|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق97/11/8: ملاقات با ملك فهد، بازديد از تبعيدگاه رضاشاه ملاقات با ملك فهد، بازديد از تبعيدگاه رضاشاه
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3363
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3354 8/11/97 > صفحه 15 (سياست) > متن
 
      


ديپلمات ها 
ملاقات با ملك فهد، بازديد از تبعيدگاه رضاشاه ملاقات با ملك فهد، بازديد از تبعيدگاه رضاشاه
برشي از خاطرات سيدمحمد صدر

نويسنده: حسن علي بخشي

1- آخرين ملاقات با ملك فهد، پادشاه اسبق عربستان[1] اين ديدار در تاريخ 22/5/1379 و به دليل كسالت ملك فهد در فرصت كوتاهي انجام گرفت. در اين ملاقات پيام كتبي جناب آقاي خاتمي، رئيس جمهور كشورمان را كه در آن زمان رياست سازمان كنفرانس اسلامي را برعهده داشت به ايشان تسليم كردم. آنگاه توضيحاتي را در راستاي ماموريت ويژه و مضمون پيام به او ارائه دادم. ملك فهد نيز از اين اقدام جناب آقاي خاتمي تشكر و براي ايشان و ديگر مسئولان جمهوري اسلامي آرزوي موفقيت كرد.قبلا چندبار با ملك فهد ملاقات داشتم. هنگام انجام اين ملاقات ها، اطرافيان فهد هميشه در مورد نحوه انجام آن توصيه هايي داشتند؛ به عبارت ديگر ملاقات با ايشان با سلام عليك شروع مي شد و در حين فيلم برداري پيام را مي دادم و چند كلمه ردوبدل مي كرديم. بعد از آن دوربين ها را بيرون مي بردند و قهوه مي آوردند. سپس قهوه را با هم مي خورديم و ملاقات را ترك مي كرديم.اما آخرين باري كه به ملاقات او رفتم، به من گفتند به محض اينكه وارد شديد، پيام را ندهيد، اول قهوه را مي آورند و شما همين طور خوش وبش كنيد تا فيلم برداري انجام شود. بعد از اتمام فيلم برداري پيام را بدهيد. گفتم: بسيار خب. البته مشخص بود كه اين دفعه فهد حال خيلي مناسبي ندارد. به همين خاطر همراه خود مشاوري داشت كه مي گفتند فقط حرف هاي او را درك مي كند. وقتي در اتاق نشستم، مشاور شروع به صحبت كرد و گفت كه آقاي صدر از ايران آمده و راجع به ايران صحبت كرد. فيلم برداري هم به پايان رسيد و خبرنگاران محل ملاقات را ترك كردند. بعد به او گفتم حامل پيام رئيس جمهور هستم و مطالب كوتاهي را بيان كردم. سپس بلند شدم و پيام را به سمت او بردم كه ناگهان ديدم دستانش را پايين تر از دستانم گرفته است. در آن لحظه دانستم فهد بينايي خود را از دست داده و اطرافيانش نخواسته بودند كه اين صحنه به تصوير كشيده شود. حتما مي دانيد كه پاهاي فهد قبلا فلج شده بود و روي ويلچر مي نشست. به همين خاطر هرموقع حال او را مي پرسيديم، مي گفت: حالم خوب است فقط اين پاهام...، ولي اين دفعه چشم هايش هم نمي ديد. ولي مهم اين است كه فهد را تا آخرين لحظه عمرش نگاه داشتند.خاطرم هست هنگامي كه جناب آقاي خاتمي به عربستان سفر كردند، فهد را روي ويلچر به فرودگاه آورده بودند كه اين امر پيش از اين سابقه نداشت. بعد از اتمام مراسم استقبال و رفتن همه، وقتي كه خواستند فهد را ببرند؛ اميرعبدالله همه را كنار زد و خودش ويلچر را گرفت و فهد را برد. آنها اين اندازه سلسله مراتب را رعايت مي كردند. درحالي كه همان موقع اميرعبدالله وليعهد بود و كشور را اداره مي كرد و ما هم به طور صوري پيام را به فهد مي داديم و پيام بلافاصله به اميرعبدالله منتقل مي شد.

2-  بازديد از تبعيدگاه رضاشاه در ژوهانسبورگ[2]

روز شنبه 29/1/1377 به بازديد محل تبعيد رضاشاه در ژوهانسبورگ در آفريقاي جنوبي رفتيم. اين محل در يكي از زيباترين مناطق ژوهانسبورگ واقع شده، به گونه اي است كه تقريبا شهر در زير پاي آن قرار دارد. تبعيدگاه يك ساختمان دوطبقه داراي سه اتاق بزرگ و يك هال در طبقه اول و شش اتاق خواب در طبقه دوم است. مجموعه ساختمان و باغ جلوي آن حدود 12 هزار مترمربع مساحت دارد. اين كاخ تا قبل از پيروزي انقلاب تبديل به موزه شده بود، ولي فعلا محلي معمولي است. در طبقه دوم كاخ تراس زيبايي وجود دارد كه حدود 12 متر طول و سه متر عرض دارد. اينجا همان محلي است كه گفته مي شود رضاشاه قدم مي زد و با خود مي گفت: « اعليحضرت قدرقدرت و قوي شوكت آي...».

حمام مخصوص رضاشاه همچنان دست نخورده باقي مانده است و كاشي كاري مخصوص به خود را دارد. اين كاشي كاري مثل حمام هاي قديمي تا زير سقف نيست و نصف ديوار را مي پوشاند. در مورد مرگ رضاشاه دو روايت وجود دارد؛ يكي اينكه داخل همين حمام سكته كرد و مرد و روايت ديگر اينكه در حال پايين رفتن از پله هاي پشتي ساختمان زمين خورده يا سكته كرده و سپس مرده است.

از خاطراتي كه از قول باغبان قديمي باغ نقل مي كنند اين است كه يك بار رضاشاه همراه خانمش براي خريد به فروشگاهي مي رود. در داخل فروشگاه شخصي او را مي شناسد و از او سوال مي كند: شما شاه ايران هستيد؟ رضاشاه پاسخ مثبت مي دهد. او مي گويد: به چه وضعي افتاده اي كه مجبوري خودت خريد كني؟ اين صحبت آنچنان روي رضاشاه مغرور اثر مي گذارد كه به خانه بازمي گردد و تا آخر عمر از آن محل خارج نمي شود.

[1] منبع: گفتگوي تمدن ها (خاطرات ديپلماتيك و سياسي دكتر سيدمحمد صدر، سال 1379)

[2] منبع: خروج از انزوا (خاطرات دكتر سيدمحمد صدر، سال 1377)


*رئيس بخش تاريخ شفاهي وزارت امور خارجهملاقات با ملك فهد، بازديد از تبعيدگاه رضاشاه ملاقات با ملك فهد، بازديد از تبعيدگاه رضاشاه


 روزنامه شرق، شماره 3354 به تاريخ 8/11/97، صفحه 15 (سياست)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 16 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله پژوهش نفت
متن مطالب شماره 102، 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است