|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه رسالت97/11/18: رسالت 40 سالگي انقلاب اسلامي را بررسي مي كند؛ انقلاب اسلامي به دنبال ايجاد نظم جديد جهاني است
magiran.com  > روزنامه رسالت >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 9436
دو شنبه 29 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2829
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 9430 18/11/97 > صفحه 2 (سياسي) > متن
 
      


رسالت 40 سالگي انقلاب اسلامي را بررسي مي كند؛ انقلاب اسلامي به دنبال ايجاد نظم جديد جهاني است



بي ترديد برخي از تحولات دامنه اثر وسيعي از خود بر جاي نهاده و حتي فرآيندهاي نظام بين المللي را هم تحت تاثير قرار مي دهد. انقلاب اسلامي در زمره همين تحولات بزرگ و اثرگذار قرار دارد كه نه تنها داخل كشور بلكه منطقه و جهان را هم دستخوش تغيير و تحولات سازنده كرده است. اين انقلاب در دوراني به پيروزي رسيد كه ساير كشورها از دو الگوي كمونيسم و يا سرمايه داري تبعيت  مي كردند اما امام خميني (ره) با نگرشي عالمانه نظام دوقطبي شرق و غرب را مورد نقد جدي قرار دادند و نظامي مبتني بر جمهوريت و اسلاميت را پايه گذاري كردند. اكنون كه در 40 سالگي انقلاب قرار داريم در گفت وگو با مرتضي نبوي (عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام)، محمدرضا مرندي (عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي) و محمد ناظمي اردكاني (عضو شوراي مركزي جبهه مردمي نيروهاي انقلاب اسلامي) به بررسي اجمالي دستاوردها، فرصت‎ها و چالش‎هاي پيش روي انقلاب اسلامي پرداخته ايم. اين گفت وگو را در ادامه مي خوانيد.
سيد مرتضي نبوي: گفتمان تخريبي در 40 سالگي انقلاب ممنوع است
*آيا مي توانيم بگوييم بعد از گذشت 40 سال انقلاب ما به الگويي براي كشورهاي منطقه تبديل شده و يك نظم جهاني جديد را ايجاد كرده است؟

در اينكه انقلاب اسلامي ما يك انقلاب جهاني و بزرگ بود، ترديدي نيست لذا الگوبخشي و الهام بخشي را نه فقط در سطح منطقه بلكه در سطح جهان هم ايجاد كرده و بسياري كشورها از آن قدرت نرم انقلاب اسلامي، الهام گرفته و از آن تبعيت كرده و الگوي خود قرار داده اند. اما فكر مي كنم ما تا آنجايي كه بتوانيم يك نظم جديدي را در جهان برقرار كنيم، فاصله و راه داريم. اين مسئله يكي از اهداف بلند حضرت امام و انقلاب بود زيرا حضرت امام كه در واقع معمار كبيرانقلاب بود، يكي از اهدافشان در سطح جهان اين بود تا نظم ظالمانه اي كه به دنبال جنگ اول و دوم جهاني، طرف هاي پيروز برقرار كرده اند را برهم بزنند. در واقع حضرت امام اين نظم را قبول نداشتند و به نوعي آن نظام دوقطبي كه در زمان پيروزي انقلاب و سال 79 ميلادي وجود داشت را زيرسوال بردند. در آن زمان دنيا به دوقطب غرب و شرق تقسيم شده بود و همه كشورهاي ديگر هم زيرمجموعه آن بودند. در آنجا ناگهان انقلاب اسلامي مستقل از بلوك شرق و غرب ظهور كرد و گسترش يافت و تاكنون توانسته اين نظم را به حساب نياورد و نشان دهد اين نظم در برقراري روابط جهاني ميان ملت ها و دولت ها ناتوان است و نمونه آن همين رفتارهاي يك طرفه اي است كه آمريكايي ها انجام مي دهند. فكر مي كنم اين مسئله توانسته اين پاراديم را حاكم كند كه نظم موجود جهاني، نظم قابل دوام و عادلانه اي نيست. تصورم اين است كه انقلاب درحال حركت در اين مسير است. يكي از نشانه هاي آن هم اين است كه جبهه مقاومت را در دنيا بوجود آورده كه اين جبهه مقاومت يكي پس از ديگري به پيروزي رسيده و در مقابل آمريكا كه داعيه فرماندهي نظم جهاني را داشته و دارد، يكي پس از ديگري درحال شكست خوردن است. منتها فكر مي كنم ما هم براي رسيدن به آن نقطه هنوز فاصله داريم ولي در اين مسير درحال حركت هستيم. 

* انقلاب اسلامي نه تنها به دنبال ايجاد نظم جديد جهاني بلكه الگوي حكومت مردم سالار هم بوده و همان طور كه مي دانيد امام خميني (ره) به نهادهاي مردم سالاري توجه ويژه اي داشتند و در واقع ايشان  الگوي حكومت مردم سالار اما مبتني بر دين را به عنوان الگويي پيشرفته تر و كارآمدتر از الگوهاي حكومتي غالب و عموما سكولار، به ويژه الگوي ليبرال دموكراسي، مطرح كردند و خيلي ها گفتند كه مردم سالاري با اعتقادات ديني سازگاري ندارد. درست است؟

اولا اينكه دموكراسي مطلق اساسا وجود ندارد و در هر دموكراسي خط و مرزها و بايد و نبايدي وجود دارد. بعدهم چه كسي گفته است كه اسلام نمي تواند با دموكراسي سازگار باشد؟ بنده اين را درجاي ديگري هم مطرح كردم كه تفاوت آشكار مردم سالاري ديني با ليبراليسم در اين است كه مولفه هايي نظير هستي شناسي، ارزش شناسي، جهان بيني و معرفت شناسي در مردم سالاري ديني از اسلام اخذ مي شود و امام خميني (ره) هم مطالعات گسترده اي داشتند و كساني كه معتقدند مردم سالاري با اعتقادات ديني همخواني ندارد، حرف امام را به درستي درك و دريافت نكرده اند. 

*استقلال و آزادي يكي از اصلي ترين شعارهاي انقلاب اسلامي بود ما در اين 40 سال چقدر توانسته ايم در عرصه هاي مختلف استقلال خودمان را حفظ كنيم به ويژه در حوزه سياست خارجي؟ 

در اين زمينه ها موفق بوده ايم واستقلال سياسي را كسب كرده ايم و امروز سرنوشت كشور توسط مردم و در داخل تعيين مي شود. استقلال سياست خارجي ما نيز كاملا مشهود است زيرا مهمترين كشور مستقل جهان هستيم و حتي در اين زمينه الهام بخش بوده ايم. در حوزه فرهنگي هم انقلاب ما فرهنگي بود منتها تصورم اين است كه ما هنوز به استقلال اقتصادي نرسيده ايم و اين امروز به يكي از بزرگترين نقطه ضعف هاي ما تبديل شده كه دشمنان انقلاب دارند از همين نقطه به ما فشار مي آورند. دليل اين امرهم رانتي بودن اقتصاد و وابستگي به نفت است. بعد از گذشت 40 سال هنوز اتكاي بودجه دولت به نفت است و حقوق هاي كاركنان از اين طريق تعيين و تامين شده و دشمنان ما از طريق همين نقطه ضعف دارند به مردم، دولت و انقلاب ما فشار مي آورند. تصورم اين است كه ما در آستانه جهش هستيم و اگر بتوانيم حكومت قانون را پياده كرده، قوانين مان را در داخل اصلاح كنيم، نظام حقوقي كارآمد داشته باشيم، نظام اداري پيشرفته و در خور شان جمهوري اسلامي بوجود بياوريم و در عين حال دولت الكترونيك يك پارچه كه بتواند شفافيت و كارآمدي و عاري از فساد را عرضه كند، آنگاه در عرصه اقتصاد هم شاهد تحول و استقلال خواهيم بود. 

*مطابق ديدگاه شما مهمترين دستاورد انقلاب اسلامي چيست؟

اين انقلاب گفتمان جديدي بود كه امروزه در دسترس عموم مردم جهان است. اعتبار و پاسخگويي خودش را حفظ كرده و توانسته يك رژيم فاسد را سرنگون كند و به جاي آن نظامي مبتني بر جمهوريت و اسلاميت بنا كند و درعين حال الهام بخش باشد و اين شعار را به درستي مطرح كرده كه «ما مي توانيم» زيرا نسل جوان ما كارهايي را انجام مي دهند كه در زمينه دستاوردهاي علمي و فناوري محيرالعقول است و اين «ما مي توانيم»، قدرت نرم مردم را به خوبي اثبات كرده و مهمترين دستاورد است كه امروز منشاء اعتماد به نفس ملي شده است. 

* يكي از اهداف راهبردي دشمنان در جنگ نرم عليه انقلاب و جمهوري اسلامي، ايجاد ياس و نااميدي در جامعه و به ويژه در نسل جوان نسبت به آينده از طريق سياه نمايي، بزرگ كردن مشكلات، زير سوال بردن و يا كم ارزش جلوه دادن دستاوردهاي انقلاب و ناكارآمد نشان دادن نظام ديني است، آيا دشمنان ما در اين زمينه دستاوردي داشته اند؟

البته دشمنان ما دغدغه ها و نگراني هايي را در مردم ايجاد كرده اند اما فكر مي كنم در اين زمينه ضعف و نقص خودمان باعث شده كه وسوسه هاي آنان تاثيرگذار باشد. اگر ما وسوسه را نپذيريم، حربه ها و توطئه هاي آنان هم تاثيرگذار نيست. رسانه هاي خود ما، مسئولان، دولتمردان و نماينده هاي مجلس ما و مسئولين قوه قضائيه ما و خلاصه همه كساني كه صاحب تريبون و قلم هستند، اگر در داخل روحيه مردم را تضعيف نكرده و نارسايي ها را بزرگنمايي نكرده و دستاوردهاي انقلاب را پنهان نكنند، دشمن نااميد و سرخورده خواهد شد.

*براي سال آينده چه خطر يا تهديدي از جانب آمريكايي ها ممكن است انقلاب و نظام ما را تهديد كند؟

سال آينده سال مهمي است، از باب اينكه انتخابات را پيش رو داريم، معمولا انقلاب هاي رنگي ساخته و پرداخته آمريكايي هاست كه در حقيقت پاتكي است در مقابل مردم سالاري يعني اگر در جايي متكي به راي مردم؛ دولت و مجلسي شكل بگيرد كه با منافع آنها سازگار نباشد، از طريق كودتاي رنگي آن دولت و مجلس را به زير مي كشند. درست مثل آنچه كه در ونزوئلا و گرجستان شاهد بوده ايم. حتي يكي دو بارهم در كشور ما شانس خود را امتحان كردند اما موفق نبوده اند. لذا اين مسائل معمولا در مقطع انتخابات اتفاق مي افتد. در نتيجه طبيعي است كه دشمنان ما به سال آينده چشم طمع داشته باشند زيرا قرار است انتخابات برگزار شود و ممكن است بخواهند از فضايي كه به طورجدي رقابتي شده و گفتمان ها شفاف تر مي شود، درجهت منافع خود سوء استفاده كنند. پس بايد مراقب باشيم. 

*در اين شرايط تكليف و وظيفه مسئولان ما چيست؟

مسئولان ما نبايد در زمين دشمن بازي كنند و با انجام بازي صفر و يك رقيب خود را نابود و از صحنه خارج كنند، در چهل سالگي انقلاب نبايد شاهد اين مسائل باشيم پس بايد از گفتمان تخريبي پرهيز كنند. درعين حال نبايد مردم را مايوس كرده و يا وعده هايي بدهند كه غيرقابل دسترس است و امكان تحقق آن وجود ندارد. اگر اين مسائل رعايت شود، مي توانيم شاهد رقابت جدي، نقدهاي منصفانه و عالمانه و سازنده باشيم و با مشاركت بالا در انتخابات، وحدت ملي خود را حفظ كنيم.

 
محمدرضا مرندي: انقلاب اسلامي به افراط ديكتاتوري و تفريط وادادگي دچار نشد
*ما در 40 سالگي انقلاب قرار داريم، 40 سالگي زمان پختگي و انتقال تجارب و الگوپذيري ديگر كشورهاست. آيا انقلاب ما به الگويي براي كشورهاي منطقه تبديل شده است؟

قطعا انقلاب اسلامي در عموم عرصه ها يك الگوي موفق براي كشورهاي اسلامي است اما اين الگوي موفق به اين معني نيست كه ناكامي نداشته بلكه به اين معناست كه در اكثر عرصه ها از جهت رشد و توسعه و عدالت و معنويت، الگوي موفقي بوده و مي تواند از نظر جهان اسلام مورد توجه قرار بگيرد و نگراني كشورهاي امپرياليستي و استكبارغربي هم از اين است كه انقلاب ما به ديگر كشورهاي جهان اسلام منعكس شود. 

*همان طور كه مي دانيد از جمله محوري ترين شعارهاي انقلاب ما دست يابي به استقلال و آزادي بوده، آيا ما در گذر اين سالها توانسته ايم استقلال خودمان را در عرصه هاي گوناگون حفظ كنيم؟

من همواره گفته ام كه جمهوري اسلامي مستقل ترين كشور جهان است يعني هيچ كشوري حتي آمريكا به اندازه ايران مستقل نيست. براي اينكه آمريكا تحت نفوذ لابي هاي صهيونيستي است و اسرائيل نقش تعيين كننده اي را براي ايالات متحده دارد و اساسا سياست خارجي آمريكا در اسرائيل طراحي و دنبال مي شود. اما در مورد ايران هيچ كس نمي تواند ادعا كند كه ما به يك كشور خارجي وابسته هستيم و آن كشورخارجي سياست خارجي مان را طراحي مي كند و ما آن را اجرا مي كنيم. اصلا چنين چيزي نيست. پس هيچ كشوري در حد ايران مستقل نيست. همه كشورها وابسته بوده و تحت نفوذ و تاثير كشور ديگري قرار دارند. حتي كشورهايي نظير چين و روسيه هم به اندازه ما مستقل نيستند. چين خيلي از سياست هايش را به خاطر آمريكا مورد بازنگري قرار مي دهد و يا نسبت به برخي سياست هاي خارجي اين كشور تحفظ  دارد. روسيه هم اگرچه در حال حاضر تحت مديريت پوتين توانسته تا حد زيادي استقلال داشته باشد ولي بازهم ميزان استقلال نظام اسلامي با هيچ كشوري در دنيا قابل مقايسه نيست. البته منظورم استقلال سياسي است. 

*چه مولفه يا مولفه هايي باعث پيروزي انقلاب اسلامي شد؟

دو عامل يك اتكاي مردم ما به خدا و دوم وحدت كلمه اي كه داشتند. يعني همين دو عاملي كه امام خميني (ره) ابتداي انقلاب مي گفتند. توحيد كلمه و كلمه توحيد. توحيد به معناي اعتقاد به خداست و نشانگر ايدئولوژي است كه مردم داشتند و توحيد كلمه هم به معناي وحدتي است كه حفظ كرده اند و پشت سر امام راحل و بعد هم پشت سر رهبري مسير انقلاب را ادامه دادند، اين مسئله در 40 سال پيش موجب پيروزي و در ادامه موجب بقاي انقلاب اسلامي شده است. امام بارها به عنوان يك رهبر حكيم اين جمله را مي گفتند كه من از دشمن خارجي خوفي ندارم من خوفم از خود شماست، اينكه خدا را فراموش كنيد و دوم اينكه ارتباط ميان حكومت با مردم از بين برود. چون در حقيقت دو عامل است كه موجب استواري انقلاب شده، يكي اتكاي به خدا و دوم وابستگي به مردم است. اين دو عامل اگر همچنان پابرجا باشد، ما موفق خواهيم بود و هيچ قدرتي هم نمي تواند ما را شكست دهد. ما يكي از كشورهاي بزرگ جهان هستيم، حتي اگر ما يك گروه كوچك مثل حزب الله لبنان هم بوديم بازهم در صورت دارا بودن اين دو ويژگي، هيچ قدرتي نمي توانست ما را شكست بدهد، چنانچه اسرائيل با همه قدرتش نتوانست از پس حزب الله لبنان بربيايد. 

*مهمترين دستاورد و در مقابل مهمترين پاشنه آشيل ما بعد از گذشت 40 سال از پيروزي انقلاب چيست؟

البته مهمترين دستاورد انقلاب اسلامي، دستاورد معنوي است و در بعد مادي هم پيشرفت هاي بسيار عظيمي را در دنيا بدست آورده ايم و خيلي بيشتر از امكاناتي كه داشته ايم، پيشرفت كرده ايم و بيشتر از موانعي كه با آن روبه رو بوده ايم به موفقيت و پيشرفت دست يافته ايم. از جهت مادي و براساس شاخصه هاي غيرايدئولوژيك توسعه يافتگي هم بعد از انقلاب و در واقع 20 سال بعد از انقلاب درآمد سرانه نفتي ما حداقل 11 برابر كاهش پيدا كرد و هزار ميليارد دلار هم خسارت از جنگ تحميلي به ما وارد شد. اين هزار ميليارد دلار يعني درآمد 84 سال كشور ايران بنابراين اگر هركشور ديگري بود، ده ها بار نابود شده بود اما ما مسير پيشرفت را دنبال كرديم و در حال حاضر هفدهمين قدرت اقتصادي جهان هستيم. با آن وضعيتي كه داشتيم اگر صرفا بدون هيچ دستاوردي فقط بقا داشتيم بازهم هنر بود اما مي بينيد كه در حال حاضر نه تنها بقا داشته ايم بلكه داراي دستاورد هم بوده ايم. اينكه هفدهمين قدرت اقتصادي جهان هستيم، مسئله كمي نيست. البته سوء مديريت هايي در حوزه مالي داشته ايم كه اين را در مسئله بحران هاي ارزي شاهد بوديم. ما در حوزه مديريت مالي در دولت تدبير و اميد داراي سوء مديريت بوده ايم اما در دولت هاي ديگر به نسبت زيادي موفق بوده ايم منتها دولت روحاني چنين ويژگي را ندارد و همين مسئله هم موجب شده كارنامه ساير دولت ها را نيز اين دولت خراب كند. 

*باتوجه به صحبت هايي كه مطرح فرموديد، تصور شما درباره چالش ها و خطراتي كه ممكن است انقلاب را در چهل سالگي اش تهديد كند، چيست؟

خوشبختانه تهديد جدي متوجه ما نيست. تهديد خارجي هم نخواهد توانست انقلاب ما را از پاي دربياورد، اگر ما متحد باشيم و پشت سر رهبري حركت كنيم و به تعبير ايشان هوشمند و بصير باشيم هيچ تهديدي براي ما خطرآفرين نيست و حتي بحران هاي داخلي هم نمي تواند مشكل عمده اي ايجاد كند. ما بالاخره فتنه 88 را پشت سر گذاشتيم، اين فتنه واقعا فتنه بود و بعد از گذشت 9 سال، دست بسياري از فتنه گران براي مردم رو شده است. از اين جهت تصور نمي كنم در 40 سالگي انقلاب فتنه ديگري حداقل به بزرگي فتنه 88 بتواند جامعه ما را تهديد كند. تنها نگراني كه وجود دارد همان دو مولفه اي است كه امام راحل فرمودند، يكي اينكه از مسير خدا و دين و ارزش هاي معنوي دور شويم كه منظور از ما هم حكومت و هم مردم است و دوم به جاي اينكه نگاهمان به قواي دروني خودمان باشد، نگاهمان به بيرون باشد. نبايد به بيروني ها چشم اميد داشته باشيم. ما در سال هاي اخير دل خودمان را بي خودي به خارجي ها و برجام خوش كرديم، از اين مسئله نه تنها چيزي دستمان را نگرفت بلكه ضربات سنگيني را از ناحيه دشمنان متحمل شديم. 

*يكي از اهداف راهبردي دشمنان در جنگ نرم عليه انقلاب و جمهوري اسلامي، ايجاد ياس و نااميدي در جامعه و به ويژه در نسل جوان نسبت به آينده از طريق سياه نمايي، بزرگ كردن مشكلات، زير سوال بردن و يا كم ارزش جلوه دادن دستاوردهاي انقلاب و ناكارآمد نشان دادن نظام ديني است، آيا دشمنان ما در اين زمينه دستاوردي داشته اند؟

مي توانيم بگوييم كه به طور نسبي موفق بوده اند. به ويژه در اين دولت كه عملكردش تا حدودي قابل دفاع نبوده است. اما اتفاقات چندماه اخير يكي در حوزه رسانه اي كه بالاخره به دستاوردهاي انقلاب در اين 40 سال اخير پرداخته شد، باعث شد مردم متوجه شوند كه چه اقدامات عظيمي پس از پيروزي انقلاب صورت گرفته است و به هرحال اين ها اميدواري ايجاد مي كند. از سوي ديگر مقداري هم فشارهاي افكارعمومي و اقدامات قوه قضائيه در برخورد با خلاف كاران، باعث شد دولت هم تا حدودي رويكرد خودش را اصلاح كند و ثبات نسبي در بازار اقتصادي برقرار شود. اين موجب اميدواري است. بنده مطمئن هستم كه در آينده بسيار نزديك شاهد شكوفايي بسيار چشمگير اقتصادي كشور خواهيم بود و اين حرف شعاري نيست. 

*چرا كشور ما همواره در تيررس تهديد و تحريم قرار داشته، آيا هركشور ديگري هم كه بخواهد در مسير استقلال حركت كند، بايد خسارت هايي را از جانب دشمنان خارجي متحمل شود؟

بله هركشوري كه مسير استقلال را انتخاب كند با همين مسائل روبه رو مي شود. نمونه ها بسيار است. در همين كشور خودمان در زمان ملي شدن نفت، داشتيم مسير استقلال را طي مي كرديم كه اين امر موجب كودتاي 28 مرداد 1332 شد. يا در شيلي، فردي به نام آلنده در سال 1972به قدرت رسيد و آمريكايي ها با كودتا ورق را برگردانند و حكومت شيلي را سرنگون كردند. ماجرا از اين قرار بود كه دولت كندي تيمي متشكل از 100 مامور سيا و وزارت خارجه را به شيلي فرستاد تا در انتخابات سال 1964 نتيجه را عوض كند. كمپين «ترس سرخ» با تصاوير تيرباران افراد و تانك هاي شوروي براي ترساندن زنان، توليد برنامه هاي راديويي توسط سيا، پخش اخبار ساختگي، و موارد مشابه همه در همين راستا بود، و در نهايت «ادواردو فري» با راي اكثريت زنان انتخابات 1964 را از آلنده برد. اما علي رغم همه كمپين هاي آمريكا، آلنده در سال 1970 علي رغم تحريم هاي اقتصادي و كمپين بي ثبات سازي آمريكا دوباره در انتخابات پيروز شد. دفتر زندگي آلنده در نهايت به دست ارتش ژنرال «پينوشه» با حمايت سيا و ارتش آمريكا بسته شد. در 11 سپتامبر 1973 سازمان اطلاعات و جاسوسي آمريكا كودتايي عليه «سالوادور آلنده»، رئيس جمهور وقت شيلي به اجرا مي گذارد كه در نتيجه آن نه تنها آلنده كشته مي شود كه اين كودتا اعدام 30 هزار نفر و بازداشت و زنداني شدن 100 هزار نفر را در شيلي به دنبال دارد. به هر روي جنس انقلاب اسلامي به گونه اي بوده كه فشار بر ما مضاعف بوده است زيرا موقعيت خاص و سوق الجيشي داريم و كشور بزرگي هستيم. فكر مي كنم يازدهمين كشور پهناور جهانيم و داراي جمعيت گسترده اي هستيم و در عين حال پيروي ما از اسلام و تشييع باعث تشديد فشارها شده است. ضمن اينكه نبايد فراموش كنيم انقلاب ما منحصر به فرد است براي اينكه از مسير اصلي خودش منحرف نشده. به عنوان مثال انقلاب فرانسه به ديكتاتوري ناپلئون منجر شد و حكومت سلطنتي بعد از مدتي برگشت. انقلاب روسيه كه همان ابتدا به دست استالين افتاد و چندين ميليون انسان را با ديكتاتوري خودش از بين برد و آرمان هاي انقلاب روسيه فراموش شد. اما انقلاب اسلامي از همان روزهاي اول وارد مرحله دموكراسي شد و انتخابات را برگزار و فرآيند قانوني شدن را طي كرده و همچنان همان مسير را دنبال مي كند و به افراط و تفريط هم دچار نشده است، يعني نه افراط ديكتاتوري و نه تفريط وادادگي.

 
محمد ناظمي اردكاني: در 40 سالگي انقلاب / غرب گرايان از قطار انقلاب پياده شدند
* به اعتقاد شما چه مسئله اي باعث پيروزي انقلاب اسلامي شد؟

ببينيد رژيم شاه شعار اين را مي داد كه از فرق سر تا نوك پا بايد غربي شد و تنها دستاوردشان در اين زمينه ابتذال فرهنگي بود نه دنباله روي علمي ازغرب و كشورهايي كه در آن روز پيشرفته تلقي مي شدند لذا مظاهر غربي را در لباس و تقليد كراوات آنها مي ديدند و عمدتا روشنفكران ما ايده هاي غربي را به نوعي نشخوار مي كردند، از لحاظ اجتماعي؛ بي اعتمادي مطلق به حاكميت وجود داشت. از لحاظ اقتصادي، اقتصاد ايران دچار وابستگي محض بود و مي توان گفت ايران نماد اقتصاد تك محصولي بود به طوري كه با جمعيت زير 30 ميليون نفر روزانه 6 تا 8 ميليون بشكه نفت مي فروخت، حال آنكه امروز فروش نفت ما به زير يك ميليون بشكه رسيده است. آن روزها همه چيز وارد مي شد از مواد غذايي تا محصولات صنعتي و كشاورزي و مردم از اين شرايط به تنگ آمده بودند. بنابراين رمز پيروزي انقلاب اسلامي ايدئولوژي اسلام بود كه اين خاستگاه باعث مي شد مردم ظرف آگاهي، آزادي و عزت را در اين مكتب ببينند و دوم رهبري امام بود كه ايشان فردي خودساخته، تربيت شده در اين مكتب يا به عبارتي ايشان تبلور اسلام ناب بودند و فردي مقاوم و شجاع و مدير و مدبر بود. رهبري امام مورد اجماع همه ملت بزرگ ايران از سلايق مختلف سياسي، مذهبي و اجتماعي و فرهنگي بود و همه اجماع كامل داشتند و سوم وحدت و انسجام مردم بود. مردم يكپارچه عليه رژيم شاه هم راي و يك صدا شده بودند. 

*دستاوردهاي انقلاب را شامل چه مواردي مي دانيد؟

شايد مهمترين دستاورد ما بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، سرمايه انساني بوده است. دارايي يك كشور شامل دارايي هاي مشهود است يعني دارايي هايي كه مي توان لمس كرد و ديد. در اين زمينه ايران به لحاظ ذخاير نفت و گاز رتبه چهار و دوم را به خود اختصاص داده. از نظر ذخاير معدني در كمربند سبز ظرفيت هاي معدني استقرار يافته. از نظر مساحت سرزميني رتبه هجدهم را در دنيا دارا هستيم. ما از نظر مساحت آبي رتبه هفتم را داريم و از نظر تنوع زيستي رتبه سيزدهم را در دنيا به خود اختصاص داده ايم. اما از اين دارايي هاي مشهود با اتكا بر دارايي هاي نامشهود يعني سرمايه انساني و اجتماعي مي توان بهره مند شد و كشور را به تعالي رساند بنابراين دارايي هاي نامشهود بالاترين دستاوردي بوده كه بعد از پيروزي انقلاب حاصل شده است. اگر بخواهيم به مختصاتي از اين سرمايه انساني اشاره كنيم، بايد بگوييم طبق پايش دفتر سازمان ملل متحد، ايران در حال ورود به جرگه كشورهاي داراي توسعه انساني است كه امتياز اين كشورها بالاي 8 دهم است. يعني از 8 دهم تا يك را توسعه انساني بسيار بالا رتبه بندي مي كنند درحال حاضر رتبه ايران در بين 180 كشور جهان، 60 است. اما اين سرمايه انساني در قاب جمعيت 85 ميليون نفر معادل يك درصد جمعيت جهان ديده مي شود. سرمايه انساني برآيند دانش، تخصص و مهارت و بهداشت و درآمد سرانه است، اين تعريفي است كه مجامع بين المللي عنوان مي كنند. در قبل از پيروزي انقلاب اسلامي يعني سال 1355 نرخ باسوادان كشور 47 و نيم درصد بود يعني از جمعيت 20 ميليوني نزديك به 15 ميليون نفر بي سواد بودند اما در سال 95 نرخ باسوادي در كشور به 87.6 درصد رسيده است. زنان باسواد 93 درصد هستند اما قبل از انقلاب زنان باسواد نرخ 36 درصد را تشكيل مي دادند و در حال حاضر نرخ سواد زنان از مردان هم پيشي گرفته است. اختلاف درصد باسوادي بين شهر و روستا قبل از انقلاب 40 درصد بود يعني اگر سوادي هم وجود داشت، اين سواد در شهرها بود. اما امروز اين فاصله به 7 درصد رسيده است يعني روستائيان ما هم از سواد بسيار بالايي برخوردار شده اند. از لحاظ نرخ رشد باسوادي در حال حاضر ايران رتبه اول را در جهان دارد. يعني از همه كشورهاي دنيا در ارتباط با شتاب سواد بالاترين است. همچنين در زمينه آموزش عالي در سال 55 فقط 223 واحد دانشگاهي وجود داشت و امروز بالغ بر 2 هزار و 540 واحد دانشگاهي در كشور وجود دارد. تعداد دانشجويان سال 55 حدود 310 هزار نفر بود اما امروز اين رقم در سال 90 بالغ بر 5 ميليون424 هزار نفر است كه رشد چند ده برابري داشته است. درحال حاضر 23 دانشگاه ايراني در بين 938 دانشگاه برتر جهان قرار گرفتند يعني به تدريج دانشگاه هاي ايران از لحاظ كيفيت علمي در حال ورود به جرگه دانشگاه هاي برتر جهان است. از لحاظ توليد علم ايران در زمره 15 كشور برتر دنيا قرار دارد. تمدن ايران در گذشته داعيه علم را در جهان داشته و به اصطلاح خاستگاه علم و توليد علم بوده و اكنون درحال پيمودن همين مسير است. ايران در زمينه سلول هاي بنيادي كه پيچيده ترين دانش علمي جهان است، رتبه دوم را داراست. در زمينه دانش هسته اي جزء 9 كشور جهان قرار دارد. ما در حوزه سرمايه انساني كه برآيند آن اميد به زندگي است. پيشرفت هاي قابل توجهي داشته ايم. اميد به زندگي در سال 1357 حدود 55 سال بود و اين رقم در حال حاضر به 76 سال رسيده است. در عرصه سياسي موضوع انتخابات و حضور در پاي صندوق هاي راي براي مشاركت مردم در قبل از انقلاب وجود نداشت. اگر هم مجلسي بود، مجلس فرمايشي بود اما بعد از پيروزي انقلاب مردم در انتخابات حضور پيدا كرده و در ارتباط با اداره شهرها و روستاها خودشان تصميم مي گيرند و شوراي شهر و روستا انتخاب مي كنند. در زمينه اداره كشور مردم پاي صندوق راي مي روند و نمايندگان را براي مجلس انتخاب مي كنند و يا با راي مستقيم خود رئيس جمهور و با راي غيرمستقيم رهبر را انتخاب مي كنند. بنابراين در اداره كشور مردم به صورت مستقيم حضور داشته و تصميم گيري مي كنند. بعدهم پرالتهاب ترين رقابت هاي سياسي را در كشور داريم كه شايد در هيچ كجاي دنيا اين رقابت ها را شاهد نباشيم حتي در كشورهايي كه امروز داعيه دموكراسي دارند، چنين رقابت هاي سياسي وجود ندارد. اين دستاورد بسيار ارزشمندي است. مردم به همين جهت همواره در صحنه قرار مي گيرند و اگر توطئه و جنگي تحميل شود و دستاوردهاي انقلاب زيرسوال برده شود، به صحنه مي آيند و دفاع مي كنند اما اينكه بعضي از جريان هاي سياسي در قبل از انقلاب چه ميزان نقش داشتند را نمي شود تخمين زد. به هرحال براي مقابله با رژيم شاه و سقوط آن، جريان هاي سياسي چپ و راست نقش داشتند اما روش هاي مبارزاتي آنها باعث شد مردم از نحوه و شكل مبارزه آنها رويگردان باشند. در واقع روش هايشان عمدتا مبارزه مسلحانه بود اما امام خميني (ره) عمده تكيه اش بر مردم و آگاهي مردم بود. ايشان مي گفتند مردم نسبت به ظلمي كه بر آنها روا داشته شده و عقب ماندگي هايي كه نسبت به آنها تحميل مي شود، آگاه باشند. برهمين اساس امام وارد ميدان مبارزه شده و پيروز هم مي شوند چون موضع شان برحق بود. در روزهاي آخر مبارزه هم امام مردم را براي حضور در صحنه مبارزه تشويق مي كردند و خودشان هم مي گفتند كه اي كاش من هم در ميان مردم بودم، يا كشته مي شدم و يا به شهادت مي رسيدم. 

آيا سال آينده چالش يا خطري جدي انقلاب يا نظام را تهديد مي كند؟

مقام معظم رهبري هم به اين مسئله اشاره داشتند، بنابراين احتمال اينكه فتنه اي در پيش باشد، وجود دارد و بايد مردم هوشيار باشند و بتوانند آن فتنه را در نطفه خفه كنند. در اين ارتباط آنچه به ذهن مي رسد، راهبردهايي است كه از سوي آمريكا و اسرائيل و دنباله هاي آنها در ايران انجام مي شود. عمدتا راهبردهاي آمريكا را بايد شناخت و به موقع و بدون اتلاف فرصت مقابله كرد. راهبرد دولت فعلي ايالات متحده اين است كه مردم ايران را از طريق فضاهاي ساختگي و تبليغات پرهزينه و گسترده نسبت به وضع موجود ناراضي كند. يا به تعبير ديگر آنها را نسبت به انقلاب و دستاوردهايش نااميد كرده تا با ايجاد نارضايتي به خيابان بيايند و اعتراض كنند. آمريكا به خيال خودش مي خواهد از اين طريق فروپاشي جمهوري اسلامي را رقم بزند. خروج آنها از برجام، يكي از راهبردهاي كوتاه مدت آنهاست. تا پيش از اين دولتمردان آمريكا قائل بر اين بودند كه در بلندمدت با هزينه كمتر مي توان جمهوري اسلامي را به سمت فروپاشي برد و تحليل شان اين بود كه از شرايط داخل ايران در جهت سرنگوني استفاده كنند. برهمين اساس ايران را پاي ميز مذاكره بردند تا در بلندمدت راهبرد خود را پياده سازي كنند اما دولت فعلي اين راهبرد را اشتباه مي دانست و مي گفت اين شرايط كاملا مهياست براي فروپاشي نظام و همين بود كه از برجام خارج شد و اعمال تحريم هاي نفتي را دنبال كرد تا بتواند از طريق تحريم نفتي و دامن زدن به معضلات اقتصادي؛ نارضايتي ها را در داخل تشديد و عوامل خودش را در داخل بسيج كند. متاسفانه برخي از اين عوامل ممكن است در جايگاه هاي تصميم گيري هم نفوذ كرده باشند و از طريق آنها سعي مي كنند تصميماتي كه به صورت مخفي و زيرپوستي گرفته مي شود را اعمال كنند. لذا با اين راهبرد و روش ها جمهوري اسلامي را كه سد بزرگي براي پيشبرد سياست هايشان در منطقه و جهان است، به سمت فروپاشي ببرند. 

*در 40 سالگي انقلاب برخي از قطار انقلاب پياده شدند فكر مي كنيد چرا؟

ما از بدو پيروزي انقلاب اسلامي همواره شاهد ريزش و رويش بوده ايم. يك سري افراد و يا جريان هايي كه شعار انقلاب و ارزش هاي انقلابي داشتند و در واقع داعيه انقلابي گري داشتند، در رويارويي با جاذبه هايي كه صورت مي گرفت و يا انحراف هايي كه ايجاد مي شد، ممكن بود منافع شخصي و يا منافع سياسي و اجتماعي داشته باشند و يا به ظواهر زندگي روي بياورند، اين ها نيت ها و شعارهايشان به تدريج سايش پيدا كرد و ضعيف شد و با لغزش هايي كه در آن اتفاق افتاد، از گردونه انقلاب خارج شدند اما بسياري هم در دوره انقلاب رويش پيدا كردند كه عمدتا آنها را مي توان در بين نسل جوان پيدا كرد. اين ها كساني بودند كه متكي بر همين اصول انقلاب امروز در عرصه صنايع موشكي، علوم فناوري و رفتن به فضا و سلول هاي بنيادين و دانش هسته اي و توليد علم با خودباوري كشور را به رشد و تعالي رساندند. طبعا نسل جوان افرادي كه لغزيدند و حتي مخالف انقلاب شدند را كنار زدند چون اين ها هيچ گونه اثر وضعي در ارتباط با پيشرفت انقلاب نداشتند و امروز آنهايي كه غرب گرا تلقي شده و دل باخته به ظواهر غرب اند و با تصميماتي كه آن ور آب گرفته مي شود، همراه اند و اساسا به وادادگي دچارند، در همين مسير ريزش حركت مي كنند و قطعا اين ها نيز از قطار انقلاب در آينده پياده خواهند شد و يا نيروهاي انقلاب آنها را از قطار انقلاب پياده مي كنند و هيچ گونه اثر وضعي هم ندارند. اين انقلاب بالنده و پوياست و درسرتاسر جهان و بين ملت ها زنده است. 

رسالت 40 سالگي انقلاب اسلامي را بررسي مي كند؛ انقلاب اسلامي به دنبال ايجاد نظم جديد جهاني است


 روزنامه رسالت، شماره 9430 به تاريخ 18/11/97، صفحه 2 (سياسي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 14 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه رهبري و مديريت آموزشي
متن مطالب شماره 3 (پياپي 1203)، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است