه اي قطعا از سطح پايين وفاق عمومي رنج خواهد برد. چرا كه اين نسل براي در كنار هم بودن تربيت نشده است.

3-حس هموطني، همشهري، شهروندي بتدريج در ميان چنين شهرونداني از بين خواهد رفت و اين مساله يعني زيست كنار هم با نمادهاي پر از غريبگي با يكديگر و سرشار از بي تفاوتي هايي كه به تك تك افراد جامعه لطمه مي زند.در مجموع به نظر مي رسد كه جامعه ايراني اين روزها براي بازيافتن نشاط خود در كنار حل مسائل اقتصادي و معيشتي نياز به يك بازتعريف از حس همنوع دوستي، كمك به يكديگر و در معناي بهتر حمايت از همديگر را دارد؛ حسي كه اين روزها به شكل چشمگيري در جامعه ايراني كاهش يافته است و براي همين هيچ كس احساس شادي از ميان جمع ديگران بودن نمي كند. آدم ها نمي توانند از طريق ارتباط با يكديگر به هم انرژي مثبت منتقل كنند و اين دقيقا به دليل آن حس دوري و غريبگي است؛ موضوعي كه هر روز بيش از گذشته تبعاتش را به كل جامعه اعم از فقير و غني نشان مي دهد. آن وقت است كه ديگر دير شده و  نمي توان چنين افرادي را كه در مجاورت هم به جبر روزگار قرار گرفته اند يك جامعه ناميد و به اين ترتيب بايد فكري براي درمان اين بيماري بزرگ كرد كه مي تواند به يك آلزايمر اجتماعي ابدي تبديل شود؛ آلزايمري كه درآن افراد جامعه همديگر را فراموش مي كنند.

وقتي كسي مواظب ديگري نيست!


 روزنامه ايران، شماره 6971 به تاريخ 20/10/97، صفحه 11 (ايران جمعه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 21 بار
    



آثار ديگري از " رضا فرخي"

  لاكچري بازي آقازاده ها / نگاهي به رفتارهاي سلبريتي ها در فضاي مجازي
رضا فرخي، ايران 25/5/97
مشاهده متن    
  لايك فالگيرها زير پست هاي اينستاگرام / نگاهي به آپديت شدن رمل و اسطرلاب
رضا فرخي، ايران 18/5/97
مشاهده متن    
  وام از موسسه براي خرج سفر با دست و پاي شكسته
رضا فرخي، اعتماد 4/5/97
مشاهده متن    
  قرباني بعدي شايد كودك ما باشد / ضرورت آموزش صحيح و آگاه سازي كودكان نسبت به كودك آزاري
رضا فرخي، ايران 1/5/97
مشاهده متن    
  كافه نشيني با طعم اسپرسو! / نگاهي به جدي شدن يك دورهمي
رضا فرخي، ايران 20/4/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه ره آورد نور
متن مطالب شماره 65 (پياپي 82)، زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است